برای یک ایران آزاد

سالگرد قیام دی۹۶، الگوهایی که راه به سرنگونی خواهد برد: گفتگو با مهدی براعی

0

سالگرد قیام دی۹۶ را درشرایطی پشت سرمیگذاریم که طی یکسال گذشته  قیام استمرارداشته و جامعه و جنبش مردم ایران وارد فاز سرنگونی شده است . آقای مهدی براعی طی گفتگویی با شبکه تصویری ایران آزادی؛  وضعیت قیام دریک سال گذشته و همچنین وضعیت نظام آخوندی را مورد تحلیل و بررسی قرارداده و به سئوالات پاسخ میدهد

مهدی براعی: ویژگیهای این قیام قبل از هر چیز شورش علیه این رژ«یم برای سرنگونی بود، چون به خوبی دیدیم در مدت زمان کوتاهی در واقع مردم قیام کردند اگر چه از موضوع خواسته‌های مثل گرانی شروع شده بود، ولی بیش از یکروز طول نکشید سریع شعارها تبدیل شد به شعارهای سیاسی و شعارهای سرنگونی،« شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه»، «مرگ بر خامنه‌ای»، «مرگ بر روحانی»، و سرنگونی رژیم، و به همین دلیل اصلی‌ترین ویژ‌گیهای برجسته قیام را وارد فاز نوینی بنام فاز سرنگونی کرد، و دوران نوین، در واقع قیام مردم ایران و جامعه و جنبش مردم ایران وارد دوران نوین، یعنی دوران سرنگونی شد، و اکنون که یک سال از آن می‌گذرد، این قیام هنوز ادامه دارد، این یکی از ویژگیهای برجسته است که در حین سؤالات و پاسخ به آن می‌پردازم.

یکی از ویژگیهای این قیام سراسری بودن آن هست، یعنی در تقریباً تمامی استانها یعنی ۳۱ استان ایران را در برگرفت، و بیش از ۱۴۲ شهر را فراگرفت، مردم علیه این رژیم بپا خاستند، همان که گفتم شورش و قیام برای سرنگونی بود، به همین دلیل یک لحظه را مردم از دست ندادند بطور مشخص مراکز سرکوب، مراکز ولی فقیه را مورد حمله و هجوم قرار دادند و خیلی از مراکز را آتش زدند، علیرغم اینکه سرکوب شدید هم وجود داشت، هر روز در قیام که مردم در خیابانها حضور داشتند، حداکثر سرکوب را انجام می‌داد ولی نتوانست قیام را متوقف کند و ۱۰ روز طول کشید.

ا ز ویژگیهای دیگر قیام می‌توانیم انگشت روی آن بگذاریم و بحث بکنیم در هر صورت آن فوران خشم مردم ایران بود، یعنی آن خشم مردم از این رژیم و تنفرشان از این رژیم بصورت انفجاری در آمد، و نشان داد بین مردم و این حاکمیت، این خلق ستمدیده و رژیم ولایت فقیه، رژیم فاشیستی، رژیم استبدادی، که تنها با سرکوب هست که خودش را حفظ کرده است، هیچگونه سازش وهیچگونه نزدیکی وجود ندارد و بین آنها یک دریا خون وجود دارد، این حرفی است و قیامی است که از ۳۰ خرداد سال ۶۰ مقاومت علیه این رژیم قیام کرد، و گفت تنها با سرنگونی این رژیم می‌توانیم به آزادی برسیم، حاکمیت مردم را برقرار بکنیم، در واقع می‌شود گفت این قیام استمرار همان قیام سال ۶۰ است، قیام سال ۷۸ است، قیام سال ۸۸ است، قیام روزعاشورا است، و نهایتاً به اینجا ختم شده است، و یکی دیگر از ویژگیهای برجسته قیام که شاید کمتر به آن پرداخته شده است، نقش و رابطه مقاومت سازمانیافته مردم ایران در رابطه با قیام بود که لحظه به لحظه قیام را دنبال می‌کرد، رهنمود می‌داد و فرمانده کل ارتش آزادیبخش، رهبری مقاومت برادر مسعود، پیام‌های متعددی در این رابطه دادند، در هر لحظه درجاهای مختلف کانونهای شورشی نقش بسیار جدی در این قیام داشتند، به همین دلیل این قیام را باید یک سرفصل بگیریم، یک آغاز دوران جدید بگیریم، آغاز دوران سرنگونی، این قیام ویژگیهای خیلی زیادی دارد، اما اینکه سؤال کردید چرا به اهدافش نرسید؟ ما زمانی می‌توانیم بگویم که قیام به اهدافش نرسیده که قیام متوقف بشود، یا نتواند ادامه پیدا بکند، یعنی رژیم بتواند ساکت، خاموش، و خفه بکند، ولی قیام که هنوز خاموش نشده است، قیام یکسال است ادامه دارد، و یک سال از آن قیام گذشته و داریم می‌بینیم، درست است آن روز قیام ۱۰ روز طول کشید، خوب آن ۱۰ روز با آن بسیج رژیم شاهکار بود، و این ماهیت و کیفیت این قیام بود، ولی بعد از آن هم ادامه پیدا کرد، در بهمن ماه در اسفند، بعد تحویل سال ۹۷ در تیر و مرداد، ادامه پیدا کرد و همین روزها می‌بنیم مردم در خیابانها هستند، کارگران، معلمین و دانش‌آموزان و هنوز قیام ادامه دارد به همین دلیل نمی‌توانیم بگوییم قیام به هدفش نرسید، اتفاقاً می‌خواهیم از این طرف تاکیدکنیم که این قیام ادامه دارد، و به سمت هدف نهائی‌ش که سرنگونی رژیم هست سیر می‌کند.

مهدی براعی: دستآوردهای قیام را می‌شود روی محورهای مختلفی باز کرد، اولین دستآورد ادامه‌دار بودن قیام است، قیام ادامه داشته است، متوقف نشده است، الان یک سال است، در نقاط مختلف در بسیاری از شهرها از اصفهان، اهواز، برازجان، کازرون، کرج، تهران، هر روزی اعتراضی بوده، کارخانه‌ها مثل کارخانه فولاد اهواز، قبلش کارخانه نیشکرهفت‌تپه بود، الان معلمین در اصفهان بودند، قبلش کشاورزان بودند، در شهرهای مختلف در استان فارس و اخیراً کامیونداران، اعتصاب و اعتراضات خیلی گسترده، پس یکی ادامه‌دار بودن قیام است، برآوردی که کردیم در این یک سال می‌نیمم ۱۰ هزار اعتراض و اعتصاب و تظاهرات، در شهرهای مختلف در محلهای مختلف توسط اقشار مختلف ادامه داشته است، علیرغم اینکه سرکوب شدید بوده، رژیم دست از سرکوبش برنداشته است، مثلاً تمام لیدرهای کارگران اهواز را دستگیر کرده است، قیام متوقف نشده یک جای دیگری سر باز می‌کند، اصفهان معلمین را دستگیر کرد باز ادامه دارد، چندین بار شاهد اعتراضات کشاورزان بودیم. دومین دستآورد قیام خواسته‌های مردم عمق بیشتری پیدا کرده است و در این یک سال شعارها رادیکالتر شده است یعنی ما بیشتر به سمت سرنگونی رفتیم، قیام شهر کازرون را دیدیم در واقع شهر شورشی بود و علیه رژیم شورش کرد، تهران شورش کرد، در پیام برادر مسعود بود، گفتند شورشی‌ترین شهر جهان تهران است. شورش آن چیزی است که مردم برای سرنگونی یک نظام به آن اقدام می‌کنند، یعنی هر گونه راه مسالمت‌آمیز با این نظام را کنار می‌گذارند.

سومین دستآورد طرد هر دو جناح بود، در قیام دی ماه ۹۶ دیدیم که گفتند «اصولگرا، اصلاح‌طلب دیگه تمومه ماجرا» شعار دانشجویان و مردم، یعنی تیز مردم ایران دلی به تحولات درون رژیم نبسته‌اند، چون می‌دانند از جناح‌های رژیم آبی گرم نمی‌شود، البته رژیم خیلی تبلیغ می‌کرد و قبل از آن هم سیاست مماشات بسیار مبلغ این بود که جناح مدره در درون رژیم وجود دارد، و باید جناح مدره را در مقابل جناح سخت‌سر تقویت کرد، تا این تغییرات بوجود بیاید و یک نظام دمکراتیک بوجود بیاید، ولی حرفی که نزدیک به ۴ دهه پیش مقاومت ایران اعلام کرده است، و مجاهدین گفتند که «افعی کبوتر نمی‌زاید»، یعنی این رژیم تغییر پیدا نمی‌کند، و طرد دو جناح یعنی این رژیم در تمامیتش باید نفی بشود، یعنی سرنگون بشود.

چهارمین دستآوردها اگر بخواهیم انگشت روی آن بگذاریم رشد کانونهای شورشی است، در این یک سال کانونهای شورشی بسیار رشد کردند، فعالیتهاشان چه در شکل دادن به تظاهرات و چه در سازماندهی‌شان، و بخصوص در پشتیبانی از تظاهراتها، کارگران، معلمین، و همچنین کارگران فولاد اهواز و هفت‌تپه و جاهای دیگر، این خودش یکی از بزرگترین دستآوردهای مقاومت مردم ایران است، چون کانونهای شورشی نقش جلوداری ایفا می‌کنند و نقش سازماندهی ایفا می‌کنند، و نقش نوک پیکان این تظاهراتها علیه رژیم می‌شوند.

پنجمین دستآوردی که می‌خواهم بر روی آن انگشت بگذارم، تقریباً تمامی اقشار جامعه را در بر گرفته است، هیچ قشری نیست که در این قیام شرکت نداشته باشد، هیچ قشری نیست که در برابر این رژیم بپا نخاسته باشد، از بازاریان، از کامیونداران، از معلیمن، از استادان دانشگاه‌ها، از دانشجویان، از کشاورزان، از کارگران، بازنشسته‌ها و آن کسانی که مؤسسات غارت و چپاول بخصوص سپاه که تمامی دارائی و سرمایه آنها را ربوده؛ چپاول و غارت کردند، سرمایه سالها زندگی آنان را، به همین دلیل می‌توانیم بگوئیم ما دستآوردهای بسیار بالایی داشته‌ایم.

مهدی براعی: قیامی که از دی ماه گذشته شروع شد این عنصر کلیدی بحث قیام است که قیام سرنگونی بود و به همین دلیل مسیر سرنگونی است، و این مسیر متوقف نخواهد شد، تا سرنگونی محقق بشود، این چیزی است که قبل از هر چیز می‌توانیم روی آن انگشت بگذاریم، در واقع همان دکل کشتی سرنگونی در قیام دی ماه سال گذشته هویدا شد و همه دیدند وقتی این دکل سرنگونی دیده شد، دیگر این قیام ادامه پیدا کرد، تا بتواند به هدفش برسد، علتش چی بود؟ علتش هم این بود که مردم قیام و شورش کردند، و هر دو جناح را نفی کردند، و وقتی دو جناح نفی می‌شود یعنی تمامیت رژیم نفی است، و تنها راهی که باقی می‌ماند سرنگونی این رژیم هست، و حالت شورش پیدا کرد یعنی از هرگونه راه حل مسالمت آمیز و دل بستن به تغییر از خارج یا دل بستن به تغییر از درون رژیم رخت بربست، گفت آقا باید با قدرت با شورش با قیام این رژیم را سرنگون کرد و لاغیر، و هیچ راه حلی دیگر جواب ندارد، به همین دلیل شعارهای مرگ بر خامنه‌ای و مرگ بر اصل ولایت فقیه و مرگ بر روحانی داده شد و این ماهیت قیام بوده و هست، و به همین گونه ادامه پیدا خواهد کرد، به همین دلیل این قیام ادامه‌دار و عمق پیدا می‌کند و هر چه بیشتر عنصر شورش و عنصر قیام و عنصر اقدامات شورشگرانه علیه این رژیم تا سرنگونی‌ش بیشتر خواهد شد و بالاتر می‌رود.

از وجه دیگر وضعیت بحرانی خود رژیم هست، یعنی هم به لحاظ اقتصادی و هم سیاسی و هم اجتماعی، رژیم در وضعیت بسیار بسیار بحرانی قرار دارد، بحران‌های که برای آنان هیچ راه حلی هم ندارد، در واقع می‌توانیم بگوییم رژیم در بن‌بست بحرانهایش قرار دارد، از لحاظ وضعیت درونی هم در واقع رژیم بحرانهایش در اوج قرار دارد، واقعاً نمی‌توانند کمترین تصمیم‌گیری بکنند، و هر مشکل و تضادی که برای آنان بوجود می‌آید بحرانهایشان را تشدید میکند هیچ چیزی برای آنان به ارمغان ندارد، یکی هم در سطح بین‌المللی است که در انزوا قرار دارد، چه در سطح منطقه و چه در سطح بین‌المللی و جهانی، حتی درون رژیم و جناحهای مختلف میگویند و نقل قول می‌کنند که این رژیم بلحاظ محتوایی سرنگون شده، منظور آن است که آنقدر بحران‌ها آن را در بر گرفته که راه علاجی ندارد، و اکنون خود جناحهای مختلف نقل قول می‌کنند فقط بلحاظ فیزیکی سرپا هست، منظور این است که هر جای این رژیم را انگشت بگذارید، شما با بحرانهای مرگبار مواجه خواهید شد، مثل غده سرطانی است که بدن یک فرد را در بر گرفته و هیچ جای از این بدن مصون از این غده سرطانی نیست، و جز مرگ هیچ چیزی در انتظار این رژیم وجود ندارد، رژیم هر نقطه‌ای را نگاه کنید در بحران است، در درون رژیم، اجتماعی، بیکاری، گرانی، تورم، اعتیاد و خودشان میگویند در چالش‌های که با آن مواجه هستند، در زمینه محیط زیست، در زمینه کمبود آب، حاشیه‌نشینی، فقر، این جامعه را داغون کرده به این دلیل این رژیم راه برون رفتی ندارد جزء سرنگونی و این چیزی هست که می‌توانیم برای او بگوییم.

مهدی براعی: یکی از عوامل مهم در امر سرنگونی خواست مردم است . مردم عزم جرم کردند این رژیم را سرنگون کنند، از آن طرف خفقان و سرکوب رژیم که علیرغم اینکه سرکوب می‌کند ولی قیام ادامه پیدا می‌کند یعنی رژیم نمی‌تواند حتی با سرکوب این قیام را متوقف بکند، اگر توانسته بود دراین یک سال کرده بود، تجمعات گسترده تا الان بوده و بطور موقت شاید بتواند چیزی را متوقف کند ولی از استمرارش نمی‌تواند جلوگیری بکند، به همین دلیل استراتژی که برای قیام هست، استراتژی سرنگونی است، استراتژی و الگو همان هزار اشرف است، استراتژی کانونهای شورشی است و شورش است، یعنی ایجاد شهرهای شورشی و شورش علیه تمامیت این رژیم، چون وقتی این کانونها گسترش پیدا بکنند (که الان شاهد گسترش آنها هستیم) ادامه اینها و این زمینه اجتماعی و قیامی که در جامعه وجود دارد، و هر روز در جاهای مختلف می‌بینیم، این‌ها می‌تواند شورش را گسترش بدهد و ارتقاء بدهد، و در ادامه این شورش‌ها و کانونها به هم بپیوندند، در واقع همان ارتش سرنگونی، ارتش آزادی شکل خواهد گرفت و این رژیم را سرنگون خواهد کرد، یعنی قیام مردم ایران با پشتیبانی و جلوداری کانونهای شورشی با پشتوانه مقاومت سازمانیافته مردم ایران، این‌ها مجموعاً دست به دست هم می‌دهند و شورش را فراگیر خواهند کرد، و این رژیم را سرنگون خواهدکرد.

مهدی براعی: قبل از هر چیز اینکه گفته می‌شود رژیم ماندنی است، خودمان میدانیم که با سرکوب هست که مانده است، برای پاسخ به این سؤال باید وضعیت رژیم را بررسی بکنیم از قیام دی ماه یک سال گذشته است، آیا وضع رژیم بهتر شده یا بدتر شده است؟ شاخص این است که بگوییم بسیار بدتر شده است، رژیم نتوانسته شعله قیام را خاموش بکند، نتوانسته قیام را متوقف بکند، واقعیت این است که اگراین وضعیت هست نتوانسته قیام را خاموش بکند، علیرغم اینکه سرکوب کرده است، مثلاً فرض کنید یک مثال بزنم قیام ۹۶ را قیاس بکنیم با قیام ۸۸ که در بیاید، قیام ۸۸ چه شد؟ مردم علیه رژیم قیام کردند، آنجا هم هدف سرنگونی بود،. اوجش هم عاشورا بود، اما دیدیم قیام متوقف شد و ما یک دوران رکود در تظاهرات و اعتراضات داشتیم، در واقع رژیم قیام را متوقف کرد اما در قیاس با قیام ۸۸، اعتراضات و تظاهراتها ادامه پیدا کرده است، کانون‌های شورشی در صحنه حضور دارند و هر روز فعالیتهایشان را می‌بینیم چه در اعتراضات و چه در سایر فعالیتهایشان، مثلاً تصاویر منحوس خمینی و خامنه‌ای را آتش می‌زنند، روزانه ما شاهد حضور و فعالیت این کانونها در اعتراضات و تظاهراتها در شهرهای مختلف هستیم، این خودش از علائم قیام است، که ادامه‌دار است و با قیام ۸۸ بخوبی می‌توان قیاس کرد، از طرف دیگر به رژیم برگردیم رژیم کیفا ضعیف‌تر شده است، و نسبت به سال گذشته و قیام ۹۶ کیفا ضعیف‌تر شده است، و مهمتر اینکه دردش هم درمان‌ناپذیر است، یعنی رژیم هیچ راه حلی برای آن ندارد، اگر راه حل داشت یک سال گذشته خودش را درمان می‌کرد، همانطور که توضیح دادم غده سرطانی سرتاپای بدنش را فراگرفته است و یک سرطان بدخیم است که می‌رود دوران پایانی خودش را طی بکند.

اگر وضعیت بین‌المللی را هم ببینیم نیاز به پشتیبانی دارد که از او پشتیبانی بکنند اما صحنه بین‌المللی قیام رژیم را به نقطه‌ای رسانده که هر گونه حمایت از او هم برطرف کرده است، در واقع قیام توانسته این بین‌المللی را متوقف بکند حتی روحانی در یک مصاحبه‌ای که داشت گفت بعد از قیام دی ماه رئیس‌جمهور آمریکا به این نتیجه رسید که برجام را متوقف بکند، و لغو برجام بکند. واقعیت این است که سیاست مماشات شکست خورد و دیگر حمایت بین‌المللی که طی ۴ دهه این رژیم را پشتیبانی می‌کرد، دیگر نیست، در قیاس با قیام ۸۸ همان سیاست مماشات با رژیم که دوران رئیس‌جمهوری اوباما بود علیرغم اینکه مردم در خیابانها بودند، ولی رژیم را حمایت می‌کرد، و نامه نگاریها و مذاکرات مخفیانه با هم داشتند، الان آن حمایت نیست، آن کمکهای غیبی که رژیم می‌گوید همین‌ها بوده که اینها هم متوقف شده است، به همین دلیل وضعیت رژیم نسبت به قیام ۸۸ خیلی خیلی خرابتر شده است، و عقب‌تر رفته و به همین دلیل میگوییم رژیم کیفا ضعیف‌تر شده است، و الان فشارهای بین‌المللی بر روی رژیم بیشتر شده، لذا هیچ راه حلی ندارد که بتواند خط خودش را پیش ببرد و به همین دلیل شاهد هستیم برای اینکه این بن‌بست را بشکند به راه حلی رو آورده و خیلی هم مشهود است، این آلترناتیو را که مجاهدین هستند را بتواند منهدم یا ضربه به اینها بزند، در نتیجه هر چند از قبل عملیات تروریستی انجام می‌داد اما تروریسم‌ش را در اروپا و آمریکا گسترش داده است و در گردهمایی پاریس و سالانه مقاومت و مجاهدین یک طرح تروریستی داشت و دیپلمات خودش را که در اتریش بود به صحنه فرستاد تا همراه با دیگر مزدوران خودش بتواند این بمبگذاری را انجام بدهند، خوشبختانه لو رفت و ختثی شد و سفیر و مزدورانش دستگیر شدند، و طرح تروریستی در مارس گذشته در آلبانی داشت و الان شاهد بودیم دو تن از دیپلماتهایش ازجمله سفیر رژیم محمد نیا که از عناصر کارگشته وزارت اطلاعات بود و مصطفی رودکی که او هم از عناصر وزارت اطلاعات بود و قبلاً در ایستگاه اطلاعاتی‌ش در اتریش بود به اینجا فرستاده بود از آلبانی اخراج شدند، تا قبل از آن هم دو تن از مامورینش را در آمریکا دستگیر کردند، این‌ها همه نشاندهنده وضعیت بحرانی رژیم هست وقتی رژیم به این شیوه‌ها رو می‌آورد معلوم است می‌خواهد تنها آلترناتیو را از بین ببرد نشاندهنده ضعف و نشاندهنده وضعیت بحرانی و رو به افولش هست، و به همین دلیل میگوییم رژیم قیام را متوقف نکرده و نتوانسته متوقف بکند و به همین دلیل می‌توانم سوالاتان را پاسخ بدهم که قیام ادامه خواهد داشت.

مهدی براعی: فکر کنم پاسخ این سؤال را در سؤالات قبلی داده‌ام باز هم بر روی استمرار قیام انگشت می‌گذارم و روی اینکه این قیام چون وجه سراسری پیدا کرده همانطور که گفتم اقشار و شهرها و استانها را در بر گرفته، در واقع قیام ۹۶ قیام سرنگونی این رژیم بوده است و قیام ۹۶ شروع دوران نوین بوده و تاثیری که داشته همه را در این مسیر قرار داده حالا فرض کنید اعتصابات کارگری است، فولاد اهواز، قبلش هفت‌تپه، بعد هم معلمین، مردم می‌دانند و ایقان دارند که خواست‌هایشان با این رژیم جواب ندارد، نمی‌تواند جواب بدهد، و تنها راه حل سرنگونی است، تقریباً جامعه ایران به این ایقان و ایمان دارد، که جزء این راهی نیست، به همین دلیل به محض اینکه میدانی پیدا می‌شود، زمینه‌ای پیدا می‌شود، سریعاً خواسته‌های صنفی به خواسته‌های سیاسی تبدیل می‌شود، شورش و تحولاتی که در اهواز وجود داشت به ظاهر اعتصابات کارگری بود، ولی اقشار مختلف شرکت کرده بودند حالت شورش داشت به همین دلیل این رژیم باید برود و به چه شیوه‌ای باید برود؟ که باید شورش و قیام کرد این چیزی است که می‌توانم بگویم باور مردم ایران است و ایمان مردم ایران است و میگویند این مسیر را باید طی کرد، از آن کارگر از آن دهقان کشاورز، از آن معلم، از آن دانش‌آموز و دانشجو، و از آن کامیوندار و راننده کامیون و بقیه اقشار مردم بازاری و غیره همه همین را میگویند.

مهدی براعی: اگر بخواهیم ریشه‌های استمرار را بیان بکنیم چرا قیام استمرار پیدا کرده است، از یکطرف باور و ایمان مردم است که راهی جزء این نیست، و باید این رژیم را سرنگون کرد، این عامل بسیار مهمی است، و باید در مسیر سرنگونی رفت از یک طرف دیگر علت استمرار قیام ناتوانی و ضعف رژیم در پاسخ دادن به خواسته‌های مردم هست، حالا می‌بینیم هیچ خواسته‌ای برآورد نمی‌شود، فولاد اهواز، هفت‌تپه برآورد نشد، آیا کامیونداران که پنجمین دور اعتصابشان شروع شد تأمین شد؟ آیا کشاورزان خواسته‌هایشان برآورد و تأمین شد؟ آیا معلمین خواسته‌هایشان تأمین شده است؟ مطلقاً خیر، ضعف و ناتوانی رژیم در برآورد خواسته‌هایشان است، کدام خواسته را تا به حال جواب داده، بعضاً وعده و وعید می‌دهد ولی خواسته‌ای تأمین نمی‌شود.

بنابراین راهی جزء قیام و سرنگونی وجود ندارد، از طرف دیگر علت استمرار قیام شرائط بین‌المللی هست، شرائط بین‌المللی عوض شده است، قبلاً سیاست مماشات بود سیاست استمالت از رژیم بود بر روی غارت منابع ملی مردم ایران بود، ولی این سیاست بخاطر اینکه ثروت ملی مردم ایران را غارت کنند می‌گفتند این رژیم تغییر پذیر هست لذا باید با رژیم ساخت و جناح مدره در آن وجود دارد، این سیاست استمالت و مماشات کثیف‌ترین سیاست بود، این سیاست نزدیک به ۳ دهه در ایران حاکم بوده، مثلاً برگردیم و به قیام ۸۸ نگاه کنیم ازیک طرف سیاست مماشات پشتیبان رژیم بود، از یک طرف مقاومت سازمانیافته و ارتش آزادیبخش بود، که در واقع در اشرف بود، تحت فشار رژیم بود، و دیدیم در آن زمان که قیام ۸۸ مجاهدین و ارتش آزادیبخش هم مورد حمله نیروهای مالکی که تحت امر ولی فقیه و خامنه‌ای بود مورد حمله قرار داشتند و ۱۳ تن از برادران ما شهید شدند بیش از هزار نفر مصدوم شدند در همین زمان مجاهدین و مقاومت ایران در لیست تروریستی بود، لیست تروریستی محصول چی بود؟ محصول سیاست مماشات بود، این‌ها یعنی غل و زنجیره‌های که به دست و پای مقاومت بسته شده بود، یعنی سیاست کثیف مماشات از هر جانب علیه مردم و مقاومت مردم ایران، علیه مجاهدین عمل می‌کرد، و همه چیز را قفل کرده بود و به این وسیله رژیم سرپا بود، رژیم حمایت می‌شد، دیدیم بعد از آن توافق اتمی که با آمریکا و ۵ + ۱ انجام دادند، ۱۵۰ میلیارد دلار پول به رژیم دادند، کمکش کردند، آن همه پول کجا رفت؟ خرج تروریسم شد، خرج جنگ‌افروزی شد، غارت و چپاول در درون رژیم بود و دزدی و مرزی در دزدی و غارت وجود ندارد، همه اینها خارج شده و رخت بربسته است، الان در آمریکا به هر حال سیاست مماشات کنار گذاشته شده و شکست خورده است، خوب اینها کیفا رژیم را ضعیف کرده است، رژیم قبلاً به این وسیله می‌توانست خودش را سرپا نگه بدارد و دست باز در سرکوب پیدا می‌کرد الان این خبرها نیست به همین دلیل می‌توانیم بگوییم محصول هم شرائط داخلی و هم شرائط بین‌المللی بوده و عنصر مهم، مقاومت سازمانیافته و رهبری مقاومت با این قیام مردم پیوند خورده است، و آن پیوند هم توسط کانونهای شورشی که در عمل می‌بینیم، این‌ها همه مجموعه عواملی هست که استمرار قیام را تضمین می‌کند.

مهدی براعی: رژیم هیچ راه برون رفتی ندارد اگر می‌داشت در این یک ساله عمل می‌کرد و خودش را از این وضعیت نجات می‌داد، راه برون رفت ندارد، چه در زمینه اقتصادی و چه در زمینه سیاسی و بین‌المللی و اگر بخواهد در این زمینه راه برون رفت پیدا بکند قبل از هر چیز به نفی نظام ولایت فقیه تمام می‌شود، یعنی باید خودش را نفی بکند یعنی موجودیت ولایت فقیه زیر علامت سؤال می‌رود و از دور خارج می‌شود به همین دلیل میگویند بر سر شاخ نشستن و بن بریدن است، و هرکاری بخواهد بکند خودش سرنگون می‌شود، برای همین هست میگوییم در بن‌بست است و هیچ راه برون رفتی ندارد، اگر در فرض محال بخواهد راه برون رفتی پیدا بکند اولین کاری که باید بکند مقداری فضای باز سیاسی به جامعه برای اعتراضات بدهد تا مردم حرفهایشان را بزنند، تا بتواند راه برون رفتی پیدا بکند یعنی کشتار و سرکوب را کنار بگذارد، یا حداقل افت بدهد، مثل زمان شاه نظام ولایت فقیه هم جارو خواهد شد و مردم به خیابانها خواهند ریخت، این راه برون رفتش هست ولی به سرنگونی خودش ختم خواهد شد، چون همه می‌دانند مشکل اصلی خود ولایت فقیه است، شعارهای که می‌دهند مرگ بر اصل ولایت فقیه هست، در زمان شاه شعار مرگ بر شاه چون مشکل در شاه بود، یعنی رژیم سلطنتی بود، مشکل در این بود و از بابت نفی می‌شد، اینجا مشکل الان چی هست؟ در اصل ولایت فقیه یعنی نظام ولایت فقیه باید نفی بشود.

بر عکس آن طرف فرض کنید اگر بخواهد مانع اعتراضات بشود، شاید کسی فکر کند سرکوب را بالا ببرد، یعنی باید چکار بکند؟ باید دست به کشتار بزند، کشتار وسیع بزند، که این هم به ضد خودش تبدیل می‌شود، سرعت شورش را بالا خواهد برد، چون رژیم کیفا ضعیف‌تر شده است اگربخواهد برود باید یکی از این ۲ مسیر را برود به محض اینکه اهرم سرکوب را پایین بیاورد، حتی کمی فضای باز سیاسی بدهد اعتراضات بالا می‌گیرد همان چیزی که میگوییم طلسم اختناق می‌شکند، و راه به تظاهراتهای میلیونی می‌برد، حتی خیلی سریعتر از زمان شاه سرنگون خواهد شد.

اما از طرف دیگر به خواسته‌های جامعه بین‌المللی (شاید راه برون رفت خودش را در عنصر بین‌المللی جستجو کند) و داخله را همینطور نگه بدارد و در بین‌المللی جستجوکند، چکار باید بکند؟ باید بیاید از تروریسم و جنگ‌افروزیش دست بردارد، یعنی از سوریه، یمن، عراق، لبنان، فلسطین، افغانستان، بحرین و بقیه کشورها بیرون بیاید، باید پروژه‌های موشکی را متوقف کند، باید سرکوبش را هم متوقف کند، دیگرنمیتواند کشتار بکند، یعنی همه این چیزها را انجام بدهد، و دست از دستگیری و شکنجه هم بردارد، که در اینصورت ولایت فقیه کارآیی ندارد اصلاً کارآیی ولی فقیه در همین است، در جنگ‌افروزی و تروریزم‌ش در سرکوب و شکنجه و کشتارش هست، با اینها زنده است وقتی اینها را از او بگیرید سلاح‌ش را گرفتید دیگر ولایت فقیه ولایت فقیه نیست، بنابراین از کارآیی خواهد افتاد و علیه رژیم‌ش تمام می‌شود، به همین دلیل میگوییم در بن‌بست هست، هیچ راه برون رفتی برای او متصور نیست اگر وجود داشت این راه حلها را می‌رفت ولی چون برای او متصور نیست در بن‌بست و راه نجاتی ندارد، جزء سرنگونی و مرگ محتوم که در انتظار او هست.

مهدی براعی: نقش کانون شورشی در یک کلام نقش سازماندهی و استمرار قیام را دارند، یا سازماندهی دارد که قیام استمرار پیداکند، نقش آنها را در سؤالات قبلی پاسخ دادم یکی از دستآوردهای یکساله و دستآوردهای استمرار قیام همان پیشرفت کانونهای شورشی و شوراهای شورشی بوده، که هر چه گسترده‌تر شده، و نقش کانونهای شورشی در رابطه با اعتراضات و تظاهراتها بخوبی دیده شده، هم توانستند تظاهراتها را سازمان بدهند، در واقع کانونهای شورشی نقش جرقه و آتشزنه قیام‌ها را دارند، و نقش سمت‌وسو دهنده و همانند قطب‌نما عمل می‌کنند، یعنی مسیر را نشان می‌دهند، و ما این را در یکساله گذشته در بسیاری از اعتراضات و تظاهراتها و شعارها و هر چه گسترده‌تر کردن شعارها و استمرار قیام‌ها بخوبی دیدیم و در تمام جاها این را در برگرفته است، به همین دلیل نقش کانونهای شورشی نقش تعیین کننده در اعتراضات خواهد بود، و هر مقدار که قیام گسترش پیدا می‌کند، و جلو می‌رود و پیشرفت می‌کند و زمان می‌گذرد گستردگی این قیام‌ها بیشتر می‌شود، انشاءالله در آینده گرچه کانونهای شورشی مستقل عمل می‌کنند ولی به مرور زمان در شهرهای شورشی به هم خواهند پیوست و ارتش‌آزادی را تشکیل خواهند داد، و می‌توانند شهری را و منطقه‌ای را مثل کازرون، مثل کرج، مثل تهران و جاهای مختلف وقتی به نقطه شورش می‌رسانند، نقش جلوداری را ایفا کنند و آن خط سرنگونی را پیش ببرند، به همین دلیل آدم احساس می‌کند وقتی که بررسی می‌کنیم، یک چشم‌انداز روشنی در مسیر قیامی که از سال گذشته وارد دوران نوینی شروع شد می‌توانیم ببینیم که هم چشم‌انداز روشن است و هم دکل کشتی سرنگونی که دیده شد، سرنگونی محقق خواهد شد، این کار بلاجایگزین کارهای کانونهای شورشی هست.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.