برای یک ایران آزاد

زندگی لاکچری آقازاده ها نمونه بارز فساد و چپاول در نظام آخوندی : گفتگو با حسین میرداماد

1

زندگی لاکچری آقازاده ها  نمونه بارز فساد ؛ چپاول و چنگ اندازی به پست‌های مهم کشوری و لشگری،است و این روزها به موضوعات حساس اجتماعی تبدیل شده است.  علت چیست؟ درچه ابعادی است ؟ چه کسانی  افشا میشوند؟! و چه کسانی مخفی می‌مانند؟! اصلا آقازادگی چه پدیده‌ای هست، و در چه دستگاهی بایدبه آن نگاه کرد؟ وبسیارسئوالات دیگر. درهمین رابطه آقای حسین میرداماد طی گفتگویی با شبکه تصویری ایران آزادی آن رامورد بحث قرارداده وبه سئوالات پاسخ میدهد

حسین میرداماد: یکی در رابطه با صحبتهای اخیر برایان هوک نماینده ویژه وزارت‌خارجه آمریکا در امور ایران بود که اشاره کرد: «در حالی که سران رژیم ایران شعار مرگ بر آمریکا سر می‌دهند و به امریکا میگویند شیطان بزرگ ولی خانواده‌های خود و فرزندان‌شان را به کشور به‌اصطلاح «شیطان بزرگ» می‌فرستند تا با استفاده از پول مردم ایران در آنجا زندگی و تحصیل کنند». در همین فضا بود که آخوند مجتبی ذالنور، که عضو مجلس ارتجاع از قم و از نزدیکان مجتبی خامنه‌ای پسر خامنه‌ای هست، او هم یک اعتراف دیگری کرد، در مصاحبه‌یی با روزنامه حکومتی اعتماد گفته بود: «وقتی آقای اوباما در جریان بحث برجام تصمیم گرفت به آقایان حال بدهد، (با همین لحن بیان کرده) به ۲۵۰۰ نفر از ایرانیان تابعیت اعطا کرد و برخی آقایان و مسئولان با یکدیگر مسابقه گذاشتند که فرزندان‌شان جزو این ۲۵۰۰ نفر باشند»، ببینید مسابقه می‌گذاشتند که از این امکانی که امریکا برای آنان باز کرده در آنجا در واقع زندگی وتحصیل و آلاف و الوف داشته باشند، و این امکان در دوران اوباما سر داستان برجام که در واقع امتیاز ویژه به اینها داد، اوباما علاوه بر قرارداد برجام امتیاز ویژه دیگری هم به روحانی داد از جمله همان یک میلیارد و خورده‌ای پول که سوار هواپیما کرد و تحویل داد که این امکان را اینها صرف آقازاده‌های خودشان کردند و همینطور که آخوند ذالنور می‌گوید سرو دست می‌شکستند که نفراتشان را بفرستند تا از این امکان استفاده کنند و آنجا دو تابعیتی شوند، موضوع دیگری که این هفته روی میز آمد، موضوع انتصاب کامبیز مهدی‌زاده داماد آخوند روحانی رئیس جمهور رژیم که به سمت معاون وزیر صنعت معدن و تجارت بود که سرو صدا کرد و بالا گرفت که این چه صلاحیتی دارد و برای چی این را آوردید، در همین اثنا بحث داماد آخوند خاتمی خرچنگ نظام و امام جمعه موقت تهران به نام حسین میرخلیلی در دفتر نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه رژیم، بنابراین موضوع آقازاده‌ها و در حقیقت دامادهای رژیم و بستگان رژیم از طریق این فضای اجتماعی که بوجود آمد مطرح شد.

حسین میرداماد: این موضوع از چند جنبه اهمیت دارد، ازجمله موضوع فساد و چپاول در رژیم آخوندی یکی از مهمترین عرصه‌های رویارویی مردم ایران با رژیم آخوندی هست همین الان مردم شعار می‌دهند «یک اختلاس کم بشه، حق ما پرداخت میشه»، همه اقشار هم میگویند و نه یک قشر خاصی مثلاً معلمین این را بگویند، همه کارگر، معلم، بازاری، غارت‌شده‌ها، بازنشسته‌ها، کامیونداران همه همین را میگویند، هر قشری که در جامعه در حال تظاهرات هست همین را می‌گوید، که از یکطرف فساد و چپاول را مردم می‌بینند، از طرف دیگر غارتگری بی حد و مرزی که این باندهای رژیم از جمله آقازاده‌ها دارند، و بستگان‌شان که در غارت هیچ مرزی ندارند. موضوع بعدی فساد در رژیم گسترده شده به نحوی که گندیدگی آن از مرزهای ایران هم عبور کرده است، همین آقای براهان هوک که از موضوع آقازاده‌ها صحبت کرد انگشت روی فساد در ایران گذاشت که چه فسادی در ایران هست اینها پول مردم ایران را بر می‌دارند و می‌آورند اینجا خرج عیاشی‌های خودشان می‌کنند، در سطح بین‌المللی هم دامنه این فساد و رشوه‌های رژیم دیده می‌شود، همین الان رشوه‌ای توتال که به رژیم داده، هنوز رژیم نیامده بگوید این رشوه را به کی داده است.

حسین میرداماد: سابقه پدیده آقازاده‌ها به قبل از انقلاب و دستگاه آخوندی بر می‌گردد اصلاً کلمه آقازاده در مقابل اشراف‌زاده، در مقابل شاهزاده تولید شده است، آقازاده به فرزندان پسر معمولاً مراجع تقلید و مجتهدین و کسانی که آخوند کله‌گنده بودند اطلاق می‌شد، فرزندان این‌ها معمولاً کم سواد بودند ولی کارچاق‌کن پدرشان بودند، پول‌های سهم امام، خمس و زکاتی و صدقات را می‌گرفتند و خرج زندگیهای اشرافی خودشان می‌کردند، پس این واژه مربوط به قبل از انقلاب است از بعد انقلاب نیامده است، منتهی بعد از انقلاب از آنجایی که حاکمیت ولایت فقیه بر اساس سرقت حاکمیت مردم نفی حاکمیت مردم بنا شده و خمینی رهبری انقلاب مردم ایران را ربود به واقع به هیچ قشر اجتماعی تکیه نداشته و هنوز هم ندارند و تمام اقشار اجتماعی علیه رژیم هست، حتی یک قشر اجتماعی نیست که حامی این رژیم باشد، از کارگران، معلمان، کشاورزان، حتی بازاریان (چند دور اعتراض و تظاهرات بازاریان از سال ۸۸ تا الان داشتیم) در واقع هیچ قشر اجتماعی از این رژیم پشتیبانی نمی‌کند، پس این رژیم دشمنی هست که نمی‌خواهد به مردم بدهد از همان ابتدای انقلاب هم ویژگی برتر خمینی انحصار طلبی بود و بقیه را حذف می‌کرد، وقتی می‌خواهد بقیه را حذف بکند باید یک دستگاهی راه بیندازد بنابراین یکسری باندهای وابسته به خودش را شکل داد، از پاسداران تا آخوندها تا امثال اینها، در واقع در مرور زمان این باندهای مافیای تشکیل دهنده کاست حکومتی ولایت فقیه را تشکیل می‌داند، این‌ها به تدریج برای تضادهای که برای رژیم پیش آمد یکسری ریزش کردند، یکسری کشته شدند، یکسری بازنشسته شدند آن قشر حکومتی که نیاز دارد خودش را حفظ بکند به سمت بستگانش آمد که بیشتر از آنها دفاع کنند یعنی هر باند مافیای رژیم می‌دید اگر کسانی دیگر وارد بکند امکان خروجش از دستگاه آن حلقه مافیای خودش بیشتر است بنابراین در طول زمان عنصر آقازادگی و فساد اینها بیشتر مطرح شد اول در زمانهای قدیم آقازاده‌ها بچه آخوندهای کله‌گنده و مجتهد و مرجع تقلید بودند در دوره جدید حتی کارگزاران رژیم و سرداران سپاه و پسر و دخترهای نماینده‌های مجلس رژیم و قضائیه آخوندها و حتی اخیراً من دیدم سرکرده‌های دستگاههای ورزشی و ارگانهای ورزشی رژیم، به فرزندان اینها هم آقازاده میگویند و علاوه بر پسرها، دخترانشان هم همینطورهستند بنابراین دستگاهی تشکیل دادند برای حفظ همین رژیم، اینطوری نیست که فقط یک زندگی اشرافی داشته باشند، حلقاتی هستند که بدون اینها کارشان پیش نمی‌رود.

حسین میرداماد: این را مردم الان با گوشت و پوست‌شان لمس می‌کنند، در جریان هفت‌تپه یک آقازاده، دجال‌بچه‌ای شرکتی که ۲۲۳ میلیون دلار درآمدش بوده به دومیلیون دلار به این آقازاده اسدبیگی فروختند، یعنی در واقع به اندازه یک‌درصد قیمت به ثمن بخت به آقازاده فروختند، چطوری این شرکت را نابود کرد؟ چطوری خون کارگران را در شیشه برد؟ فقط همین نیست بگذارید من یک نمونه را بگویم اخیراً در تیرماه بهمنی رئیس اسبق بانک مرکزی رژیم در زمان احمدی‌نژاد اعتراف کرد که «دارائی‌های آقازاده‌ها بیش از حساب ذخائر ارزی بانک مرکزی ایران است»، سایت حکومتی انتخاب در ۱۵ تیر ۹۷ از قول محمود بهمنی نوشته است «دو سال ارز ناشی از صادرات به کشور ما بازنگشته است، امروز اعلام می‌کنند ۱۴۸ میلیارد دلار موجودی حساب آقازاده‌های ما در بانکهای خارجی است، ذخایر کشور ما این قدر نیست، این موضوع نشان می‌دهد بیش از ذخایر ارزی کشور ما موجودی حساب آقازاده‌ها در خارج از کشور است، این ۵ هزار آقازاده در خارج از کشور چه می‌کنند؟ گفته می‌شود ۳۰۰ نفر از آنها درس می‌خوانند، بقیه آنها چه می‌کنند؟ شما سؤال کردید اینها چه دلیلی بر انهدام صنایع ایران دارد، ببینید آش چقدر شور شده که در مجلس رژیم یکی از نمایندگان بنام احمد امیرآبادی فراهانی عضو مجلس رژیم آمده و گفته: «امروز وضعیت معیشت مردم اصلاً مناسب نبوده و بسیاری از خانواده‌ها با کاهش ارزش پول ملی سرمایه‌هایشان کاهش پیدا کرده مشکلات زیادی برای آنها به‌وجود آمده است». و از آن طرف واگذاری کارخانه‌ها با قیمت‌های نازل به نور چشمی‌ها، و سپردن مناصب به آقازاده‌ها نیز یکی از موضوعاتی بود که امیرآبادی فراهانی آن را مطرح کرد: «امروز خصوصی‌سازی در کشور بلای جان کارگران و سرمایه مملکت و دولت شده است، امروز کشور جولانگاه نوکیسه‌ها، تازه به‌دوران رسیده‌ها، رانت‌خواران، آقازاده‌ها، دامادها، عمه‌زاده‌ها، خاله‌زاده‌ها و اقوام و فامیل برخی از مسئولان گردیده است»، نمونه دیگر: علیرضا محجوب دبیر ارگان ضدکارگری رژیم مرسوم به خانه کارگر که خودش یکی از سرکوبگران کارگران در این رژیم و کارش داغان کردن تشکلهای کارگری غیر حکومتی است، در سوم آذر ۹۷ در سایت حکومتی تابناک مصاحبه‌ای داشته و با تابناک در مورد خصوصی‌سازی صنایع کشور، گوشه‌هایی از پرده را بالا زد و درباره ماهیت خصوصی‌سازی صنایع و واگذاری کارخانجات کشور به آقازاده‌ها گفت: «واگذاری خوب بوده! یعنی «واگذارکننده» پول خود را گرفته (که دولت باشد)، «خریدار» هم سود خوبی کرده است، واگذاری از نظر قانونی درست بوده (راجع به هفت‌تپه می‌گوید)، ولی مشکل آنجاست که قوانین واگذاری ما بر اساس سوداگری تنظیم شده‌اند، قوانین ما بر اساس اهلیت، سابقه و تحصیلات و کار مرتبط نیست و ایراد اساسی دارد و تا زمانی که این قوانین اصلاح نشود، از این خروجی‌ها زیاد خواهیم داشت، هفت‌تپه تنها یکی از هزاران موردی است که شما می‌شناسید، من می‌توانم لیست ۲ هزارتایی از این واگذاریها به شما بدهم که همه دارای اشکالات اساسی هستند و دیر یا زود گریبان این کشور را خواهند گرفت. پس می‌بینید اصل موضوع این است که یک باند تبهکار، یک مافیا هستند و حالا بخشی از آن آقازاده‌های رژیم هست.

حسین میرداماد: من همانطور که عرض کردم اینها در یک کاست حکومتی هستند، این‌ها محصول تبهکارسازی و مافیاسازی در رژیم ولایت فقیه است تمام این مواردی که در فضای مجازی منتشر می‌شود به نظر من نک‌کوه یخ است، مثلاً یکی سوار بر پورشه می‌شود، پورشه مگر چقدر قیمت دارد؟ مثلاً ۳ میلیارد تومان، یک ویلا مگر قیمت آن چقدر است؟ می‌گوید ۱۴۸ میلیارد دلار اینها دزدیدند، میدانید یعنی چقدر؟ این کشور عراق کل بودجه‌ش ۷۰ میلیارد دلار است، یعنی ۲ برابر کشور عراق، خود رژیم آخوندها که بودجه را می‌خواهد به مجلس ببرد، ۴۰۰ هزار میلیارد تومان است، به دلار چیزی نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلار است که مربوط به کل کشور است، در حالیکه این‌ها ۱۴۸ میلیارد دلار دزدیده‌اند، پول به حساب اینها ریخته شده و اصلاً پول را برنگردانده‌اند.

حسین میرداماد: این‌ها که می‌آورند بخصوص در تلویزیون رژیم که مثلاً بله این آقازاده برق ندارد دارد در حالیکه می‌رود ترکیه صفا کند که چرا؟ برای اینکه مشخصاً آقا مجتبی خامنه‌ای را بپوشاند، خود این آقازاده اصلی که فساد تولید می‌کند خوب کجاست؟ مگر همین مجتبی خامنه‌ای نبود که ۱۸ ونیم میلیارد دلار طلا و شمش طلا و پول نقد ترکیه از اینها گرفت قاچاق کرده بودند و پول را به ایران برنگردانده بودند و میگویند درحال برگشت به ایران بوده و تریلی‌های که داشته این پولها را حمل می‌کرده اصلاآب از آب تکان خورد، پولی که این طرف و آن طرف و پول مردم ایران را که می‌ریزند در تنور جنگهای خامنه‌ای اینها چیست؟ یکسری که دم دستی هستند و ضرری به جای نمی‌خورد و هر کس می‌تواند پز مستضعفین را بدهد، طرفدار مردم هستم و چند تکه فیلم را هم نشان بدهد اینها مافیایی هستند که در کسب قدرت و ثروت در درون رژیم با هم ترکیب می‌شوند، تا بتوانند این رژیم را حفظ بکنند، نمونه‌های آن زیاد است، این‌ها در واقع مانع از این می‌شوند که استعدادهای واقعی مردم ایران بروز پیدا کند، حالا چند نمونه را برای شما میگویم: یکی ناصر واعظ طبسی (آقازاده عباس واعظ طبسی رئیس قبلی تولیت آستان قدس رضوی که الان آخوند جنایتکار رئیسی هست)، آقا ناصر در دوبی برای خودش یک بنیاد داشت به اسم “المکاسب” و این شرکت را به ۱۰۰ میلیارد تومان اختلاس متهم کرد، بعد، تیر ۱۳۸۰ آقا ناصر دستگیر و به زندان رفت ولی با ضمانت ابوی بیرون آمد، حمید یزدی (آقازاده محمد یزدی رئیس جامعه مدرسین قم و رئیس مجلس خبرگان بود که اخیراً در دعوای باندی نتوانستند او را به مجلس خبرگان ببرند)، (عباس پالیزدار، رئیس هیات تحقیق و تفحص مجلس هفتم از قوه قضاییه، که اسامی ۴۰ تا از اسامی آخوندها را افشاگری کرد بعداً به ۱۰ سال زندان محکوم شد) در اردیبهشت ۸۷ گفت: “آیت الله یزدی نامه نوشت به آقای فروزش (وزیر اسبق جهاد کشاورزی) که حمیدمان بیکار است، ترتیبی اتخاذ فرمایید تا از جنگل‌های شمال، جهت صادرات چوب بهره‌مند گردد. همان زمان آقای حمید یزدی مدیرکل حوزه ریاست قوه قضائیه بود! (این آخوند رئیس قوه قضائیه رژیم هست برای اینکه بچه‌ش، دستش را یک جای در غارت بند بکند در واقع این باندهای مافیایی، برای اینکه شبکه‌شان تکمیل بشود راست راست دروغ می‌نویسد، در حالیکه همان موقع مدیرکل حوزه ریاست قوه قضائیه بود) این کار هم انجام شد و جنگل‌های شمال به تاراج رفت. اخیراً پارسال پسر حمید رضا عارف (آقازاده محمدرضا عارف که در دوره ریاست جمهوری خاتمی معاون اول بود و الان نائب رئیس مجلس رژیم هست)، از او سؤال شد چرا این همه شغل دارید گفت من ژنم خوب است ما از هر دو طرف پدر و مادر خوب هستیم و مشاغلی که برای این آدم هست، تا حالا ۴ شرکت راه اندازی کرده، شرکت مخابراتی‌ام. تی. ان را دارد، یکی دیگر الیاس قالیباف (آقازاده محمدباقر قالیباف شهردار تهران و پاسدار بود و در سرکوب قیام ۸۸ هم نقش فعالی داشت و خودش می‌گفت سوار موتور شدم و مردم و جوانان را سرکوب می‌کرده است و چماقداری می‌کرده است و دزدیهای او در جریان شهرداری تهران افشا شد)، آقا الیاس عضو هیات مدیره موسسه رسانه‌ای “سیمای مهر هستی”، ناشر مجله “زندگی ایرانی” و صاحب امتیاز “فردا نیوز”، “شفاف” و “عصرایران”، رئیس هیات مدیره موسسه “شمس الشموس”، صاحب امتیاز مجتمع آموزشی “مهر هشتم” هست و بعد هم یک اختلاس چندهزار میلیارد تومانی در شهرداری تهران دست داشته که با دخالت به موقع دستگاه قضایی تبرئه شد.
فریدالدین حداد عادل (آقازاده غلامعلی حداد عادل، پدر زن آقا مجتبی است،). فرید حداد عادل رئیس شورای سیاست گذاری مجله “همشهری جوان”، عضو شورای سیاستگذاری خبرگزاری مهر، عضو شورای سیاست گذاری مجله “پنجره” و عضو شورای سیاست گذاری مجله “مثلث” است، مدیر مجتمع آموزشی “فرهنگ”، شما نگاه کنید اینها هر کدام چندین شغل و پست برای چی دارند؟ برای اینکه بتوانند این مجموعه نظام ولایت فقیه که متکی بر مردم نیست بتوانند حفظ‌ش بکنند، به همین خاطر مشاغل مختلف و دستشان در غارت باز می‌کنند، دستشان در سرکوب هم باز می‌کنند، همین اخیراً دیروز یکی از نمایندگان مجلس رژیم در مجلس گفت قرارگاه خاتم با دست باز کارگران را اخراج می‌کند و هیچکسی هم نمی‌تواند به آنها حرفی بزند، چرا؟ چون باندهای مافیایی هستند و در درون رژیم تمرکز ثروت و قدرت و نظامیگری و سرکوبگری باعث از دور خارج شدن مردم می‌شوند و خودشان اینگونه سر کار می‌آیند.

حسین میرداماد: این دستگاه که رژیم چیده است، در حقیقت به ته خط رسیده است، امروزه ما هر روز شاهد تظاهرات و اعتراضات اقشار مختلف علیه رژیم هستیم، قیام ایران که شکل گرفت لبه تیز نک حمله مردم به همین غارتگریها بوده ببینید شعار مردم چیست؟ «کشور ما دزدخونه ست، توی جهان نمونه‌س» بعد شعار می‌دهند «فریاد فریاد از این همه بیداد، از فقر و تبعیض و فرق» این همه تبعیضی که وجود دارد مردم ایران نمی‌خواهند، انقلاب کردند برای اینکه به آزادی وعدالت اجتماعی برسند نه که یک قشر فاسد، تبهکار و جنایتکار بیایند و مقدرات کشور را دست بگیرند و اینطوری تار و مار بکنند، هرگز این‌ها نمی‌توانند عمرشان را ادامه بدهند کما اینکه رژیم شاه هم نتوانست، رژیم شاه هم وقتی درآمدهای نفتی بالا رفت، ثروت‌های زیادی اشرف پهلوی و شمس پهلوی و شهرام پهلوی و باندهای وابسته به شاه و زندگیهای اشرافی و طاغوتی داشتند، این‌ها مگر عمر می‌کند، نمی‌تواند برای اینکه کشور مال یک طبقه خاص نیست، مربوط به همه مردم ایران است، نه مشتی آخوند و بچه آخوند، مال اینها نیست به همین خاطر اینها باید منتظر خشم آتشین مردم فقیر و گرسنه علیه این حضرات باشند که دیر یا زود شعله‌ور می‌شود.

حسین میرداماد: چند تا موضوع را بگوییم اولاً هر چه قیام مردم ایران جلومیرود و ضعف و فتور و ناتوانی رژیم هر چه بیشتر برملا می‌شود خیلی طبیعی است که اقشار مختلف اجتماعی به صحنه بیایند وعلیه رژیم وارد فعالیت بشوند حتی کسانی که ما فکر نمی‌کردیم مبارز باشند من یادم هست در زمان شاه وقتی تظاهراتها شکل گرفته و اعتراضات علیه رژیم شاه بود، مثلاً من اصلاً فکر نمی‌کردم یک کوچه پایین خانه ما آدمهای سیاسی باشند، بعد در تظاهرات دیدیم همه آدمهای آن کوچه به تظاهرات آمدند، چرا؟ چون فضا عوض شده بود، ضعف در رژیم برجسته شده، این طبیعت این شرائط هست، نیروهای انقلابی و پیشتاز اتفاقاً خودشان را فدا می‌کنند برای اینکه همه مردم وارد صحنه بشوند، در زمان شاه آن فدائیان اولیه مثل مسعود احمدزاده‌ها تئوری داشتند به اسم رد تئوری بقا پیشتاز، یعنی پیشتاز شهیدبشوند و مردم از روی خون اینها عبور بکنند و بیایند به عدالت و آزادی برسند و قیام کنند، پس ببینید اصلاً نیروی انقلابی از این بدش نمی‌آید و برای این کار می‌کند که همه توده‌های مردم بیایند وسط خیابان و وسط صحنه، برای آزادی و عدالت هر چه زور بزنیم از سرکوب رژیم تضعیف بشود و مردم هر چه وارد صحنه بشوند این به نفع ما است، به نفع مردم ایران و به نفع عدالت و آزادی اجتماعی است، آنچه در این سؤال دوست عزیزمان مطرح کرده هست بحث فرصت‌طلبی است، همان چیزی که در زمان شاه شناختش مشکل بود، علت آن چه بود؟ در زمان شاه انقلابیون در زندان بودند و رژیم شاه فضای برای خیمنی باز کرد و مجاهدین و رهبری مجاهدین آخرین دسته بودند که از زندان آزاد شدند بنابراین یک فضای برای باندهای آخوندها باز شد و دستگاه آخوندها که دست نخورده باقی مانده بود و در جامعه نمازشان را می‌خوانند و خمینی آمد و فضا برای او باز شد، این‌ها شروع کردن به حمایت از او و در خلائی که شاه بوجود آورده بود آزادی‌ها را کشته بود، انقلابیون را در زندان برده بود، فضا برای خمینی و آن آخوندا باز شد و وقتی مجاهدین بیرون آمدند فرصتی برای روشنگری اجتماعی نبود بنابراین آنها فرصت‌طلبانه آمدند و آن فضا را بردند، آن کسی که فرصت طلب هست، و نمی‌گوید من وارد قیام می‌شوم و وارد انقلاب می‌شوم او می‌خواهد موضع رهبری یک جنبش را دست بگیرد این بد است، چرا خیمنی بد است، چون در موضع رهبری انقلاب بطور واقعی نبود، در سطحی که می‌خواست مبارزه کند باید در همان سطح به او سهم داده می‌شد، به همین خاطر می‌بینیم ولایت فقیه چه تخریبی در جامعه ایران داشته است. بحثی که دوست ما می‌کند ناظر بر بخش فرصت‌طلب و کسانی که فرصت‌طلبانه می‌خواهند وارد بشوند هست، اما اینها کسانی هستند که ما به آنها میگوئیم آلترناتیوسازی مجازی و اینها بیشتر هیاهوهای هستند در صفحه مجازی بیشتر مطرح هستند، چون بطور واقعی در جامعه ایران مردم نگاه می‌کنند. کارنامه هر نیرویی که مدعی است را باید نگاه کرد، آیا در زمان خمینی تا الان تو چه مواضعی داشته است؟ در دوران جنگ حامی خمینی بوده یا نه؟ در دوران بمبارانها کجا بوده، در دوران این همه اعدامها کجا بوده؟ این ۴۰ سال را نمی‌شود پوشاند و مردم ایران هم خوب هوشیار هستند، امسال خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت در سخنرانی‌شان در کهکشان در تیرماه در پاریس یک فرازی داشتند که می‌خواهم این فراز را بخوانم: «صنعت آلترناتیوسازی مجازی و مونتاژ در بازار سیاست البته با کپی‌چسبان، این روزها رونق یافته است، که این هم از علائم دوران پایانی رژیم است. اما مسأله این است که چگونه می‌خواهند این رژیم را زمین بزنند؟ به‌خصوص که رود سرخ خون شهیدان به‌طور تاریخی نه جایی برای سبز شدن ارتجاع آخوندی باقی گذاشته نه برای ارتجاع سلطنتی»، (هیچکدام جایی ندارند، خون ۱۲۰ هزار مجاهد خلق در خونهای مردم و در رگهای مردم ایران می‌جوشد، ۳۰ هزار فقط قتل‌عام کردند، خمینی نوشته مجاهدینی که سر موضع هستند اینها را بکشید، ۳۰ هزار نفر گفتند ما سر موضع هستیم اینها را زده و کشته است، هر کسی که مدعی هست بیاید بسم‌الله)، «ادامه صحبتهای خانم رجوی، «حال اگر: بدون تشکیلات و سازمان رهبری‌کننده، بدون عبور از کوره‌های گدازان سنجش و آزمایش، و بدون پرداخت قیمت و فدا و مجاهدت، می‌توان به‌کار این رژیم پایان داد، ما می‌گوییم: بفرمایید، درنگ نکنید، اگر بدون سابقه و پشتوانه جنگیدن با دو رژیم، بدون مرزبندی با دیکتاتوری و وابستگی، بدون مقاومت سراسری و کهکشان شهیدانش و بدون در افتادن با اصل ولایت فقیه و اصلاح‌طلبان قلابی، می‌توان حاکمیت مردم را جایگزین کرد، بفرمایید، درنگ نکنید، اگر بدون مقابله با خمینی بر سر جنگ ضدمیهنی و گِل‌گرفتن تنور جنگ و شعار «فتح قدس از طریق کربلا»، بدون تحمیل آتش‌بس با یک‌صد رشته عملیات ارتش آزادیبخش ملی، و فتح مهران و پیشروی تا دروازه کرمانشاه، و بدون افشای جهانی برنامه‌ها و تأسیسات اتمی، موشکی، شیمیایی و میکروبی رژیم آخوندی، می‌توان آخوندها را به‌زیر کشید، بله درنگ نکنید. اگر بدون افشای جهانی نقض حقوق‌بشر و جنایت‌های رژیم در ۶۴ قطعنامه ملل‌متحد (الان شده ۶۵ قطعنامه) و بدون جنبش دادخواهی زندانیان سیاسی قتل‌عام شده در سال ۶۷، بدون کارزار اشرف‌نشانها در چهارگوشه جهان و پای‌فشردن بر حقوق ملت ایران به مدت ۴ دهه، بدون برنامه و طرح‌های مشخص شورای ملی مقاومت و دولت موقت برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران و سرانجام، بدون رهبری آزموده و مشخص که پنج دهه این مبارزه سهمگین را پیش برده، اگر بدون این‌ها می‌توان این راه ۵۰ ساله را یک‌شبه طی کرد و صرفاً با رویای حمایت خارجی در ایران تغییر واقعی ایجاد کرد، بفرمایید این گوی و این میدان. اما بگذارید بگویم که این خواب و خیال فقط با الگوی اشغال کشور عراق، یعنی با لشکرکشی خارجی متصور است، که نتیجه آن هم از قبل معلوم است. در این ۴۰ سال، مدعیانی که اهل قیمت‌دادن نبودند، همه، شانس خود را آزمودند. ولی واقعیتها و تجربه‌ها، نشان داده که این رژیم تاریک و سیاه، نه استحاله و اصلاح می‌شود. نه «سبز» و «مخملی»، سرنگونی این رژیم، لاجرم قیمت می‌خواهد. صداقت و فدا می‌خواهد. سازمان و تشکیلات و جایگزین مستحکم سیاسی می‌خواهد، کانون شورشی می‌خواهد و ارتش آزاد، در عین‌حال، چنان‌که مسعود رجوی در جمع‌بندی قیام دیماه گفته است: «ما رقیب کسی برای رسیدن به قدرت نیستیم، و قطعاً کسی هم رقیب مجاهدین در مسیر صدق و فدا و پرداخت‌کردن نیست». و این پاسخ آن دوست عزیزی که شما سئوالش را پرسیدید.

کلیپ کنفرانس

1 Comment
  1. Shab says

    امیدوارم یک روز بلاخره این فساد ها سایه شون از سر مردم کم بشه

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.