برای یک ایران آزاد

پیام عقب نشینی از سهمیه بندی بنزین چیست؟:گفتگو با حسین میرداماد

0

سهمیه بندی بنزین ؛ وعقب نشینی آن بدنبال طرح گران شدن بنزین صورت گرفت چراکه به یکی از مهمترین موضوعات سیاسی و اقتصادی اجتماعی در جامعه تبدیل شده بود.سئوالاتی دراین رابطه مطرح  است ؛ چرا نظام آخوندی آن را اعلام  کرد  ولی قبل ازاجرا عقب نشینی کرد؟ .آیا به وضعیت انفجاری جامعه هم ارتباط داشت ؟ یا اینکه میخواسته وضعیت راتست کند و سئوالات دیگر. درهمین رابطه آقای حسین میرداماد درگفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به این موضوع پرداخته و به سئوالات پاسخ میدهد .

حسین میرداماد: دلیلش این است که رژیم آخوندی به نقظه مرگباری رسیده است، سه ضلع مثلث که خامنه‌ای در قیام ۹۶ می‌گفت، تمام این سه ضلع تضادها را بالا کشیدند، از یکطرف کانون‌های شورشی و شوراهای مردمی بشدت فعال هستند، و تاثیرات اجتماعی خودشان را در تیز کردن خط رویارویی با رژیم گذاشتند، از طرف دیگرتحریمهای نفتی رژیم شروع شده است، و آمریکا درحال بستن همه راههاست ، و همه مفتخوریهای ۴۰ساله رژیم دربش تخته می‌شود، همان چیزی که از روز اول مقاومت ایران گفته که نفت ایران باید تحریم بشود، سومین موضوع فقر جامعه است، که بشدت جامعه و مردم را فقیر کرده است، همه اینها دست بدست هم داده است، از طرف دیگر وضع سپاه بهم ریخته است، سپاه در لیست تروریستی رفت و خامنه‌ای مجبور شد سرکرده سپاه را عوض بکند، در واقع بریدگی و ریزش در رأس سپاه رفت، بنابراین ما در وضعیت استثنایی قرار گرفتیم، رژیم به این لحاظ که نمی‌تواند بسادگی خط و خطوطش را پیش ببرد در بن‌بست وحشتناکی قرار گرفته است، از یک طرف به پول نیاز دارد، از طرف دیگر بدلیل فقری که در جامعه هست ، با کوچکترین جرقه احتمال اعتراضات مردمی هست، به همین دلیل مجبور به عقب نشینی است،

حسین میرداماد: اگر کسی مذاکرات همین امروز مجلس رژیم را بخواند متوجه می‌شود که چقدر اعضای مجلس رژیم می‌گفتند که قیمتها نباید بالا برود چون وضعیت جامعه انفجاری است، من چند نمونه از صحبتهای نمایندگان مجلس رژیم را میگویم، صباغیان یک عضو مجلس رژیم: مردم ناراضی هستند و مشکل دارند، ما خودمان که چند میلیون پول می‌گیریم مشکل داریم واقعاً مردم مشکل دارند، هر جا می‌رویم مردم به ما فحش و بدوبیراه میگویند، مسعود رضایی یک عضو دیگر مجلس: این مردم از بی عدالتی بیش از کمبودها و تحریمها عصبانی هستند و از دروغ گفتن بیشتر عصبانی هستند، بهروز نعمتی از اعضا هیئت رئیسه مجلس: با هر کسی راجع به افزایش قیمت بنزین صحبت کردم گفت تصمیم سران نظام است، آقای روحانی اگر شما هم به سران نظام ارجاع نمی‌دهید جلوی این تصمیم را بگیرید، مردم طاقت افزایش قیمتها را ندارند، (این‌ها حرفهای خود رژیم هست)، ابوالفضل حسن بیگی از اعضا مجلس: از سال ۹۷ شاهد هستیم بالغ بر ۳۴ میلیارد دلار پول به خزانه برنگشته است، (پول‌های مردم را پاسداران یا عوامل رژیم یا وام گرفتند یا بردند و فروختند، ۳۴ میلیارد دلار برنگشته است)، از آن طرف مردم نگاه می‌کنند آه در بساط ندارند، این‌ها وضعیتهای انفجاری است، اعترافات خود رژیم هست، دزدی‌ها، فساد، غارت، هر کاری که می‌کنند، حمیده زرآبادی یکی از اعضا مجلس: امروز مردم به فساد و اختلاس وعدم شفافیت اعتراض دارند، مردم نسبت به بی عدالتی و تبعیض آشکارا شکایت دارند.

حسین میرداماد:   علتش اینست که اینها در یک بن بستی قرار گرفته اند، خود این بحران نفت که بوجود آمده ناشی از مداخلات تروریستی رژیم در کشورهای دیگر و گسترش سلاح کشتار جمعی و بمب اتمی است، بهمین دلیل چون نمی‌خواهد دست از آنها بردارد و به بقایش مربوط می‌شوند پس نمی‌خواهد قیمت ارزان شود می‌خواهد قیمت را گران کند که در برابر این تحریم بقول خودش بتواند بایستد از آنطرف جامعه دیگر ظرفیت چنین گرانی را ندارد تحملش را ندارد ، بنابراین وضعیت انفجاری است .

بگذارید یک نمونه دیگر برایتان بگویم سایت حکومتی عصر ایران گفت: بازی در زمین دشمن چرا؟ توجه کنید مگر مسئولان ما نمی‌دانند هدف اصلی تحریم‌ها اینست که مردم به ستوه آیند و شورش کنند و از داخل همه چیز را بهم بریزند مگر نمی‌دانند که در این طرح به اعضای سازمان مجاهدین خلق که اکنون در آلبانی مستقر هستند مأموریت داده شده است که بر بستر نارضایتی‌ها سوار شوند و جرقه شورش را بزنند و حتی به کشته سازی روی بیاورند، پس می‌بینید ترس و وحشت از این وضعیت که تبدیل به یک شورش اجتماعی شود تا کجا پیش رفته است رژیم چکار کرد؟ اول آمدند یک زمینه سازی، بستر سازی اجتماعی کردند اولاً آمدند کلی مستند سازی کردند که قاچاق چیز بدی است اصلاً همه اقتصاد ما بدبختی‌ش ناشی از این است که بنزین دارد قاچاق می‌شود، ایران ارزانتر از همه کشورهای دنیا است یعنی یک پایه و مقدمه‌ای را برای همین موضوع گران کردن بنزین چیدند، مقدمات تبلیغاتی آنرا فراهم کردند بعد یک مجموعه‌ای راه افتاد روحانی و بقیه اعضای دولتش و بقیه روزنامه‌ها و رسانه‌هایش، رادیو و تلویزیونش همه آمدند چکار کردند؟ حول این قضیه داد سخن دادند و مستند پخش کردن و از این حرف‌ها، حالا قاچاقچی اصلی کی هست؟ خود سپاه است، بدلیل اینکه اصل قضیه قاچاق بنزین و قاچاق سوخت آن درآمدهای کلانش مال کولبر و سوخت بر که نیست مثلاً ۱۰ لیتر، ۲۰ لیتر، ۳۰ لیتر، ۵۰ لیتر بنزین جابجا می‌کنند، پول‌های کلان را آنها بدست می‌آورند راههایش را هم بلدند و راه‌هایش اصلاً دست اینها است، سلاح‌هایی که قاچاق می‌کنند میلیاردها دلار از آن در می‌آورند کشتی‌هایی که بصورت قاچاق فرستادند اینطرف و آنطرف، قاچاق اصلی دست سپاه است و همه هم این را می‌دانند مقدمه را چیدند برای اینکه بیایند گام بعدی، بعد آمدند چکار کردند ۳، ۴ شب پیش، هفته قبل از اعلام گران شدن نرخ بنزین، سهمیه بندی آمدند رسماً اعلام کردند هم در رادیو و تلویزیون و هم خبرگزاری حکومتی فارس و تسنیم اعلام کردند که بنزین از روز پنج شنبه ۱۲ اردیبهشت گران خواهد شد و سهمیه بندی می‌شود قیمت بنزین سوپر می‌شود تا ۳۰۰۰ تومان، بنزین آزاد می‌شود ۲۵۰۰ تومان، بنزین سهمیه هم می‌شود ۱۰۰۰ تومان در این اعلامی که آنها کردند یک مرتبه یک انفجار اجتماعی صورت گرفت تقریباً تمام پمپ بنزینها صف‌های چندین کیلومتری شد، علاوه بر اینکه در فضای مجازی هم بسیاری از مردم آمدند گفتند ما به حسابتان خواهیم رسید و مثل همان جریان شورش پمپ بنزین‌ها در سال ۸۶ داشتیم تکرار خواهد شد و رژیم واقعاً وحشت زده شد همین‌هایی که اینها در واقع آمده بودند خیز برداشته بودند که یک چپاول عظیمی از حقوق مردم کننداینجا دیدند که اگر بخواهند بروند جلو بدتر می‌شود وزیر کشور رژیم اصلاً اول از بیخ منکر شد گفت اصلاً چنین چیزی نبوده است اینها شایعه است بعدش هم آمد گفت نه اصلاً ما چنین چیزی نگفتیم دوباره آمد یک خورده این را تعدیل کرد و خلاصه سرگیجه‌ای که آنها گرفتند، امروز هم که مجلس رژیم برقرار بود همه‌شان آمدند گفتند که نباید الان گران بکنید تاجگردون هم که رئیس کمسیون برنامه و بودجه مجلس است گفته که فعلاً موقتاً این طرح عقب افتاد

حسین میرداماد: کلمه بحران بمعنی بهم خوردن تعادل است مثلاً در پزشکی میگویند تعادل بیمار بهم می‌خورد تب اش بالا می‌رود قابل کنترل نیست با دستگاه که الان روتین استفاده می‌شود، نمی‌شود آنرا کنترل کرد بعد او را می‌برند اورژانس و سی سی یو، در ای سی یو در یک جایی می‌برند که امکانات پزشکی و فوریتهای پزشکی هست می‌توانند به او کمک بکنند و آنرا از حالت بحرانی، از ناپایدار به حالت پایدار برسانند، کنترل کنند تحت کنترل بگیرند، در مسائل اجتماعی هم همینطور است وقتی وضعیت به نقطه‌ای می‌رسد که قابل کنترل نیست از یک حد باصطلاح راه حل‌ها و درمانهای مقطعی و امثال اینها قابل حل و فصل کردن نیست بنابراین به نقطه بحران می‌رسد، تعادل جامعه بهم می‌خورد، مثلاً فرض کنید همین جریان سیل یا زلزله که می‌آید دیگر تعادل بهم می‌خورد، نمی‌شود با همان دم و دستگاه معمولی مثلاً خدمات رسانی کرد حتماً باید بصورت ویژه مردم بریزند یا ارگانها بریزند همه باید بریزند و این مسئله را حل کنند  بحران‌های اجتماعی اگر حل شود کاهش پیدا می‌کنند و اگر حل نشود بسمت شورش‌ها و قیام‌ها می‌رود
حالا این هموطن پرسیده است و گفته است که آیا اعتراضات اخیر مردم بیشتر ریشه‌اش از بحرانهای اجتماعی است، بحران‌های اجتماعی به چه نتیجه‌ای خواهد رسید؟ ببینید مثلاً فرض کنید اگر سلسه مراتب بحران‌ها را در نظر بگیرید مسائل اجتماعی را در نظر بگیرید مثلاً به یک موضوع میگوئیم مسئله اجتماعی، مسئله اجتماعی فرض کنید مثل طلاق الان واقعاً یک مسئله اجتماعی است، کودکان کار یک مسئله اجتماعی است، مسئله اجتماعی هم در این رژیم حل نمی‌شود ولی این‌ها تبدیل به بحران نشدند اما مثلاً ببینید موضوع کازرون آن هم یک مسئله اجتماعی بود مردم مخالف تقسیم بندی کازرون بودند و رژیم بجای اینکه مسئله را حل کند آمد می‌خواست بزور این کار را انجام دهد، به سد سدید مردم خورد، مسئله دیگر تبدیل شد به بحران و وقتی که آمد با زور این کار را کند و نیروی سرکوبگر انتظامی شلیک کرد فکر می‌کرد با شلیک اش می‌تواند این بحران را بخواباند و مردم مرعوب شوند بروند بنشینند در خانه‌هایشان و آن زورگوئی که رژیم می‌کند را تسلیم آن بشوند، وقتی نشد به قیام تبدیل شد، یک قیام بزرگ صورت گرفت، حالا چرا قیام شد؟ بدلیل اینکه بستر اجتماعی قیام هست بدلیل اینکه زیر ساخت‌هایش وجود دارد در جامعه، بهمین دلیل قیام شد.

حسین میرداماد: رژیم آخوندی به کانون بحرانهای خودش رسیده است، یادم می‌آید برادر مجاهد مسعود رجوی در اولین جمع‌بندی مقاومت در سال ۶۰ در تحلیل رژیم آخوندی گفت: این رژیمی است بحران‌زا، بحران‌زی، در بحران بوجود آمده و در بحران از بین خواهد رفت، رژیمی که یک روز بدون بحران نمی‌تواند زندگی بکند، بنابراین ما با چنین رژیمی مواجه هستیم، وقتی این رژیم هست و این بحرانهایی که نه می‌تواند و نه می‌خواهد حل بکند، و جزیی از ذاتش در آشوب زندگی کردن است، در آشوب نگه داشتن تمام مسائل اجتماعی، وقتی نمی‌تواند حل بکند به نقطه کانونی خودش می‌رسد، فرض کنید یک بیمار را با دارو و مسکن و ترزیق می‌شود کاری کرد وضعیتش بالا نرود ولی از یک جایی به بعد عفونت گسترده می‌شود در تمام بدن بیمار نفوذ می‌کند وارد خون می‌شود، تمام بدن عفونت خونی می‌گیرد، پس ساده قابل حل نیست، یا باید خون را کامل عوض کرد یا بیمار می‌میرد، این رژیم آخوندی به نقطه‌ای رسیده که هیچکدام از بحرانهایش قابل حل و فصل کردن نیست، نقطه کانونی بحرانها که میگوییم یعنی همین، بنابراین وظیفه ما در قبال این چیست؟

حسین میرداماد: در قیام بازار حرف بازاریها این بود که رژیم یکدفعه ارز را بالا برده بود، و قیمتش را چند برابر کرده بود، در واقع تمام کسب و کار مردم را از بین برده بود، این رژیم در کازرون وقتی یک بحران اجتماعی را نمی‌تواند حل بکند، به بحران سیاسی، نظامی می‌کشد، در زمینه این بحرانها هم همینطور است، وقتی رژیم در برابر بحرانها هیچکدام را نمی‌تواند حل بکند، و فقر و تبعیض و بی عدالتی کارد را به استخوان مردم رسانده در نتیجه راه حل و وظیفه ما و هر نیروی آگاه و آزاده ای است که در چنین رژیم دیکتاتوری از همین شرائط استفاده بکند و همه بحرانها را به طناب دار برای رژیم تبدیل بکند، چرا در بحرانها مردم له بشوند؟ رژیم له بشود، چرا در بحران سیل مردم این همه آواره بشوند؟ رژیم آواره بشود، آن کاری که کانونهای شورشی و شوراهای مردمی می‌کنند، اتفاقاً همین است، تبدیل وضعیتهای ناجوری که برای مردم بوجود آورده در واقع فقر و مسکنتی که برای مردم بوجود آورده این را تبدیل و چرخاندن برعلیه خود رژیم هست، وظیفه نیروی آگاه همین است، همه این بحرانها را علیه رژیم بچرخاند، دراساس اینطوری به نظر می‌آید که رژیم دست از توطئه‌های خودش بر نمی‌دارد، حتماً راه کارهایی پیدا می‌کند اینکارها را انجام بدهد، شما به قیام سال ۹۶ نگاه بکنید، در آن سال قیام چگونه شکل گرفت؟ رژیم می‌خواست قیمت نان و بنزین و تخم‌مرغ را می‌خواست بالا ببرد،روز ششم دیماه تخم‌مرغ را بالا برد، هفتم و هشتم بنزین را و دهم نان را دقیقاً در خاطرم نیست کدام بود، حقوق‌ها را حرفش بود که افزایش ندهد، ماکزیمم می‌خواست ۱۰ درصد افزایش بدهد، با این حجم از تورمی که وجود داشت، قیام ۹۶ باعث شد قیمت سوخت را تا الان بالا نبرد، قیمت نان را بالا نبرد، حقوق‌ها را هم ۲۰ درصد افزایش داد، یک عقب‌نشینی جدی داشت، حالا یکی بگوید مابازاء چکار کرد؟ این رژیم دزد و غارتگری است، همین الان به نقل از یکی از نمایندگان رژیم از قول ابوالفضل حسن بیگی خواندیم، گفته در سال ۹۷ بالغ بر ۳۴ میلیارد دلار به خزانه برنگشته است، یک کار رژیم غارت است، این کار را می‌کند تا پول بدست بیاورد، یک کارش تورم است، تورم را بالا می‌برد، تورم در ایران کاملاً دولتی است، یعنی قدرت خرید مردم پایین می‌آید یک نوع مالیات بسیار شریرانه توسط حاکمیتی است که چنگ به قدرت خرید مردم می‌اندازد، مثلاً در دورانی که یارانه ۴۵ هزار تومان را می‌دادند یک زمان با آن می شد ۵۰ عدد نان خرید، الان ماکزیمم ۲۰ تا می‌شود خرید، قدرت خرید پایین می‌آید دیگر آن توان را مردم ندارند.

حسین میرداماد: من نمونه‌های زیادی از کارگزاران رژیم که چه میزان وحشت زده هستند را گفتم، اما از اینگونه حرف‌ها و لاف زدن‌ها در نماز جمعه و مصاحبه‌های تلویزیونی که اصل قضیه را نمی‌تواند منحرف بکند، همه مردم می‌دانند این آخوندها مثل ریگ دروغ میگویند، و سیاه را سفید نشان می‌دهند، و سفید را هم سیاه نشان می‌دهند، یک قلم مگر اینها مدعی نبودند که ما داریم تلگرام طلایی و هاتگرام درست می‌کنیم و اینها دست ساز داخلی خودمان هستند، کوه این تبلیغات با بستن توسط گوگل فرو ریخت، چقدر کلماتی حول این حرف دروغ بافتند، از خود خامنه‌ ای که کلی از اینها تعریف کرد تا روحانی و تلویزیون و وزیر ارتباطات و وزیر اطلاعات، حتی سپاه و سایبری چی‌ها چقدر از این حرفها زدند، یک مرتبه این کوه تبلیغات فرو ریخت، چقدر سر جاده آق‌قلا (اینچه برون) تبلیغ کردند که سپاه راه‌آهن کشیده است بعد مشخص شد پوشال بوده است، این رژیم هم می‌داند که این حرفهای یک مشت آدمهای شارلارتان و دزد و چپاولگر حاکم بر ایران است که هیج پرنسیب و اصلی ندارند، ریشه‌ای ندارند، مربوط به قرون وسطا هستند، واقعیت در قیام ۹۶ در ۱۶۰ شهر بیش از ۶۰ مرکز اخوندی جهل و جنایت را مردم به آتش کشیدند، دفاتر امام جمعه‌ها را به آتش کشیدند، شعار مرگ بر خامنه‌ای و مرگ بر دیکتاتور در ۱۶۰ شهر رفت، بنابراین ترسان و لرزان هستند وضعیت جامعه مثل گله آتش برای این‌ها می‌ماند که از این دست به آن دست می‌اندازند.

حسین میرداماد: می‌خواهند از مالیات، نرخ تورم و چاپ اسکناس کارهای خائنانه خودشان را بکنند، اما آن چیزی که به مردم برمیگردد ایستادگی مقابل اینها است، در یک جبهه نظامی دشمن به سمت شما شلیک می‌کند، فرض کنید کلاشینکف، تیربار، توپخانه، تانک دارد و همه را میزند و شلیک می‌کند، یکدفعه شما نگاه می‌کنید یکسری از سلاحها از کار افتاد، پس امکان نفوذ به آن قسمت از دشمن را پیدا می‌کنید، در بحث سیاسی هم همینطور است، وقتی دشمن از دست می‌دهد، در واقع ما مردم با تشکیل کانونهای شورشی و شوراهای مردمی با زنجیر شدن به همدیگر با افزایش اعتراضات نگذاریم رژیم اینکارها را انجام بدهد، در مقابل مالیاتها باید ایستاد.

حسین میرداماد: من نمی‌توانم خیلی صریح این را بگویم ولی حتماً تأثیر داشته است، مسائل اجتماعی رژیم دائماً در حال سونداژ و آزمایش است، روزنامه حکومتی وطن گفت این کارشان سونداژ بوده است، نمی‌دانم حرفش چقدر درست است اما دائماً در حال اینکار هستند، که ببینند شرائط طوری است که فشار بیشتری بیاورند، همین امروز در مجلس رژیم همین را می‌گفتند وقتی در روز کارگر تظاهرات می‌شود و کارگران یا معلمان شعار می‌دهند، مردم شعار می‌دهند: «دشمن ما همینجاست دروغ میگن امریکاست»، و در ۳۶ شهر معلمان علیه فقر وظلم و ستمی که رژیم تحمیل می‌کند تظاهرات می‌کنند، این‌ها بلحاظ سیاسی معنا دارد چه کارگران و چه معلمان و چه دانشجویانی که به اینها پیوستند، صحنه را عوض کردند، یک موقعی پارسال شعار می‌دادند، کشاورزان، معلمان، کارگران، که: «دشمن ما همینجاست دروغ میگن امریکاست»، «پشت به دشمن رو به میهن»، آن یک بار سیاسی داشت، یکبار خامنه‌ای می‌گوید و الان صحبت از جنگ با امریکا می‌کند، صحبت از جبهه‌بندی می‌کند، الان د رتهران جلوی مجلس رژیم وقتی شعار می‌دهند دشمن ما همینجاست و به مجلس و تمامیت این رژیم اشاره می‌کنند این به لحاظ سیاسی معنای دیگری دارد، وزن و جایگاهش متفاوت است، یعنی وقتی خامنه‌ای این را می‌گوید این تظاهرات معلمان در ۳۶ شهر بوده است، شعارهایشان: تا حق خود نگیریم از پای نمی‌نشینیم، صندوق بین‌المللی تعاونی فرهنگیان ۱۲ میلیارد دلار اختلاس کردند، و آب از آب تکان نخورده است، معلمی که با شرمندگی سر کلاس می‌رود و بعد شعار می‌دهد: «یک اختلاس کم بشه وضع ما بهتر میشه»، «معلم زندانی آزاد باید گردد».

حسین میرداماد: اینکه چه چیزی می‌تواند رژیم را سرنگون بکند هیچ کس نمی‌تواند دقیقاً بیاید و بگوید این موضوع استارت آن است، استارت سرنگونی رژیم از قیام دی ماه خورده است رژیم بر روی دنده سرنگونی افتاده است، به همین دلیل هست که عقب می‌نشیند، ولی اگر اینکار را انجام بدهد سرعتش بالا می‌رود، الان کانون‌های شورشی و شوراهای مردمی که تشکیل می‌شود و دائماً گسترش پیدا می‌کند، از زمان شاه مثال بزنم شاه متکی به کارتر بود امریکا می‌خواست با برگ حقوق بشر جلو برود رژیم شاه در دنده سرنگونی افتاد، چرا امریکا می‌خواست با برگ حقوق بشر جلو برود؟ بدلیل اینکه آن موقع اتحاد شوروی بود و کشورهای مختلفی بودند که زیر دیکتاتوری بودند و وابسته به امریکا بودند، امریکا می‌خواست یک روند مسالمت‌آمیزی را «گذار مسالمت‌آمیز»، از دیکتاتوری به وضعیتهای نیمه دمکراتیک یعنی به نحوی که دولتها مقداری عوض بشوند، در عین اینکه منافع امریکا را داشته باشند، یک دولت مورد قبول مردم هم باشند، رفرمهایی بوجود بیاورند، تا حدودی هم موفق بودند و در اکثر کشورهای‌آسیای شرقی موفق بودند، این طرح را هم می‌خواستند درایران پیش ببرند، غافل از اینکه در ایران تعارض بین مردم و حاکمیت شاه که دیکتاتوری پر سابقه‌ای بود با رفرم حل نمی‌شود، ۱۵ خرداد سال ۴۲ گورستان رفرمیسم بود، و همینکه درب شکاف را باز بکنید جلو می‌آید، شکاف باز کردند رژیم شاه در دنده سرنگونی افتاد، ولی همینطوری که سرنگون نشد، رژیم تاریخ انقلاب ایران را هم دروغ می‌گوید، تاریخ  قیام‌های مردم را هم دروغ می‌گوید، هزاران جوان در دانشگاهها و مدارس در بازار و مردم در شوراهای مردمی که البته به این اسم نبود ولی تشکیل می‌دادند هسته‌های مقاومت واعتراضی تشکیل می‌دادند، حتی هسته‌های مسلح تشکیل می‌دادند، ما آن موقع در منطقه شرق تهران بودیم و یادم می‌آید بسیاری از خانه‌ها کوکتل مولتوف ردیف کرده بودند، که شاه حکومت نظامی‌ش را راه انداخته بود بجنگند، پس یک قیام و سرنگونی بطور خودبخودی نیست، باید بلند شد، باید دست به دست هم داد، باید زنجیر کرد، باید شورا تشکیل داد، باید کانون شورشی تشکیل داد، و البته اعتراضات و اعتصابات حتی در زمان شاه هم همه چیز دست به هم داده بود، اعتصاب شرکت نفت، اعتصاب مطبوعات، اعتصاب کارمندان، همه اینها بود.

حسین میرداماد: یکم: رژیم ظرفیت و تحمل هیچ تظاهراتی را ندارد (ببینید این رژیم نمی‌تواند تحمل بکند که معلمان برای حقوقشان تظاهرات بکنند، کارگران برای حقوقشان تظاهرات بکنند یعنی ظرفیتش تمام شده است).

دوم: حمله وحشیانه می‌کند که ایجاد رعب بکند، که مردم عقب بنشینند.

سوم: مردم می‌ایستند شعارهای مردم قوی شده و همانطور که الان اشاره کردم رأس حاکمیت تبهکار ولایت فقیه را هدف قرار داده و بعد هم وقتی اینها را دستگیر می‌کنند از همان روز انبوه جعمیت جلو دادستانی و جلو بازداشتگاه و جلو زندان اوین رفتن و الان مجبور شد یکی یکی اینها را آزاد کند.

دردانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران تظاهرات شد. دانشجوها بسیجی‌ها را گوش مالی دادند و به این قضیه اعتراض کردند چرا که باصطلاح دانشجوهای آن دانشگاه دستگیر شده بودند. باصطلاح زندان بردند و پیام ضعف برای رژیم، ذلت برای رژیم، و قدرت و همبستگی از طرف مردم داشت و دستگیریها نتوانست رژیم را به خواسته خودش برساند.

حسین میرداماد: فضای انفجاری جامعه یعنی اینکه از نظر تئوریک یک بحثی هست در تئوریهای انقلابی که چه زمانی وضعیت جامعه انقلابی است؟، میگویند آن زمان که بالایی‌ها نمی‌توانند حکومت کنند و پایین‌ها این حاکمیت را نمی‌خواهند، یعنی توانش را از دست داده دیگر قدرت حل مسئله اجتماعی را ندارد بالایی‌ها نمی‌توانند اینکار را بکند نه می‌خواهد و نه می‌تواند، چون گامی بردارد خودش سرنگون شده، هر کاری این رژیم باید بکند اول باید دست سپاه را از پول مردم، از جان مردم قطع کند، خامنه‌ای می‌تواند دست سپاه را قطع کند؟ نمی‌تواند، بنابراین نمی‌تواند مسائل اجتماعی را حل کند ببینید وقتی رژیم در این نقطه هست تئوری چی بود بالایی‌ها نمی‌توانند و پایینی نمی‌خواهد الان نمونه‌ها را برایتان گفتم می‌گوید که هر روز اعتراضات مردم و شکایت مردم و نارضایتی مردم بیشتر می‌شود حرف نماینده‌های رژیم است هر روز دارد بیشتر می‌شود، چرا؟ چون از یک طرف نگاه می‌کنند به دزدی‌های این‌ها که چیزی کم نشده است، الان شب اول ماه رمضان است ببینید در تمام کشور اسلامی یک سهمیه هایی می‌دهند، آرد می‌دهند، برنج می‌دهند، روغن می‌دهند، یک چیزهای به مردم می‌دهند، تسهیلاتی به مردم می‌دهند، یک کمک‌هایی می‌کنند یک تعطیلاتی یک مقداری کارشان فتیله‌ش پایین می‌کشند، این رژیم که مدعی اسلام است یک دانه از این کارها را برای مردم ایران انجام داده است؟ مردم می‌بینند دارد دورغ می‌گوید، چرا میگویند «اسلامو پله کردی مردمو ذله کردی»، چون می‌فهمند که تمام این آخوندها از خود خامنه‌ای تا این آدم هاشان همه‌شان دورغگو و چپاولگر و دزدند، پول کم ندارند حالا دارد می‌گوید که سی وچهار میلیارد دلار بر نگشته است، سی و چهار میلیارد دلار، میدانید با این پول چکار می‌کنند کشورها به خوابشان هم همچون پولی را نمی‌دیدند، حالا ۲۰۰ میلیارد دلار فقط خود خامنه‌ای دارد، بقیه هم دارند پول‌های مردم ایران را هم بالا کشیدند، بنابراین وضعیت انفجاری یعنی مردم این حاکمیت را نمی‌خواهند، بنابراین هر فرجه‌ای پیدا کنند هر فرصتی پیدا کنند علیه او قیام می‌کنند البته یک چیزی هم من اینجا به بینندگان عزیزبگویم اساساً قیام این دور، ویژگیهای قیام مردم ایران سازماندهی‌ش است ما بایک قیام سازمان یافته می‌توانیم این رژیم را سرنگون کنیم این سازماندهی امروز در شوراهای مردمی درکانون های شورشی یعنی آنهایی که رژیم نه می‌تواند نفوذ کند و نه می‌تواند باصطلاح سمت و سوشان را عوض کند، به همین دلیل یادم هست و خوب شد اینجا از زمان شاه مثال بزنم، ما یک هسته و کانونهای شورشی و شورای مردمی تشکیل داده بودیم خیلی هم زیاد بودند مثلاً برای اینکه عوامل جاسوس و ساواکی نیایند نفوذ بکنند کدی را درست کردیم مثلاً می‌گفتیم اوپل اگر من کلمه اوپل را آوردم تو بدان که مثلاً یک ساواکی اینجا است حالا من می‌گفتم بابای من اوپل دارد یا مثلاً اوپل قمیتش اینقدر شده، این یعنی چی؟ یعنی در درون خودمان بدون اینکه خیلی هم چیز باشد فقط ما رفته بودیم از کتابهای مجاهدین یک سری تحارب یاد گرفته بودیم اینها را می‌خواندیم و بدون اینکه ارتباطمان هم وصل باشد از طریق آن تجارب هسته تشکیل می‌دادیم، الان هم همینطوری هست وقتی جوانان در دانشگاه در کارخانه در بازار هر جا که هستند خوب با هم هستند اولین کار اینکه مزدور بسیجی اینها را با اردنگی بیرون بیندازند، مرز بندی داشته باشند، و بلافاصله بتوانند وارد عمل بشوند، وارد صحنه بشوند، کار دست بگیرند و آنجایی که می‌توانند خدمت به مردم بکند مثل سیل بروند به مردم خدمت بکنند، آنجایی که مثل کانونهای شورشی جرثومه رژیم را به آتش بکشند بنابراین کار خودبخودی نیست، همنطوری هم بنشینیم رژیم سرنگون بشود، یک روزه نیست باید همه دست به دست هم بدهیم و همه بلند بشویم این رژیم ضعیف و لرزان و بی ثبات را در واقع سرنگون کنیم.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.