برای یک ایران آزاد

چرا رژیم در بحران بی ‌راه‌حلی است؟:گفتگو با محمد رضا مرادی

0

رژیم دربحران بی راه حلی ؛  امروزه از همه طرف حکومت آخوندی را تحت فشار قرار داده است . از یک طرف کلان ضربه های اقتصادی ؛ سیاسی که گریبانش را سخت گرفته، مثل در لیست تروریستی رفتن سپاه پاسداران ؛ تا پایان فروش معافیت های نفتی سایر و بحران های سیاسی و اقتصادی

همینطور بحران های اجتماعی، که زایده و محصول ۴۰ سال چپاول و غارت مردم و خاک گهر خیز ایران توسط سپاه وایادی این حکومت بوده است. از سیل و ویرانی هایی که به همراه آورد تا وضعیت خراب معیشتی مردممان . در حالیکه کشور روی گنج نفت قرار داشته، اما می بینیم امروز کشور مان در چنین وضعیت منحطی قرار گرفته است.اصلی ترین سئوال این است که : آیا این رژیم در همین یک سال اخیر به این روز افتاد؟

درهمین رابطه آقای محمدرضا مرادی طی گفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به موضوع پرداخته وبه سئوالات پاسخ میدهد

محمدرضا مرادی: شما در صحبتهایتان صحبت از رژیم بحران زده کردید، وقتی که همه رسانه‌های داخلی و خارجی را نگاه بیندازیم الان وضعیت بحرانی رژیم بر هیچ کس پنهان نیست، الان وضعیت رژیم بصورتی درآمده که واقعاً می‌شود گفت واژه بحران مختصات رژیم را کفایت نمی‌کند، یعنی نمی‌توانیم با کلمه بحران وضعیت رژیم را بیان کنیم، الان عمق فاجعه‌ آمیزی دارد، مقداری به گذشته برمیگردیم و اشاره می‌کنم به قانون عامی که کلاً بر جوامع حاکم است، و مشخصاً بر دیکتاتورها و آمدن و رفتنشان حاکم است، وقتی روند تاریخ را مرور بکنیم ، دیکتاتورها همیشه در یک نقطه‌ای فکر می‌کنند در اوج ثبات هستند و میخ حاکمیت خودشان را کوبیدند، خلاصه فکر می‌کنند برای همیشه و نسل اندر نسل می‌توانند به حکومت ادامه بدهند، نمونه تاریخی را ما در مورد شاه داشتیم، در سال ۵۵ بود ، دو سال قبل از سقوط‌ش بود خود شاه و اعوان و انصارش از حاکمیت شاه بعنوان جزیره ثبات نام می‌بردند، باصطلاح میخ‌های خودش را فکر می‌کرد آنقدر محکم کوبیده و حتی به جامعه تلقین کرده بود که شاه سالهای سال خواهد ماند، اما دیدیم این خانه عنکبوتی از درون پوسیده بود و در عرض کمتر از دو سال جزیره ثبات توسط مردم و خلق بی ثبات شد و فرو ریخت. همین وضعیت را رژیم ولایت فقیه دارد، وقتی یک نگاه ساده به این حاکمیت ۴۰ سال بکنیم که این رژیم در حاکمیت بوده و سر پا بوده ، در یک نگاه ساده‌سازانه آدم به حساب اینکه این رژیم ۴۰ سال دوام آورده و حکومت کرده ، فکر میکند لابد میتواند از این بحران هم مثل سایر بحرانهایش عبور کند ، این یک ساده انگاری و یک اشتباه محاسبه بسیار جدی است، رژیم در تمام این سالیان بر روی دو عنصر سرکوب داخلی و تروریزم خارجی وجنگ افروزی سوار بوده ، اصلی‌ترین حامیانش دولتهای مماشاتگر غرب بودند که مثل چوب زیر بغل این عمل کردند که به حکومتش ادامه داده ، بنابراین اگر ما با ۴۰ سال حاکمیت ننگین مواجه بودیم به معنی توانمندی و توانایی رژیم نبوده بلکه سوار بر روی دو عنصر سرکوب و تروریزم و بطور مشخص حمایت ناجوانمردانه‌ای که در تمام این سالها از رژیم در برابر مردم ستمزده ایران صورت گرفته ، بنابراین وقتی ما صحبت از این می‌کنیم که رژیم در مختصات کنونی در شرائطی قرار گرفته که میگوییم فاز پایانی رژیم است، در چنین شرائطی دوران عوض شده ، وقتی میگوییم دوران عوض شده ، یعنی تمام شرائط بیرونی که کمک می‌کرد تا بتواند به عمر و حیات ننگین خودش ادامه بدهد این شرائط از بین رفته است، شما یک دانه را در نظر بگیرد که نه آبی به او می‌رسد نه آفتابی می‌رسد، نه می‌تواند ارتزاق بکند و خلاصه در یک کلام در شرائطی قرار گرفته که امکان پوسیدگی‌ش فراهم شده است، در تمام این سالها خط مماشات را نگاه بکنید آیا فقط برای حفظ و بقاء این رژیم کمک کار بودند؟  خیر، تا توانستند با تمام قوا آلترناتیو رژیم را که مجاهدین خلق ایران بوده به بندکشیدند ، در لیست تروریستی بردند، ۱۴ سال در عراق به زنجیرکشیدند، پس اینطوری نبوده فقط رژیم را کمک کرده باشند.  نه متقابلاً تا توانستند مقاومت را در زنجیر نگه داشتند . الان شرائط عوض شده ، بطور مشخص دیگردورانی نیست که بخواهند به رژیم باج بدهند، دورانش گذشته است، دیروز که صحبتهای پمپئو را می‌خواندم می‌گفت: رئیس جمهور ترامپ وعده داد که امریکا هرگز مرعوب باجگیری هسته‌ای ایران نخواهد شد. یعنی ۴۰ سال به رژیم، بدلیل تروریزم و منافع اقتصادی باج دادند، الان روزگاری نیست که بخواهند به رژیم باج بدهند، حتی تام کاتن دیروز می‌گفت: اروپا دیگر نباید به باج خواهی رژیم تهران تن بدهد، یعنی امریکا دیگر نه تنها نمی‌خواهد این باج را بدهد بلکه با تمام قوا دنبال این است که دیگر کسی به رژیم باج ندهد، بنابراین مجموعه‌ای از بحرانها روی میز رژیم ریخته و اوضاع درب و داغانی را برای رژیم فراهم کرده است. فقط اینجا یک نکته را تاکید بکنم که چگونه این بحران‌ها بحران‌های خاص مرحله فعلی است، به هیچ وجه این بحرانهای وضعیت کنونی رژیم حاصل این تحریمها و حاصل این وضعیت نیست، بلکه این تحریمها وضعیت بحرانی رژیم را تشدید کرده است، چون ما وقتی بحران رژیم را مختص به تحریمها و شرایط بیرونی می‌کنیم، بلافاصله اگر شرائط بیرونی به مذاکره کشیده شود پس یعنی سرنگونی رژیم منتفی است، در صورتی که ما میگوییم خیر، این وضعیت رژیم در تمام این سالیان اساساً رژیم در درون پوسیده است، و بیت العنکبوت است و فقط و فقط با عنصر سرکوب و تروریزم بوده که در تمام این سالها ادامه داده است بعلاوه خط مماشات بوده که توانسته خودش را حفظ کند، بنابراین مثل یک دندان پوسیده شده ولی شرائط بین‌المللی و شرائط منطقه‌ای به وضعیت بحرانی ضریب زده .

یک مثال همیشه می‌زنند که مثال خوبی است، شما پلی را در نظر بگیرید که سالها ماشین از روی آن رد شده است، و پایه آن شروع به لرزیدن و سست شدن کرده است، آخرین ماشین که رد شده ما می‌بینیم پل سالم بوده است از بیرون هم که نگاه می‌کنیم این پل سالم است، که گویا این پل باز سال‌ها می‌تواند دوام بیاورد، ولی حتی یک ماشین سبک هم که از روی این پل رد می‌شود پل فرو می‌ریزد، آن ماشین باعث فرو ریختن این پل نشده است، بلکه این پل بر پوسیدگی‌ و بر اثر تمام آماده شده که آخرین ماشینی که رد شد فرو بریزد ، من فقط من چند نمونه برای بحرانی بودن رژیم عرض بکنم

امیر خجسته (رئیس فراکسیون مبارزه با مفاسد اقتصادی) از نمایندگان مجلس رژیم گفته: مشخص نیست چه کسی و کی این رژیم را اداره می‌کند، معلوم نیست مرزها دست چه کسی است، همه چیز بهم ریخته است، هیچ چیز جای خودش نیست، سردرگمی عجیبی در جامعه پدیده آمده است، کسی پاسخگوی وصعیت موجود نیست، از یکطرف گوسفندهای ما فوج فوج به بیرون و عربستان صادر می‌شود، از سوی دیگر با دلار ۴۲۰۰ گوشت وارد کشور می‌شود و با قیمت ۱۲۰ هزار تومانی به دست مصرف کننده می‌رسد، خود نماینده مجلس می‌گوید کشور بهم ریخته است، اوضاع درب و داغان است.

یا یکی از نمایندگان مجلس میگوید الان در این رژیم همه چیز به امان خدا رها شده است، کسی به کسی نیست، وزیران دولت بریده و منفعل شده، بعضی از وزارتخانه‌ها تعطیل شده است، الان کلمه بریده در فرهنگ سران رژیم جاری و ساری است، یا سهیلا جلودارزاده از نمایندگان مجلس می‌گوید: اگر از این امر تخطی شود چه آگاهانه و چه از سر غفلت طبق سنت الهی بعد از تذکرات و اتمام حجت، خداوند حکم به تنبیه و عذاب حاکمان می‌دهد، بنابراین خودشان میگویند شرائط الان طوری است که فی الواقع حکم خدا و خلق از آستین مقاومت و فرزندان این خلق جاری و ساری بشود و این رژیم را سرنگون بکند.

محمدرضا مرادی   بحثی که الان وجود دارد اگر ما برای فهم این موضوع، نعوذبالله ما به قول معروف وکیل شیطان بشویم و لحظاتی خودمان را جای خامنه‌ای بگذاریم و به بحرانهای او نگاه کنیم ،  یک قلم قبل از هر موضوعی این رژیم به پول احتیاج دارد، برای پیش بردن مقاصد خودش چه برای سرکوبش، چه برای تأمین سازمانها و ارگانهای سپاه و اعوان و انصارش چه برای صدرو تروریزمش درکشورها و در خارج از ایران و بصورت مشخص برای ساده‌ترین امورات خودش به پول احتیاج دارد، الان با این تحریم‌هایی که انجام شده و با آخرین تحریمها که فولاد و آهن و آلومینیوم و مس را هدف قرار دارده یعنی ۲۰ درصد درآمد این رژیم ، کنار این قضیه با بحران عظیم اجتماعی روبرو است ، با بحرانهای به جا مانده از سیل روبرو است، علاوه بر این قضیه بریدگی در درون رژیم هست از پایین‌ترین لایه‌ها تا وزرایش تا خود فرمانده سپاه که همه در جریان هستند، بنابراین شما یک لحظه خودتان را به جای خامنه‌ای بگذارید وضعیت رژیم را به خوبی می‌توانید بفهمید که در شرایط فعلی نه راه پیش دارد و نه راه پس، اگر بخواهد تسلیم بشود به همان ۱۲ ماده که برایش تعیین کردند که هیچ، وضعیتش روشن است رو به قبله است. چکار باید بکند جز اینکه فاتحه مرگ خودش را بخواند، اگر هم بخواهد بایستد که الان ناوگان بالای سرش آوردند، با وضعیتی که الان وحود دارد وضعیت داخلی و قیامها و این مقاومتی که الان حاضر به یراق و آماده است و الان این مجموعه را سر جمع کنید متوجه می‌شوید که الان وضعیت رژیم به غایت پیچیده است و راه حلی برایش نیست.

محمدرضا مرادی: من توضیح دادم وقتی ما به زندگی و یا تاریخ و سقوط و سرنگونی دیکتاتورها نگاهی می‌کنیم، تقربیا منهای اشکال متواتری که اینها دارند از یک قانونمندی دقیقی پیروی می‌کنند جامعه بر اساس قوانینی پیش می‌رود، همواره در آستانه سرنگونی در آستانه پایان دیکتاتور ما با دو وضعیت روبرو هستیم یکی وضعیت فروپاشی در زمینه مدیریت ویکی در زمینه بریدگی و فرار سلسله مراتب آن دیکتاتوری مواجه هستیم، سیستم‌های اداری دیگر توان حل مسله را از دست می‌دهد دچار فرو پاشی سیستم‌های مدیریتی اداری می‌شود، الان این قضیه را در داستان سیل بخوبی دیدیم رژیم ساده‌ترین تضادهای اجتماعی را نمی‌توانست حل و فصل کند، یا الان مثلاً شما در نظر بگیرید جعفرزاده از نمایندهای مجلس می‌گوید از دو وزارت خانه اطلاع دارم که تعطیل هستند، وزیران آنها بریدند، می‌گوید اگر رودربایستی نبود همین امروز استعفا می‌دادم ببینید واژه بریدگی را دارم برای اینها بکار می‌برم.  بنابراین رژیمهایی مثل رژیم شاه وقتی به نقطه و دقیقه ۹۰ حاکمیت خودشان می‌رسند به نقطه پایانی حاکمیت خودشان می‌رسند، دنبال این هستند که چطور رژیمشان را حفظ کنند و روزی که احساس کنند که این رژیم بخصوص در بدنه‌اش احساس کنند که این رژیم رفتنی است و امید به باز گشت و به ماندنش نیست با دو عنصر روبرو خواهیم بود، همین که گفتند خودشان دارند میگویند ول شده‌گی در تمام سلسله مراتب کشور صدر تا ذیل‌ش، طبیعی هست همه دنبال بستن چمدانهایشان باشند، دنبال اعلام بریدگی هستند دنبال این هستند که بتوانند خوشان و خانواده خودشان از صحنه به در ببرند و در آینده مورد عقوبت و حسابرسی‌های مردم قرار نگیرند

محمدرضا مرادی ما باید قانونمندی مشتی جنایتکار که ۴۰ سال بر این کشور حاکمیت کردند را خوب بدانیم، این جانیان و قاتلان ۴۰ سال غارت و چپاول محصول کارشان بوده است، کسی که این مسیر را طی کرده نمی‌تواند در دقیقه ۹۰ یکدفعه منحنی‌ش برگردد، نمی‌تواند یک دفعه‌ای تغییر ماهیت بدهد، در تمام این مدت کارشان دزدی و چپاول و غارت بوده است، تا توانسته غارت کرده نتوانسته با سرکوب این کار را کرده است، بنابراین این انتظار غیر واقعی است که انتظار داشته باشیم که الان از مردم مسئله حل کنند، درست میگوییدالان ثروت خامنه‌ای ۲۰۰ میلیارد دلار است .عقل سلیم حکم می‌کند که این پول را به جریان بیندازد، برای حفظ حاکمیت خودش. نگاه بکنیدتمام سران رژیم و آقازاده‌هایشان حسابهای میلیاردی در کشورهای دیگر دارند، عقل سلیم حکم میکند که این پولها را برای حفظ خودشان در شرائطی که مردم در مضیقه هستند ، خرج کنند، اگر آدم روانشناسی و قانونمندی دیکتاتورها را نشناسد، می‌گوید راست میگویند چرا اینکارها را نمی‌کنند؟ واقعیت این ا ست که یک دیکتاتور جانی هیچگاه دست از چپاول و غارت بر نمی‌دارد  و وقتی هم احساس خطرکند، به فکر فرار است و نه به فکرمردم به فکر آینده خودش بعد از سرنگونی است، چون جنس و ماهیتش این است.

محمدرضا مرادی: قبل از پاسخ به سوال‌تان توضیحی بدهم، می‌خواستم چند نمونه را بگویم ، وقتی صحبت از این می‌کنیم که این رژیم چطور در آستانه سرنگونی دنبال چپاول است و نه حل و فصل تضادهای مردم ، ببینید حاجی دلیگانی در جلسه یکشنبه ۱۵ اردیبهشت مجلس این جمله مال خودش است: «سرنوشت ۲۰ هزار میلیارد تومانی که بانک مرکزی تحت عنوان اعتبار برای پرداخت سپرده‌ها به بانک خاص داده است معلوم نیست، خود بانک مرکزی پول داده باصطلاح به بانکهای خاص به این سپرده گذارها که هر روز بنده خداها در خیابان‌ها فریاد می‌زنند آقا پول اندک‌شان را زندگی‌شان را گذاشته‌اند آن پول را به آنها بدهد، می‌گوید این ۲۰ هزار میلیارد تومان رفته، پرواز کرده رفته است ».

در جایی که بقول معروف یک آبی باید روی آتش مردم بپاشند یک خرده خیزشها را آرام کنند باز می‌بینید که این وسط هم دنبال دزدیدن هستند این ۲۰ هزار میلیارد تومان اختصاص داده شده بود که باصطلاح به سپرده گذاران بدهند، ولی النهایه از این جیب به آن جیب می‌رود یا مثلاً خودش می‌گوید که نه تنها این پول را به سپرده گذاران ندادند بلکه خود بانک مرکزی فاش کرده  که بانک مرکزی سپرده گذاران غارت شده را تهدید کرده که اگر دست به اعتراض بزنید از آنها تعهد حقوقی گرفته که نباید به بانک مرکزی اعتراضی کنند در صورتیکه تمام صاحب عله همین بانک مرکزی بوده است یا خود این نماینده مجلس می‌گوید: خب باشد پول نمی‌توانید بدهید خود همین سپرده گذاران کسانی اموال منقول داشتند ساختمان داشتند، سیستم داشتند اداره داشتند ماشین داشتند بانک داشتند همین‌ها را بفروشید و به دست کسانی که طلبکارند برگردانید، می‌گوید اینها را چرا بالا کشیدید می‌گوید اینها که باید باشد فرض می‌گیریم که ساختمانها باشد همین‌ها را بفروشید به آنها بدهید ، یا نمونه جالبتر برای شما بگویم، منابع رسمی رژیم اعلام کردند ۴۴ میلیارد دلار صادرات کالای غیر نفتی تنها ۱۴ میلیارد دلار به کشور برگشته ۳۰ میلیارد دلار در خارج باقی مانده است، ببینید خودشان میگویند .

ببینید ۳۰ میلیارد دلارش می‌ماند آنجا، می‌رود در حسابهای بانکی خودشان ۱۴ میلیارد آن می‌رسد دست کشور ایران. تازه آن ۱۴ میلیاردی که دست مردم ایران نمی‌رسد به دست خودشان می‌رسد خود جهانگیری گفته بود ،روزنامه عصر می‌گوید دلالان ۲۰۰ هزار میلیارد تومان از دلار جهانگیری، (جهانگیری در همین اواخر آمد دلار ۴۲۰۰ تومانی فروخت بعد از ملت بدبخت دلارها را جمع کرد ) می‌گوید ۲۰۰ هزار میلیاد تومان سود همین بده و بستانی بوده که جهانگیری انجام داده است این ابعاد نجومی چپاولی است که الان وجود دارد بنابراین سوالی که شما کردید می‌خواهم به این سؤال جواب بدهم که گفتید این رژیم به چه چیز بند است؟ ببینید این سؤال سؤال خیلی خوبی است من چند نکته را بگویم اولاً برای پاسخ دادن به این موضوع یک قاعده و قانون را حتماً باید برسمیت بشناسیم رژیم ممکن است در بحران‌هایش بسا بیشتر از این هم فرو برود ممکن است در زیر فشارهای بسا بیشتر از این هم تمام استخوان‌هایش خرد شود ولی این به معنی سرنگونی خودبخودی و فرو پاشی خودبخودی نخواهد بود هیچوقت رژیم‌های دیکتاتور آزادی را در یک سینی طلایی تقدیم مردمشان نمی کنند هرگز، بنابراین اولین اصل و اولین پایه اینست که این بحث‌هایی که ما می‌کنیم بمنزله این نیست که ما دست روی دست بگذاریم در انتظار این باشیم ، اینطوری رژیم هرگز سرنگون نخواهد شد، نکته دومی که وجود دارد این دیکتاتورها مثل تمام قوانینی که گفتم دیکتاتورهای جهان تا زور و قوه قهر بالای سرشان نباشد نخواهند رفت . این قانون دوم است باید در هر وضعیتی که دیکتاتور قرار دارد ، مقاومت و عنصر قهر وارد صحنه شود و حرف آخر را بزند مثال همان پلی که گفتم بالاخره باید یک ماشینی در نقطه آخر از روی پل رد شود که آن پل را خراب کند ، نکته سومی که وجود دارد وضعیت بحرانی رژیم بدلیل جنایتکاری و چپاولگری و غارتگری سران رژیم تماماً روی فقر و بیچارگی هر چه بیشتر مردم سر ریز می‌شود، سیل که می‌آید بر فقر و بیچارگی مردم اضافه خواهد شد هر ابعادی از فشاری که روی رژیم می‌آید جا خالی می‌دهد و تماماً روی مردم ریخته می‌شود این فشارها باعث ازدیاد خشم توده‌ها خواهد شد، باعث شعله ور شدن خشم توده‌ها خواهد شد، بنابراین به میزانی که رژیم زیر فشار بحرانها هست، آن روی سکه ، خلق و مقاومت مثل آب جوش دارد به نقطه جوش می‌رسد.

نکته چهارم: این وضعیت تحریمها و فشارها و بحرانها رژیم را روز به روز، ساعت به ساعت ضعیف و ضعیف‌تر می‌کند، توان سرکوبش را هر روز پایین‌تر می‌آورد.

نکته پنجم: از همه مهمتر در شرائط فعلی مقاومت، آلترناتیو، کانون‌های شورشی هستند، و یک مقاومت حاضر به یراقی هست، که در این سالیان در مقابل این رژیم ایستاده و مقاومت کرده ، و الان در اوج آمادگی خودش برای وارد آوردن ضربه نهایی به رژیم آماده شده تا در کنار مردمش ضربه نهایی را فرو بیاورد، بنابراین رژیم آخوندی خودبخود سرنگون نخواهد شد، ضعیف می‌شود، و ضعیف‌تز از این هم خواهد شد، ولی سرنگون نمی‌شود، رژیم باید با قوه قهر سرنگون بشود، در شرائط فعلی مقاومت ایران و کانونهای شورشی وبصورت مشخص مردم بجان آمده و حاضر در صحنه و ترکیب اینها با همدیگر کار رژیم را تمام می‌کنند.

محمدرضا مرادی: مطلقاً نه ، چه فرقی بین روحانی و خامنه‌ای است، مگر بین باندها فرقی هست؟ اینها ۴۰ سال با همدیگر دست در دست هم جنایت و چپاول کردند، این ارقامی که می‌خوانیم این ۳۰ میلیارد که در خارج جا مانده است، مگر مال جناح خامنه‌ای است، خیلی‌هایش مربوط به جناح روحانی است، جفتشان دزد و جانی هستند، جفتشان شریک در وضعیتی که الان در جامعه بوجود آمده هستند، مثلاً در همین داستان سیل شریک هستند،  بنابراین اصلاً و ابداً بحرانهای موجود ناشی از تضادهای دورنی رژیم نیست، تضادهای درونی رژیم تشدید می‌شود، شما فلزی را در نظر بگیرید، وقتی بر روی یک قطعه آهنی یک چکش یک کیلویی می‌زنید اتفاقی نمی‌افتد، چکش ۵ کیلویی می‌زنید هاکذا، ولی وقتی یک پتک ۵۰ کیلویی می‌زنید می‌بینید وا رفت، از یک جایی شکاف پیدا کرد، جناحهای درونی رژیم اختلاف دارند، ولی در حفظ وبقای رژیم منافع مشترک دارند، و این تردید بردار نیست، حالا تحریمها به این ضریب میزند، زوایا را باز می‌کند و به معنی این نیست که این دو، دو ماهیت دارند، نخیر یک ماهیت دارند.

محمدرضا مرادی: الان هر کسی یک نگاه ساده به رژیم بیندازد، از بالا تا پایینشان کسی امیدی به ماندگاری رژیم ندارند، از خودشان تا مزدوران وابسته به آنان، تا مماشاتگرانی که در این سالیان از اینها حمایت کردند، کسی دیگر به ماندگاری این رژیم امیدواری ندارد، و این مسجل است، بنابراین آن چیزی که برای ما تعیین کننده است، شرائط مناسب و پنجره‌ای که به روی ما باز شده و نه تنها حمایت‌های بین‌المللی پشت رژیم نیست بلکه می‌توانیم از آنان برای امر سرنگونی رژیم استفاده بکنیم، در شرائط فعلی پنجره‌ای به روی مردم و مقاومت ایران باز شده است، که از یک رژیم بغایت ضعیف شده و مملو از بریده حسابرسی بکنیم، مختصات رژیم در درون در اوج فروپاشی، تشتت و واماندگی است، رژیم توان سرکوب و توان ایستادگی در مقابل مردم و مقاومت را ندارد، بنابراین پیام واضحی دارد، ما همه اقشار ملت و بخصوص جوانان باید در کانونهای شورشی در شوراهای مردمی در سازمانهای اجتماعی دور هم جمع بشویم در پیوند با مقاومت و در شرائط کنونی بتوانیم همان تعهدی که به مردم داریم و آن هم سرنگونی است را برای مردم محقق بکنیم، این شرائط مانند سال ۵۷ است که مردم ایران آن شرائط را درک کردند و از آن فرصت تاریخی استفاده کردند و یک دیکتاتوری کثیفی مثل شاه را به زمین زدند، و الان هم شرائط بسا مساعدتر از آن روزگار هست و مردم کینه و نفرتشان از این رژیم از آن موقع بیشتر است و فقر و درد و رنجشان بسا بیشتر است، ومقاومت کنونی هزاران بار از مقاومت در آن شرائط در آمادگی بیشتری بسر می‌برد بنابراین همه چیز آماده است و باید قدم آخر را برداریم و رژیم را در نقطه پایانی‌ش انشاءالله به زمین بزنیم.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.