برای یک ایران آزاد

چرا سپاه سوریه را رها نمی‌کند؟؛ صدای خرد شدن استخوان‌های ارتش نازی

0

سپاه سوریه را رها نمی‌کند با این خیال که می‌تواند به این ترتیب از خلیفه در تهران حفاظت کند. دخالت در عراق و عملیات تروریستی علیه احزاب کردی در اقلیم کردستان عراق نیز با همین هدف صورت می‌گیرد. واقعیت اما طور دیگری می‌تواند رقم بخورد.

سودای ادلب
در جلسه شورای امنیت در روز سه شنبه ۲۰ شهریور؛ شماری از اعضای آن نسبت به وقوع یک فاجعه انسانی در ادلب هشدار دادند. نیکی هیلی سفیر آمریکا در سازمان ملل به صراحت گفت: «نقش ایران در حملات مرگبار اسد نادیده گرفته نخواهد شد.» [مجاهدین ۲۱ شهریور ۹۷]
در حالی که سپاه در سودای مشارکت در اشغال ادلب سوریه می‌باشد که قیام در ایران کماکان ادامه دارد. اعتراضات مالباختگان و بازنشستگان کشوری در کنار اعتصاب سراسری در کردستان شاید برای برخی به پدیده‌هایی جاری در صحنه‌ی سیاسی ایران تبدیل شده باشد، اما برای ناظران تحولات سیاسی حلقاتی هستند که قیام ایران را به سمت هفته‌ها و ماه‌های بعد پیوند می‌زنند.

تجاوز برای بقا
در قیام ایران، شعار «سوریه را رها کن فکری به حال ما کن» بارها از سوی تظاهرکنندگان سر داده شده است. مخاطب این شعار سپاه است که به باور مردم ایران بخش قابل توجهی از سرمایه کشور را در سوریه هزینه کرده است. باوری که البته متکی به آمارهای اعلام شده از سوی نهادهای بین‌المللی نیز می‌باشد. با این حال سپاه سوریه را رها نمی‌کند.
در بیش از ۷ سال گذشته سپاه به درجات مختلف در جنگ سوریه حاضر بوده است. بدون دخالت سپاه در سوریه نظام اسد در همان ماه‌ها یا سال‌های نخست انقلاب واژگون می‌شد. اما سوریه این مزیت را برای سپاه داشت که نیروهایش را در یک جنگ خارجی به کار گیرد.
کارشناسانی که بر روی سپاه مطالعه کرده‌اند تاکید می‌کنند این نیرو در اساس برای گسترش خلافت اسلامی! از تهران به سایر نقاط تاسیس شده است و اگر امکان جنگ‌های تجاوزکارانه از آن سلب و موتور صدور تروریسم در آن خاموش شود با بحران موجودیت مواجه خواهد شد. به بهای کشتار و آوارگی گسترده‌ی مردم سوریه، سپاه با بحران موجودیت خودش به مقابله برخاست.

مولفه قیام
در بررسی شرایطی که سپاه در آن به سر می‌برد، مولفه‌ی قیام رنگ خود را به همه‌ی پدیده‌ها می‌زند. دخالت سپاه در شروع و پیشبرد اشغال ادلب -جنگی که البته هنوز اوج نگرفته- تنها نمونه‌ی تلاش سپاه برای خروج از لاک دفاعی تحمیل شده بر اثر قیام ایران نیست. در همین روزها شاهد حملات خمپاره‌ای پاسداران عراقی به سفارت آمریکا در بغداد و کنسولگری آن در بصره بوده‌ایم. حملاتی که از جانب آمریکا با این هشدار مواجه شد که نظام ایران مسئول اعمال نیروهای نیابتی‌اش و هرگونه وارد کردن خسارت مالی و جانی به آمریکایی‌ها خواهد بود و پاسخ فوری دریافت خواهد کرد. [مجاهدین ۲۱ شهریور ۹۷]
نمونه دیگر از این نوع تلاش‌ها برای خروج از لاک دفاعی، حمله به پایگاه‌های احزاب کردی در کردستان عراق بود. [حمله موشکی به پایگاه‌های احزاب کرد ایرانی و اعدام سه‌مبارز کرد؛ سپاه در باتلاق اعمالش] سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در واکنش به این حمله نظام ایران را یک «بازیگر بد» در منطقه، سراسر جهان و به طور مشخص در عراق توصیف کرده و حمله موشکی به پایگاه‌های احزاب کردی را تلاشی برای بی‌ثبات کردن عراق و منطقه دانست. [مجاهدین ۲۱ شهریور ۹۷]

تجربه قشون نازی
سپاه از یک سو می‌خواهد آتش قیام را از اطراف بیت خامنه‌ای در نزدیکی میدان پاستور به آن سوی مرزها پرتاب کند و از سوی دیگر بازسازی روحیه نیروهایش را با این دست قدرتنمایی‌ها ضروری می‌داند. واقعیت اما به شکل دیگری می‌تواند رقم بخورد.
پراکنده شدن نیروهای سپاه در جبهه‌های مختلف شاید برای مدتی نشان‌گر قدرت‌نمایی سپاه باشد، اما سپاه را در شهرهای ایران بیش از پیش آسیب‌پذیر می‌کند. هرچند سپاه سوریه را رها نمی‌کند، با این تصور که به این ترتیب از تخت خلیفه در تهران حفاظت می‌کند اما سوریه، عراق و سایر نقاط خاورمیانه می‌تواند نخستین محل‌هایی باشد که خبر پایان سپاه را از آنها خواهیم شنید شبیه شکستی که قشون هیتلر در شوروی تجربه کردند و پیش از سقوط برلین صدای خرد شدن استخوان‌های ارتش نازی به گوش رسید.

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.