برای یک ایران آزاد

بن بست سرکوب و چشم انداز قیام مردمی: محسن نادی شبستری

0

سرکوب وچشم انداز قیام مردمی موضوع مطرحی است که ضروری است به آن پرداخته شود.واضح است که

سرکوب و نقض پایه‌ای‌ترین حقوق مردم ایران، طی ۴۰سال حاکمیت آخوندها، بر میهنمان، همواره پایه سیاست‌های این رژیم، در مواجهه با خواسته‌های سیاسی-اقتصادی و اجتماعی در جامعه بوده است.

رژیم ولایت فقیه با دجالیت و سو‌ء استفاده از دین، طی این سالیان، همواره تلاش کرده، تا به هر قیمت، حاکمیت ننگینش را، بر مردم حفظ کند، چون به قول خمینی: حفظ نظام، از هرچیز دیگه‌ای واجبتراست!!

برای بررسی این موضوع واینکه آیا درشرایط کنونی سرکوب بیشترشده یااینکه رژیم درسرکوب دست بستگی دارد ودستگاه سرکوبش روی چه نیرویی سواراست و…دراین رابطه آقای محسن نادی شبستری درگفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به سئوالات پاسخ میدهد

محسن نادی شبستری: چیزی که مسلم هست استعفای جواد ظریف، نمودی از بحران حاد در تمامیت حکومت آخوندی هست. جواد ظریف اگر چه خودش شخصاً فرد کلیدی و مهمی در رژیم نبود ولی به دلیل این که در رأس سیاست خارجی رژیم بود و این سیاست از حمایت تمام عیار خامنه‌ای برخوردار بود، استعفایش بیانگر اوج بحران در کل حکومت آخوندی هست که در روابط بین‌المللی و در مقولاتی مانند برجام و اف.ای.تی.اف به بن‌بست رسیده است. بعبارتی مستقل از فرد ظریف، این استعفاء بیانگر به بن بست رسیدن یک خط و استراتژی هست، البته فشارهای بین‌المللی و انزوای منطقه‌یی و جهانی که در اجلاس ورشو و اجلاس مونیخ و شرم الشیخ بیش‌ازپیش خودش را نشان داد، بیانگر به گل نشستن سیاست خارجی رژیم آخوندی هست.

در واقع در این ۵ سال و نیم که ظریف وزیرخارجه آخوندها بوده همیشه تلاش میکرد یک چهره مدره با لبخندهای مصنوعی از یک استبداد مذهبی و وحشی قرون‌وسطایی ارائه بکند، و راه را برای بندوبست رژیم با کشورهای غربی به منظور تشدید جنگ‌طلبی و تروریسم هموار بکند، این نقش ظریف بوده است، بی تردید با قیام مردم ایران و حضور قدرتمند مقاومت ایران در صحنه بین‌المللی سیاست مماشات ضربه اساسی و جدی خورد، و دوران ظریف به پایان رسیده است، و دنیا دیگر فریب ظریف و روحانی و لبخندهای ظریف را نخواهد خورد، ضمناً امروز قرار بود ظریف در جلسه شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو شرکت کند که به دلیل استعفاء سازمان ملل سخنرانیش را لغو کرد. مقاومت ایران هم که از ۱۹ بهمن که سالروز عاشورای مجاهدین و سالگرد انقلاب بهمن بوده با برگزاری تظاهرات در پاریس کارزاری را علیه رژیم در صحنه بین المللی استارت زده و در ورشو و بعد در مونیخ سایه به سایه رژیم آخوندی را دنبال کرده بود،‌ لذا از قبل به برگزاری تظاهرات در ژنو با شعار «ظریف برو گمشو» فراخوان داده بود. باید به اطلاع هموطنانمون برسانم که ایرانیان آزاده امروز در ژنو مقابل شورای حقوق بشر با شعار “دیپلمات تروریست محکوم باید گردد” تظاهرات خودشان را برگزار کردند.

محسن نادی شبستری: استعفای ظریف با واکنش‌های زیادی در درون رژیم و همچنین واکنشهای بین المللی همراه بود. مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا در واکنش به استعفای ظریف در حساب توئیتر خودش نوشت:‌ «ما متوجه استعفای جواد ظریف هستیم. خواهیم دید که آیا نهایی می‌شود یا نه. در هر حالتی، او و حسن روحانی فقط ویترین جلویی یک مافیای فاسد مذهبی هستند. ما می‌دانیم که خامنه‌ای تمامی تصمیمات نهایی را اتخاذ می‌کند. سیاست ما تغییری نکرده است، این رژیم باید مانند یک کشور عادی رفتار کند و به مردمش احترام بگذارد». در واقع پمپئو در پاسخ به کاربران ایرانی که پرسیده بودند سیاست واشنگتن درباره حمایت از گروه‌های مخالف رژیم ایران چیست، گفت: «ما می‌خواهیم ایران کشوری باشد که مردم در آن نظر می‌دهند؛ جایی که فرصتی باشد شما حکومتی را که می‌خواهید و شایسته آن هستید داشته باشید و انتخاباتی آزاد در همه سطوح برگزار کنید.» در واقع پمپئو تأکید کرد اگر چنین شود، مطمئن است که نظرات متفاوتی شنیده خواهد شد. او همچنین گفت: «آنچه که ما دنبال آن هستیم، فرایندی است که ازطریق آن صدای ایرانیان شنیده شود». یعنی خیلی صریح روحانی و ظریف را سران یک باند مافیایی اعلام می‌کند، اما در درون رژیم به دنبال انتشار خبر استعفای جواد ظریف، سایت حکومتی انتخاب نوشت ظریف در پاسخ به سوالی  در خصوص صحت خبر این استعفا گفته است: «بعد از عکس‌های ملاقات‌های امروز، جواد ظریف دیگر به عنوان وزیر خارجه در جهان اعتباری ندارد.» (که اشاره ظریف به دیدار بشار اسد دیکتاتور خونریز سوریه با خامنه‌ای ولی فقیه ارتجاع است که در آن ظریف و دیگر مقام‌های وزارت امور خارجه رژیم در عکس‌های منتشر شده در روز دوشنبه حضور نداشته‌اند و قاسم سلیمانی در آن تصاویر هست)،‌ به گزارش خبرگزاری تسنیم، فلاحت پیشه،‌ عضو مجلس ارتجاع گفت: البته اختلافات وزیر امور خارجه با برخی از دولتی‌ها مسبوق به سابقه است و پیش از این نیز برخی اتفاقات رخ داده بود. وی ادامه داد: از شب گذشته چندین بار بنده تلاش کرده‌ام با آقای ظریف به صورت تلفنی صحبت کنم اما وی تلفن خود را خاموش کرده است. به گزارش خبرگزاری ایلنا (ی رژیم)، الیاس حضرتی عضو دیگر مجلس رژیم گفت: این احتمال وجود دارد که ظریف در جریان سفر اسد به ایران نبوده است»، یعنی برخی اعضای مجلس رژیم به تأثیرات منفی استعفای ظریف در این شرایط بر روی نظام آخوندی تأکید کردند. مثلاً مصطفی کواکبیان گفت: بی شک از استعفای ظریف در وضعیت کنونی، نه تنها دولت و نظام نفعی نخواهند برد بلکه دشمنان خرسند خواهند شد. انعکاس‌ها زیاد است، به گزارش خبرگزاری حکومتی ایسنا، علیرضا رحیمی عضو هیات رئیسه مجلس در حساب توئیترش نوشت: «ظریف، دومی ندارد. جانشین او یا با کرنش مدیریتی خسارت‌ساز خواهد شد یا به نام انقلابیگری دستاوردهای زیادی را بر باد خواهد داد، (یعنی اگر یکی بیاید و تندرو باشد این دستآوردها را به باد خواهد داد و اگر نه برعکس، یعنی هر جوری بکنند به ضرر رژیم خواهد بود)، اگر استعفای ظریف جدی و قطعی باشد ثابت می‌کند خنجر مخالفان داخلی اثرگذار بوده است.»» از طرف دیگر به دنبال استعفای ظریف برخی مهره‌های وزارت خارجه نیز به نشانه اعتراض استعفا دادند. به گزارش خبرگزاری ایرنا، ظریف در واکنش به خبر استعفای دیپلمات‌ها و مدیران وزارت خارجه در حمایت از ادامه کار او گفت: امیدوارم استعفای بنده تلنگری برای بازگشت وزارت امور خارجه به جایگاه قانونی‌اش در روابط خارجی باشد». خلاصه اینکه بی تردید این استعفاء بحران‌ها و جنگ قدرت را در درون رژیم شدت خواهد بخشید و این تشدید بحران باعث تضعیف بیشتر رژیم در تمامیتش به نفع مردم و مقاومت ایران و قیام مردم ایران خواهد بود.

محسن نادی شبستری: بله به نظرم شروع خوبی کردید و اول باید ماهیت این رژیم را شناخت تا بشود به سوالاتتان پاسخ داد. مردم ایران در یک‌صدسال گذشته چندین جنبش بزرگ آزادیخواهانه را به پیش بردند که مهمترین آن اول انقلاب مشروطه علیه سلطنت قاجار توسط ستارخان و باقرخان و قیامهای متأثر از آن مثل جنبش جنگل توسط میرزا کوچک خان و همین طور قیام کلنل محمد تقی خان پسیان در مشهد و همدان علیه حاکمیت رضا خان قلدر، دوم نهضت ضداستعماری به رهبری دکتر مصدق علیه رضا خان و محمدرضا پهلوی که با کودتای ارتجاعی و استعماری ۲۸ مرداد ناکام ماند، سوم انقلاب ضدسلطنتی که با سرقت انقلاب توسط دزد بزرگ قرن خمینی به بیراهه کشیده شد و چهارم مقاومت فعلی در برابر فاشیسم مذهبی که هم اکنون ۴۰ سال است به رهبری مجاهدین و مقاومت ایران پیش می‌رود و می‌تازد و جریان دارد. این جنبشهای آزادیخواهانه جهت‌گیری تکاملی جامعه ایران به سمت آزادی و دموکراسی و نفی دیکتاتوری و وابستگی را نشان می‌دهد یعنی یک جهت گیری کلی در این جنبش‌ها می‌بینیم که این خصیصه را دارند، باید بدانیم که رژیم ولایت فقیه به‌دلیل ماهیت فوق ارتجاعی خودش با این جهت‌گیریهای ترقیخواهانه هیچ سنخیتی ندارد.

این رژیم به‌لحاظ طبقاتی خواسته‌ها و امیال مقطع تاریخی ماقبل سرمایه‌داری و قرون وسطا را دنبال می‌کند و لذا توان حل هیچ مسأله اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از جامعه پیشرفته ایران و جامعه درحال غلیان ایران را ندارد، این همان علت استمرار جنبش و قیام است، این همان دلیلی است که رژیم نمی‌تواند قیام را سرکوب و ساکت کند، چون توان پاسخ دادن به نیازهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی مردم در حال اعتراض را ندارد، نه تنها توان بلکه حتی خواستش را هم ندارد و حاکمیت خود بر سرزمینمان را در اساس با سرکوبی خونین و خفقانی سیاه حفظ کرده است. بنابراین در پاسخ به سؤال شما باید تأکید کنم که ویژگی ضدبشری رژیم آخوندی، باعث شده که این رژیم با دیکتاتوریهای کلاسیک شناخته‌شده در همه جهان کاملاً فرق بکند. این رژیمی هست که با ماهیت قرون وسطایی، برای حفظ حاکمیت خودش کمر به نابودی حرث و نسل میهنمان بسته و برای حفظ این حاکمیت از هیچ جنایتی فروگذار نکرده و نمی‌کند، بازوی اصلی سرکوب این رژیم که سیاست قرون وسطایی را پیش می‌برد، هم سپاه پاسداران و مکمل آن، دستگاه قضایی و حکام ضدشرع هست که جوخه‌های اعدام و شکنجه و دستگاه زندان را می‌چرخانند و انواع و اقسام مزدوران اطلاعاتی و ستادها و گشتهای مخفی و علنی از گشتهای امر به معروف گرفته تا گشت ارشاد و وارد کردن نیروهای انتظامی و بسیج و لباس شخص را بخدمت گرفتن و همه با هم این سیاست رژیم را پیس می‌برند، بنابراین علاوه بر حضور نهادهای سیستماتیک سرکوب در تمامی ارگانها مثل دانشگاهها و مدارس و ادارات و کارخانه‌هاست که همه جا ارگانهای سرکوب و انجمن‌های خودش را دارد.

نکته قابل توجه این هست که رژیم ولایت فقیه این دستگاه سرکوب و جنایت و این دیکتاتوری ضدبشری را در اساس با دستاویز قرار دادن مذهب و سوءاستفاده از مفاهیم اسلامی توجیه می‌کند و بر این دیکتاتوری ضدبشری لباس دین می پوشوند. مثلاً اسم شکنجه را تعزیر گذاشته، سرکوب بیرحمانه زنان میهن‌مان را با عنوان «امر به معروف» توجیه می‌کند، برای جنگ ایران وعراق و هشت ساله آن مثلاً فرستادن نوجوانان دبستانی به‌عنوان سربازان یک‌بارمصرف بر روی میادین مین در جنگ ضدمیهنی خمینی با عراق مدعی ظهور امام زمان در جبهه‌ها می‌شود، و با انداختن کلید بهشت بر دور گردن این بچه‌های معصوم آنها را تشویق به روی مین رفتن می‌کرد، همه این توجیهات را با باصطلاح مذهبی انجام می‌دهد، ظهور امام زمان، امر به معروف، نهی از منکر، در قانون اساسی خودش حق حاکمیت ملی را نفی و حاکمیت هیولایی به اسم ولی‌فقیه را رسمیت داده و در یک‌کلام بر یک دیکتاتوری ضدبشری و همانطور که خودشان صریحاً اشاره می‌کنند سلطنت مطلقه فقیه نام «جمهوری اسلامی» گذاشته‌اند.

محسن نادی شبستری: بله! در ادامه توضیح ام در رابطه با ماهیت رژیم ولایت فقیه باید بگویم که دستگاه سرکوب و خفقان رژیم که ۴۰ سال بی وقفه ادامه داشت و میلیونها جوان ایرانی را در تنور جنگ نابود کرده و بیش از ۱۲۰ هزار تن از مجاهدین و مخالفان رژیم را در دهه ۶۰ اعدام کرد و توانسته حاکمیتش را به هر قیمت حفظ بکند، الان اما با اوجگیری خیزش‌های اجتماعی دچار بحران شده و آخوندها با شم ضد انقلابی و دجالگرانه شان به اشتباه محاسبه خودشان در زمینه سرکوب پی برده‌اند. در این رابطه من چند مثال می‌زنم. روز اول اسفند ۹۷ در نشست سالانه ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر برخی مقامات رژیم اعتراف‌های جالبی کردند: آخوند مازنی، عضو ارگان سرکوب موسوم به امر به معروف رژیم گفت: «ما امکان دفاع از امر به معروف و نهی از منکر را نداریم چون در سطوح مختلف از مفاهیم ارزشی دفاع خوب نشده است و نهادینه‌سازی مناسب صورت نگرفته است». در همین نشست آخوند صدیقی، امام‌جمعه خامنه‌ای در تهران هم اعتراف کرده که: «وضع فرهنگی موجود در کشور بحرانی است»، پاسدار اشتری، سرکرده نیروی انتظامی رژیم نیز در حالی که خواسته خودش را با نقل‌قول از دیگران بیان می‌کند، می‌گوید: «برخی با تز روشنفکری در پشت تریبون می‌گویند گشت ارشاد لازم نیست اگر کسی موردی صحبتی یا نقطه‌ای دارد بیاید به مقام مسئول بگوید تا بررسی شود چرا برخی این‌چنین در ذهن مردم این‌گونه دوگانگی ایجاد می‌کنند». یعنی پاسدار اشتری که پیش از این هم شکایت کرده بود که چرا نیروهای او در برخورد با مردم بر سر به اصطلاح بدحجابی تنها هستند، یعنی ایزوله شدند، و فرسوده شده‌اند و چرا ارگانهای متعدد دیگر مسئولیتهای خودشان را انجام نمی‌دهند، یعنی به کمک نیروهای سرکوب او نمی‌آیند، گفته بود: «باید مشکلات مردم حل شود؛ نه این‌که با مردم برخورد شود. واقعیت این است که مردم با مشکلات ریشه‌ای روبه‌رو هستند که راه‌حل‌های ریشه‌ای نیز نیاز دارد». یعنی خودشان به زبان اشهد خودشان چنین اعترافاتی را می‌کنند.

محسن نادی شبستری: روشن هست که ناتوانی در سرکوب، من موافقم پدیده جدیدی نیست و عجین با این رژیم بوده، ولی با این صراحت اعتراف کردن جدیده، البته پیش از این هم آخوند روحانی گفته بود که «ون» راه‌انداختن و دستگیرکردن‌ها نتیجه نداده است. اما این بیان که دوران گشت ارشاد به‌سر آمده به همین ترتیب و به همین روشنی و بعد از این‌که سرکرده نیروی انتظامی رژیم هم عملاً وجود یک چنین نظرها و اعتراف‌هایی را بازگو می‌کند، خیلی جدید است و حاکی از رشد قیام و تشدید تضاد مابین مردم و حاکمیت رژیم هست. در مورد شکست اصلی‌ترین ارگان سرکوب اجتماعی رژیم یعنی گشتهای ضدمردمی «امر به معروف و نهی از منکر» پیش از این هم اعتراف‌هایی کرده‌اند. اعتراف به مقاومت مردم در برابر عناصر این گشتها و گوشمالی دادن آنها با بیان این که مردم به این امر تن نمی‌دهند و در مقابل آن می‌ایستند. باید خاطر نشان کنم که در سال‌های اخیر مواردی داشتیم که مزدوران رژیم به‌خاطر این اقدامات سرکوبگرانه هدف خشم و انزجار و حمله مردم قرار می‌گرفتند و در مواردی هم عوامل رژیم کشته شده بودند که رژیم هم در این زمینه جنجال بسیاری به‌راه می‌انداخت. ولی وقتی در جلسه‌ای با حضور جنتی و سایر سرکردگان رژیم چنین اعتراف‌هایی به زبان سردمداران رژیم می‌آید، نشانه این است که عرصه بر رژیم خیلی تنگ شده است. یا مثلاً وقتی آخوند صدیقی به‌عنوان رئیس چنین نهاد سرکوبگری می‌گوید «وضع فرهنگی موجود در کشور بحرانی است» که منظورش این است که اقدامات سرکوبگرانه توسط مردم دیگرتحمل نمی‌شود، در واقع اعتراف به شکست زیربنایی و فکری دستگاه سرکوب هست که اینهم در نوع خودش جدید هست.

محسن نادی شبستری: ‌ با توجه به تعریفی که از حکومت مطلقه فقیه کردیم، با توجه به ماهیت قرون وسطایی‌ش، و ناتوانی‌ش در حل مشکلات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی مردم جامعه پیشرفته ایران گفتیم خیلی روشن هست که رژیم هرگز و هرگز از سرکوب دست‌بردار نیست، چون همانطور که گفتیم بدلیل ماهیت ارتجاعی و قرون وسطایی‌اش بدون توسل به سرکوب قادر به پاسخگویی به اولیه‌ترین خواسته‌های جامعه پیشرفته و انفجاری ایران نیست و سرکوب تنها و تنها راه کنترل و مهار جامعه است. ولی طبعاً نوعی دست بستگی برایش ایجاد می‌کند و دیگر قادر نیست مثل گذشته بی توجه به هرکس و هر چیز، تا الان که توجهی به قطعنامه شورای امنیت، به قطعنامه‌های شورای حقوق بشر نداشت، ۶۴ بار قطعنامه بین‌المللی بوده اماکسی را تحویل نمی‌گرفت کاری را که می‌خواست می‌کرد، به سرکوب عریان خودش ادامه بدهد. از طرف دیگر همونطور که بارها مقاومت گفته و تأکید کرده است آخوندها تا آخرین لحظه حیات ننگینشان مطلقاً اجازه شکستن طلسم اختناق را نمی‌دهند چون به معنی پایان حکومتشان خواهد بود، اینکه شلاق را پایین بگذارند مطلقاً، آنچه که در زمان شاه دیدیم بعد از اعتراض کارتر شلاق را پایین گذاشت، سرقضیه باز شد این تجربه‌ش را دارد و ماهیتش هم اجازه نمی‌دهد دست از سرکوب تا آخرین لحظه بردارد، بنابراین این تئوری که بعضی‌ها میگویند از ترس مرگ خودکشی می‌کند همچینین چیزی نیست، و به عبارتی باید گفت که آخوندها هیچگاه از ترس مرگ خودکشی نخواهند کرد و تا آخرین لحظه سرکوب با اینها عجین هست، اما در عین‌حال وقتی کار به جایی می‌رسد که سردمداران سرکوب مانند آخوندها و پاسدار اشتری چنین اعتراف‌هایی می‌کنند، بیانگر این است که راه‌حل سرکوب هم با مشکل جدی و رویارویی جدی اجتماعی مواجه شده خط سرکوب و تیغ سرکوب مثل سابق نمی‌برد و رژیم را در گسترش سرکوب و پیشبرد آن با دست‌بستگی‌های جدی مواجه کرده است.

محسن نادی شبستری: معنی دست‌بستگی که ما میگوییم این است که رژیم از یک طرف نمی‌تواند از سرکوب دست بکشد بنا به ماهیتش و از طرف دیگر مشاهده می‌کند که هر کدام از صحنه‌های زدوخورد با جوانان و قیامیها و مردم خشمگین در کوچه و خیابان می‌تواند بمثابه ریختن بنزین روی آتش و یا بمثابه جرقه انفجاری غیرقابل کنترل باشد، این در این پارادوکس گیر کرده نه می‌تواند دست از سرکوب بردارد و نه می‌تواند با سرکوب به حیاتش ادامه بدهد، از اینطرف هم می‌بیند مثل سابق بی دنده و ترمز و احمدی‌نژادی اگر بخواهد سرکوب بکند این جامعه آنقدر انفجاری است که منتظر یک جرقه هست، بنابراین اگر کمی به عقب برگشته و شرایط فعلی با ۶-۵ سال پیش را مقایسه کنیم موضوع روشن‌تر می‌شود. همان دورانی که روزانه در تلویزیون و اخبار رسانه‌های حکومتی صحبت از عملکرد گشت ارشاد و دستگیری‌های گسترده می‌شد و حتی کلیپ‌هایی از صحنه‌های جنایت این گشت‌ها نمایش داده می‌شد و برای ایجاد جو ترس و نوسوق‌گیری به وحشیانه‌ترین صورت انجام می‌شد که خانمها را روی زمین می‌کشیدند و حتی جوانان را در خیابان تیر می‌زدند، که مأموران سرکوبگر رژیم را در اخبار نشان می‌داد که به وحشیانه‌ترین شکل به سرکوب مردم سرگرم بودند تا به فضای رعب و وحشت دامن بزند، اما الان برعکس به‌طور مداوم خبر از صحنه‌هایی است که به‌خصوص جوانان با عوامل گشت ارشاد درگیر شده، آن‌ها را گوشمالی می‌دهند، ترس جامعه ریخته است، اختناق رژیم دیگر تیغش نمی‌برد، چون مردم چیزی برای از دست دادن ندارند، فقر بیداد می‌کند، آزادی بیان که هیچی صحبتش را نکنید، بنابراین یعنی تعادل میان رژیم و مردم در جنگ بزرگتری که برای سرنگونی رژیم جریان دارد، عملاً به نفع مردم چرخیده و این یک واقعیتی است و تحولات بین‌المللی و موضع‌گیری‌های بین‌المللی و تغییر سیاستها، تغییر نگرش به رژیم چه در سطح منطقه‌ای و عربی و چه در سطح بین‌المللی کاملاً واضح داریم می‌بینیم و خلاصه همین مقامات رژیم که هشدار میدند و می‌ترسند، در عمل هم رژیم به این تن داده و گردن گذاشته و عملاً حتی عوامل سرکوبگر توجیه شده‌اند که از رودررویی مستقیم با جوانان خودداری کنند.

حتی به آنها تأکید شده که از سلاح‌های خودشان استفاده نکنند. این همه تظاهراتها را می‌بینیم نمی‌تواند سلاح بکشد و بزند، علتش هم نه اینکه این رژیم سرکوبش کمتر شده علتش ترس و وحشت از بهم خوردن تعادل است و از این انفجار است، یک مثالی بزنم: در یک گزارش درونی فرمانده مجموعه‌ای از همین گشتها در مورد تعدادی از مزدوران که توسط جوانان گوشمالی شده بودند، گفته بود که «تقصیر خودشان است ما به آنها گفته بودیم نگاه کنند و ببینند که در صحنه چند نفر هستند و اگر تعداد جمعیت، زیاد است اصلاً وارد درگیری نشوند و اینها وارد شدند و گوشمالی داده شدند». بنابراین اگر بخواهیم نتیجه بگیریم رژیم در وضعیت کنونی عملاً به این تعادل جدید تن داده و به‌نحوی میزان فعالیت سرکوبگرانه گشت‌های ارشاد را بسیار کاهش داده است، تن دادن به این تعادل اکنون دارد در اظهارات سردمداران رژیم هم ظاهر می‌شود که این نشان‌دهنده این هست که این دست بستگی و ناتوانی یا همان که به آن می‌گوییم بن‌بست سرکوب دارد وارد مرحله تازه‌ای می‌شود. یعنی همه‌جانبه می‌شود، اگر بخواهیم به آن پارادوکس رژیم جواب بدهیم، از یکطرف بدلیل ماهیتش می‌خواهد سرکوب بکند واز آنطرف نمی‌تواند به این میگویند بن‌بست سرکوب، که رژیم گرفتارش شده است. همه حرف هم همین است که علیرغم همه دستگاه جنایت و سرکوب و علیرغم ماهیت ضدبشری رژیم ولی این قیام سرباز ایستادن ندارد، چرا ندارد؟ چون همین تعادل چرخیده، چون با بن‌بست سرکوب از طرف رژیم مواجه هستند.

محسن نادی شبستری: قبل از هر چیز باید در نظر گرفت که: رژیم غیر از گشت ارشاد چندین نوع گشت و نیروی سرکوبگر دیگر هم دارد مانند: گشت عفاف و حجاب یا گشت امر به معروف و نهی از منکر، گشت ثارالله و غیره،  اولین سؤالی که باید مطرح کرد این است که آیا رژیم نمی‌تواند سرکوبش را از طریق آنها پیش ببرد؟ در این مورد باید گفت: هسته مرکزی موضوع عبارت است از «بن‌بست سرکوب”. سیاست سرکوبگری رژیم فقط به گشت ارشاد اختصاص ندارد کما این‌که این گزینه در ستاد امر به معروف و نهی از منکر رژیم نیز مطرح شده که «ستاد امر به معروف و نهی از منکر» در واقع پایه‌ای‌ترین نهاد سرکوب رژیم است که تمام دستگاه‌های سرکوبگر را تغذیه می‌کند. در نتیجه هنگامی که جنتی می‌گوید: «منکر بزرگ، دروغ گفتن مسئولان به مردم است». وقتی اشتری هم که به‌عنوان سرکرده نیروی انتظامی، وظیفه‌اش سرکوب و بگیر و ببند است با ژست یک به‌اصطلاح فعال مدنی و یک جامعه‌شناس وارد شده می‌گوید: «باید مشکلات مردم حل شود؛ نه این‌که با مردم برخورد شود. واقعیت این است که مردم با مشکلات ریشه‌ای روبه‌رو هستند که راه‌حل‌های ریشه‌یی نیز نیاز دارد»!، یعنی اگر به عمق حرفهای جنتی و اشتری و سایرین دقت کنیم، روشن می‌گردد که همگی دارند به «بن‌بست سرکوب» اعتراف می‌کنند که البته این بسیار مهم است و خودش جدید و یک تحول محسوب می‌شود.

 محسن نادی شبستری: اگر خلاصه بگویم، می‌شود گفت که توازن و تعادل قوای خیلی جدیدی بین مردم و مقاومت ایران از یک‌طرف و رژیم و دستگاه سرکوبش از طرف دیگر برقرار شده و این تعادل جدید، هموارکننده هر چه بیشتر راه برای قیام بیشتر و ابراز خشم و انزجار و اعتراضات مردم است و بالمال اوجگیری هر چه بیشتر قیام و شعله‌ور شدن بیشتر قیام است، این نتیجه بن‌بست سرکوب و نتیجه تعادل قیام پ تعادل جدید است، این تعادل در ۴۰ سال گذشته بین مردم و دستگاه سرکوب و بین رژیم و مردم هیچوقت وجود نداشته است، این کاملاً جدید است، البته لازمه این امر افزایش مقاومت هست و ایستادگی در برابر نیروهای سرکوبگر آخوندی توسط جوانان کشور بویژه کانون‌های شورشی است و ضروری است و در روزها و هفته‌های اخیر شاهد گسترش روز افزون و فعالیت شگفت انگیزشان در سراسر کشور بودیم و تعداد آکسیون‌های که اجرا کردند، تعداد کارهای که کردند واقعاً چشمگیر بوده است

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.