برای یک ایران آزاد

سارق انقلاب،‌ سارق عیدی و شادی مردم: فریدون سلیمی

0

سارق انقلاب، همان انقلابی که بهار ۵۷ یا بهارآزادی نام گرفت، بعد از ۴۰ سال در حال سرقت عید و شادی مردم هست. درآستانه عید یکی از مشکلات اصلی مردم؛ فقر و گرانی روزافزونی که حاصل جنایتهای حاکمیت آخوندی است می‌پردازیم. به اعتراضات حق طلبانه اقشار محروم جامعه علیه حکومت آخوندی که بیش از همه ظلم و نابرابری رالمس می‌کنند و با سفره‌های خالی به پیشواز عید می‌روند.

درهمین رابطه آقای فریدون سلیمی درگفتگو با تلویزیون ایران آزادی به موضوع فوق پرداخته وبه سئوالات پاسخ می‌دهد

فریدون سلیمی: در آستانه شب عید گرانی کالاها و مواد غذایی بیداد می‌کند و اکثریت مردم برای تأمین حداقل نیازهای بخور و نمیرشان ناتوان هستند و قدرت خرید ندارند. اگر پای صحبت هموطنان در همین ایام بنشینید از فرط فشار قلب آدم فشرده می‌شود یکی از آنها گفته: از روزی که چشم به‌دنیا گشودم، در کشورم شاهد فقر، بی‌عدالتی و نابرابریهای اجتماعی بودم. از هیچ‌کدام از عیدها هیچ موقع لذتی نبردم و احساس شادی و سروری نداشتم. واقعاً بیان دل همه مردم ایران هست و از نشانه‌های عید این است که مردم لباس نو پوشیده و به دید و بازدید می‌روند. اما در کشوری که به‌گفته خود سردمدارانش ۳۳ درصد جمعیت یعنی حدود ۲۶ میلیون نفر دچار «فقر مطلق» هستند. درکشوری که حداقل۱۳میلیون نفرش کارگر هستندکه طبعاً دراین خط فقر بسر می‌برند، آیا متصورهست که عیدی داشته باشند ؟‌ و لباس نویی بر تن کنند ؟‌ و توان دیدو بازدیدی داشته باشند؟‌ قطعنا نمی‌توانند.

نشانه دیگر عید، شیرینی و آجیل و میوه‌ای است که در ابتدای سال باید در سفره‌ی مردم و دید و بازدیدهای عید وجود داشته باشد. اما با این وضعیت مالی مردم و با گوشت قرمز کیلویی ۱۳۰ هزارتومان چنین چیزی متصورهست ؟‌ علاوه بر اینها این روزها مردم با کمبود مواد غذایی هم مواجه هستند. مثلاً شاهد هستیم روز گذشته در تبریز به دلیل نبودن آرد نانواییها تعطیل بودند و شبها از ساعت یک و دو نیمه شب در صفهای طویل برای خرید مرغ می‌ایستند و اینکه مرغ تهیه کنند ، روز شنبه در ساری نیز هم‌چنان صف‌های طولانی مرغ برقرار بود و مردم ساعت‌ها در انتظار رسیدن به مرغی یخ زده می‌ایستند و در شبکه‌های اجتماعی شاهد چنین تصاویری هستیم و این وضعیت اسفناک مردم ایران و ناتوانی قدرت خریدشون در آستانه نوروز است.

فریدون سلیمی: گرانی کالاها که وضعیتش روشن هست و همه مردم ایران با پوست و گوشتشان لمس می‌کنند و نیازی به توضیح ندارد. یک نگاهی به فضای مجازی و روزنامه‌های حکومتی بکنیم گوشه‌ای از این وضعیت را حس می‌کنید و وضعیت اسفناکی هست، روزنامه حکومتی ابتکار در گزارشی از گرانی در ایام عید نوشته: «این روزها و در آستانه عید نوروز برخلاف گذشته دیگر مردم در تب و تاب خرید نیستند و تنها با حسرت به اجناس پشت ویترین مغازه‌ها نگاه می‌کنند. این یک ادعا نیست و کافی است سری به مراکز خرید بزنیم، آنگاه به‌وضوح کاهش قدرت خرید افراد را در آستانه عید نوروز خواهیم دید. به‌نظر می‌رسد در این آشفته بازار به گوش رسیدن پای بهار دیگر برای افراد آن‌چنان خوشایند نیست. خبر افزایش قیمت در بازارهای مختلف در ماه‌های اخیر اتفاق تازه‌یی نیست و به کرات شاهد آن بودیم که سفره‌های مردم روزبه‌روز کوچک‌تر می‌شود، انگار که مردم به گرانی عادت کرده‌اند. مردم به آسانی سایه سنگین گرانی را بر سر کالاها احساس می‌کنند و به سراغ هر چیزی که می‌روند با قیمت سرسام آورش روبه‌رو می‌شوند. از قیمت‌های نجومی آجیل و میوه گرفته تا هزینه‌های سنگین یک سفر کوتاه چند روزه! شاید گرانی شب عید اتفاق تازه‌یی نباشد اما یقیناً در گذشته به‌شدت امروز نبوده است. این روزها قیمت‌های سرسام‌آور، عید را برای خانوارها به یک دغدغه تبدیل کرده، دغدغه‌ای که جنب و جوش در ماه پایانی سال را به شکل یک خاطره در آورده است. بخش عظیمی از خانواده‌های طبقه متوسط و ضعیف جامعه امروز دیگر رمقی برای گذراندن نوروز ندارند و تنها به قدم زدن در بازارها و نگاه حسرت به کالاها بسنده می‌کنند». فکر نمی‌کنم تصویری از این روشنتر نیازی باشد.

فریدون سلیمی: عید و شادی فقط برای آخوندها و آقازاده‌ها و یک طبقه مرفه و انگل جامعه است, وبرای ملت چیزی باقی نمانده و تمام سرمایه‌های مردم را به غارت رفته است. ببینید از موضوعات ساده روز که مبتلابه مردم هست مثال بزنم. هر دانه پسته قیمتش هزار تومان است! فندق ۴۵ تا ۵۰ هزار تومان! مغزگردو تا ۱۲۰ هزار تومان! تخمه آفتابگردان ۱۵ هزار تومان! سمنو ۸-۹ هزار تومان! سیب درختی ۱۲ هزار تومان! قیمت گوشت گوساله کیلویی ۱۲۰ هزار تومان. مردم برای گرفتن گوشت، باید کپی کارت ملی، شناسنامه و فیش حقوقی خودشان را همراه ببرند تا مقداری گوشت بگیرند و اگر نگاه کرده باشید معلوم نیست گوشت چه حیوانی هست، قیمت‌ها سرسام‌آوره. در چنین شرایطی آمدن عید در بین اکثریت یک جامعه، معنی و مفهوم خود را از دست داده است و باعث دغدغه و نگرانی مردم می‌شود واقعیت این است که از روز آغاز حاکمیت خمینی تا همین امروز پیوسته این رژیم ضدبشری، با انواع دروغها و سیاست‌های پلید و غارتگرانه و سپاه پاسداران ثروت مردم غارت شده و تا آنجا که توانسته حقوق مردم میهن ما را به چپاول برده است. در حالیکه کمر مردم زیر فقر و گرانی و تورم برای حداقل‌های زندگی شکسته است امسال هم عید باستانی ملت ایران توسط این آخوندهای چپاولگر به یغما رفته است. باید با مقاومت سترگ مردم ایران و اعتراضات مردمی و قیام‌های قهرمانانه آنها که این روزها شاهد آن هستیم آنرا هر روز بیشتر و بیشتر گسترش دهیم و با حمایت و تکیه بر کانون‌های شورشی بتوانیم سرنگونی را محقق کنیم و این رژیم را به زیر بکشیم. آن وقت است که با سرنگونی این رژیم و جشن پیروزی، عید را به خانه‌های تک تک مردم خواهیم برد. این بالاترین و نیز تاریخی‌ترین عیدی به خلق قهرمان ایران است،

فریدون سلیمی: وضعیت معیشتی کارگران باید به رسانه‌های رژیم مراجعه کنیم تا ببینیم در تمامی واحدهای تولیدی و حقوق کارگران چقدراسفناک هست و چقدر به اینها پرداخت نمی‌شود و برای حقوق چند ماهه معوقه مانده چقدر به فغان هستند. من به یک نمونه از زبان خود کارگزاران رژیم اشاره بکنم. علی خدایی، نایب‌رئیس کانون موسوم به شوراهای اسلامی کار اعتراف کرد: حدود یک سال معوقات مزدی ۹۳ هزار کارگر در ۹۰۰ واحد تولیدی که در مالکیت دولت و نیروهای وابسته به دولت هستند پرداخت نشده است. و بعد ادامه می‌دهد:‌ اگر هر یک از این خانوارها به‌طور متوسط ۴ نفر عضو داشته باشند، در مجموع زندگی ۳۷۲ هزار نفر در این آشفته بازار شب عید تحت تأثیر انواع مشکلات اقتصادی و متعاقب آن اجتماعی قرار گرفته است، وی گفت: این کارگران به‌خاطر مشکلات عدیده تولید، نزد فرزندان و همسر خود خجل هستند.

خدایی با اشاره به این‌که کل اعتبار مورد نیاز برای پرداخت فقط دو ماه مطالبات کارگران، ۴۰۰ تا ۴۵۰ میلیارد تومان است، گفت: در شرایطی که ارقام سنگینی در بودجه سال ۹۷ برای راضی نگه‌داشتن بخش‌های مختلف کنار گذاشته شده (که البته دروغ هست و تمامی اقشار ما شاهد هستیم به فغان هستند که مظالبات و حقوق آنان پرداخت نمی‌شود و این هفته بطور گسترده شاهد آن بودیم)، اختصاصِ ۴۰۰ یا ۴۵۰ میلیارد تومان برای راضی نگه‌داشتن ۹۳ هزار خانوار کارگری کار شاقی نخواهد بود. وی ادامه می‌دهد: خالی بودن سفره‌های این ۹۳ هزار خانوار کارگری در ایام نوروز وجه بسیار بدی دارد و بهتر است که دولت با این اقدام تنها کمی از آلام آنها بکاهد. در حالیکه بسیاری از این آلام و دردها هست و حقوق و مطالبات دیگری هست که فقط بخش کوچکی از آن پاسخ داده می‌شود و به همین ۹۳ هزار خانواری که داده شده اشاره می‌کند و ببینید در این دولت چپاول تا کجا هست آنهم از پایین‌ترین اقشار که کارگران باشند، و ۹۵ درصد مردم توان پاسخ دادن به این وضعیت و شرائط را ندارند و آن ۵ درصد باقیمانده از جیره خواران این رژیم هستند.

فریدون سلیمی: بودجه ۹۸، بودجه غارت و فقرهست. لایحه بودجه در شرایطی در مجلس رژیم به تصویب رسید که برخی از اقتصادانان اذعان می‌کنند که رشد خط فقر ماهانه برای خانوار ۴ نفره را نسبت به سال گذشته ۳۵ درصد افزایش داشته و تورم نقطه‌به‌نقطه را بالای ۵۰ درصد عنوان می‌کنند. هر گونه بررسی بودجه رژیم باید با یادآوری این نکته آغاز کرد که سالهاست سیاست بودجه‌بندی رژیم نه تنها هیچ نقشی در توسعه و شکوفایی اقتصادی کشور ایفاء نکرده بلکه درست برعکس با وابستگی شدید به درآمدهای بادآورده از ۳ دهه درآمدهای نفتی‌ـ‌خصوصی (مافیای درون قدرت) جامعه را در باتلاق بحرانهای تو در تویی فرو برده است.

محصول آن هم ازهم پاشیدن دستگاه تولید، گسترش بخشهای غیرتولیدی؛ رانت‌خواری، رشد بیکاری، افزایش نابرابری‌ها، رشد خط فقر، گسترش خشونت وجرم و جرائم، افزایش طلاق و فروپاشی خانواده‌ها، افسردگی،‌ نرخ بالای خودکشی، مهاجرت و فرار مغزها و در نهایت فقیرسازی بیشتر مردم بوده است.

بودجه سال ۹۸ هم مثل سال گذشته بخش اصلی آن به نیروهای سرکوبگر و نیروهای مسلح و نیز به دخل و خرج نهادی وابسته به ولی فقیه اختصاص یافته است. با افزایش تجمعات و اعتراضات عمومی و گسترش فعالیت‌های «کانون‌های شورشی» که رژیم در هراس از سرنگونی محتوم خود، به وحشت افتاده و همان‌طور که خامنه‌ای برای مقابله با «طراحی دشمن در سال ۹۸» آماده‌باش داد، مجبور شد که بودجه بخش‌های خدماتی و سرمایه‌گذاری کشور را کاهش داده و بودجه ارگانهای سرکوبگر و امنیتی را افزایش دهد. این در حالی است که گرانی و فقر و بدبختی به‌صورتی افسارگسیخته بالا رفته و سفره‌های مردم هر روز خالی‌تر می‌شوند، بخصوص در ایام عید این بیشتر دیده می‌شود.

فریدون سلیمی: معلمان آزاده ایران در روزهای یکشنبه و دوشنبه وسه‌شنبه ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ اسفند ماه ۹۷ در استانهای مختلف کشور دست به یک اعتصاب سه روزه زدند. معلمان به نشانه اعتراض به کلاس‌های درس نرفته و در دفتر مدارس تحصن اعتراضی کردند. دامنه این اعتصاب به بیش از ۱۱۰ شهر و صدها روستای کشور گسترش یافت که در تاریخ مبارزات فرهنگیان آزاده ایران به‌عنوان برگی زرین به یادگار خواهد ماند و پشتوانه معتبری برای حرکت‌های پرشکوه بعدی آنان خواهد شد. این تحصن و اعتراضات در استانهای کردستان، کرمانشاه، البرز، همدان، اصفهان، خراسان رضوی و جنوبی، تهران، آذربایجان شرقی و غربی، مازندران، خوزستان، فارس، گیلان، سیستان و بلوچستان، یزد، قزوین، زنجان و چهارمحال و بختیاری انجام شد.  شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان اعلام کرد معلمان با خودداری از رفتن به کلاس‌های درس و با حضور در دفتر مدارس «به‌روش‌های ممکن» دانش‌آموزان و اولیای آنها را از اهداف خود آگاه خواهند کرد.

فریدون سلیمی: به گفته شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان، تصمیم به تحصن «بنا به درخواست همکاران و در اعتراض به انباشت مطالباتی که سال‌هاست بی پاسخ مانده است» گرفته شده است، در بیانیه این شورا آزادی فعالان صنفی فرهنگی و «رفع تمام موانع قانونی برای فعالیت آزاد تشکل‌های صنفی» به‌عنوان یکی از مطالبات اصلی معلمان ذکر شده بود. از جمله خواسته‌های دیگر معلمان که در پلاکاردها و شعارهاشان آمده بود:‌ «آزادی معلمان زندانی»، «آموزش با کیفیت، بودجه عادلانه»، «پرونده‌سازی برای فعالان صنفی را متوقف کنید»، «تشکل‌یابی مستقل حق معلمان»، «رفع تبعیض»، «بیمه کارآمد و فراگیر»، «برقراری عدالت آموزشی» و «همسان‌سازی حقوق بازنشستگان فرهنگی»، مطالبات خود را مطرح و اعتراض خود را بیان کردند. معلمان همچنین به پایین بودن حقوق و مزایای خود و زندگی در زیر خط فقر، تورم و گرانی افسارگسیخته و کاهش قدرت خرید، محرومیت از تشکل‌های مستقل؛‌ برخوردار نبودن از بیمه کارآمد و فراگیر؛ چپاول موجودی صندوق ذخیره فرهنگیان، اجرا نشدن قانون مدیریت خدمات کشوری از سال ۸۵، اجرا نشدن طرح رتبه‌بندی طی سه سال گذشته و اجرا نشدن طرح معلم تمام وقت معترض بوده و خواستار تأمین امنیت فعالان صنفی، آزادی معلمان دربند، لغو احکام درون سازمانی در خصوص فعالان صنفی و بازگشت به کار فعالان صنفی و فرهنگی هستند. یکی دیگر از خواسته‌های آنها حق تحصیل رایگان برای همه است، معلمان همچنین به غیراستاندارد و ناایمن بودن مدارس، افت فاحش آموزش کشور و پایین بودن محتوای کتب آموزشی، فشردگی و شمار بالای دانش‌آموزان کلاسها و نبود بودجه مورد نیاز آموزش و پرورش کشور اعتراض دارند. در این رابطه خانم مریم رجوی گفت: معلمان آزاده بار دیگر برای احقاق حقوق خود و حمایت از معلمان زندانی به تحصن سراسری دست زده‌اند، از هموطنان به‌ویژه دانش‌آموزان و جوانان میهن می‌خواهم به حمایت از معلمان معترض برخیزند. هر چه فشار رژیم بیشتر بالاتر می‌رود قطعنا بیشتر مردم به همدیگر می‌پیوندند و در کنار همدیگر و به حمایت از همدیگر بلند می‌شوند و دست همدیگر را می‌گیرند این دقیقاً مثل سالهای ۵۶ و ۵۷ تداعی می‌کند که ملت ایران هر روز که به قیام و سرنگونی نزدیک می‌شدند به همبستگی بیشتر و حمایت بیشتر از همدیگر بلند می‌شدند و به این ترتیب بود که روز سرنگونی فرا رسید و قطعاً این ایام فراخواهد رسید.

فریدون سلیمی: با توجه به این‌که در سالی که پشت سر گذاشتیم معلمان چندین بار است که به تجمعات و اعتراضات پرداخته‌اند ولی مقامات حکومت آخوندی نه تنها هیچ توجهی به حق و حقوق آنها نکرده‌اند بلکه بارها به معلمان هشدار داده و با تهدید و سرکوب تلاش کرده آنان را از پیگیری حقوق‌شان منصرف کنند. با این حال معلمان قهرمان به اعتصاب و تحصن و اعتراضات خود ادامه داده و مرعوب تهدیدهای نظام آخوندی و نیروهای سرکوبگرش نشده‌اند. برای همین در این ایام شاهد دور جدیدی از تجمع و اعتراض و اعتصابات معلمان هستیم. نکته برجسته در اعتراضات معلمان ورود دانش‌آموزان به حمایت از معلمانش است. بی‌تردید معلمان آزاده و آگاه میهن خود بهتر از هرکس دیگری به این نکته اشراف دارند که با انجام کار توضیحی را به دانش‌آموزان و والدین آن‌ها می‌توانند ارتش بزرگی را که در اختیار دارند آماده ورود به میدان کنند. ۱۴ میلیون دانش‌آموز، کمیتی است که ورود تنها یک‌درصد آنان در هر استان می‌تواند تعادل‌قوای بین معلمان و نیروهای سرکوبگر را به سرعت به نفع معلمان تغییر دهد. کما اینکه شاهد هستیم که دانش‌آموزان نیز در همراهی با معلمانشان در حال ورود به میدانی هستند که محل ساختن آینده آنها و ایران فرداست. جوانانی که در تمامی حرکتهای اعتراضی و قیامهای مردمی در سالهای اخیر نقش برجسته‌ای داشتند و هم اکنون در هیأت کانون‌های شورشی نقش فعالی در بیان نارضایتی از رژیم آخوندی و به آتش کشیدن مظاهر سرکوب و خفقان ایفا می‌کنند.

فریدون سلیمی: هفته گذشته شاهد اعتراضات بسیاری بودیم. در ادامه خیزش‌ها و اعتراضات هموطنانمان، در روز ۱۵ اسفند ۹۷ شاهد حداقل ۹حرکت اعتراضی در شهرهای ایران بودیم. « کرج: تجمع پرسنل بیمارستان موسوم به خمینی » ، «شادگان: تجمع کشاورزان شادگانی در مقابل استانداری اهواز» ، « آبادان: تجمع آتش‌نشانان آبادانی در مقابل ساختمان مرکزی شهرداری » ، « تهران: تجمع دانشجویان پردیس کشاورزی دانشگاه تهران و تجمع کارکنان سهام عدالت در مقابل ساختمان وزارت اقتصاد و دارایی برای چهارمین روز» ، « اصفهان: راهپیمایی و تظاهرات بازنشستگان فولاد اصفهان به سمت استانداری» ، اما علاوه بر این تجمعات اعتراضی و نیز راهپیمایی اعتصاب کارکنان راه‌آهن آذربایجان در مرند و عجب‌شیر و نیز کارکنان راه‌آهن بندرعباس قابل توجه است. کارکنان اعتصابی راه‌آهن در هر ۳مورد، در اعتراض به پرداخت نشدن چند ماهه حقوق خود دست به اعتصاب زدند. کارکنان راه‌آهن بندرعباس اعلام کردند تا به حقوق خود دست نیابند، کار را از سر نخواهند گرفت. خواسته عمده این زحمتکشان چیزی به جز نان شب نیست. آن‌ها امنیت شغلی ندارند. بیمه نمی‌شوند و ۳ماه به ۳ماه حقوق نمی‌گیرند. حاکمیت ولایت فقیه در حالی که مزورانه و دجالگرانه اعتصاب کارکنان راه‌آهن کشورهای اروپایی از قبیل فرانسه و آلمان را با آب و تاب انعکاس می‌دهد و درصدد بهره‌برداری سیاسی از آنهاست اما در مقابل اعتراضات کارگران و کارکنان زحمتکش راه‌آهن و سایر زحمتکشان ایرانی رویه سرکوب، دستگیری و تهدید را در پیش می‌گیرد و نسبت به حقوق مشروع آنان خفه‌خون می‌گیرد. خیزش و اعتصاب زحمتکشان در نظام آخوندی در حالی است که آنها هیچ امنیت شغلی نداشته و پیوسته در معرض اخراج از محیط کار قرار دارند اما از آنجا که کارد به استخوان‌شان رسیده است، وضعیت موجود را برنمی‌تابند و به صحنه جوشان اعتراض و اعتصاب می‌پیوندند. نظام آخوندی در ماه‌های اخیر در هراس از گر گرفتن قیام، در موقعیتی شکننده قرار دارد و باید از این فرصت در راستای گسترش اعتراضات در جامعه ایران و اقشار بهره برد تا اشناءالله به نتیجه برسد .

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.