برای یک ایران آزاد

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲؛ شاه، کاشانی و خائنین علیه دکتر محمد مصدق

0

دکتر محمد مصدق در مقابل خود شاه، کاشانی، خائنین و حزب توده را داشت. شاه، کاشانی و خائنین با کودتای ۲۸ مرداد، دولت ملی مصدق را سرنگون کردند و حزب توده نیز در برابر کودتا خود را به کناری کشید. با این همه مسیر مصدق تداوم یافت و این روزها می‌توان فرزندان او را در کانون‌های شورشی و شوراهای مقاومت دید.

۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود که مثلث ارتجاع، استعمار و خائنین، دولت ملی دکتر محمد مصدق را به زیر کشید. کودتا علیه تنها دولت ملی ایران در پس از انقلاب مشروطه و آخرین امید برای استقرار ارزش‌های انقلاب مشروطه صورت گرفت.
در انقلاب مشروطه ایران، قدرت قاهر و مطلق‌العنان شاه در چهارچوب اراده ملت که در پارلمان متجلی می‌شد، محدود شد. استبداد اما آرام نمی‌گرفت و به پشتوانه‌ی استعمار در هر زمان که می‌توانست به جبهه آزادی یورش می‌برد.
پس از انقلاب مشروطه، ستارخان از صفوف انقلاب تصفیه شد تا بار دیگر تمشیت امور در ید استبدادی‌ها باقی بماند. قیام جنگل توسط میرزا کوچک خان نیز توسط مهره‌ی استعمار، رضا‌خان میرپنج به خون کشیده شد. قیام‌های خیابانی و پسیان نیز سرنوشت‌های مشابهی یافتند. با این همه کاروان آزادی در ایران در حرکت بود.
با سقوط دیکتاتوری رضا خان در شهریور بیست فرصتی برای آزادی احزاب و قدرت گیری دوباره پارلمان فراهم شد. میوه‌ی این دوران برآمدن دکتر محمد مصدق در جایگاه نخست وزیری در بهار سال ۱۳۳۰ بود. او با شعار محوری دوران یعنی ملی کردن صنعت نفت، استعمار خارجی را به چالش کشید زیرا برای پس زدن استبداد داخلی چاره‌ای جز رودررو شدن با پشتیبانان بین‌المللی آن نداشت.
در داخل کشور اما او تنها عوامل استعمار را که در درباره پهلوی خانه کرده بودند در برابر خود نداشت. توده‌ای‌ها که دل در گرو دیگر قدرت قاهر جهانی داشتند نیز در کوبیدن مصدق از کاری فروگذار نبودند. ارتجاع مذهبی که در افرادی مانند کاشانی و بهبهانی متجلی می‌شد نیز بقا و دوام خود را در پیوند با شاه «شیعه» می‌پنداشت. خائنین صفوف مبارزه نیز کسانی بودند که بر اثر سختی راه یا وعده‌های چرب و شیرین دشمن به تدریج صف خود را از مصدق جدا کردند.
روز ۲۸ مرداد رسید؛ اوباش در خیابان‌های تهران به راه افتادند تا خلاء بی‌پشتوانه بودن دربار را با عربده کشیدن‌هایشان پر کنند. ارتش شاهنشاهی در خیابان به راه افتاد تا با قدرت سلاح همه را منکوب کند. حزب توده نیز در خانه ماند زیرا از مسکو فرمانی به آن داده نشده بود. کاشانی و بهبهانی نیز صحنه گردانی می‌کردند و در انتظار بازگشت شاهی بودند که چند روز پیش از کشور گریخته بود.
ایران برای ۲۵ سال دیگر در زیر چکمه‌های استبداد فرو رفت. جوانان بسیاری به اسارت رفتند و خون‌های زیادی بر زمین ریخته شد تا محمدرضا پهلوی در دی ۵۷ از کشور گریخت و نظامش در بهمن همان سال فروریخت اما فرزند عقیدتی و طبقاتی شریک او در کودتا به قدرت رسید. شاه و کاشانی در کنار یکدیگر دولت ملی دکتر محمد مصدق را به زیر کشیدند و حالا که شاه دیگر نمی‌توانست به تمشیت امور ادامه دهد، خمینی در قبای مخالف جای او را گرفت؛ اما فرزندان مصدق نیز ادامه دادند و ادامه می‌دهند. این روزها آنها را می‌توانی در کانون‌های شورشی و شوراهای مقاومت پیدا کنید.

در همین زمینه:
کودتای ۲۸ مرداد و میراث ماندگار مصدق
تجدید بیعت پسر عموهای قدیمی؛ رضا پهلوی در خدمت خامنه‌ای
اینها همان ۲۸ مردادی‌ها هستند؛ از اعلام کار گروه ویژه تا مشابهت سازی با مصدق

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.