برای یک ایران آزاد

دموکرات های کوتوله نوشته هاشم خواستار نماینده‌ی معلمان آزاده‌ی ایران، مشهد، سی تیر۱۳۹۸

0

دموکرات های کوتوله نوشته هاشم خواستار نماینده‌ی معلمان آزاده‌ی ایران، مشهد، سی تیر۱۳۹۸
هفته ی گذشته در گروه تلگرامی فرزانگان نوشته ی کوتاهی گذاشتم که یکی از اعضا نظرم را در باره ی سازمان مجاهدین خلق خواست.

به او جواب دادم که جبهه ی ملی،نهضت ازادی،حزب ملت ایران،جاما،حزب‌ دموکرات کردستان،کومله، سازمان چریک های فدایی خلق، سازمان مجاهدین خلق و…گل های رنگارنگی هستند که در حکومت آزاد آینده هر یک از انهاتوسط ملت  آبیاری شود رشد و نمو  و در صورت عدم آبیاری خشکیده خواهد شد.

چنان با فحاشی فردی بنام شیوا روبرو شدم که چنین فرد فحاشی را در عمرم ندیده بودم. او فحاشی میکرد و میگفت که چرا نام سازمان مجاهدین خلق را آورده ای ؟میگفت تو هاشم خواستار نیستی در حالیکه مطمئن بودم ،میداند که خودم هستم .بعدا هم که به او شیرفهم کردم که خودم هستم فقط فحش میداد. اعضای گروه  هم بیشتر از او حمایت  می کردند. او من و بعدا همسرم که اصلا هیچگونه اظهار نظری نکرده بود را ریمو کرد، در حالیکه خودشان ما را  بدون اطلاع عضو کرده بودند.

باتجزیه و تحلیل و تحقیقی که کردم متوجه شدم گروه فرزانگان توسط ارتش سایبری، برای شکار آزادیخواهان بوجود آمده است. پس گروه فرزانگان را در گروه حمایت از معلمین در بند معرفی و از همکاران خواستم که هوشیار باشند که این گروه توسط ارتش سایبری بوجود آمده است. شیوا مجددا در خصوصی و این گروه با فحاشی، مغلطه میکرد که باعکس العمل تند همکاران رو برو شد. اما او باید ماموریتش را انجام می داد و فقط فحاشی میکرد. به او میگفتم  آرام باش مگر تو را از فحش درست کرده اند، یک جمله بدون فحش بگو تا جوابت را منطقی بدهم ، به کتش نمی رفت و فقط فحش میداد .

این داستان تلخ برای معرفی دموکرات های کوتوله است. دو گروه مبارز در مبارزه بر علیه حکومت استبدادی و دیکتاتوری نه تنها با هم نمی جنگند که حتی انتقاد از همدیگر را نیز در خفا و بدور از چشم دشمن مشترک انجام میدهند. مبارزین درون یک کشور،  دشمن اصلی را از فرعی جدا میکنند تا با هم جنگ و دعوا نداشته باشند، چرا که جنگ و دعوا با یکدیگر به سود دیکتاتور تمام میشود. در اشغال کشور چین توسط ژاپن دو گروه ملی گرا  و  کمونیسم به رهبری چاینکاچک و مایو ، ابتدا باهم متحد شدند تا ژاپن را شکست دادند ، چون ژاپن دشمن اصلی ملت چین بود و سپس این دو گروه با هم جنگیدند که به پیروزی مایو منتهی شد. در جنگ جهانی دوم دو اردوگاه متضاد، یکی اردوگاه سوسیالیسم به رهبری شوروی  و دیگری اردوگاه سرمایه داری به رهبری آمریکا با هم بر علیه اردوگاه فاشیسم به رهبری آلمان هیتلری متحد شدند که منجر به شکست اردوگاه فاشیسم شد و سپس باهم وارد جنگی شدند که به جنگ سرد معروف و تا فروپاشی  شوروی تا سال ۱۹۹۲ ،یعنی نزدیک ۵۰ سال ادامه داشت.

در این ۴۰ سال جمهوری اسلامی تمام احزاب و سازمان ها را با یک انگی از میدان خارج و نابود کرد تا نتوانند نفس کشند. جبهه ی ملی را مرتد و نهضت آزادی و حزب ملت ایران و جاما و…را لیبرال  خواندند(در ابتدای انقلاب، لیبرال از هرفحشی بدتر بود.) سازمان چریکهای فدایی خلق و… را کافر و سازمان مجاهدین خلق را منافق که بگفته ی آقای خمینی، منافقین از کفار هم بدترند.اما سازمان مجاهدین خلق با منافق خواندن از میدان بیرون نرفته و روز بروز هم قوی تر می شد.  اقای دکتر مهدی خزعلی که  از اردوگاه اصولگراها بیرون امده،افشا کرد که در همان ابتدای انقلاب در حزب جمهوری اسلامی نقشه کشیدند که با عملیات ایذایی و اذیت و آزار و کشتار اعضا ، سازمان مجاهدین خلق را وادار به مبارزه ی مسلحانه کرده تا بتوانند آنها را سرکوب کنند.

با بیان دو خاطره مسئله را روشن تر میکنم.در روز نوزده ی آبان ۹۷ که نیروهای امنیتی با فشار ملت قهرمان ایران مجبور شدند  مرا از بیمارستان روانی سینا آزاد کنند، دو نفر از نیروهای امنیتی به سراغم آمدند و از من خواستند که چون سازمان مجاهدین خلق از تو حمایت کرده اند ، باید بر علیه آنها بیانیه بدهی و خط قرمز ما رهبری هم نیست بلکه سازمان مجاهدین خلق است. به آنها گفتم یعنی حکم اعدام خود را امضا کنم؟ انها را به مقاله ای که در حمایت از معلم زندانی آقای عبدالرضا قنبری نوشته بودم و روز دستگیری یعنی اول آبان منتشر کرده بودم حواله دادم. باز پارسال در اردیبهشت ۹۷ که ماموران اطلاعات به باغم آمدند از من پرسیدند که چرا با شاهزاده رضا پهلوی همکاری نمی کنی؟ میخواهی الان شماره موبایل شاهزاده را بگیریم که با او صحبت کنی؟ که گفتم نه و …

ملت قهرمان ایران: بین رژیم و سازمان مجاهدین خلق، دریایی از خون قرار دارد و همه میدانند که بزرگترین دشمن رژیم سازمان مجاهدین خلق است، چرا که از سازماندهی آهنین برخوردار و بگفته و اقرار خود حاکمان ،انها در تمام شورش ها دست دارند، بالعکس نیروهای سلطنت طلب بسیار پراکنده و« سازمانده ای»نشده هستند.

بنابراین حکومت تلاش میکند که مبارزین را به اردوگاه سلطنت طلب ها سوق داده و همینطور افراد نفوذی بسیاری نیز بداخل آنها فرستاده تا ضمن حمایت از شاهزاده و فحاشی به رژیم، به سازمان مجاهدین خلق نیز فحش بدهند.یعنی بجای تضاد با جمهوری اسلامی، تضاد اصلی را با سازمان مجاهدین خلق بوجود بیاورند. حتی برای اینکه این افراد اعتبار کسب کنند چه بسا که چند صباحی هم به زندان رفته تا بعد از آزادی  با نام و نشانی که پیدا میکند و از حاشیه ی امن برخوردار می شوند،  بتوانند با وجهه ی بهتری ماموریتشان را انجام دهند و چه بسا ناخودآگاه  افراد دیگر نیز  در خط نیروهای امنیتی قرار  گرفته و بجای اینکه تضاد اصلی  با رژیم برقرار کنند با سازمان مجاهدین خلق بوجود آورند . ( همان گونه که دولت سوریه ، ارتش آزاد سوریه را بمباران کرده تا  انهاعقب نشینی کرده و  داعش جایگزین آنها شود. چرا که داعش دشمن ارتش آزاد سوریه یعنی دشمن حکومت بشار اسد است.) اینها همان دموکرات های کوتوله هستند. اصلاح طلبانی همچون سیدمحمد خاتمی و تاجزاده و بهزاد نبوی  و…با مواضعی که برای حفظ و بقای نظام  موجود گرفته  و از این نظام عبور نکرده اند  نیز از دموکرات های کوتوله هستند.

غرض از نوشتن این مقاله، حمایت و یا مخالفت با تشکیلات خاصی نیست بلکه بیان حقایق است تا هر کس بداند که در کدام اردوگاه مبارزه کرده و آیا دموکرات واقعی ست یا دموکرات کوتوله ، از طرفی فرد مبارز بتواند در دوران گذر به دموکراسی و دوران پس از گذر، مفید واقع شود. همه ی ما میدانیم که بعد از انقلاب ۵۷ ،اقوام ایرانی همچون هموطنان کرد و عرب و ترکمن و بلوچ و.. برای بدست آوردن حقوق حقه ی خود جنبش هایی داشتند که با سرکوب شدید جمهوری اسلامی روبرو شدند. ان خواسته ها نه تنها از بین نرفته که همه گیر شده و بعد از جمهوری اسلامی در حکومت آزاد و دموکراتیک اینده حتما این اقوام باید به حقوق حقه ی خود در چهارچوب جغرافیای ایران برسند.  در  این راه ممکن است بعد از فروپاشی جمهوری اسلامی تنشهایی بوجود بیاید که تنها دموکرات های واقعی ، خواهند توانست به حل مسئله کمک کنند و دموکرات های کوتوله هیچ جایگاهی نخواهند داشت. دموکرات های کوتوله همیشه از اپوزیسیون حرف میزنند تاشاید بتوانند اپوزیسیون قلابی درست کرده که یک سر نخ آن در دست نیروهای امنیتی باشد.

به دموکرات های کوتوله با هر اسم و رسمی که دارند توصیه میکنم، محکم به همین جمهوری اسلامی بچسبند و آنرا حفظ و نگهداری کنند و امثال بنده هم در هر شرایطی احتیاج به حمایت آنها نداریم.

ملت قهرمان ایران:  قوه ی قضائیه ی ایران در حکومت آزاد و دموکراتیک آینده چنان مستقل خواهد بود که همچون ظروف مرتبطه احکام دادگاه های ما را تمام حکومت های آزاد و دموکراتیک از جمله اروپا و آمریکا قبول خواهند داشت و احکام دادگاه های آنها را ما قبول خواهیم داشت . بنابر این نقض هر گونه حقوق بشر، توسط حکومت آینده که دور از ذهن میدانم اما برای پیش بینی و پیشگیری میتواند نه تنها در دادگاه های ایران که در دادگاه های سایر کشورهای آزاد مطرح تا هموطنانمان به حقوقشان برسند.

تنها مجلس شورای ملی آینده مجاز خواهد بود که روشن کند که چه احزاب و سازمان ها و گروه هایی اجازه ی فعالیت دارند یا ندارند.
هاشم خواستار نماینده ی معلمان آزاده ی ایران – مشهد – سی تیر۱۳۹۸

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.