برای یک ایران آزاد

سلسله تظاهرات ایرانیان در فاز نهایی رژیم: گفتگو با شاهین قبادی

0

سلسله تظاهرات ایرانیان  به مناسبت ۳۰ خرداد روز جمعه ۳۱ خرداد در واشنگتن ادامه یافت.  این تظاهرات که  با حضور شماری از شخصیتهای سیاسی و سناتورهای آمریکا توسط  هواداران مقاومت که همزمان  با اوج گیری بحران  در روابط رژیم با آمریکا بود برگزارشد.

تظاهرات در این شرایط حساس و اینکه چه تأثیری  بر روند تحولات دارد موضوعی است که  آقای شاهین قبادی درگفتگویی با تلویزیون  ایران آزادی به آن پرداخته وبه سئوالات پاسخ میدهد

شاهین قبادی : همانطور که درپیام رهبر مقاومت  برادر مسعود آمده بوداین تظاهراتها همگام و همسو با موج اعتراضات در داخل کشورمان است، یعنی امسال همسو و همسان با اعتراضات و اعتصابات در داخل کشور، هموطنانمان در پایتختهای مهم و در دوسوی آتلانتیک به خیابانها بیایند و خواسته مردم ایران برای سرنگونی و استقرار دمکراسی و حکومت مردمی را پژواک بدهندو گفتند این بار سیل هموطنان‌مان در این پایتختها سرازیر بشود تا مردم جهان بخوبی بشنوند آنچه مردم ایران میخواهند.

واقعیت این است هر ناظری حتی از دور به مسائل ایران نگاه بکند، بخوبی متوجه میشود ایران در وضعیت کاملا متحول و متلاطم هست، استیصال و درماندگی رژيم الان موضوعی نیست که فقط بحث باشد، بلکه رژیم با کارکردها و عملکردهایش بخوبی نشان داده در بن‌بست لاعلاجی مرگ قرار گرفته است، و این دست و پاها را میزند، از آن طرف علیرغم همه بگیر و ببندها و دستگیرها و روی کار آوردن رئيسی و امثالهم، رژیم نتوانسته موج اعتراضات و اعتصابات در جامعه را متوقف بکند، همه علائم و داده‌ها دال بر این است که ایران به سمت تغییر بزرگی میل میکند.

یک علامت دیگرش اوج گیری کانونهای شورشی و اذعان رژيم به این واقعیت بر خلاف همه میل و تمایلش و وصیت‌‌های قبلیش این موضوع بقدری فراگیر و گسترده شده که رژیم شروع کرده به اذعانش و به نحوی سازمان مجاهدین در استمرار این قیامها و اعتراضات و اوج گیری نقش کانونهای شورشی دست دارد، در چنین وضعیتی طبعا وقتی بحث آینده ایران مطرح هست و اینکه آینده رژیم چه خواهد شد و چه حکومتی در چشم‌انداز است یعنی بحث تغییر وآلترناتیو یعنی وضعیت کاملا متحول و داغ در رابطه با ایران و چشم‌اندازها در رابطه با ایران به طبع بحث داغ در پایتختهای بین‌المللی ایجاد میکند .

در رابطه با سیاستها در قبال رژیم و کل موضوع ایران ، در چنین شرائطی این تظاهراتها یکی بعد از دیگری صورت میگیرد  هر ناظری میفهمد ترتیب دادن چنین تظاهراتهای آن هم پشت سرهم در پایتختهای بین‌المللی و مختلف در دوسوی آتلانتیک در هر کدامش با حضور چند هزار هموطن و اشرف‌نشان، پیامی دارد که مردم ایران یک خواسته دارند و آن هم سرنگونی رژیم هست، یک خواسته دارند وآن هم حمایت از شورای ملی مقاومت بعنوان بدیل قابل اتکا و قوی رژيم و در راس آن خانم مریم رجوی و برنامه ۱۰ ماده‌ای  ایشان برای ایران آینده، یعنی سوال این است چی فرق کرده؟ .

من میتوانم بگویم هیچ چیز امسال با سال گذشته قابل مقایسه نیست، همه داده ها متفاوت هستند، از یک طرف استیصال رژیم ، از یک طرف بن‌بست لاعلاج رژیم، که کاملا مشخص است، دیگر حتی بحث استراتژیک نیست و بحث کاملا تاکتیکی و یومیه شده، از آن طرف هم اوج‌گیری مقاومت، همه اینها طبعا وضعیت را در هر لحاظ و منظری متفاوت کرده و برای همین بسیار بسیار ضروری بوده که این تظاهراتها سازماندهی بشوند  برگزار بشوند و پاسخ مثبتی که هموطنان‌مان میدهند و در انبوه گسترده و نسلهای مختلف زن ومرد، در آن شرکت میکنند بخوبی موید این است این تظاهراتها چقدر ضروری و چه پیام جدی را منعکس میکند.

شاهین قبادی : ما نباید سیاست‌گذاری در سطح جهانی را مستقل از آن کارهای که مقاومت ایران کرده ببینیم، یک نبرد عظیمی در داخل ایران قریب ۴ دهه است بین مردم و مقاومت از یک طرف با رژیم در جریان است، اما این نبرد عظیم یک روی سکه‌ش در نبرد بین‌المللی بوده که مقاومت در این سالیان پیش برده است، فراخوان به سیاستی که در کنار مردم و مقاومت ایران برای اتفاقا سرنگونی رژیم، برای آزادی مردم فرا میخواند، سیاستی که نباید مطلقا در راستای استمالت و دادن امتیازهای نامشروع و کاملا ناحق به رژیم باشد، سیاستی که برای بیش از سه دهه سیاست غالب در غرب بود و مقاومت ایران به شدت در مقابل آن میایستاد چرا که خلاف مصالح عالیه مردم ایران بود، و به ضرر مشخص مردم ایران بود و در تعادل قوای بین مردم و مقاومت ایران از یک طرف و رژیم وسیاست مماشات که یک وزنه سنگینی در این کفه ترازو قرار میگرفت، و امتیازهای فوق‌العاده ناحق و نامشروع چه بلحاظ سیاسی، اقتصادی، بین‌المللی در این سالیان به رژيم میداده است، پس مقاومت ایران با حمایت گسترده هموطنان‌مان این نبرد را پیش برده که این سیاست متوقف بشود و سیاستی که آن رویش تاراج اموال مردم ایران بود به غارت دادن اموال مردم ایران بوده، و از جیب مردم ایران زدند و از نان شب مردم ایران زدند، به جیب غارتگران بین‌المللی ریختند.

در مقابل این سیاست وظیفه ما ایستادن و با سر بلند بیش از سه دهه هست که ایستادیم  این سیاست را گام به گام ، قدم به قدم، عقب راندیم و سیاستی که در طرف مردم ایران و خواست آنان سرنگونی رژیم هست را سیاستی که در آن نه تنها دمکراسی در ایران بلکه صلح و ثبات در منطقه را فرامیخواند تضمین میکند را پیش بردیم، فرقش با گذشته این است که ما اگر در گذشته بواسطه همین سیاست استمالت به نوعی شاید بشود گفت در تدافع بودیم الان کاملا در نقطه تعرض هستیم، یعنی گام به گام با شتابی غیر قابل مقایسه با گذشته بقایای سیاست استمالت را به عقب میرانیم، و آنچه امروز در صحنه بین‌المللی علیه رژيم گفته میشود نتیجه همین تلاشها، همین تظاهراتها، همین ایستادگی‌ ها، همین اعتصاب غذاها، همین آکسیونها است، ولی الان با توجه به اینکه سرنگونی رژیم بیش از هر زمانی ملموس و نزدیک شده طبعا تاثیر این تظاهراتها کیفا و کیفا با گذشته متفاوت است، طبعا در سیاست گذاریها موثر بود، مثلا سالها و سالها مقاومت ایران میگفت نفت رژیم را نخرید، رژيم را بلحاظ نفتی تحریم کنید چرا که اموال مردم ایران، سرمایه های مردم ایران را به غارت میبرد، و پولش خرج تروریزم و غارت توسط عوامل رژیم و جنگ‌افروزی در منطقه میشود، این در زمان نه چندان دور،  دور از ذهن میرسید، ولی نهایتا مقاومت ایران پیش برد، یا مثلا مقاومت ایران میگفت سپاه پاسداران حکومت جنگ و تروریزم را در لیست تروریستی بگذارید، یک ارگان تروریستی است، بسیاری در سطح جهان میگفتند تا بحال امریکا هیچوقت یک ارگان حکومتی را در لیست تروریستی سازمانهای تروریستی نگذاشته این یک خواست دور از دسترس است، و پایه مادی ندارد، ولی مقاومت ایران بر روی آن ایستاد ایستاد کنفرانس، جلسه، کتاب  نهایتا موفق شدیم چنانچه ضربه جدی به رژيم بود، همه را اگر نگاه بکنیم چه در موضوع اتمی، موضوع موشکی، بطور خاص موضوع حقوق بشر و سرکوب وحشیانه و ضدبشری که رژیم علیه مردم بطور خاص علیه زنان میهن اعمال میکند، همه اینها چه موضوع تروریزم، باصطلاح صدور بنیادگرایی اسلامی و همه اینها را نگاه بکنید سالها مقاومت ایران تلاش کرده که موضوعات را بین‌المللی بکند سیاستها را تغییر بدهد، از مماشات دور بکند، و به سمت سیاست درست سمت و سو بدهد الان دورانی است که دیگر این اقدامات و حرکات میوه خودشان رامیدهند ، دورانی که مردم ما با قیامها در تعرض هستند، و به همین دلیل تظاهراتها واقعا از هر لحاظ در تعادل قوا نقش بسیار متفاوتی با گذشته دارند.

شاهین قبادی : این هموطن طیف مختلفی را ابراز کرده بودند، اولا باید گفت، بحث بر سر حاکمیت مردمی است، از روز اول حاکمیت این نظام بحث آزادی و حکومت مردم بود، مجاهدین از روز اول گفتند صورت مسئله ایران و آینده ایران حول آزادی تعیین تکلیف میشود، بحث مطلقا بحث قدرت نبود چون خیلی ها در تاریخچه میدانند خمینی حاضر بود مجاهدین را در قدرت سهیم بکند ولی مجاهدین بودن که بر سر اصول خودشان ایستادند و قیمت آن را تا امروز دادند، چرا که موضوع دقیقا حاکمیت مردم، دمکراسی و حقوق بشر است،  و تضمین حقوق مردم بود، این حرف هم که مردم ایران لایق شیخ و شاه هستند طبعا مردم ایران با قیامشان در سال ۵۷ حکومت منحوس سلطنت را تعیین تکلیف کردند، در این ۴۰ سال هم با مقاومت خودشان و با تقدیم ۱۲۰ هزار شهید از نوجوانان ۱۳ ساله تا مادر بزرگ های بیش از ۷۰ ساله در سراسر کشور تقدیم کردند مردم ایران بخوبی نشان دادند که تا کجا اهل قیمت دادن هستند، خصم مبین رژیم هستند و کوچکترین وچه اشتراک بین مردم ایران و رژیم وجود ندارد، و اقیانوسی از خون بین مردم ما و مقاومت ما با رژیم وجود دارد، و طبعا اگر این پایگاه توده‌ای و حمایتها نبود مقاومت ادامه پیدا نمیکرد، یعنی آنچه استمرار این مقاومت را فراهم کرده ریشه های عمیق مردمی مبتنی بر همین پشتوانه اجتماعی است که آینده را ترسیم میکند و همین باعث ترس و خوف جدی رژیم ضدبشری است علیرغم همه این خونریزی‌ها مقاومت ایران رو به جلو هست  مشخصا در حرفها و ابراز نگرانی از ارتقاء محبوبیت مجاهدین خلق میبینیم، تا آنجا که باصطلاح راجع به آینده و شکل حکومت آینده در کار خواهد بود فکرکنم رئیس جمهور برگزیده مقاومت خانم مریم رجوی در برنامه ۱۰ ماده‌ای گفتند چه حکومتی برای دوران انتقال خواهد بود و وقتی مجلس موسسان تشکیل شد و قانون اساسی جدید نوشته شد باز آن است که حکومت بعدی را مشخص خواهد کرد، ولی چه در برگزاری مجلس موسسان و چه در دوران انتقال مشخص است ما گفتیم حکومت باید حکومت جمهوری باشد حکومت سکولار، جدایی دین از دولت، و در آن آزادی همه اقشار تضمین شده است،  در آن تبعیض جنسی و مذهبی و قومی وجود نخواهد داشت، آزادی همه مذاهب تضمین شده، ما ایرانی میخواهیم در آن از اعدام خبری نباشد، میخواهیم ایران اتمی نباشد و من فکر میکنم اینها همه در ۱۰ ماده‌ای خانم مریم رجوی سالها و سالها است با جزئیات و از قبل اعلام شده و هیچ‌جای ابهامی در مورد اینها نیست، حتی بسیاری از شحصیت های بین‌المللی به برنامه ۱۰ ماده‌ای خانم مریم رجوی اشاره میکنند در تظاهرات همین دیروز واشنگتن آقای بیل ریچاردسون نماینده سابق امریکا در سازمان ملل این ۱۰ ماده‌ای را به نوعی قرائت کرد و توضیح داد یعنی این حکومتی است که مقاومت ایران میخواهد، طبعا حکومتی بر مبنای رای مردم که مشروعیت خودش را از رای مردم بدست میآورد، همگان هم میدانند این تظاهراتها را چه کسی فراخوان داده است، و بدون پشتوانه نمیشود خیلی درست است، میخواهم توجه را به این واقعیت جلب کنم که آنچه در  داخل ایران میگذرد واین مقاومت پرشکوه چهاردهه را با آنچه که در خارج از ایران رخ داده نمیشود جدا کرد، آنچه که چندین هزار نفر در عرض چند روز مثلا تظاهرات بروکسل و تظاهرات واشنگتن فاصله ۶ روز بود، در هر کدام هزاران نفر به خیابانها میآیند و اینها همه شاغل هستند و شغل دارند و بعضا در امریکا از مسافتهای دور میآيند، در حقیقت ریشه در همان مقاومتی است که در داخل ایران صورت میگیرد، و در حمایت از همان مقاومت و همان ریشه ها به خیابان میآيند، سرنگونی که مشخص شده کار مردم و مقاومت مردم ایران است، و جلوداری آنرا کانونهای شورشی بعهده دارند، که با چه شتابی و چه گستردگی مقاومت را پیش میبرند، و رعشه مرگ به جان رژیم انداختند، که رژیم در بسیاری از مواقع اذعان میکند که کانونهای شورشی هوادار مجاهدین هستند و ابراز نگرانی که مراقب باشید جوانان به آنان نپیوندند، پس ما آنچه در داخل رخ میدهد مردم و مقاومت ایران خودشان رقم میزنند، هیچ کس ننشسته ، اتفاقا این خواست آخوندها بود که با سرکوب و بگیر و ببند، با قتل‌عام سی هزار زندانی سیاسی در تابستان ۶۷ کاری کند که مردم بنشینند مقاومت ایران بنشیند، بزعم خودش تلاش کرده بود این را ریشه کن بکند، ولی زهی خیال باطل ، آن طرف هم در خارج کشور یک تمامیتی هست که مردم و مقاومت ایران نمایندگی میکنند و رژیم هست با همه ازناب که تمامیتی را نمایندگی میکنند، اینها در یک جنگ تاریخی با هم هستند، هیچ سنخیت و نقطه مشترکی با هم ندارند، آنچه الان ما میبینیم رژيم در تله مرگ افتاده ولی سرنگونی کار مردم و مقاومت ایران است با پیشتازی کانونهای شورشی  نقش محوری سازمان مجاهدین خلق ایران، تغییر سیاست بین‌آلمللی و بستن راه به کمک رسانی بین‌المللی به رژیم کار همین مقاومت است و این بار هم بر خلاف سال ۵۷ یک مقاومت شناخته شده است با یک پلاتفرم مشخص و یک ائتلاف سیاسی بنام شورای ملی مقاومت ایران، یک رئيس جمهور منتخب برای دوران انتقال و گذار است ، همه اینها یعنی یک بدیل کاملا شناخته شده و تمام عیار با ریشه های گسترده در داخل ایران ، با تشکیلات گسترده، با شناخته شدگی بین‌المللی ، و با پلاتفرم و برنامه از قبل با جزئيات اعلام شده، لذا من فکر میکنم هیچکدام از اینها را نمیشود از مردم ایران جدا کرد، مقاومت ایران در دل مردم ایران و با حمایت مردم ایران استمرار پیدا کرده، و با پشتوانه آنان هم جلو رفته است، و با پشتوانه آنان باز هم پیشروی خواهد کرد.

شاهین قبادی : بازتابهای گسترده داشته بدلیل اینکه نباید مجرد از وضعیت کل جامعه و مباحثی که در سطح بین‌المللی در ایران در جریان است بررسی کرد، طبعا وقتی همه میبینند، که رژیم مستاصل شده در حالیکه میبینندرژیم علائمی میدهد که در فاز سرنگونی است، در حالیکه به وضوح میبینند مردم میگویند این حکومت را نمیخواهیم، و بالایی ها تمام علائمشان این است که نمیتوانند و هر روز صبح از کابوس و چشم‌انداز تیره وتار  ابراز نگرانی و وضعیت انفجاری، میکنند در چنین شرائطی طبعا توجهات به این تظاهراتها بیشتر میشود چرا که حرف جدی را نمایندگی میکنند.

یک مقاومت بسیار بسیار قوی و تاثیرگذاررا نمایندگی میکنند رسانه ها و مطبوعات هم طبعا به همین معادلات نگاه میکنند، مثلا نماینده بلژیک یک روز قبل از تظاهرات بروکسل در خبرگزاری اصلی بلژیک یک گزارش مفصل به زبان فرانسه و به زبان فلامان( زبان دیگر این کشور)، مخابره کرد و گفت فردا هزاران ایرانی به بروکسل میآیند و حرفشان این است که خواستار سرنگونی رژ‌يم هستند، صبح تظاهرات ، رادیو سراسری این کشور در یک برنامه صبحگاهی‌ش در مجله خبری صبحگاهی‌ش چند دقیقه به تظاهرات ایرانیان پرداخت، و به مصاحبه به شرکت کنندگان درتظاهرات قبل از شروع تظاهرات، ما شاهد منعکس شدن این تظاهرات در اخبار شب تلویزیون سراسری این کشور بودیم روزنامه های این کشور صبح تظاهرات گزارشات مفصل حول اینکه امروز قرار است ایرانیان تظاهرات بکنند، و حرفشان این است رژیم به مرحله سرنگونی رسیده است، و ایرانیان خواهان سرنگونی رژیم هستند و به اتحادیه اروپا فراخوان میدهند بقایای سیاست استمالت را دور بریزد،  یعنی به رساترین شکل و اضح‌ترین شکل خواسته ها و حرفهای تظاهرات کنندگان را منعکس کرده بود، در مورد واشنگتن ما شاهد بودیم خبرگزاری آ.پ از مهمترین رسانه های بین‌المللی گزارش مفصل راجع به تظاهرات و خواست ایرانیان و اینکه ایرانیان به واشنگتن آمدند تا فراخوان به سرنگونی رژيم بدهند و اینکه رژیم به مرحله سرنگونی رسیده و تصریح بر اینکه رژيم ایران مقاومت ایران را تهدید جدی میداند، و اینکه سپاه پاسدران در لیست تروریستی رفته الان مقاومت ایران خواستار در لیست رفتن وزارت اطلاعات شدند، بخشی از سخنرانی خانم مریم رجوی به تظاهرات را منعکس کرده بود، همانطور خبرگزاری اسپانیا را دیدم ، رویترز را دیدم این گستردگی انعکاسات یک دلیل بیشتر ندارد، همه میفهمنند رژيم رو به سقوط هست و مقاومت ایران رو به اعتلا است ایرانیان هستند که برای جامعه جهانی حرف جدی دارند سیاست استمالت شکست خورده است، سیاست قاطعیت دقیقا به دلیل تغییرات در جامعه ایران فعالیتهای مردم و مقاومت ایران خودش را بعنوان یک سیاست صحیح و درست بیش از پیش جا میاندازد، در چنین وضعیتی طبعا ما شاهد منعکس شدن در سطح مطبوعات هستیم و باز هم ادامه خواهد داشت مثلا واشنگتن‌درست در فاصله دو تظاهرات در مقاله‌ای گفته بود ما با موجی از تظاهرات ایرانیان مواجه هستیم این یک پدیده جدید است که تا الان نبوده، و تظاهراتهای بعدی در برلین و استکلهم و لندن خواهد بود،  و این موج جدیدی است که مقاومت ایران راه انداخته که همخوان با وضعیت بحرانی رژیم هست،  پاسخی به قیامها و اعتراضات مردم در داخل ایران است.

شاهین قبادی : هموطنان که خیلی روشن پژواک حرف هموطنانمان در داخل ایران بود که مردم ایران خواستار سرنگونی رژیم هستند، به صراحه حمایت خودشان را از آلترناتیو و یا بدلیل شورای ملی مقاومت ابراز کردند و برنامه ۱۰‌ماده‌ای خانم مریم رجوی و اینکه خواستار یک سیاست قاطعیت در مقابل رژیم بیش از پیش اتخاذ بشود و ادامه پیدا بکند، سخنرانان همین را مورد تاکید قرار دادند که رژیم در وضعیت بحرانی است، اقتصادش در حال فروپاشی است، این کارهای که رژیم میکند از موضع ضعف و استیصال است، و اینکه رژیم هیچ برون رفتی ندارد، و اینکه رژيم حامی اصلی تروریزم در سطح جهانی است، زمان حساب پس دادن رژ‌یم در مقابل کارکردهایش چه ترورزیم و چه نقض حقوق بشر و سرکوب مردم ایران رسیده و آن دورانی که رژيم این جنایات را میکرد و حساب پس نمیداد تمام شده است، الان باید حساب پس بدهد و جامعه جهانی از رژیم نمیگذرد یعنی سیاست استمالت تمام شده است،.

آنکه الان در خیابانهای واشنگتن تظاهرات میکند مبین پایگاه گسترده اجتماعی مقاومت مردم ایران است، یعنی آدرس آلترناتیو اینجا است، و آلترناتیو واقعی خودش را نشان میدهد، این حمایت مردمی که دیروز هموطنان‌مان در تظاهرات از جلوی وزارتخارجه تا کاخ سفید حمایت کردند و این را به منصه ظهور رساندند، شخصیتها از جمله نمایندگان کنگره ، سناتورها و ژنرال های اسبق نماینده سابق امریکا در سازمان ملل ، همه به این اشاره داشتند که جامعه جهانی در کنار مردم  ایران قرار گرفته است، دیگر آن دوران گذشت، و همینطور تاکید بر اینکه اکنون صدای مردم ایران به گوش میرسد، آنچه الان ما در اینجا میشنویم پژواک صدای مردم ایران است،  تاکید بر مشروعیت مقاومت ایران، و بطور خاص روی نقش خانم مریم رجوی در پیشبرد این مقاومت در طول این سالیان داشتند، لذا وجوع مختلفی را گفتند و در یک کلام حرف این بود که رژیم در آستانه سرنگونی است  یک بدیل قابل اتکا با ریشه و برنامه مشخص در شورای ملی مقاومت و مقاومت ایران وجود دارد و گفته بودند این پیام باید بوضوح در واشنگتن شنیده بشود.

شاهین قبادی : پیامشان این بود که سیاست باید سیاست قاطعیت باشد وقتی آخوندها قیمت برای جنایاتشان نمیپردازند تشجیع میشوند  تاکید کرده بودند مردم ایران خودشان و مقاومتشان سرنوشت خودشان را رقم خواهند زد، در دورانی هستیم که سرنگونی آخوندها در دسترس است و نزدیک است و اشاره کرده بودند به برنامه های مقاومت که مقاومت ما چه چشم‌اندازی را در مقابل خودش میبیند، یعنی به عبارتی گفته بودند پاسخ مردم ما مقاومت، مقاومت، مقاومت است،  این است که معادله در ایران را تغییر میدهد، و تاکید بر اینکه آخوندها اینکارهای که میکنند از روی استیصال است، در بن‌بست مرگ هستند، خبرگزاری آ. پی مشخصا و خبرگزاری اسپانیا خیلی سریع داشتم میآمدم دیدم و اشاره کرده بودند به این پیام و اینکه حرف این است که هر گونه امید بستن به اینکه رژيم ممکن است مذاکره و یا رفرم تغییر بکند سرابی بیش نیست.

شاهین قبادی : یک رابطه خیلی نزدیکی وجود دارد، این مقاومت یک تمامیت است، آنچه که ما در داخل ایران شاهدش بودیم، از آنطرف در داخل ایران پژواک پیدا میکند، از آنطرف در طول سالیان این سیاست مخرب استمالت تاثیرات فوق‌العاده سوءی در تحولات داخل ایران داشته با همان امدادهای غیبی و دادن امتیازات نامشروع سیاسی، اقتصادی، بین‌المللی و منطقه‌ای و باز گذاشتن دست رژیم در منطقه، خرید نفت از رژیم که فقط کیسه پاسداران پرتر شده است، دستگاه سرکوب رژیم ادامه پیدا کرده است، و توانسته دستگاه تروریزم و سرکوب و بنیادگرایی و جنگ‌افروزی و برنامه اتمی و موشکی را ادامه بدهد، وقتی که در سطح بین‌المللی میدان به رزیم بسته میشود و این حلقه تنگتر میشود، چرا رژیم این همه غوغا میکند؟، چون راه درآمد کی بسته شده؟ سپاه پاسداران، بیت خامنه‌ای ، ارگانهای سرکوب بسته شده است.

این همان رژیمی است که اساسا بر روی دو پایه سرکوب داخل بحران آفرینی و جنگ‌افروزی و بنیادگرایی در منطقه به حیاتش ادامه داده است، همین چند روز پیش بازنشستگان در مقابل مجلس رژيم شعار میدادند: «جنگ‌افروزی را رها کن،  فکری به حال ما کن»، سوال: این حرف و شعار سالها حرف کی بود؟ حرف مقاومت ایران بود و فقط مقاومت ایران، که رژيم برای اینکه سرپوشی بگذارد بر سرکوب و عدم پاسخ به نیازهای اولیه مردم ایران جنگ‌افروزی میکند، پول نفت مردم ایران در حمایت از بشار اسد در جنایت علیه مردم سوریه خرج میکند، به گروه های تروریستی مثل حزب‌الله(حزب الشیطان) و پروژه های موشکی و اتمی، میدهد، الان این صدا در خیابان پژواک پیدا کرده است،  آنچه در این تظاهراتها ما بدنبال آن هستیم میشود گفت آن روی سکه آنچه در داخل با آن روبرو هستیم هست، از آنطرف این تظاهراتها و تلاشها یک مجموعه ببینید، به نوعی سیاست بین‌المللی را سمت میدهد به فاصله گرفتن از رژیم سمت میدهد، پس راندن بقایای باقیمانده از سیاست استمالت و هر چه حلقه را بر رژیم تنگتر و تنگتر کردن که وضعیت در داخل برای رژیم مشکلتر میکند، و چشم‌اندازش را تیره و تارتر میکند، یعنی این دو پدیده کاملا در رابطه ارگانیک با هم هستند و یک مجموعه و تمامیت هستند درست در نقطه کانونی‌ش یک مقاومت سازمانیافته قرار دارد، که ریشه های عمیق و گسترده‌ش در داخل ایران است و همینطور کارگردهایش در سطح بین‌المللی دارد، شناخته شدگی‌ش را در سطح جهانی دارد، در این تظاهراتها وقتی شخصیتها شرکت میکنند نتیجه سالها و سالها شاید بشود گفت ده‌ها و صدها هزار میلیونها ساعت کار است، پس یک تمامیتی را میبینیم، نکته‌ای که میخواهم بر روی آن تاکید بکنم، اگر اگر سیاست جهانی در حال تغییر هست که هست، این هم باز نتیجه فعالیتهای مردم و مقاومت ایران بوده،  هیچ چیز یاین وسط خودبخودی اتفاق نافتاده و نمیافتد، در داخل ایران کانونهای شورشی در خارج از ایران فعالیتهای که شاهدش هستیم، برای همین هم هست رژیم مستمرا انگشت نشانه را به سمت مقاومت ایران میرود میگوید هر چی میکشیم از اینها میکشیم، اینها ما را خراب میکنند طبعا ما وقتی راجع به تظاهرات‌ها صحبت میکنیم، ولی فقط محدود به تظاهراتها نیست، انواع واقسام آکسیونها، جلسات، افشاگریها، کتب و جزوات، ذره به ذره، گام به گام، میلیمتر به میلمتر این مسیر توسط مردم و مقاومت ایران ساخته و هموار شده با زحمت کشیدن با تلاش در همه زمینه ها ، عین همین وضعیت در داخل ایران روبرو هستیم، فقط الان یک فرق بزرگ با قبل دارد نیست که تحولاتت به نقطه تعیین تکلیف میرسد، شتاب پیدا کرده، تاثیر گذاریش اصلا با قبل قابل مقایسه نیست، روند تحولات اصلا با قبل قابل مقایسه نیست، آنچه قبلا باید هفته ها و ماهها بر روی آن کار میشد الان بحث روزها و ساعات است، و این هم است که چشم‌انداز را فوق‌العاده برای رژیم تیره و تار میکند و هر روز نسبت به آینده به همدیگر هشدار میدهند، چرا که میدانند مقاومتی زنده، حاضر با پشتوانه غنی ۵۰ و خرده‌ای ساله وجود دارد، مال مردم و صدای مردم ایران است، مگر مردم و مقاومت را میشود از هم جدا کرد، ما راجع به دو پدیده با هم حرف نمیزنیم اینها یک پدیده هستند، این مقاومت تمام تلاشش از روز اول این بوده حق حاکمیت را به مردم برگرداند، دعوا از اول بر سر یک کلمه بوده آزادی، تمام صورت مسئله ایران در این ۴۰ سال گذشته در این کلمه تعریف میشود، یک طرف تا خشت آخرش خصم تاریخچه آزادی، یک طرف تا تک تک سلولهایش مدافع آزادی .

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.