برای یک ایران آزاد

زنان در مقاومت فرانسه؛ راه طی شده : قسمت دوم

0

زنان در مقاومت فرانسه مسیری دشوار و طولانی را پیمودند اما برایشان دستاوردهایی ماندگار به همراه آورد. این ژنرال دوگل نبود که به آنان حق رأی داد؛ این زنان بودند که این حق را با افتخار و غرور بدست آوردند.

علی جوینی

زنان فرانسه چگونه حقوق خود را در قرن بیستم بدست آوردند و این روند چگونه طی شد. با هم این روند را دنبال می‌کنیم. استاتوی زن فرانسوی در قبل از جنگ جهانی دوم و بعد از آن تحول عظیمی پیدا کرد و این امر بمدد جانفشانیهای زنان در صفوف مقاومت علیه نازیها بود.

استاتوی زنان در قبل، حین و بعد از جنگ جهانی دوم

الف: قبل از جنگ جهانی دوم
در شروع قرن بیستم، اگر چه زنان می‌توانستند ادعا کنند که مشغول تحصیل هستند ولی اکثریت دختران دانشجو از خانواده‌های خیلی مرفه بودند. اغلب زنان؛ کارگر، کارمند و یا خانه‌دار بودند. زنان بعضاً یک استاتوی شهروندی داشتند: قانون ازدواج، حق طلاق (بعد از سال ۱۹۰۸)، قانون ارث برابر (که اغلب به زیان دختران تمام می‌شد).
در رابطه با حق رأی، سال ۱۹۰۳ توسط پارلمان، سال ۱۹۱۹ توسط سنا (هر چند که مجلس نمایندگان طرفدار حق رأی زنان بود) و مجدداً در سال ۱۹۲۲ توسط سنا رد شد (قانون ژول گوسد). کمپین‌های حق رأی زنان بویژه آن‌هایی که توسط مارث تسون و یا لوییز ویس هدایت می‌شدند، افزایش پیدا کردند ولی حکومت همیشه عدم موافقت خود با حق رأی زنان را اعلام کرد.

ب: در خلال جنگ جهانی دوم
جنگ در اول سپتامبر ۱۹۳۹ شروع شد. وقتی مارشال پتن بعنوان رئیس دولت انتخاب گردید، شعار فرانسه را با «کار، خانواده، میهن» عوض کرد و در وسط این شعار کلمه «خانواده» بود با این هدف که روی نقش زنان پافشاری کند. بزعم پتن نقش زنان رسیدگی به فرزندان، خانه و … بود و آنها استاتوی «زنان خانه دار» را داشتند. زنان در سالهای ۱۹۴۰ همانند مردان وارد مقاومت شدند چه بخاطر مخالفتشان با شکست فرانسه و اشغال آلمان و بخاطر اینکه آنها با رژیم ویشی و همدست آلمانها موافق نبودند و چه بخاطر اینکه شوهرانشان عضو مقاومت بودند، بعنوان مثال لوسی اوبراک. آن‌ها مخالف سرکوب و رفتارهای ضد یهودی بودند و برای همین بود که برخی از آنان در خانه‌هایشان فرزندان یهودی را که خانواده‌هایشان اخراج شده بودند گردآورده و نقش پدر و مادری را برای آنها بازی کردند. درجنبش مقاومت، زنان اغلب سکرتر، توزیع کننده نشریه و … بودند و بندرت بودند کسانیکه نگارنده مقالاتی بودند برای همین است که می‌توان گفت آنها از همان استاتویی که مردان در مقاومت داشتند برخوردار نبودند.
درخلال جنگ، دو حقوق از آنها دریغ شد. در سال ۱۹۴۱، روزی که طلاق در سه سال اول ازدواج ممنوع شد حتی اگر دلائلی دال بر رفتارهای خشن و مکرر باشد و در سال ۱۹۴۲ سقط جنین بعنوان یک جنایت تعریف شد.

ج: بعد از جنگ جهانی دوم
جنگ در روز هشتم می سال ۱۹۴۴ به پایان رسید. قانون ۲۱ آوریل ۱۹۴۴ به زنان بالای بیست و یک سال حق رأی داد و به این ترتیب حق انتخاب واقعاً جهانی شد. زنان فرانسوی برای اولین بار در ماه می سال ۱۹۴۵ در انتخابات شهرداریها شرکت کردند.
در همان سال زنان در هیئت قضات دادگاه جنایی پذیرفته شدند. در سال ۱۹۴۵ قوانین طلاق با شرایط سال ۱۹۰۸ منطبق شد (آزادی حق طلاق: طلاق بر اساس درخواست طرفین بعد از سه سال جدایی مجاز است). قانونی که تا ۵۰ درصد تصحیح شده بود و حق مرخصی مادران را برسمیت می‌شناخت به تصویب رسید. نظام زناشویی سال ۱۸۰۴ در سال ۱۹۶۵ اصلاح شد، زن از آن پس می‌توانست دارایی‌های خود را اداره کرده، یک حساب بانکی باز نموده و بدون اجازه شوهرش شغلی بگیرد. در سال ۱۹۷۰ مادر در حق والدینی با پدر برابر شد. سال ۱۹۷۱، قانون برابری اجباری حقوق مساوی برای مردان و زنان در کار یکسان تصویب شد. سپس در سال ۱۹۸۳، قانون رودی هر نوع تبعض شغلی بخاطر جنسی ات را ممنوع کرد.
درست بعد از جنگ، حضور زنان در کمیته‌های آزادیبخش محلی، در شوراهای شهرداری‌ها و فرمانداریها که در سال ۱۹۴۴ توسط جنبش مقاومت تأسیس شده بودند افزایش پیدا کرد (۷ تا ۱۹ درصد). حضور زنان در جنگ آزادیبخش باعث شد تا چندین قانون از جمله قانون بسته شدن خانه‌های بسته، قانونی که به زنان اجازه می‌داد تا به تمامی شغلهای قضایی دسترسی پیدا کنند به رأی گذاشته شد.
زنان از حق مشارکت در زندگی اجتماعی بویژه حق تعلیم پایدار برخوردار می‌شوند. ماری- هلن لوفوشو از طرف جنبش جمهوریخواهان ملی بعنوان نماینده مجلس انتخاب شده و فرانسه را در سازمان ملل در زمانیکه این سازمان درگیر موضوع رهایی زنان بود نمایندگی می‌کرد. اولین سولوروت که در کنار پدرش در مقاومت شرکت داشت، مادران خوشبخت را بنیان گذاشت و همان پایه تأسیس مرکز پلنینگ فامیلیال شد.

 نتیجه‌گیری:
تمامی این قوانینی که به نفع زنان وضع شدند باعث شدند تا یک تحولی در نقش آنان و لذا در استاتوی آنان بوجود بیاید. ما به این دلیل این حرف را می‌زنیم که به یمن آنچه که بعد از جنگ به نفع زنان به تصویب رسید مثل حق رأی و یا تغییرات نظام زناشویی در سال ۱۹۶۵ که به آنان اجازه باز کردن حساب بانکی را داد یک سیالیت اجتماعی و یک تغییر استاتویی برایشان بوجود آمد. این تغییر استاتو آنان را با مردان برابر کرد. پس می‌توان گفت که مقاومت باعث شد تا بعد از جنگ استاتوی زنان در جامعه متحول گردد.
در خلال جنگ بود که ایدئولوژیها تغییر کردند و در مقاومت بود که زنان حق رأی دادن و حق انتخاب شدن را بدست آوردند. آنان شجاعت خود را نشان دادند، ریسک‌های خارق العاده‌ای کردند، از افراد مخفی مقاومت پذیرایی کردند و ارسال پیامها را تضمین نمودند… دیگر محروم کردن آنان از حق رأی ناممکن بود. این ژنرال دوگل نبود که به آنان حق رأی داد. این زنان بودند که این حق را با افتخار و غرور بدست آوردند. (نوشته‌های جمع آوری شده توسط آنیک کوئیان، لوموند، جمعه ۹ مارس ۲۰۰۱)

در همین زمینه:
زنان در مقاومت فرانسه؛ راه طی شده

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.