برای یک ایران آزاد

سیاست اصولی قاطعیت و به رسمیت شناختن حق مردم برای سرنگونی: گفتگو با شهریار کیامنش

0

سیاست اصولی قاطعیت و برسمیت شناختن حق مردم برای سرنگونی تنها راه درست و در مسیری است که مردم ایران ومقاومت شان آن را دنبال میکنند .

از زمان تغییر سیاست بین‌المللی در قبال رژیم و پایان دوران مماشات و شروع تحریمها،‌  شاهد در انزوا قرارگرفتن بیشتر نظام آخوندی هستیم. ابعاد این انزوا در سطح بین المللی و منطقه‌ای ؛  حتی در داخل ایران به خوبی  میتوان مشاهده کرد. برای بررسی این موضوع آقای شهریار کیامنش با تلویزیون ایران آزادی گفتگویی انجام و به سئوالات پاسخ داده است

شهریار کیامنش: وقتی صحبت از انزوای رژیم می‌کنیم منظورمان ابعاد مختلف آن است یعنی چه بلحاظ سیاسی و چه بلحاظ اقتصادی و چه بلحاظ بین‌المللی درگیر بحرانهای مختلفی است اگر بخواهم در یک جمله بگویم رژیم را در لبه پرتگاه قرار داده است اینکه میگویم در لبه پرتگاه قرار داده است واقعیت این است این فقط من نیستم میگویم خامنه‌ای هم همین اخیراً مطرح کرده بود ما از روی لبه باریکی در حال عبور هستیم که هر دو طرفش پرتگاه است، یعنی رژیم در لبه پرتگاه به دلیل انزوا و فشارهای بین‌المللی داخلی و اعتراضات سراسری قرار دارد، البته اگر بخواهیم علل این شرائطی که رژیم در آن گیرکرده را بررسی کنیم به نظرم باید به ۳ عامل اشاره کنیم.

عامل اول شرائط انفجاری جامعه در داخل ایران است، ۴۰ سال فساد و تباهی و از بین بردن زیرساختهای اقتصادی کشور، ایجاد فقر و گرسنگی و بیکاری، سرکوب جوانان و بخصوص زنان هموطنمان، از بین بردن تمام زیر ساختهای کشور و حتی زیست محیطی که منجر به شرائط بعد از عید، سیل و خرابیهای ناشی از آن شد، سرکوب؛  اعدام و شکنجه و همه اینها جامعه ایران را به بشکه انفجاری تبدیل کرده که فقط منتظر یک جرقه است، حتی رژیم در رابطه با این وضعیت بحرانی اذعان کرده بطوریکه نماینده‌اش کواکبیان در مجلس همین چند روز اخیر اواخر اردیبهشت بود که مطرح کرد فساد، فساد و تباهی باعث شده ما با تهدید بسا جدی‌تری نسبت به تحریمها مواجه بشویم، یعنی خود رژیم هم به این مسئله اذعان می‌کند که تهدیدی از سمت جامعه و مردم ایران در قبال رژیم هست بسا سنگین‌تر از تحریمها است.

اما در مورد مسئله دوم وجود یک آلترناتیو و یا یک هماوردی در مقابل رژیم است، هر طرف حسابی بخواهد رژیم را طرف حساب قرار بدهد حتماً باید به سراغ آلترناتیو و جایگزین آن بیاید، این فاکتور مهمی در سیاست بین‌المللی و شرائطی که وجود دارد، در مقابل رژیم شورای ملی مقاومتی که سازمان کانونی و محوری آن سازمان مجاهدین خلق است، ۴۰ سال با این رژیم چنگ در چنگ در حال مبارزه است البته چه در داخل وچه در صحنه بین‌المللی بسیار تاثیرگذار و هدایت کننده بوده این را خامنه‌ای و بعضی از مقاماتش گفتند که حتی قیامهای که در ایران بعد از اواخر ۹۶ شروع شد خامنه‌ای اذعان کرد مجاهدین پشت آن بودند، روحانی در تماس تلفنی همان دوران با رئیس جمهور فرانسه مطرح کرد و گفت پشت ناآرامی‌های ایران مجاهدین هستند و خواهان محدود ساختن فعالیتهای مجاهدین بود که نشان می‌داد تاثیرات داخلی به چه صورت است، در صحنه بین‌المللی هم بطور واقعی در سیاستگذاری بین‌المللی این آلترناتیو و مجاهدین تأثیر گذار بودند، یعنی چه در رابطه با فعالیتهای اتمی و چه در رابطه با پروژه‌های موشکی و کارهای مخفی موشکی در رابطه با تروریسم و همچنین آنچه که رژیم می‌خواهد از خودش بعنوان قدرت و حاکمیت یک امپراطوری نشان بدهد چیزی جزء یک پوشال نیست، اگر چنین فعالیتهای در سطح بین‌المللی نبود حتماً سیاستهای بین‌المللی هم به این سمت و سو نمی‌رفت لذا وجود یک آلترنایتو قوی و دمکراتیک که می‌تواند جایگزین باشد، می‌تواند بجای رژیم در آینده با برنامه روشن و مشخصی با حمایت بین‌المللی و داخلی اداره کشور را به عهده بگیرد این عامل بزرگی است که رژیم را در انزوا می‌برد، یعنی طرف حسابها میگویندپس کسی هست بجای تو بنشیند.

شهریار کیامنش: البته یک اجماع جهانی علیه رژیم وجود دارد یعنی آن چه رژیم در خاورمیانه و دنیا با حمایت از تروریسم انجام می‌دهد، جامعه جهانی را به این نقطه رسانده که سر تمام این ماجراها به رژیم منتهی می‌شود، حتی آن امیدی که رژیم به اروپا بسته بود که در مقابل امریکا بتواند شکافی ایجاد بکند این هم با شکست مواجه شد، چرا که اروپا تلاش کرد بعد از خروج امریکا از برچام یک سازوکاری برای او بوجود بیاورد، و بتواند تحریمها را مقداری تخفیف بدهد، اما در واقعیت نتوانست کاری بکند چون این کار عملی نبود، در رابطه با چین و روسیه مسائل‌شان با رژیم صرفاً اقتصادی است، و مسائل سیاسی نمی‌تواند جدای از مناسبات اقتصاد سیاسی حاکم بر جهان باشد، شما نگاه کنید چین معاملاتش با رژیم را به شدت تنزل داده است و حتی کشتی رژیم مدتی است در آبها سرگردان است و نمی‌تواند نفتش را بفروشد، از آن طرف روسیه قرار بود در هفته اخیر به رژیم ۴۰۰S_ بفروشد ولی آقای پوتین مانع از اینکار شد،‌ و این را منتفی کرد، ضمن اینکه قبلاً پوتین صحبتی کرده بود و گفته بود ما ماشین آتش نشانی نیستیم که هر آتشی بین دو کشوری بوجود بیآید را ما خاموش بکنیم، در نتیجه اینها منافع خاص خودشان را دارند بخصوص مناسبات اقتصادی با غرب را دارند لذا رژیم در چارچوب اروپا چین و روسیه در انزوا قرار دارد.

شهریار کیامنش: رژیم خیلی تلاش کرد با فرستادن مقاماتش به کشورهای منطقه منجمله در خاورمیانه از قطر تا ترکیه وعمان و غیره، که شاید راهی پیدا بکند تا فشار این تحریمها و انزوا را کم بکند، اما در روز ۵ شنبه هفته گذشته ما شاهد برگزاری ۳ اجلاس بزرگ در منطقه بودیم، یعنی یکی شورای همکاری خلیج، یکی سران کشورهای عرب و سران کشورهای اسلامی که بطور فوق‌العاده ۳ جلسه را تشکیل دادند، در این اجلاس اساساً مسئله موضوع ایران بود، دخالت‌هایش و تروریسم‌ش بخصوص در رابطه با مسئله حملاتی که به نفتکش‌ها در امارات و عربستان اخیراً در خلیج شد، که گفتند رژیم پشت این مسئله هست، موشک پرانی های که کرده بودند، این‌ها محکوم شد، دخالت‌های رژیم در سوریه محکوم شد، نکته مهمی که در این کنفرانسها اعلام شد، همه بر اینکه یک سیاست قاطع علیه رژیم باید اتخاذ بشود، همسویی‌شان با سیاست واشنگتن و رئیس جمهور امریکا بر این تاکید کردند، این هم نشان داد تمامی تلاشهای که رژیم داشت که کشورهای منطقه را از سیاست امریکا فاصله بیندازد با شکست مواجه شد، در نتیجه چه از زاویه امریکا و چه اروپا و چین و روسیه که از متحدین تاریخی رژیم بودند و چه کشورهای عربی و اسلامی تماما همسو علیه رزیم موضع‌گیری کردند و سیاست قاطعیت علیه رژیم را اعلام کردند

شهریار کیامنش: از زمانی که بر رژیم تحریمهای کشنده اعمال شده است وضعیت اقتصادیش را به شدت بحرانی کرده است، اکثر این نیروهای نیابتی منبع مالی برای فعالیتهایشان رژیم بوده است، رژیم الان توان تأمین مالی این نیروها را ندارد، در سوریه مزدورانش که با امکانات رژیم در آنجا در حال کار بودند الان بدلیل نداشتن همین توان مالی در حال ترک آنجا هستند، خیلی از آنها از کشورهای مختلف بودند که در حال برگشتن هستند، حزب‌الله هم که اساساً بودجه سالانه آنرا رژیم تأمین می‌کرد چون در این کار ناتوان است حزب‌الله هم توان پاسخگویی به نیازهای رژیم را ندارد، حزب‌الله جریانی بود که به خواست رژیم به اسرائیل موشک‌پرانی می‌کرد، در حالیکه الان اسرائیل انبوه کشته و حملات به آنها در سوریه داشته اما ولی یکبار هم توان پاسخگویی به آن را نداشتند، ضمناً در عراق که اخیراً همین موشکی که به سفارت امریکا زدند، از ترسشان همه موضع‌گیری کردند که من و ما نبودیم، یعنی نفوذ و قدرتی که رژیم چه بلحاظ مالی و چه سیاسی در منطقه داشت بدلیل همین سیاست بین‌المللی و فشار و بحرانهای که بر رژیم هست بسا بسا از بین رفته و ضعیف‌تر شده است.

شهریار کیامنش: رژیم بدلیل اینکه با چنین بحرانی روبرو است مسلماً در فکر این است که چه راه حلی را برود، جدای اینکه بحث اصولگرا و اصلاح‌طلب چیزی بجزء خواب و خیال بیش نیست، ولی راه حلهای مختلفی را پیشنهاد می‌کنند و گریبان رژیم را گرفته و چکار بکند تا از این بحران خارج بشود، همین باعث شده جنگ و دعوای درونی رژیم هم اوج بگیرد، بطوریکه اخیراً روحانی مطرح کرده بود که بیایید یک رافراندوم برای اینکه چگونه با جامعه بین‌المللی و بخصوص امریکا مواجه بشویم را به رفراندوم بگذاریم که جوابش را خامنه‌ای داد و گفت زمان آن رسیده که جوانان حزب‌اللهی فعال شوند و یک دولت حزب‌اللهی را جایگزین کنند، یعنی تنش بین این دو در این موضعگیریها عیان است که واقعاً بحران را هر روز بیشتر می‌کند.

شهریار کیامنش: مدتی از زمان قیام که شروع شد فعالیت قیام کنندگان و باصطلاح اقشار مختلف جامعه در رابطه با سرکوبی که داشتند ادامه داشته است، ولی اخیراً با فاز جدیدی از اعتراضات مردم علیه رژیم مواجه هستیم، در اخبار چند روز پیش شنیدیم که یک نفر در کازرون امام جمعه رژیم را به هلاکت رساند، و بعد در مصاحبه‌ای که کرده بود، گفت بدلیل جور و ظلمی که بر خانواده‌ها دیدم نتوانستم تحمل بکنم دست به این کار زدم، این یک فاز نوینی است، و یا حتی در برخی از شهرهای دیگر ایذه و غیره حملاتی بر علیه سرکرده سرکوبگر رژیم انجام شد و به هلاکت رسانید و این یک گام جدید، دوران جدید و فاز جدیدی است، که ناشی از ضعیف بودن رژیم در مقابله با بحرانهایش است.

شهریار کیامنش: دولت امریکا که همیشه مواضع خودش را روشن اعلام کرده است و گفته هدف ما تغییر رفتار این رژیم است، ولی برای تغییر رفتار رژیم شرط و شروطی گذاشته که در ۱۲ ماده‌ای وزیرخارجه آقای پمپئو اعلام شده است، در واقع مذاکره و گفتگوی که بحثش را می‌کنیم در رابطه با اینکه امریکا خواستار چنین چیزی هست، اگر بر این شروط باشد بسیار عالی است باید به شما بگویم که باید اشهد ولی فقیه را در ایران خواند، بدلیل اینکه اگر رژیم قبول کند دست از این چیزها بردارد که خیلی عالی است، ولی در عین حالی که موضوع مذاکره و این چیزها را مطرح می‌کند اخیراً پمپئو اعلام کرد رژیم در پشت حملات تروریستی در خلیج بوده است، آقای بولتون همین چند روز پیش اعلام کردند شواهد و مدارکی دارند که رژیم در حملات تروریستی اخیر دست داشته است و هفته آینده این مدارک را به شورای امنیت ارائه خواهد داد، حتی گفته بودن داز طریق پهبادها یا زیردریایی‌ها و یک سری تجهیزاتی که از طریق رژیم ایران استفاده شده در اینکارها بکار برده شده است، ولی جزئیات را قرار است در شورای امنیت اعلام بکنند، همچنین سخنگوی وزارتخارجه هم در این رابطه مطرح کرد که ما آمادگی گفتگو با ایران را داریم البته هر موقع رژیم به ۱۲ ماده‌ای آقای پمپئو نظرش جلب شد ما حاضر به وارد شدن به چنین مذاکره‌ای هستیم، ترامپ هم بارها گفته آماده گفتگو است اما آیا رژیم می‌تواند وارد چنین گفتگوهای با امریکا و با جامعه بین‌المللی برای پاسخ دادن به چنین شروطی بشود؟ من شک دارم بتواند.

شهریار کیامنش: فکر می‌کنم در مقابل رژیم دو راه حل بیشتر متصور نیست، یا در مقابل تحریمها و فشارهای بین‌المللی باید سر خم کند، و مثلاً بپذیرد که از سوریه و یمن و عراق و لبنان بیرون بیاید، پروژه‌های اتمی را کامل تعطیل بکند، پروژه‌های موشکی را تعطیل بکند و بحث حقوق بشر و سرکوب هم از موضوعاتی است که مقامات امریکا بر روی آنها انگشت گذاشتند. گفتند برای ما مسئله هستند، در نتیجه اگر رژیم بخواهد پای این قضیه بیاید باید اینکارها را انجام بدهد، اگر اینکارها را انجام بدهد ولی فقیه معنی نمی‌دهد، پس چنین حاکمیت آخوندی معنی نمی‌دهد، اتفاقاً بسیار بسیار خوب است، اگر چنین کاری را بکند عرض کردم پایان دوران ولایت فقیه است، خامنه‌آی تا بحال چندین بار مطرح کرده است گفته اگر یک گام از خواسته‌هایمان عقب بنشینیم تا آخر باید عقب نشینی بکنیم، در نتیجه وقتی ما میگوییم رژیم بر روی صدور تروریسم دخالت در کشورهای دیگر و سرکوب در داخل سوار است و اگر اینها را تعطیل بکند این رژیم از پایه فرو می‌ریزد، دوم مهمترین عامل مسئله داخلی ایران است، به محض اینکه رژیم وارد چنین مراودات و مذاکراتی با طرف حسابها بشود، قبل از هر چیزی این قیام کنندگان و کانونهای شورشی در داخل ایران هستند که به شدت فعالیتشان گسترش پیدا می‌کند، و مردم و کسانی که از قیام ۹۶ تا الان همچنان در خیابانها ادامه می‌دهند و همان باروت و بشکه باروتی است که در ابتدای صحبت خدمتتان عرض کردم،. جرقه به این خواهد خورد در نتیجه رژیم توان مقابله با جنین چیزی را ندارد، و همین او را در معرض سرنگونی قرار می‌دهد، الان سپاه در لیست سازمانهای تروریستی امریکا رفته است، سپاه اساساً موجودیت در دست همین اقتصادی که در داخل دستش هست می‌باشد، اگرمسائل اقتصادیش که در تحریم رفته است از بین برود، و رژیم حاضر به داخل بردن سپاه بشود و از این مناطق عقب بنشیند، پس سپاه موجودیت نخواهد داشت، پس در نتیجه اوج ضعف همین سپاه هم خواهد شد، ارگانی که برای سرکوب است دیگر توانمندی سرکوبش را هم از دست خواهد داد.

نکته دوم این است که رژیم بخواهد خط انقباض را برود، انقباض به صفت اینکه دستگاهش را در خصومت با طرف حسابهایش و بطور مشخص امریکا ببندد، یعنی با تشدید خصومتها و تروریزم ایستادگی و یکپایه کردن دستگاه خودش در واقع در مقابل این فشارها بایستد، این یک شرائط یا آلترناتیوی برای جنگ ممکن است فراهم بکند، در صورتیکه رژیم توان وارد شدن به چنین چیزی را ندارد، شما بارها شنیدید چندین بار خامنه‌ای گفته جنگی نخواهد بود، بیشتر از زاویه خودش می‌گوید، چون رژیم توان ورود به چنین جنگی را ندارد، در نتیجه هر دو راه برای رژیم یعنی سقوط، چه رفتن پای مذاکره معامله و کوتاه آمدن و چه ایستادن و انقباض و ایستادگی در مقابل طرف حسابها هر دو نتیجه‌ش برای او سقوط است، در نتیجه رژیم الان به یک استراتژی دیگری فکر می‌کند، و این هم این است که شرائط فعلی را کش بدهد تا حدود ۱۸ ماه دیگر که به سرفصل انتخابات ریاست جمهوری امریکا می‌رسد، بدنبال این است که شاید در انتخابات جدید راه نجاتی برای او پیدا بشود و دوباره سیاست مماشاتی حاکم بشود که بتواند از زیر این فشارها در بیاید، اما واقعیت چیزی دیگری است، واقعیت این است رژیم توان کشیدن ۱۸ ماه چنین چیزی را ندارد، یعنی تحریمها الان رژیم را فلج می‌کند، و نمی‌تواند با چنین انزوای اقتصادی و سیاسی ادامه بدهد، نکته دوم چنین شرائطی قیام داخل را چندین برابر اوج خواهد داد، در نتیجه همچنان که در اول عرض کردم رژیم تهدید اصلی خودش را در قیام کنندگان و کانونهای شورشی در داخل می‌بیند، بنابراین این شرائط کش دادن هم منجر به اوج‌گیری قیام می‌شود، از این می‌توان نتیجه گرفت و آن هم نقش بسیار مؤثر کانونهای شورشی در داخل ایران قیام کنندگان است، که صحبت کردیم الان به فازهای نوینی می‌رسد بطور واقعی پایه اصلی همه تحولات و تغییراتی که در پیش است از داخل توسط مردم ایران و همین کانونهای شورشی است من به کاری و فداکاری که می‌کنند درود می‌فرستم بخاطر اینکه تعیین کننده ترین پارامتر در شرائط که با آن مواجه هستیم هستند.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.