برای یک ایران آزاد

زنان ایران پیشتازان نبرد با آخوندها:گفتگوبا لیلاجزایری

0

زنان ایران در شرایط کنونی بیش از هرزمان دیگر توسط نظام آخوندی مورد سرکوب قرار میگیرند . درهمین رابطه تلویزیون ایران آزاد گفتگویی با خانم لیلا جزایری مسئول جامعه زنان ایرانی در بریتانیا دارد،  ضمن بررسی این موضوع به سئوالات رسیده پاسخ میدهد.

لیلا جزایری: به نظرم علت این موضوع را باید در ماهیت این رژیم جستجو کرد، این رژیم بنیادش روی هیستری علیه زن است، رژیمی است که بدنبال پیشرفت و ترقی و تکامل نیست، اصلا اهل دمکراسی و آزادی نیست بدنبال جنگ و خشونت است، بعد  از انقلاب خمینی با ارتشی از زنان مواجه شد یعنی نیمی از جامعه ایران که زنان بودند تازه آزاد شده بودند و پتانسیل بالایی داشتند، خمینی با اینها نمی‌توانست کاری بکند، چون می‌خواستند وارد جامعه بشوند و آزاد شده بودند و تغییرات بنیادی می‌خواستند. خمینی همان کسی بود که در دهه ۴۰ گفته بود ورود زنان به جامعه غلط است باعث فساد و بدبختی می‌شود، حالا که به قدرت رسیده که نمی‌تواند به درخواست زنان پاسخ بدهد.

بنابراین خمینی اول با سرکوب زنان شروع کرد، یعنی شناخت که دشمن اصلی‌ش زنان هستند، چون یک پتانسیل عظیمی آزاد شده که حالا روبرویش ایستاده، اول هم با حجاب شروع کرد، دفتر خمینی  سه هفته بعد از روی کار آمدن خمینی اطلاعیه‌ای صادر کرد، حکمی داد، گفت زنان می‌توانند در وزارتخانه‌های  اسلامی کار کنند اما حجاب را رعایت کنند بعد از آن چماقدارها و تیغ و تیغ‌کشی‌ها در خیابان و سرکوب زنان و دختران آغاز شد، این سرکوب را ادامه داد تا از این طریق بتواند کل جامعه را سرکوب کند،. خمینی با سرکوب زنان می‌خواست کل جامعه را سرکوب کند، خامنه‌ای هم گفته کی گفته زنان در مناصب شغلی در جامعه در کمیت باید مثل مردان شرکت کنند، نقش زن این است که در خانه بنشیند و فرزندان و شوهرش را نگهداری بکند و تربیت بکند و از آنان درست حفاظت کند و رسیدگی کند تا آنان به مقامات الهی برسند، نقش زن از دید خامنه‌ای این است، بعد از خمینی این داستان تا امروز ادامه پیدا کرده است.

لیلا جزایری: این رژیم در بنیاد زن ستیز است یک مثال بزنم هیتلر وقتی جنگ و نسل‌کشی راه انداخته بود یک ایدئولوژی داشت، برای کشور‌گشایی و نسل‌کشی که داشت و با آن توجیه می‌کرد، ایدئولوژی هیتلر برتری نژادی و قومی بود، خمینی اسلام بنیادگرا و اسلامش را بر سرکوب زنان بنا کرده است، یعنی ایدئولوژی خمینی بر سرکوب زنان سوار است، همه چیز را جنسی می‌بینند، یعنی خوب و بد، صواب و گناه، درست و غلط، زشتی و زیبایی اینها همه از دیدگاه جنسی دیده می شود بنابراین کل قوانین رژیم علیه زنان نهادینه شده، زن‌ستیزی مثل نان برای آنان است، بخاطر همین نهادینه شده است که مزدورانش در خیابانها بر روی زنان اسید می‌پاشند و در این ۴۰ سال بخاطر بدحجابی گشت‌های ارشاد راه انداخته است، سن ازدواج دختران را ۹ سال کردند، در قوانینش نهادینه کرده، بنابراین کلی ازدواج‌های زیر سن قانونی صورت گرفته، رژیم می‌گوید ۸۰هزار زیر سن قانونی ازدواج کردند. در مرداد ماه در خبرگزاریش نوشته بود صدها ازدواج بچه زیر ۱۰ سال صورت گرفته، یا باز بخاطر این نهادینه شدن قوانین سلب طلاق و طلاق غیابی زنان، سلب حضانت مادران از بچه هایشان، یا خشونت خانوادگی، در قانون اساسی رژیم نهادینه شده است.

دفتر خمینی در ۷ اسفند ۵۷ اولین کاری که کرد قانون حمایت از خانواده را ملغی کرد، ۸ اسفند ۵۷ قانون اجتماعی زنان را ملغی کرد، در ۹ اسفند این قانون و تبعیض را وارد ورزش کرد و زنان را از ورزش محروم کرد، ۱۱ اسفند ۵۷ فرمان داد زنان نمی‌توانند قاضی بشوند، تعدادی را که قاضی بودند را خانه‌نشین کرد، بقیه که درس می‌خواندند روی هوا ماندند، ۱۵ اسفند ۵۷ دستور داد زنان می‌توانند به وزارتخانه‌ها بروند ولی با حجاب بروند، در آن زمان در ایران یادم هست می‌دیدم دختران جوان می‌ترسیدند تنها به خیابان بروند همه‌ش این طرف و آن طرف را نگاه می‌کردند و با خانمی بیرون می‌رفتند که روسری داشت، معنی این نامگذاری همین جنایات است.

جزایری: این به سرکوب زنان و اینکه بنیادا ضد زن است، هیچ کشوری به اندازه ایران این تعداد اعدام نشدند، هزاران زن بخاطر این رژیم اعدام شدند، خمینی وقتی در ۳۰ خرداد ۶۰ کشتارش را با اعدام ۱۶ دختر مجاهد شروع کرد، چند ماه پس از روی کار آمدن خمینی در ۲۱تیرماه ۳ زن را اعدام کرد، یک سال بعد دو زن را در ملاءعام شلاق زد، این داستان ادامه پیدا کرد و در این چند سال هم بوده، بعد از مرگ این کفتار خامنه‌ای ادامه داده و در این دوره‌های اخیر هم بوده دستگیر و اعدام کردند، در قتل‌عام و در این ۱۲۰هزار شهید یک سوم آنان زنان مجاهد هستند، الان در دوران روحانی ۳۷۰۰ تن اعدام شدند اگر میانگین بگیریم در هر ماه ۵۰ نفر در دوران این باصطلاح مدره روحانی اعدام شدند، از اینها ۹۴ نفرشان زن بودند، فقط در ماه ژوئیه گذشته ۴ زن اعدام شدند، که این بی سابقه بوده و اگر فکرش را بکنیم چرا؟ سابقه نداشته ۴ زن را در یکماه اعدام بکند، این بخاطر قیام دی‌ماه ۹۶ کلا یک چیزی ورق خورده، یعنی تعادل به ضرر رژیم تمام شده، یعنی تعادل قوا به ضرر رژیم چرخیده، مردم ترس‌شان ریخته و در خیابانها تظاهراتها و اعتصابات بعد از قیام ۹۶ تداوم داشته و گسترده شده، رژیم از همین می‌ترسد برای همین باید بگیرد و اعدام بکند.

لیلا جزایری: حضور زنان فقط مربوط به این دوران حاضر نیست، زنان ایرانی از ۱۵۰ سال قبل بخصوص از مشروطه به بعد و در قیام ضد سلطنتی نقش خودشان را ایفاء کردند، که در دوره ملاها با اوج خودش رسید، قیامی یا اعتصاب و تحصنی نیست که صدای یک زن بلند نشود، اساسا زنان جلودار قیامها و تحصن‌ها هستند، شاخص این داستان ۳هزار زن مجاهد خلق است، توجه داشته باشید مجاهدین بودندکه قیمت را دادند و پرداخت قیمت کردند، و علیه زن‌ستیزی آخوندها ایستادند، هزار زن الان مقاومت ایران را رهبری می‌کنند، رهبری این مقاومت در دست خانم مریم رجوی است، کل سازمان مجاهدین خلق ایران توسط زنان رهبری و اداره و پیش برده می‌شود و این حرف و شکل و صوری نیست، وگر نه می‌پاشد و بهم می‌ریزد، الان در جامعه کانونهای شورشی نقش زنان در این کانونها و آنان از همین هزار زن  الهام گرفتند، و این هزار زن چه‌ها که بر سرشان نیآمد، ۳۰هزار از آنان به جوخه‌های اعدام سپرده شدند، بقیه در زندانها و زیر تخت شکنجه شهید شدند، مادرانی که بچه‌هایشان را در جلویشان شکنجه می‌کردند، یا بچه ها  را در جلوی مادران شکنجه‌ می‌کردند، از خانه و مال و بچه گذشتند آن زنانی که توانستند از ایران خارج شوند به اشرف رفتند، بعد بمباران شدند و به لیبرتی رفتند، یعنی بلایی نبود که بر سر زن مجاهد خلق نیآمده باشد، اما با درایت رهبری‌شان آنان توانستند با تشکیلات‌شان الحمدالله سالم به آلبانی منتقل بشوند، و الان در اشرف۳ هستند و این زنان پیشتازان انقلاب شدند و کانونهای شورشی در ایران از همینها درس می‌آموزند، اینها فی‌البدایع نبوده قدم به قدم جلو آةمده و در اوج بلوغ خودش به این هزار زن رسیده است، و الان در کانونهای شورشی خودش را نشان میدهد و زنان پیشتاز در این کانونها فعالیت دارند.

لیلا جزایری: کوچکترین شکاف و یا ترک در سیستم ولایت فقیه به تلاشی تمامی سیستم راه می‌برد، شما فوتبال را در نظر بگیرید خوب فوتبال است و زنان بروند نگاه کنند این چه مشکلی است چرا این همه رژیم بر روی آن تاکید دارد که داستان بین‌المللی شده بگذارد، خوب بروند آبرویش می‌رود، چرا نمی‌گذارد؟ رژیم می‌گوید بخاطر حجاب و عفاف و اسلام از بین می‌رود چون زنان با مردان قاطی می‌شوند عفاف و  حجاب از بین می‌رود، اما در عالم واقع خودش می‌داند این مسئله امنیتی است، مسئله حیاتی برای او دارد، به بقاء رژیم راه می‌برد، وقتی زنان بتوانند وارد استادیوم فوتبال بشوند تا حال نمی‌توانستند، الان آزادی را بدست آوردند یعنی رژیم یک قدم عقب نشسته، همان یک قدم عقب نشستن رژیم تمام، زنان وقتی وارد استادیوم می‌شوند ساکت نمی‌نشینند، باز هم می‌خواهند و باز هم میخواهند، همانجا شعار مرگ بر خامنه‌ای سر خواهند داد، همانجا بقیه را و مردان را به جوشش و اعتراض در ‌می‌آورند، شورشی علیه رژيم ایجاد می‌کنند، خودش می‌داند دشمن اصلی او زنان هستند، چون پتانسیل بیشتری دارند، چون سرکوب بیشتر و مضاعف شدند، به همین دلیل پتانسیل بیشتری برای قیام علیه رژیم را دارند، داستان هم این است، هر گونه ترکی راه به تمامیت رژیم می‌برد یعنی به بیرون ریختن رژیم راه می‌برد.

لیلا جزایری: وقتی قوانین ضد زن نهادینه شده، یعنی قانون اساسی رژيم است، این کارکردهای خودش را در محیط کار دارد، مثلا زنان طبعا نمی‌توانند وارد یکسری شغل‌ها بشوند چون برای آنان ممنوع است، آن شغل‌های که وارد می‌شوند، مزد نصف مردان می‌گیرند یعنی وقتی در قانون اساسی زن نصف مرد ارث می‌برد، شهادت زن نصف مرد است، وقتی دیدگاه در باره زن این است، می‌توانیم تصور کنیم در محیط کار چگونه است، حتما در محیط کار وضعیت بدتر از مردان است، الان ۶۵ درصد زنان تحصیلکرده با تحصیلات بالا لیسانس و فوق لیسانس و بالاتر بیکار هستند، کار ندارند الان ۴ میلیون زن سرپرست خانواده هستند، اینها در شدت فقر زندگی می‌کنند، بچه‌هایشان را می‌فروشند، بچه‌هایشان را بر سر راه می‌گذارند، بعضا قبل از زایمان پیشاپیش بچه‌ها را می‌فروشند، تکدی‌گری می‌کنند، زباله‌گردی می‌کنند، رژیم اعلام کرده فقر زنانه شده، اساسا وضعیت اقتصاد در ایران کل اقتصاد ویران است، از اساس پایه خراب است، یعنی بازار کار و چرخش سرمایه وجود ندارد، اقتصاد را رژیم به بن‌بست کشانده، و این خرابی‌ها و نابسامانی‌ها روی زنان بطور مضاعف عمل می‌کند، رژیم اعلام کرده بود در قسمتی از کشور آستارا آنقدر وضع خراب است زنان از صبح تا شب کار می‌کنند حتی وقت ناهار ندارند، چیزی هم ندارند که بخورند، هر روز به آنان ۵۰ سنت می‌دهند، در ماه ۲۰ دلار می‌شود، این زن خانه و بچه را باید با این ۲۰ دلار بچرخاند، اگر هم شکایت بکند همین شغل ناچیز را هم از او می‌گیرند، در خالیکه مقامات رژیم از بالا تا پایین در خانه‌های میلیاردی زندگی می‌کنند، در جای که سرمایه خامنه‌ای اعلام شده بیش از ۹۰ میلیارد دلار است، در جاییکه این همه اختلاس می‌شود، این وضعیت کار در سیستم رژیم است، الان این اعتصاباتی که صورت گرفته که ادامه دارد بعد از دیماه این اعتصابات یکی بعد از دیگری ادامه دارد، معلمین بارها اعتصاب کردند ، پرستاران، مالباختگان، معلمین مگر چی می‌خواهند؟ می‌گویند ما را استخدام رسمی کنید، برای اینکه کارشان تضمین داشته باشد، پشتوانه کار داشته باشند و تصمین شوند، رسما ثبت بشوند، بیمه‌ می‌خواهند، بازنشستگی می‌خواهند، البته چون بعد از قیام دی ماه یک چرخشی ایجاد شده، و اوضاع به ضرر رژیم است، این چرخش علیه رژیم و به نفع مردم ومقاومت ایران اوضاع چرخیده، این اعتصابات صنفی سیاسی هم شده، معلمین شعار زندانی سیاسی و معلمین سیاسی را آزاد کنید را میدهند و رژیم به بن‌بست کامل رسیده است، از یک طرف اینها را سرکوب کند، مثل آتش زیر خاکستر است، اگر در سرکوب تا ته برود هر لحظه انفجار صورت می‌گیرد، و تمامیت این رژیم را می‌برد، اگر سرکوب را ادامه بدهد، اگر سرکوب نکند مردم یک قدم جلوتر میآیند، یعنی در کل در بن‌بست کامل قرار دارد، نه راه به جلو و نه راه به عقب دارد، در بحران سرنگونی قرار دارد. در رابطه با مار خاتمی و روحانی و داستان مدراسیون اینها همه رو شد و کل داستان این بود که کلیت رژیم را حفظ کنند چون در سال ۷۸ رژیم در بحران کامل بود، سر رژیم حال قفل گرفته بود و جامعه حالت انفجاری داشت، مجبور شدند مار خاتمی را وسط بیاورند و به صورت او بزکی بزنند عبایش رنگش عوض بشود بنام اصلاحات، آیا در زمان خاتمی چیزی عوض شد؟  حالا زنان مقداری روسری‌شان عقب برود این که نشد تغییر و اصلاحات، خاتمی و روحانی در بنیادها با خامنه‌ای مشکلی ندارند، در سیاست سرکوب زنان و مردم در نرسیدن به مردم یا در سیاست خارجی، صدور تروریزم واتمی رژیم با دخالت در منطقه خاتمی مشکلی نداشت، یعنی همسو با خامنه‌ای بود، فقط این را آورده بودند که از ریزش کل نظام جلوگیری کنند، بعد دیدیم خاتمی بود که در قیام ۲۱ تیر دانشحویان فرمان داد که اینها را سرکوب کنید، یعنی خودش در آنجا ماهیتش را رو کرد، زمان پهلوی این خبرها نبود که زنان آزادیهای داشته باشند شاه یک دیکتاتوری سرمایه داری وابسته بود ناچار بود یکسری اصلاحات از طریق مجلس دست‌نشانده خودش عبور بدهد، این نبود که زنان از پایه شروع کنند و حقوق‌شان را بگیرند، اصلا این خبرها نبود، در همان زمان زنان مرحله به مرحله به حقوق‌شان رسیدند همان زمان بعد از کودتا علیه دکتر مصدق خفقان بود در دوره دهه ۴۰ دو سازمان مترقی تاسیس شد یکی سازمان مجاهدین خلق ایران و دیگری سازمان فداییان ، که این نقطه عطفی بود چون از سال ۵۰ تا ۵۷ دانشجویان با اینها آشنا شده بودند و شرح حال شکنجه و شهادتهای امثال مجاهدینی مثل فاطمه امینی، از فداییان مرضیه اسکویی، اعظم آهنگران ، و اینان الگو و منبع الهام دیگر دختران دانشجو شدند و زنان را به خیابان کشاندند، یکی عاملش همین بود، بعد خانواده‌های زندانیان سیاسی، مادران شهداء و من یادم هست آن زمانی که انگلیس بودم اسم مادر رضایی‌ها می‌آمد میگفتند بنام رضایی‌ها مردم به خیابان می‌آیند، یعنی نام مادر رضایی‌ها ارتشی از زنان را به خیابانها می‌آورد، داستان پهلوی و زنان هم این است، زنان مرحله به مرحله تلاش کردند و حقوق خودشان را بدست آوردند تا رسیدند به خمینی،  این ۴۰ سال اخیر که بی سابقه بوده و الان رهبری قیام به دست زنان است.

لیلا جزایری: بله من هم تعدادی از این نامه ها را دیده ام برای مثال نامه عاطفه رنگریزکه از وضعیت بد زندانها ، از وضعت بد بهداشت در زندانها گفته بود و اینکه بخشی وجود دارد که مادران را به همراه کودکانشان نگه میدارند . از درد مادران نوشته بود و از کودکان که رنگ روز را نمی‌بینند ، رنگ پدر را نمی‌بینند و اساسا زندانهای خمینی را با زندانهای آشویتس در آلمان نازی مقایسه کرده بود ، همچنین نامه پریسا رفیعی که در آن نامه نوشته بود چه بلاهایی بر سر او آورده بودند برای مثال ناخنهای او را کشیده بودند و او را شکنجه کرده بودند حتی در بدو ورود میخواستند از او تست بکارت بگیرند که وی بسیار مقاومت کرده بود و نگذاشته بود این کار را بکنند ، حتی پاسدارها به وی گفته بودند میخواهیم این تست را انجام بدهیم که در آینده نگویی این کار ما بوده البته خودشان به خوبی میدانند که چطور به زندانیان سیاسی در زندانها تجاوز میشود . نمونه دیگر گلرخ ایرایی میباشد که در نامه خودش نوشته بود : همین پاسداران زن که به بهانه های مختلف زنان ایرانی را صرفا بخاطر لاک ناخن دستگیر میکنند اما در زیر حجاب خود انواع و اقسام آرایشها را دارند . وی گفته بود آنها حتی یک رکعت نماز هم بلد نیستند که بخوانند ، یعنی فقط برای پول دست به چنین کارهایی میزنند و حتی بعضا شغل خودشان را مخفی میکنند و ادامه داده بود که در فردای انقلاب آنها باید پاسخگو باشند .

همچنین نامه دیگری را از منیره عربشاهی دیدم که از وضعیت زندان قرچک ورامین گفته بود که چه وضعیت وحشتناکی در این زندان وجود دارد و چطور زندانیان سیاسی را با زندانیان عادی قاطی میکنند و حتی قبل از ورود به زندان آنها را تست میکنند که برای مثال بیماری ایدز و غیره دارند یا نه سپس زندانیان سیاسی را با این دسته از زندانیان عادی در یک قسمت میگذارند . در این نامه از کمبود وسایل بهداشتی و پزشکی گفته بود برای نمونه کمبود سرنگ برای تزریق انسولین که آنها مجبور بودند برای تزریق از یکدیگر سرنگ قرض بگیرند . این نامه‌ها از درون زندانها بیرون میآید و آنها نیز زندانی سیاسی هستند و اسیر در دست رژیم، پس باید قبول کرد که آنها چه قهرمانانی هستند و با چه شجاعتی صدای خود را بلند میکنند از داخل زندان به بیرون از زندان ، یعنی آنها هر عقوبتی را به جان خریده اند ، همچنان که خودشان به این نکته اشاره کرده بودند که بیان این مطالب بر روی پرونده آنها اثر خواهد گذاشت اما گفتنی ها را باید گفت .

لیلا جزایری: بایستی قبول کرد که بعد از قیام ۹۶ یک چیزی رقم خورده و تعادل بر علیه خامنه ای چرخیده ، تحصن ها ادامه دار است و هر روز در یک گوشه از کشوراین حرکات را شاهد هستیم . رژیم وارد مرحله سرنگونی شده و این را خودش هم به خوبی میداند . از طرف دیگر به لحاظ بین المللی هم زیر فشار است و تحریم شده است و دیگر پولی برای پرداخت به پاسدارانش برای سرکوب بیشتر ندارد  و شاهد ریزش در صفوف همین پاسدارن هستیم . با وجود یک آلترناتیو قوی  به اسم شورای ملی مقاومت ایران که در واقع نیروی محوری آن که مجاهدین خلق ایران باشد و با وجود یک رهبری ذیصلاح  که زنان در راس آن قرار دارند و تحت نظارت خانم مریم رجوی جنبش و مقاومت را به جلو هدایت می‌کنند. بایستی قبول کرد که ایران سوریه نیست چرا که یک آلترناتیو قوی ، یک رهبری و یک سازماندهی منسجم دارد. درحال حاضر فکر میکنم هر زن ایرانی و هر هموطنی باید که به این مقاومت بپیوندد، چرا که دیگر راه وسطی وجود ندارد ،‌ دیگر نه سبزی وجود دارد و نه سبزینه‌ای ، مردم در قیامهای اخیر خودشان میخ آخر تابوت آنها را هم کوبیدند، دیگر بحث اصلاحات جمع شده است. در حال حاضر یک طرف رژیم است و در طرف دیگر مقاومت ایران به رهبری مریم رجوی. بایستی پشت این مقاومت بود حالا با قدم یا قلم یا درهم، در غیر این صورت در جبهه دشمن است. الان اگر دقت کنید رژیم در تمام دنیا مزدور دارد در نگاه اول می‌بینید ۸۰ درصد علیه رژیم حرف میزنند و ۲۰ درصد بر علیه مقاومت و به این شکل در زمین رژیم بازی میکنند . الان وظیفه ما ایرانیان است که پشت این مقاومت بایستیم و هر طور که میتوانیم به این مقاومت یاری برسانیم .

اخباری که از ایران به دست ما میرسد ما آنها را بین‌المللی میکنیم ، این اخبار را به مطبوعات می‌رسانیم و جلوی پارلمانتر ها و نمایندگان مردم اروپایی میگذاریم این اخبار را جلوی NGO  میگذاریم . برای نمونه آن سه خانمی که در متروی تهران به جرم گل دادن به مردم به بهانه اقدام علیه امنیت ملی،‌ تبلیغ علیه نظام و ترویج فساد دستگیر شدند و به آنها حکم ۵۵ سال زندان به آنها داده اند، اما اکنون این موضوع جهانی شده است. کاری که ما می‌توانیم بکنیم این است که این موضوع را به اطلاع مقامات بین‌المللی و سازمانهای بین المللی برسانیم تا از طریق آنها بر روی رژیم فشار وارد شود.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.