برای یک ایران آزاد

۶ نشانه‌ی مرحله‌ی سرنگونی نظام ایران در سخنرانی مریم رجوی

0

مریم رجوی، رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران طی سخنرانی‌اش در گردهمایی بیش از ۱۰۰ هزار ایرانی در پاریس، ۶ نشانه‌ی مرحله سرنگونی نظام ایران را که از قیام دی ۹۶ به بعد محقق شده است برشمرد و تشریح کرد.

سخنرانی مریم رجوی در گردهمایی بیش از ۱۰۰ هزار ایرانی و با حضور شخصیت‌های برجسته سیاسی از کشورهای مختلف جهان، دارای ابعاد مختلفی بود که هر قسمت آن جای تأمل و بررسی جداگانه دارد. از جمله مواردی که مریم رجوی در این سخنرانی به آن پرداخت، تغییر موقعیت نظام سلطنت ولایت مطلقه فقیه بود. او در تشریح این موقعیت پیش از آنکه به برجسته کردن ضعف دشمن مبادرت کند از تغییر مختصات مردم در مقابله با این نظام سخن گفت.
مریم رجوی طی عباراتی تصریح کرد: «از قیام دی‌ماه به‌ این سو، نوک کوه آتش تغییر و سرنگونی ‌در ایران نمایان شده و دکل کشتی پیروزی انقلاب دمکراتیک، و عاری از شیخ و شاه، در چشم‌انداز است. مردم ایران با قیام‌ها و کانونهای شورشی، اهرم سرنگونی را به‌دست گرفته‌اند.»
اصلی‌ترین قسمت در این عبارات آنجایی‌ست که رئيس جمهور برگزیده مقاومت از به دست گرفتن «اهرم سرنگونی» توسط مردم ایران سخن می‌گوید؛ اهرمی که با «قیام‌ها و کانون‌های شورشی» خود را نشان می‌دهد.
مریم رجوی نشان می‌دهد که این واقعیت در شش نمود خود را بارز کرده است.

آفتاب مقاومت و شعبده‌ی اصلاحات
نخست آنکه «در پرتو آفتاب مقاومت، شعبده «راه‌حل» ازدرون فاشیسم دینی، سوخته و باطل شده است، مردم و جوانان شورشگر، پایان کارِ هر دو جناح رژیم را اعلام کرده‌اند».
اشاره رئیس جمهور برگزیده مقاومت در این قسمت، به شعار «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجراست» می‌باشد. شعاری که برای نخستین بار در ۹ دی ۹۶ در سردر دانشگاه تهران سر داده شد و به‌دنبال آن در سایر نقاط تهران و سایر شهرهای کشور نیز جای خود را به‌عنوان یک شعار محوری باز کرد.
برای سالیان سلطنت ولایت مطلقه فقیه کوشیده بود تا با میدان دادن به جنگ جناح‌های نظام آنرا به‌عنوان دموکراسی و گردش قدرت در درون نظام در منظر افکار عمومی نمایش بدهد و بهترین بهانه را برای پیروان سیاست مماشات در عرصه‌ی بین‌المللی برای حمایت از تمامیت سلطنت خامنه‌ای، فراهم کند.
با قیام ایران این «شعبده» برای همیشه به کناری رفت. در نقطه‌ی مقابل شاهد ظهور جوانانی هستیم که «بی‌باک و بیم، راه نبرد و تهاجم حداکثر، و راه مقاومت به هر قیمت را در پیش گرفته‌اند.»

تداوم زیر سرکوب
دومین نشانه دوران سرنگونی به گفته مریم رجوی در «این است که مردم ایران ۶ماه است که برپایی قیام و یک جنبش اعتراضی را در زیر سرکوب حداکثر، ممکن کرده‌اند.»
در طول این ۶ ماه حرکت‌های اعتراضی به طور مستمر در نقاط مختلف کشور ادامه داشته است؛ کارگران نیشکر هفت‌تپه، کارگران فولا اهواز، کشاورزان اصفهان، دست به اعتراضات متعددی زدند. در اصفهان صحن نماز جمعه توسط کشاورزان ورزنه تصرف شد در حالی که شعار رو به میهن پشت به دشمن سر می‌دادند؛ آنها پشت خود را به نماینده خامنه‌ای کرده بودند. [به‌عنوان نمونه: از سر در دانشگاه تهران تا #رو_به_میهن_پشت_به_دشمن]
خوزستان نیز در این مدت سهم قابل توجهی در اعتراضات داشت؛ خیزش مردم اهواز بیش از همیشه توجهات را به ظرفیت اعتراضی این بخش از کشور جلب کرد. همچنین شاهد اعتراضات در کردستان و اعتصاب سراسری رانندگان کامیون بودیم. در این میان اعتراضات مردم کازرون با شعار محوری «وای به روزی که مسلح شویم» و مقابله‌شان با نیروهای مسلح سپاه، بوسیله سنگ، یادآور «الگوی اشرف» و پایداری رزمندگان پیشتاز مردم ایران در برابر نیروهای سپاه در عراق بود.
به گفته‌ی مریم رجوی قیام مردم ایران از نقطه خیزش کازرون «شتاب گرفت» و نتیجه بلافصل آن «اعتصاب رانندگان و کامیون‌داران زحمتکش در ۲۸۵شهر در ۳۱استان به مدت ۱۲روز» بود که «ارکان رژیم را لرزاند.» نمونه دیگر از این تغییر وضعیت را می‌توانیم در خیزش بازار تهران و قیام مردم تهران مشاهده کنیم؛ آنچه تهران را به بزرگترین شهر شورشی جهان تبدیل کرد.
مریم رجوی در برابر همه‌ی این خیزش‌ها این پرسش را مطرح می‌کند: «مقصد کجاست؟» و آنچنان که خود در ابتدای سخنرانی‌اش گفته بود که «به این جا آمده‌ام که آن چه را شما قیام‌کنندگان می‌خواهید، اعلام کنم.» در اینجا پاسخ می‌دهد: مقصد «ایران آزاد»ست «با برچیدن بساط استبداد و غارتگری تا تسخیر بیت خامنه‌ای.»

بازگشت ناپذیری تنشهای اقتصادی و اجتماعی
در این نقطه مریم رجوی «سومین نشانه سرنگونی محتوم فاشیسم دینی» را مورد توجه قرار می‌دهد. به گفته رئیس جمهور برگزیده مقاومت، «تنشها و تضادهای اقتصادی و اجتماعی به‌ویژه گرانی، بیکاری و فقر و نابرابری، به‌نقطه‌یی رسیده که بازگشت‌ناپذیر است.»
نکته مهم‌تر که در اینجا مورد توجه قرار می‌گیرد، «تنزل» کیفی «موقعیت خامنه‌ای» و از دست رفتن «مشروعیت» «ولایت فقیه» است. با ضربه خوردن به عمود خیمه، نظام نمی‌تواند از پس مدیریت اوضاع بربیاید. این همه در حالی‌ست که رژیم «در تنگنای بی‌پولی» به سر می‌برد و سپاه و بسیج «دچار ریزش» نیرو شده‌اند. در چنین شرایطی موقعیت سلطنت ولایت فقیه هیچ «راه حلی» برای برون رفت از بحران ندارد.

فرو افتادن سپر
چهارمین نشانه‌ای که از طرف مریم رجوی مطرح می‌شود دارای خصلتی بین‌المللی‌ست. برای سالیان در کنار تیغ سرکوب در داخل کشور، نظام ولایت فقیه از پشتیبانی سیاست مماشات در عرصه‌ی بین‌المللی نیز برخوردار بوده است. مهمترین نمود این سیاست در سرکوب اپوزیسیون سلطنت ولایت مطلقه فقیه توسط دولت‌های غربی بود. در جنگ عراق، در حالی که مجاهدین طرف جنگ محسوب نمی‌شدند توسط نیروهای ائتلاف بمباران و سپس خلع سلاح شدند. در فرانسه در حالی که مجاهدین برای سال‌ها در چهارچوب قوانین آن کشور به فعالیت مشغول بودند اما در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ به بهانه تروریسم مورد حمله قرار گرفتند. پیش از آن نیز قرار گرفتن مجاهدین در لیست‌های تروریستی اروپا و آمریکا برای خوشامدگویی به خاتمی و خط استحاله در نظام ولایت فقیه، تعجب ناظران آگاه ایران را بر می‌انگیخت که چگونه است اپوزیسیون یک نظام قرون وسطایی توسط دموکراسی‌های غربی این چنین سرکوب می‌شود؟!
در طول سالیان با کارزارهای طولانی و طاقت‌فرسای مجاهدین، تمامی این توطئه‌ها شکست خورد. مجاهدین از لیست‌های تروریستی خارج شدند و توطئه نابودی آنها در عراق شکست خورد. با این همه پشتوانه سیاست مماشات در جهان کماکان عرض اندام می‌کرد.
رئیس جمهور برگزیده مقاومت در تشریح چهارمین نشانه دوران سرنگونی، گفت: «در سطح بین‌المللی، آخوندها مهم‌ترین پشتوانه سیاست مماشات را که در آمریکا بود، از دست داده‌اند.»
اشاره او به دولت اوباما می‌باشد که در ایام قیام ۸۸ به نامه‌نگاری با خامنه‌ای پرداخت و در ادامه، برجام را با نظام ایران منعقد کرد و دلارهای بسته بندی شده را به ایران ارسال کرد؛ پولی که برای توسعه موشکی سپاه و جنگ‌های منطقه‌ای آن در سوریه، عراق و یمن هزینه شد. به گفته مریم رجوی اکنون «سپر بین‌المللی حافظ رژیم‌ فرو ریخته، برجام‌شان را عملاً‌ از دست داده‌اند، بهمن تحریم‌ها، پیاپی بر سرشان فرود می‌آید و توان جنگ‌افروزی و ماجراجویی منطقه‌یی آنها فروکش می‌کند.»

رئیس جمهور برگزیده مقاومت سپس نتیجه می‌گیرد: «روزگار برچسب زدن و بمباران و سرکوب اپوزیسیون به‌درخواست این رژیم و برای این رژیم، دیگر به‌سر آمده است.»

اتصال «سازمان رهبری کننده قیام به مردم به‌پاخاسته»
در ادامه مریم رجوی به پنجمین نشانه‌ی دوران سرنگونی می‌رسد و آنرا مهمترین آیت این دوران توصیف می‌کند. به گفته مریم رجوی: «آنچه آخوندها از آن می‌ترسیدند، به‌دست آمده و آن پیوند میان خشم محرومان و ستم‌زدگان با مقاومت سازمان‌یافته است.»
پس از آغاز قیام دی‌ماه ۹۶، کارشناسان نظام و عموم ناظران بر این واقعیت دست گذاشتند که عنصر غالب در این قیام حضور اقشار محروم بود. در جمع‌بندی‌های صورت گرفته در درون نظام تصریح شد که در قیام‌های آتی حضور اقشار محروم در قیام پر رنگ‌تر و غالب‌تر خواهد بود. [به‌عنوان نمونه: قیام دی‌ماه خطرناک‌تر از قیام ۸۸؛ جوانان و تهی‌دستان؛ اوضاعی که از کنترل نظام خارج خواهد شد] از سوی دیگر خامنه‌ای در سخنرانی ۱۹ دی که بیرونی کردن جمع‌بندی درونی نظام درباره قیام بود، تصریح کرد که فراخوان دهنده، سازمان‌ده و عنصر هدایت کننده قیام، مجاهدین خلق بودند. [روایت یک شکست نظام؛ سخنرانی خامنه‌ای درباره‌ی قیام ایران] در ادامه در سایر خیزش‌ها و قیام‌هایی که صورت گرفت از جمله درگیری‌های خیابان پاسداران در بهمن ۹۶ [دست مجاهدین خلق در درگیری خیابان پاسداران؛ مطرح شده در تحلیل مهدی محمدی] و خیزش مردم کازرون در سال ۹۷، [چه کسانی قیام کازرون را به راه انداختند؟] کارشناسان نظام بر نقش مجاهدین دست‌گذاشتند.
پیوند این دو عنصر، یعنی «خشم محرومان و ستم‌زدگان با مقاومت سازمان‌یافته» محصول اعلام «نقشه‌مسیر هزار اشرف در داخل ایران» «در چارچوب مؤسسان چهارم ارتش آزادی»ست؛ آنچه مسعود رجوی در نیمه سال ۹۲ اعلام کرد. هدف از اعلام این «نقشه مسیر» اتصال «سازمان رهبری کننده قیام به مردم به‌پاخاسته» بود. بر این اساس است که اکنون «کانون‌ها و شوراهای مقاومت ملی، نوک پیکان استراتژی قیام و سرنگونی در شهرهای به‌پاخاسته و شورشی هستند.»
این دست‌آورد به تصریح مریم رجوی، مهمترین نشانه مرحله سرنگونی سلطنت ولایت مطلقه فقیه می‌باشد.

صنعت آلترناتیوسازی مجازی و مونتاژی
نشانه‌ی ششم برای اثبات مرحله سرنگونی نظام «صنعت آلترناتیوسازی مجازی و مونتاژ در بازار سیاست» با کپی برداری از مجاهدین و شورای ملی مقاومت است؛ آنچه به گفته‌ی رئيس جمهور برگزیده مقاومت: «این روزها رونق یافته است». مدعیانی که «بدون تشکیلات و سازمان رهبری‌کننده، بدون عبور از کوره‌های گدازان سنجش و آزمایش، و بدون پرداخت قیمت و فدا و مجاهدت»، «بدون سابقه و پشتوانه جنگیدن با دو رژیم، بدون مرزبندی با دیکتاتوری و وابستگی، بدون مقاومت سراسری و کهکشان شهیدانش و بدون در افتادن با اصل ولایت فقیه و اصلاح‌طلبان قلابی»، «بدون مقابله با خمینی بر سر جنگ ضدمیهنی و گِل‌گرفتن تنور جنگ و شعار «فتح قدس از طریق کربلا»، بدون تحمیل آتش‌بس با یک‌صد رشته عملیات ارتش آزادیبخش ملی، و فتح مهران و پیشروی تا دروازه کرمانشاه، و بدون افشای جهانی برنامه‌ها و تأسیسات اتمی، موشکی، شیمیایی و میکروبی رژیم آخوندی»، «بدون افشای جهانی نقض حقوق‌بشر و جنایت‌های رژیم در۶۴قطعنامه ملل‌متحد و بدون جنبش دادخواهی زندانیان سیاسی قتل‌عام‌ شده در سال۶۷، بدون کارزار اشرف‌نشانها در چهارگوشه جهان و پای‌فشردن بر حقوق ملت ایران به مدت ۴دهه، بدون برنامه و طرح‌های مشخص شورای ملی مقاومت و دولت موقت برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران و سرانجام، بدون رهبری آزموده و مشخص که پنج دهه این مبارزه سهمگین را پیش برده» و تنها با امید بستن به تکرار «الگوی اشغال کشور عراق، یعنی با لشکرکشی خارجی» [مجاهدین ۹ تیر ۹۷] در پی به قدرت رسیدن هستند.
مریم رجوی این ۶ نشانه و آیت را نمودهایی از وقوع مرحله‌ی جدیدی می‌داند که نظام را در وادی سرنگونی قرار داده است؛ طیفی از نشانه‌های داخلی و بین‌المللی که در کانون آن اتصال «سازمان رهبری کننده قیام به مردم به‌پاخاسته» قرار دارد.

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.