برای یک ایران آزاد

زندانیان سیاسی ایران و نقش آنها درخیزش های مردم درگفتگو با حسین فارس

0

زندانیان سیاسی ایران علیرغم اینکه درهرلحظه ممکن است با تهدیداتی مواجه شوند ولی با موضع گیری های شجاعانه شان از اعتراضات و اعتصابات کارگران ؛ معلمین و سایر اقشار ؛ همچنین دادن بیانیه درمناسبت های مختلف ؛ روح مقاومت و ایستادگی را درجامعه می پراکنند. درهمین رابطه آقای حسین فارسی طی گفتگویی با شبکه تصویری ایران آزادی به سئوالات در مورد وضعیت زندانها و تاثیر زندانی سیاسی در مقاومت و قیام مردم و وظیفه‌ی ما درقبال زندانیان پرداخته وپاسخ میدهد

حسین فارسی:  ما ازچند زاویه میتوانیم به این موضوع بپردازیم یکی از زاویه نوع زندانی ، یکی از زاویه وضعیت خود زندانها از لحاظ بهداشتی و غذا و رفتار انسانی و غیره.. که ما طبعا موضوع صحبت‌مون زندانیان جرایم عادی نیست

موضوع صحبت ما دراینجا زندانیان سیاسی است که بخش عمده آنها در رابطه با مقاومت و تشکیل کانونهای شورشی دستگیر شدند ، برخی هم زندانیان عقیدتی هستند که بعلت فعالیتهای مدنی و اجتماعی دستگیر شدند بخشی از آنها زندانیان قیام دیماه ۹۶ و همچنین خیزشهای چندماه اخیر در شهرهای مختلف هستند که بخاطر شرکت در تظاهرات ضد حکومتی دستگیر شدند ، ‌ همچنین این طیف از زندانیان شامل کسانی میشود که در جریان اعتراضات و اعتصابات اقشار مختلف مثل کامیونداران ، معلمین، کشاورزان ، کارگران دستگیر و زندانی شدند. این زندانیان از لحاظ جغرافیایی هم در استانهای مختلف پراکنده هستند. از زندان زاهدان و زابل درجنوب شرقی ایران  گرفته تا ارومیه و سنندج در غرب ایران و خوزستان ؛ بندر عباس درجنوب ؛ تهران ؛ اراک ؛ اردبیل و  استانهای دیگر. که مقاومت ایران از این زندانها مرتبا اخبار و گزارشاتی در زمینه های مختلف دارد منتشر کرده و میکند .

حسین فارسی: در این رژیم که هیچ چیزش شفاف نیست ، و همه امور بار امنیتی دارد ، به دلیل ماهیت امنیتی رژیم هیچگونه آمار واقعی از تعداد زندانیان در دست نیست ولی از روی برخی خبرها میشود حدس زد که تعداد زندانیان در سالهای اخیر همزمان با اوجگیری قیام و اعتراضات اقشار افزایش زیادی داشته است

حسین فارسی:  اگر منظور شما وضعیت معیشتی و استانداردهای انسانی زندانهاست که باید بگویم در عمر ۴۰ ساله این رژیم زندانها هرگز مطابق استانداردها نبوده و نیست. از لحاظ تغذیه ، امکانات زیستی، محل زندگی ، تراکم،‌ خلاصه از هیچ لحاظی زندانها قابل تحمل نیست.

اجازه بدهیدکه نگاهی بکنیم به گسترش پدیده زندان در این رژیم . این رژیم بخصوص در ۲۰ سال گذشته دست به ساخت و سازگسترده زندان زده است. درتهران وکرج این موارد را داشتیم : طرح گسترش زندان قزلحصارکه درمجموع واحدهایی که توسط آخوندها ساخته شده بزرگتر و بیشتر از قسمتهای قدیمی این زندان است . گسترش زندان گوهردشت. فردیس کرج  . ساخت زندانهای تهران بزرگ ؛ فشافویه و کهریزک در جنوب تهران و قرچک در شرق تهران .

با وجود اینهمه زندانسازی ، بازهم زندانها چندین برابر گنجایش واقعی شان زندانی دارند. بطوریکه مثل دهه شصت الان هم بعضا زندانی مجبوراست که در سرویس بهداشتی بند بخوابد . و گاها زندانی جایی برای خواب ندارد و مجبوراست صبر کند تا روز بعد که کسانی که خواب بودند بیدار شوند تا جایی برای خوابیدن پیدا بکند.

از نظر تغذیه درعموم زندانها میزان غذایی که داده میشود اغلب زندانیها رو سیر نمیکند. از نظر بهداشت، وضعیت در بسیاری از زندانها قابل تحمل نیست و هیچ رسیدگی بهداشتی وجود ندارد.

از نظر رفتار با زندانیان که اساسا هرگز در این رژیم رفتار انسانی با زندانی مفهوم ندارد.  واین امر بخصوص در زندانهای سیاسی ضریب میخورد  مثل سال ۹۲ که به بند ۳۵۰ حمله کرده بودند یا همین سال گذشته که بند سیاسیها را در گوهر دشت موردحمله قرار دادند و آنها را به یک بندی منتقل  کردند که تعداد زیادی دوربین مراقبتی نصب شده بود. یا رفتاری که با زندانی سیاسی سهیل عربی داشتند . رفتاری که با زندانی سیاسی ارژنگ داوودی داشتند که الان حدود ۹ ماه میشود که در یک سلول انفرادی در زندان زاهدان محبوس است  حتی اجازه هواخوری هم به وی نمیدهند. یا مثلا در زندان اردبیل زندانی را در سرمای زیر صفر در حیاط زندان با زنجیر می بندند و کارهای وحشیانه دیگری از این قبیل .

یک گزارشی هست از زندان اوین که مربوط به همین یکی دوهفته قبل است  . این گزارش را یک زندانی به بیرون فرستاده است. بنظرمن همین یک گزارش کافی است که بدانیم وضعیت زندانها چطوری است؛ چون وقتی زندان اوین که در پایتخت هست و تا حدی زیر مانیتور هم هست وضعیتش اینطور باشد دیگر معلوم است که در زندانها ی شهرستانها و جاهای دور افتاده چه خبراست. در این گزارش آمده:

«چندین ماه است که شمار زندانیان در اینجا به شدت افزایش یافته است تا حدی که همه اتاقهای اندرزگاه ۸ ، زندانی کف خواب (بدون تخت) دارد و علاوه بر این حسینیه سالنهای این اندرزگاه نیز شبها مملو از زندانیانی است که مجبور هستند در شرایطی سخت با کمترین فاصله نسبت به یکدیگر تنگاتنگ هم بخوابند. این در شرایطی است که برخی از این زندانیان از بیماریهای مختلف در رنج هستند و شرایط نامساعد نگهداری آنها باعث شده است که این بیمارهای به دیگران سرایت کند و تعداد بیشماری در این اندرزگاه بیمار شوند.

از سوی دیگر بهداری زندان به هیچ وجه جوابگوی این بحران بیماری نیست نه پرسنل حرفه ای و کافی برای این تعداد بالای زندانیان وجود دارد و نه داروهای مناسب و باکیفیت. از سوی دیگر آن دسته از زندانیان که درمان بیماری شان در بهداری زندان میسر نیست به بیمارستان در خارج از زندان اعزام نمی شوند. ناگفته نماند که در سال گذشته این بحران منجر به چند مورد فوت زندانیان شده است …..»

حسین فارسی:  همانطور که گفتم زندانی سیاسی یک طیف هست در این رژیم ، زندانیان مربوط به قیام اخیر که از دیماه ۹۶ شروع شده ، همانطور که اطلاع دارید تعدادی از آنها در زندان به فجیعترین حالت خودکشی شدند . در تهران و اراک و خوزستان رژیم این کار را کرد. در خیلی از شهرها ما آمار و اطلاعات درستی از وضعیت این زندانیان نداریم بخصوص  که رژیم این اطلاعات را مخفی میکند.

زندانیان مربوط به اعتراضات صنفی اقشار مختلف هم بشدت تحت فشار روانی وجسمی  هستند. بطور مثال اسماعیل بخشی آنقدر شکنجه شده که رژیم مجبور شده او را به بیمارستان منتقل بکند. یا درمورد کامیونداران اعتصابی که عده ای را دستگیر کردند ، یکی از باصطلاح مقامات قضایی رژیم صحبت از اعدام آنها کرده بود.

اما درمورد زندانیان مربوط به مقاومت ایران، آنها هم درحال حاضر تحت فشار هستند و مثل سایر زندانیان از کمبودها و فشارها در رنج هستند . اما تفاوت زندانیان سیاسی و عقیدتی با سایر زندانیان ، روحیه و مقاومت آنهاست و همین امر آنها را از سایر زندانیان متمایز میکند . بطور مثال ما شاهد هستیم که این زندانیان قهرمان درحالیکه در چنگال دشمن اسیر هستند ، به هرترتیب که شده با تحولات جامعه و مقاومت همگام هستند . از موضعگیری و دادن بیانیه و پیام و  نامه و حتی فایل صوتی. درحالیکه میدانند اینها برایشان خطر دارد . بعنوان مثال پیام تعدادی از این زندانیان مقاوم خطاب به کارگران اعتصابی نیشکر هفت تپه  ویا پیام سه زندانی سیاسی از زندان گوهر دشت در رابطه با ۱۶ آذر که مربوط به همین روزهای اخیر هست. ویا پیام زندانی سیاسی ابوالقاسم فولادوند به برنامه همیاری سیمای ازادی .

حسین فارسی:  زندانی سیاسی در هر جنبشی بی شک یک منبع الهام و انگیزش بوده و هست و خواهد بود. زندانی سیاسی که فقط بخاطر عقایدش در زندان است  مثل یک الگو و چراغ راهنما برای توده های مردم عمل میکند. زندانی سیاسی با بخطر انداختن خودش پیام امید و عصیان به مردم تحت ستم میدهد و آنها را به مقاومت و مبارزه بر می انگیزد . او به مردم این پیام را میدهد که برای آزادی باید قیمت داد و نباید از قیمت دادن هراس داشت. گفتم که زندانی سیاسی در هر شرایطی با تحولات بیرون از زندان همگامه و نقش خودش را ایفا میکند.

بعنوان مثال پیام زندانیان سیاسی زندان گوهر دشت خطاب به کارگران هفت تپه را که  نمونه خوبی است دراین پیام گفته شده: «مقاومت و ایستادگی با شکوه کارگران شریف و زحمتکش نیشکر هفت‌تپه و فولاد اهواز، پژواک دیگری از فریاد خشم کارگران و ستم دیدگان خلقی است که از غارت و ستم حکومتی غرقه در فساد و دزدی به ستوه آمده‌اند».

و اضافه میکنند : «ما زندانیان سیاسی زندان گوهردشت، ضمن حمایت از کارگران شریف هفت‌تپه و فولاد اهواز، بر عزم و اراده آنان درود می‌فرستیم و دیگر اصناف و اقشار تحت ستم را به اتحاد و همبستگی با آنان فرامی‌خوانیم. چرا که معتقدیم یگانه راه‌حل مشروع و عادلانه علیه ظلم و چپاول، تنها از مسیر خیزش و قیام می‌گذرد».

همچنین پیام سه زندانی سیاسی (پیام شکیبا؛ آرش صادقی ؛ مجید اسدی )؛ که از فعالین دانشجویی بودند در مورد ۱۶ آذر که بسیار انگیزاننده است. آمده است.

«از ۱۶ آذر ۳۲، زمانی که آن سه قطره خون خروشان بر صحن دانشگاه جاری شد، در سنت مبارزه بی وقفه علیه استبداد، دانشجویان نقشی پیشتاز و پیش برنده در جامعه داشته اند.

روزگاری شعار ما این بود که دانشگاه سنگر آزادی است، چرا که دانشجویان می بایست با مرزبندی قاطع با همه دسته جات و باندهای حکومتی، آرمان آزادی را با ایستادن در پیشانی صف پیکاری اجتماعی در برابر استبداد جستجو کنند. حال در شرایطی که اقشار مختلف جامعه، از کارگران هفت تپه و فولاد، معلمان، کامیونداران، کشاورزان و… فریاد حق طلبی و آزادی خواهی سر می دهند، تعهد مبرم و تاریخی دانشجویان اقتضای آن دارد تا متشکل تر و فعال تر از گذشته پا به میدان نهند و بخشی از مسئولیت این قیام را خلاقانه بر دوش گیرند».

در پایان اضافه کردند : «برپایی مراسم ۱۶ آذر به مثابه پاسداشت و زنده نگهداشتن یک سنت و آیین تاریخی اعتراض و عصیان علیه استبداد،کارزاری است که عزم و اراده دانشجویان را در اتحاد و همبستگی با اعتراضات و اعتصابات دیگر اقشار ستم دیده اعتلا می بخشد. از این رو ،همه دانشجویان سرافراز و آگاه را فرا میخوانیم تا برای بزرگداشت این روز در هر دانشکده و دانشگاه متشکل و هم صدا به پا خیزند».

مورددیگه درهمین آبان ماه گذشته در مورد ربودن آقای هاشم خواستار، زندانی سیاسی مهدی فراحی‌شاندیز که خودش دبیر دبیرستانهای تهران بوده یک پیام از زندان منتشر کرد و در آن پیام نوشت:

« زمانی که دیکتاتورها به پرتگاه سرنگونی نزدیک می‌شوند، آنگاه که نمی توانند وجدانهای آگاه ملتها را خاموش کنند، دست به ترفندهای جنایتکارانه ای می زنند که تنها زمان سقوطشان را سرعت می‌بخشد».

و ادامه میدهد : «به خامنه ای و عوامل اطلاعاتی جنایتکارش می گویم ما دیوانه نیستیم، این شما و تمام دم و دستگاهتان هستید که جنون ریختن خون ملت ما را دارید. اطمینان داشته باشید که ما حاکمیت شما را سرنگون می‌کنیم. روزگار شما به سر آمده است.دوران ۴۰ ساله جنایت و کشتار، قتل مخالفان و اعدامهای جمعی و چپاول شما در ایران بسر آمده است. ایران روزگار نوینی را به انتظار نشسته است که در تقدیر است و خورشید گرمابخش آزادی ملت ایران به زودی خواهد درخشید».

می بینیدکه زندانی سیاسی چطور نقش انگیزاننده برای توده های مردم به جان آمده دارد و واضحتر از این نمیشود نقش آنها را توضیح داد.

حسین فارسی:  در این مدت اخیر ما فعالان صنفی معلمین را داشتیم که دستیگر شده بودند. بعدکارگران اعتصابی هفت تپه بودند که عده ای از آنها ازاد شدند . مورد دیگه کامیونداران اعتصابی بودند که بخاطر اعتصاب و اعتراض صنفی دستگیر شدند .

درمورد کامیونداران خبر زیادی ندارم  اما در مورد کارگران هفت تپه هنوز اسماعیل بخشی و علی نجاتی و همچنین خانم سپیده قلیان در زندان هستند . این خانم خبرنگاراست که خبرهای اعتصاب و تظاهرات کارگران هفت تپه را پوشش میداد .همانطور که اشاره کردم ،درمورد اسماعیل بخشی  آخرین خبری که داشتیم این بودکه بعلت شکنجه وحشیانه توسط گشتاپوی آخوندها یعنی همان وزارت اطلاعات ، دچار صدمات جسمی شده وبه بیمارستانی در اهواز منتقل شده.

البته هدف رژیم از دستگیری فعالین صنفی سرکوب و ایجاد رعب و وحشت است  .  اما درهمین مدت اخیر دیدیم که تیرش به سنگ خورد و این دستگیریها نه تنها باعث خاموشی قیام نشد بلکه تبدیل به موتور محرک قیام و یکی از خواسته های این اقشار زحمتکش شد که باعث تداوم و رادیکال شدن اعتراضات شد بطوریکه این روزها در تظاهرات کارگران فولاد اهواز شاهد هستیم که با کارگران نیشکر هفت تپه اعلام همبستگی میکنند و خواستار آزادی کارگران زندانی هفت تپه هستند

حسین فارسی:  طبعا راه حل تداوم اعتراض و تظاهرات و فشار آوردن به این رژیم است  . این رژیم در ضعیفترین نقطه قرار دارد و دیگر نمیتواند مثل سابق ادامه بدهد . نمونه های اخیر گواه این واقعیت است . دیدیم که آقای هاشم خواستار را ربودند و به بیمارستان روانی بردند و تحت بازداشت بود اما بعلت ایستادگی و پافشاری دوستان و خانواده، رژیم مجبور شد ازادش کند . یا همین فعالین صنفی معلمین که دیروز ازاد شدن .  و یا کارگران هفت تپه که وقتی دوستانشون و مردم شهر شوش برای آزادیشان تظاهرات و ایستادگی کردند رژیم مجبور شد اکثر اونها روآزاد کند .

بنا بر این تجربه و واقعیتهای موجود نشان داده که راه حل در مقابل این رژیم فقط و فقط مقاومت وایستادگی است.

وقتی که زندانی ازجان خودش مایه میگذارد و این نقش انگیزاننده را دارد ، درطرف دیگر ما باید صدای زندانی باشیم و هرچه رساتر و بلندتر صدایشان را به همه دنیا برسانیم. این یک رابطه متقابله . بنا بر این از همه هموطنان میخواهم درهر  کجای جهان که هستند صدای زندانیان در بند باشند و همچنین از هرطریق که میتوانند اطلاعات مربوط به زندانها و زندانیان را به مقاومت ایران برسونند.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.