برای یک ایران آزاد

زندان و زندانی در نظام دیکتاتوری آخوندی؛ گزارشی از وضعیت زندانیان

0

زندان و زندانی در نظام دیکتاتوری آخوندی را باید در سطح مردم ایران آنهم پس از تظاهراتهای میلیونی مردم ایران در جریان انقلاب ضد سلطنتی بررسی کرد و به سابقه درخشان تمدن طولانی ایران و جایگاه و سطح مبارزات آزادیخواهانه همین یکصد ساله اخیر توجه داشت.

امید کوهنورد

«زندان مکانی است که اشخاص از نظر فیزیکی، محدود و توقیف و معمولاً از آزادی‌های شخصی محروم می‌شوند. زندان محیطی آسیب‌زا است که تعداد زیادی از افراد به سبب مشکلات اجتماعی، تربیتی و روحی در آن‌جا به اجبار، جمع شده‌اند.» [ویکی‌پدیا؛ زندان]
«سلب آزادی مخالفان سیاسی، پیشینه ای به قدمت قدرت های دولتی دارد و یکی از ابزارهایی بوده که دائما برای اِعمال خشونت سیاسی استفاده می شده است. استفاده از این ابزار در دوره های باستانی، به دلایل سیاسی، نسبتا محدود بود؛ زیرا مخالفت با قدرت حاکم، عموما پاسخی بسیار شدیدتر از سلب موقت آزادی در پی داشت. این پاسخ می توانست مرگ یا سلب دائمی آزادی و قرار گرفتن در موقعیت بردگی باشد.» [برترینها ۲۶ آبان ۹۶]
مجازات حبس یا زندان یکی از نخستین و قدیمی‌ترین مجازات‌هایی است که حاکمان برای از بین بردن مخالفانشان استفاده می‌کرده اند و بیشتر در سطح سران حکومت و خانواده های پادشاهان جریان داشته ولی زندانی سیاسی به معنای نزدیک به آنچه امروزه در دنیا مرسوم است تاریخی طولانی ندارد بدلیل اینکه تعداد زندانیان سیاسی کم و معدود بوده چرا که پادشاهان و حکام خودشان را نماینده «خدا» در زمین می‌دانستند مجازات هرگونه مخالفت با این «ماموریت خدایی» را مرگ می‌دانستند.
در سده های اخیر گفته می‌شود برای نخستین بار امیرکبیر در دوران قاجاریه و در سال ۱۲۶۶ هجری قمری با صدور فرمانی به لغو شکنجه و تغییر شرایط زندان و زندانی اقدام کرد اما با تبعید و سپس قتل امیرکبیر، اقدامات او نیز نافرجام ماند. مورخان، قدیمی‌ترین زندان بزرگ در تهران را زندانی به نام انبارشاهی عنوان کردند که در عصر قاجاریه زیر نقاره‌خانه ارگ یعنی محل فعلی بانک ملی در بازار قرار داشت.
از زندان و زندانی نوشتن آنهم در نظام دیکتاتوری آخوندی بسیار سخت است و از آن آسانتر کاری نیست! سخت است چون آنقدر جنایت و قسی القلبی و ددمنشی هست که آدم حیرت می‌کند و در می‌ماند و روح و روان آدمی را پریشان می‌کند. درمانده می‌شود که کدامیک را بنویسد که حق مطلب ادا شود و نوشته به درازا کشیده نشود و از طرف دیگر آسان است چون آنقدر هست و آنقدر گسترده و همه گیر و سراسر کشور آخوند زده ایران را در بر گرفته که غیر ممکن است روی موردی دست بگذاری و مظاهر عریان شکنجه های روحی و جسمی را نداشته باشد و بدلیل نهادینه بودن و تحت لوای دین بردن شکنجه، متاسفانه هیچ حد و مرزی ندارد و از طرف دیگر هیچ کدام از قوانین بین المللی و بشر دوستانه که حتی همین نظام آنها را پذیرفته را رعایت نمی‌کند و به همین دلیل ۵۶ بار بوسیله سازمان ملل بخاطر نقض حقوق بشر محکوم شده و نظام ولایت فقیه بخاطر نقض مستمر حقوق بشر علی رغم سیاست رذیلانه مماشات علاوه بر محکومیت پیوسته اکثرا دارای شرایط اضطراری بوده و نماینده ویژه ای برای رسیدگی به نقض حقوق بشر، از طرف سازمان ملل برایش در نظر گرفته شده است.
به همین دلیل زندان و زندانی در این حکومت همراه و قرین بیشترین فشار بر روی خانواده و اطرافیان زندانی بوده و فرد زندانی هم پیوسته در معرض شکنجه و انواع محدودیتهای استقراری، صنفی، بهداشتی، پزشکی، دارویی و تنظیم رابطه های غیر انسانی و غیر اجتماعی آنهم جدا از اینکه در حال گذران دوران محکومیت خود است یا اینکه هنوز باصطلاح محاکمه نشده است.
نمونه ها خود گویاترین اسناد هستند که مواردی که در بالا گفته شد را بیان می کنند.
• «مرتضی پروین، فعال ترک (آذری) ساکن استان اردبیل که پیش‌تر در دادگاه بدوی به اتهام «اخلال در نظم عمومی» به خاطر شرکت در مراسم «قلعه بابک» به پرداخت جزای نقدی جایگزین حبس چهار ماهه و تحمل ۴۰ ضربه شلاق تعزیری محکوم شده بود، جهت اجرای حکم شلاق بازداشت و به دادگستری این شهر منتقل شد.
یک منبع مطلع در این خصوص گفت: «آقای پروین از تن دادن به اجرای حکم شلاق سر باز زد. تصمیمی که باعث خشونت مأمورین قضایی شده و ضرب و جرح و خونریزی در ناحیه سر و صورت برای این فعال آذربایجانی را به همراه آورده است. مرتضی پروین درخواست قاضی اجرای حکم مبنی بر صورت‌جلسه از بابت مشکل جسمانی برای ممانعت از اجرای این حکم را نپذیرفته و اعلام کرده چون این حکم تعرض به حقوق انسانی بوده و هم‌سطح شکنجه است، به غیر از آزادی بی قید و شرط به چیز دیگری تن در نخواهد داد. بدین رو نهایتا با پرداخت جزای نقدی توسط همراهانش که بخش دیگری از حکم صادره برای این فعال مدنی بوده، با تشخیص و دستور قاضی دادگاه حکم اجرا شده تلقی گشته و موجبات آزادی وی فراهم شد».
لازم به ذکر است میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی صراحتا استفاده از مجازات‌های تحقیر آمیز و نافی کرامت انسانی مانند شلاق را ممنوع کرده است.» [خبرگزاری هرانا ۱۸مهر ۹۷]
• «طبق گزارش نهاد آمار سازمان حقوق بشر ایران، از ابتدای سال میلادی جاری تا روز دهم اکتبر که روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام است، ۲۰۷ زندانی از جمله ۵ کودک‌-مجرم در ایران به دار آویخته شده‌اند، امیرحسین پورجعفر، علی کاظمی، محبوبه مفیدی، ابوالفضل چزانی شراهی و زینب سکانوند لکران نام این پنج کودک‌-مجرم است که توسط نهاد آمار سازمان حقوق بشر ایران به ثبت رسیده است.
سازمان حقوق بشر ایران در آستانه روز جهانی مبارزه با اعدام سال ۲۰۱۸ از تمامی نهاد های جامعه مدنی و شهروندان ایرانی می‌خواهد تا به جنبش لغو مجازات اعدام بپیوندند. سازمان حقوق بشر ایران همچنین از جامعه جهانی می‌خواهد تا لغو بدون قید و شرط اعدام متهمین زیر ۱۸ سال و اعدام‌ها در ملاء عام و آزادی فعالان زندانی مبارزه با اعدام را در صدر خواسته‌ها در مذاکرات با مسوولین جمهوری اسلامی قرار دهند. محمود امیری‌مقدم، سخنگوی این سازمان، می‌گوید: «اعدام مجازاتی غیر انسانی است که دیکتاتورها برای ایجاد وحشت در جامعه و ادامه حکومت خود از آن استفاده می‌کنند»
به گمان برخی مقامات ایرانی، از آنجا که مجازات اعدام برای قتل عمد، محاربه، افساد فی الارض، تجاوز، همجنسگرایی و … مستقیم از قوانین شرعی استخراج شده، هر گونه مخالفتی با این نوع مجازات مخالفت با قوانین اسلام به حساب می‌آید. از همین رو علاوه بر اصرار بر ادامه اجرای احکام اعدام، نسبت به هرگونه تلاش برای تغییر آن مقاومت به خرج می‌دهند و با هرگونه فعالیتی علیه این مجازات غیر انسانی، برخورد می‌کنند.
صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه در آذر ۹۲ گفت: «همان‌طور که قبلا هم اعلام کردیم بسیاری از اشکالاتی که به ادعای نقض حقوق بشر مطرح می‌شود، از جمله مخالفت با اعدام، در واقع مخالفت با حکم اسلام است، چرا که قصاص نص صریح قرآن کریم است.»
از ابتدای سال میلادی جاری تا کنون ۲۰۷ زندانی در ایران اعدام شدند که تنها ۷۵ نفر از ایشان توسط رسانه‌های داخل ایران اعلام شده است.» [سازمان حقوق بشر ایران ۱۸ مهر ۹۶]
• «روز ۱۷ شهریور ۱۳۹۷، شش تن از هواداران یک چهره مذهبی موسوم به «یمانی» در شهرستان ایذه توسط مأموران امنیتی بازداشت شدند.
یک منبع مطلع گفت: «نیروهای امنیتی در ساعت ۳ بامداد هفدهم شهریور‌ماه سال جاری، ۶ تن از هواداران گروه موسوم به «انصار امام مهدی» در شهرستان ایذه بازداشت و سپس خانه‌های برخی از آنها را تفتیش کردند. پس از گذشت یک ماه بی‌خبری از محل بازداشت و وضعیت آنها، به تازگی مطلع شدیم آنها در هفته جاری به زندان منتقل شدند و برای آنها وثیقه تعیین شده است».
این فرد مطلع افزود: «طی این مدت مشکلات متعددی برای خانواده‌های این افراد به وجود آمده و در شرایط سختی قرار دارند. این افراد به دلیل عقیده و هواداری از یک جریان با زمینه مذهبی بازداشت شدند».
دستگاه امنیتی حکومت ایران و به طور خاص وزارت اطلاعات دارای بخش‌هایی برای مقابله با ادیان، عرفان‌ها و جمعیت‌های فکری-دینی است که در چارچوب پذیرش فکری ایدئولوژی حکومت ایران نیستند.» [خبرگزاری هرانا ۱۸ مهر ۹۷]
• «رامین حسینی، از پیروان آیین یاری، روز سەشنبە (٣ مهر ٩٧)، زیر شکنجە نیروهای ادارە اطلاعات همدان بە قتل رسید. پس از انتشار خبر مرگ یک جوان کرد یارسانی با هویت «رامین حسینی» زیر شکنجە نیروهای اطلاعات همدان از سوی هەنگاو و دیگر منابع خبری، خبرگزاری «فارس» وابستە بە سپاه پاسداران با انتشار خبری تحت عنوان «اعدام متجاوز بە عنف در همدان» تلاش کردە است کە دلیل مرگ این جوان کرد را تجاوز و آدم ربایی نشان دهد.
خبرگزاری فارس هویت این جوان کرد را «رامین مجیدی فر» اعلام کردە کە در تاریخ ٨ مرداد ماه اعدام شدە و نوشتە است «نامبرده به بیش از ٤٠ مورد ارتباط نامشروع طی ماه‌های گذشته با دختران و زنان متأهل که عموماً به اجبار بوده، اعتراف کرده است.»
رامین حسینی معروف بە رامین مشعشعی از ساکنین روستای «قلقل» شهرستان تویسرکان در استان همدان بودە و از خانوادەای مذهبی و از نوادگان نظام الدین مشعشعی از بزرگان آیین یارسان و طایفە تش بگی می باشد.
بە گفتە منابع مطلع، رامین حسینی اوایل اسفندماه ٩٦ از سوی نهادهای امنیتی شهرستان تویسرکان بە اتهام تبلیغ برای آیین یاری بازداشت و پس از مدتی بە ادارە اطلاعات همدان منتقل شدە است. وی پس از ٨ ماه بازداشت ۳مهر۹۷ زیر شکنجە نیروهای اطلاعات همدان بە قتل رسیدە و این نهاد امنیتی خانوادە این فعال یارسانی را تهدید کردە است کە نباید این خبر رسانەای بشود» [هه نگاو۱۰اکتبر ۲۰۱۸]
«آرش صادقی، کنشگر مدنی محبوس در زندان رجایی شهر کرج که چندی پیش تحت عمل جراحی قرار گرفت و تنها سه روز پس از عمل جراحی و علیرغم نظر پزشک بر لزوم تحت نظر ماندن وی به زندان بازگردانده شد، دچار عفونت شدید در ناحیه دست راست شده اما به دستور رستمی، دادیار ناظر بر زندان از اعزام وی به بیمارستان امام خمینی جلوگیری می‌شود. گفتنی است که از چندی پیش مشخص شد آرش صادقی به نوع بدخیم سرطان استخوان به نام کندرو سارکوم مبتلا شده است… روز چهارشنبه ۴ مهرماه نیز سازمان عفو بین‌الملل با صدور بیانیه‌ای گفت: «مقامات ایران با ممانعت از دسترسى آرش صادقى ‌به مراقبت هاى درمانى و بى اعتنایى به هشدارهاى پزشکان، در حال شکنجه دادن این مدافع حقوق بشر که از سرطان رنج می‌برد، هستند».» [هرانا ۱۸مهر ۹۷]
«شهرام تخشا به اتهام قتل دستگیر شده و در تعقیب و گریز پیش از دستگیری گلوله به پایش اصابت کرده. پس از درخواست اعزام به بیمارستان، قاضی ناظر زندان به وی گفته است که چون تو متهم به قتل هستی و احتمالا اعدام خواهی شد لازم نیست به بیمارستان اعزام و مداوا شوی».
همچنین یک زندانی دیگر به نام «حسین کریمی» فرزند نبی نیز که به اتهام سرقت در بند قرآنی زندان سنندج محبوس است به دلیل عدم موافقت قاضی ناظر زندان با مرخصی وی علیرغم داشتن شرایط مرخصی از روز گذشته ۱۷ مهرماه ۹۷ دست به اعتصاب غذا زده و به انفرادی منتقل شده است.
یک زندانی دیگر به نام «رضا (مرتضی) علیزاده» که به اتهامات مالی در بند قرآنی این زندان در حال تحمل حبس است به دلیل عدم موافقت قاضی ناظر زندان با مرخصی وی هفته گذشته در اعتصاب غذا بوده و با وجود پایان اعتصاب به صورت تنبیهی و کف‌خواب به بند مشاوره این زندان منتقل شده است.
این منبع در ارتباط با این دو زندانی افزود: «اعتصاب غذای حسین کریمی و رضا (مرتضی) علیزاده در اعتراض به برخورد قاضی ناظر زندان با ایشان و مخالفت با مرخصی آنها بوده است با این حال تنها پاسخ قاضی ناظر زندان به آنها، انتقال به انفرادی و انتقال تنبیهی به صورت کف‌خواب به بند مشاوره بوده است».
برخورد نامناسب قاضی ناظر زندان سنندج با زندانیان مسبوق به سابقه است به طوری که در تاریخ ۲۷ مردادماه سال جاری چندین زندانی به دلیل رفتار بد این قاضی با زندانیان و خانواده آنها اقدام به خودکشی کردند و یکی از این زندانیان به نام اقبال خسروی، ۳۶ ساله از بند ۶ زندان سنندج جان خود را از دست داد.
هرانا پیشتر نیز در تاریخ ۲۳ مردادماه ۹۷ در گزارشی از عدم رسیدگی پزشکی به وضعیت بد پای یک زندانی دیگر محبوس در این زندان به نام غلامرضا (شورش) مروتی خبر داده بود. این زندانی که از ناحیه تاندون پا دچار مشکل جدی شده بود با مخالفت مسئولین زندان جهت اعزام به بیمارستان و مداوای پایش مواجه شده بود.» [هرانا ۱۸مهر ۹۷]
«روز شنبه ۲۱ مهر ماه ۹۷، زندانی سیاسی آرش صادقی محبوس در زندان رجایی‌شهر در اعزام به بیمارستان برای درمان توسط دو مامور زندان به طرز وحشیانه‌ای مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.
روز شنبه ۲۱ مهر ماه ۹۷، زندانی سیاسی آرش صادقی برای مداوا به بیمارستان اعزام شد و به تشخیص پزشکان با توجه به ضعف جسمانی و شرایط تنش‌زای زندان، ریل شیمی درمانی برای وی توصیه نشده و به وی گفته شده که باید تحت نظر باشد تا در صورت رشد مجدد تومور تحت عمل جراحی قرار بگیرد.
به گزارش دریافتی؛ در بیمارستان دو مامور زندان وحشیانه با آرش صادقی درگیر شده و یکی از سربازان با مشت به دست عمل کرده آرش ضربه زده و دست چپش نیز که دست بند داشته زخمی شده است.» [ایران آزادی ۲۲مهر ۹۷]
علی رغم تمامی شکنجه های روحی و جسمی که سرکردگان زندانهای حکومت بر زندانیان بطور عام و خصوصا زندانیان سیاسی اعمال می‌کنند اما این زندانیان قهرمان سیاسی هستند که به هیچ وجه از اراده و ایمانشان برای «آزادی» ایران و ایرانی کوتاه نمی‌آیند و این مسیر شورانگیز و البته پر از درد و رنج ولی غرور آفرین ادامه دارد ….

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.