برای یک ایران آزاد

شتاب اعتراضات و واکنشهای هراس آلود رژیم

0

شتاب اعتراضات اقشارمختلف اجتماعی هرروز گسترده ترمیشود. از معلمان، بازارایان، غارت شدگان، بازنشستگان، کارگران ؛  دانشجویان و غیره که برای حقوق پایمال شده خودشان دست به اعتراضات میزنند. برای بررسی این موضوع آقای حسین میرداماد درگفتگو با تلویزیون ایران آزادی به سئوالات پاسخ میدهد

حسین میرداماد: خواسته‌های معلمهای ما خواسته‌های به حق و سالها است ازاین رژیم مطالبه می‌کنند و رژیم به آن نمی‌پردازد، مهم‌ترین خواسته حقوق و دستمزدهاشان است که در واقع خودشان شعار می‌دهند یکسوم و یک چهارم خط فقر هستند، موضوع بعدی نداشتن عدالت و همسان سازی است بسیاری از معلمان هستند که حقوقشان از معادل خودشان کمتر است، موضوع بعدی آزادی معلمان زندانی و جمع کردن بساط پرونده سازی از طرف سپاه ضد مردمی و وزارت بدنام اطلاعات علیه معلمان مبارز همینطور که در پلاکاردهای آنان معلوم است، موضوع بعدی آموزش پرورش رایگان هست و فقری که بین دانش آموزان است، فقر معلم همراه با فقر دانش آموز، معلمی که در کلاس درسش دانش آموز از گرسنگی غش می‌کند چگونه درس بدهد، اخاذی آموزش و پرورش از اولیاءمدارس است، و یک سری حقوق پایه‌ای که معلمان می‌خواهند اما در مورد پاسخ دادن رژیم به این خواسته‌ها.

رژیم ۳ نوع پاسخ دارد، یک سرکوب وحشیانه معلمها را دستگیر و به زندان می‌اندازد و تهدید ارعاب می‌کند، دوم وعده‌های توخالی و دروغ در مورد رسیدگی به وضع معلمان، سوم اقدامات بسیار بسیار ناموثر مثلاً اعلام می‌کند سال آینده ۲۰ درصد به حقوق کارمندان اضافه می‌کند، ما حقوق معلم را به طور متوسط یک و نیم میلیون تومان در نظر بگیریم چیزی را که رژیم روی کاغذ گفته می‌خواهد برای سال ۹۸ در نظر بگیرد ۲۰ درصد افزایش هست که چیزی در حدود ۳۰۰ هزار تومان می‌شود، با نرخ زیر خط فقر که الان ۶ میلیون است، ببینید در مجلس رژیم که الان دارند لایحه بودجه را بررسی می‌کنند، از باقر نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه خواستن به خاطر کم کردن از فشارهای اجتماعی این مبلغ را به ۴۰۰ هزار تومان افزایش بدهند که ۳۰ دلار می‌شود.

اما پریروز نوبخت به لاریجانی رئیس مجلس رژیم نامه نوشت که: «دولت نمی‌تواند مصوبه مجلس درباره افزایش حقوق به میزان ۴۰۰ هزارتومان را اجرایی کند.». موضوع چیست آیا رژیم ندارد؟ بنابراین می‌بینید که اساساً خامنه‌ای میلیاردها دلار را به بشار اسد داده و با ساخت ۲۰۰ هزار خانه توسط سپاه پاسداران در سوریه را به او دادند. ببینید تا جای که به معلم برمیگردد حاضر نیست چند دلار کمک کند مگر ۱۰۰ هزار چند دلار می‌شود، کمتر از ۱۰ دلار ولی حاضر نیست این را بدهد، در حالیکه این همه پول را به پای بشاراسد جنایتکار می‌ریزد، وضع آنقدر خراب است که به قول آن عضو مجلس رژیم از سراوان محمدباسط درازهی که روز ۱۱ اسفند اظهاراتش در خبرگزاری حکومتی ایلنا پخش شد گفت: «قیمت‌ها به اندازه‌ای بالا رفته که طبقه متوسط نیز توان تأمین هزینه‌های زندگی خود را ندارد و این وضعیت نامناسب اقتصادی؛ شرایط را برای کارگران و اقشار پایین جامعه سخت کرده است.» یا یک عضو دیگر مجلس رژیم به نام عین الله شریف پور امروز در مجلس رژیم گفت: «وضعیت شهرداریها و دهیاریها از حالت اورژانسی هم عبور کرده است دولت بداند تورم افسارگسیخته امروز مردم را شدیداً آزار می‌دهد کارگران عزیز، بازنشستگان، کارمندان، معلمین و در یک جمله قریب به اتفاق مردم از وضعیت پیش آمده گله مند هستند (در واقه به زبان شکسته گفته همه مردم متنفر از این رژیم هستند) امروز همگان صدای شکسته شدن ستون فقرات اقتصادی خانوارها را می‌شنوند…»، این حرف عوامل رژیم هست و می‌بینیم رژیم نمی‌خواهد و نمی‌تواند به حقوق معلمان و اقشار دیگر جامعه پاسخ بدهد.

حسین میرداماد: امروز دیگر همه اقشار مردم فهمیدند که این رژیم تمام وعده هاش دروغ هست، از خامنه‌ای تا روحانی و مجلس همه دروغ و در شعارهایشان تکرار کردند، و هیچ اقدامی در جهت منافع مردم نه می‌تواند انجام بدهد و نه می‌خواهد انجام بدهد. چون حفظ نظام پلید ولایت فقیه برای آنها از اوجب واجبات هست. این ولی فقیه را باید نگه بدارد و اهرمش هم سپاه پاسداران است، دست به هر کاری بخواهد در جهت منافع مردم بزند باید یکی از پایه‌های ولایت فقیه را بزند. مثلاً دست سپاه در اقتصاد کشور باز است و دست سپاه است و اهرم سرکوب هم دست سپاه است، هم غارت می‌کند هم کسی صداش دربیاید سرکوب می‌کند، بنابراین راه کار برای مردم قیام و اعتراض است، پارسال چرا مردم بلند شدند؟ زیر ساخت آن همین تنفر از رژیم هست، زیرساختش فقر در جامعه است، زیر ساختش همین سرکوب عریان و حشیانه ای هست که در جامعه انجام می‌دهد، بنابراین مردم وضعیت و تکلیفشان مشخص است اعتراض و فریاد، از سمت دیگر کانونهای شورشی هستن که از دو جهت رژیم را در محاصره قرار می‌دهند

حسین میرداماد: رژیم در یک وضعیت بسیار هم نگران کننده و درهم ریخته است. یعنی رژیم در یک بن بست وحشتناکی گیر کرده که نه راه پس دارد نه راه پیش و حتی برای خودش غیر قابل تصور که بتواند از این وضعیت بیرون بیاید، من چند نمونه‌اش را برای شما میگویم: از قول رضایی نماینده مجلس رژیم در جلسه علنی روز دوم اسفند: «اکنون که بودجه ۹۸ تحویل مجلس شده و ما مشغول تجزیه و تحلیل بودجه هستیم ما خواستیم که نظامی برپا کنیم بر مبنای متون و اخلاق اسلامی اما متأسفانه من فکر می‌کنم حتی اسلام را هم بهش ظلم کردیم نه اقتصاد مون اسلامی شد نه سیاست مون اسلامی و نه اخلاق اسلامی و رأفت اسلامی و خشونت و تبعیض و بیعدالتی را متأسفانه در کشور رواج پیدا کرده»، بعد هم همین نماینده می‌گوید «احساس می‌کنم که با توجه به همین موارد گسلی بین مردم و حاکمیت به‌وجود آمده این فضا و گسل و جبران بکنیم، شاید روزی برسد که برای همه ما دیر باشد». احساس خطر از وضعیتی که پیش می‌آید، یا آخوند علی سعیدی که مشاور خامنه‌ای در زمینه عقیدتی سیاسی است در ۲۲ بهمن در سخنرانی خودش در قم گفت: «تحریک گسل‌های نارضایتی برای اغتشاش، جریان‌های داخل، توسط دشمنان»، نزدیکان خامنه‌ای چنین وحشتهای دارند، یا حسن کامران نماینده رژیم در مجلس در ۱۶ دی ماه می‌گوید: «اگر درست عمل می‌کردیم معلم‌ها گاهی نمی‌آمدند اعتراض بکنند، امروز دشمن از همین تجمعات سوء استفاده می‌کند و شکاف حفاظتی و گسل جدید بوجود بیاورند»، همه‌شان در حال نگرانی از توده‌های مردم که علیه رژیم بلند می‌شوند، یا باز عباس گودرزی نماینده مجلس رژیم در تاریخ ۱۲ اسفندماه گفته: «دوران چپ و راست و اصلاحطلب و اصول‌گرا تمام شد، (یعنی این بازیها را مردم قبول ندارند) دوران جنگ فقر و غنا است و انقلابی و انقلابی نما»، می‌بینیم تا آنجا که به رژیم برمیگردد وضعیت برای او بسیار خطیر و سال ۹۸ همانطور که در جریان هستید خامنه‌ای گفت در سال ۹۷ خطرناک بود شاید اینها بخواهند در سال ۹۸ کار بکنند باید حواسمان را برای آن جمع بکنیم، خلاصه چهارچنگولی چسبیدن که برایشان اتفاقی نیفتد

حسین میرداماد: در سری قبلی اعتراض معلمان که اسفندماه پارسال بود می‌گفتند اگر حق‌مان پرداخت نشود دانش آموز می‌آوریم، که در مهرماه آوردند، معلمان از دیروز که شروع کردند در دهها شهر اعتصاب کردند دانش آموزان را هم به میدان آوردند. رزیم تلاش می‌کند معلمان را محدود به دفاتر مدارس بکند و پلاکارد بگیرند و اعتراض بکنند، به خیابان نیایند و صدایشان به جای نرسد و مردم به آنان نپیوندند، در حالیکه معلمان راه را از طریق دانش آموزان باز می‌کنند، چندین مورد در فضای اجتماعی بود که دانش آموزان بیرون آمدند و به حمایت از معلمین پرداختند. دیروز بازنشستگان فولاد خوزستان شعار می‌دادند: «سفره ما خالیه وعده‌ها پوشالیه»، «نترسید نترسید ما همه با هم هستیم»

و امروز جمع بزرگی از بازنشستگان فولاد اصفهان که در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق عقب افتاده، عیدی و مطالبات سال‌های گذشته‌شان تجمع کرده بودند همین شعارها را می‌دادند و خیابانهای منتهی به دروازه دولت اصفهان را بستند. در واقع شعارها یک مرحله بالاتری با رژیم قرار می‌گیرد، رژیم که حق مردم را نمی‌خواهد بدهد و مردم هم باید حقشان را از حلقوم اینها بیرون بکشند، بنابراین گام به گام به سمت اعتلا این تظاهراتها پیش می‌رویم، همین امروز که من با شما صحبت می‌کنم علاوه بر دهها شهر که معلمان تحصن و تجمع اعتراضی داشتند بازنشستگان فولاد اصفهان، کارگران کارخانه روغن نباتی گلناز در اصفهان، کارگران راه آهن بندرعباس در اعتراض به پرداخت نشدن چندین ماه حقوق و عیدی سال ۹۷. اما یکی از بزرگترین اعتراضات مربوط به غارت شدگان مؤسسه کاسپین در برابر مجلس ارتجاع بود. مؤسسه‌ای که با کلاهبرداری سپاه پاسداران از اموال مردم همچنان به غارتگری مشغول هست. و این روزها در شهرهای مختلف غارت شدگان آرمان وحدت و البرز ایرانیان و پدیده شاندیز و سکه ثامن که سر همه این مؤسسات غارتگر سپاه پاسداران هست مردم تظاهرات کردند و شعار می‌دادند: «ملت همه بدونند پول ما رو دزدیدن»؛‌ «به ما خیانت می‌کنند هیچ پاسخی نمیدند»؛‌ اما جان کلام معترضان این هست چه معلمان چه بازنشستگان و چه غارت شدگان و کارگران این هست که: «حتی اگر بمیرم زیر ستم نمیرم»، ایستادگی تا پای جان برای بدست آوردن حق و حقوق و این عزم جزمی است که ما از اقشار مختلف اجتماعی می‌بینیم.

حسین میرداماد: ببینید سفره‌ها خالی است، شما ببینید یک پدر یا مادری دستش خالی است و هیچی ندارد به فرزندانش بدهد و حتی یک نان خشک، یک نماینده مجلس رزیم گفته بود که مردم الان حتی نان خشک هم ندارند، یک معلم ایرانی را نگاه کنید اگر یک میلیون و ۵۰۰ هزار را بعنوان درآمد متوسط معلمان بگیریم با دلار ۱۳ هزارتومانی، ۱۱۵ دلار می‌شود، که در مقایسه با کشورهای دنیا گاه تا ۱۰ برابر و ۲۰ برابر کمترهست. چرا؟ مگر معلم ایرانی چی کم دارد از معلمهای ترکیه و ژاپونی و کشورهای حاشیه خلیج فارس، و چرا باید در فقر و فاقه زندگی کند، کشوری که نفت دارد و دارای معادن بوده، به همین دلیل این اهرم و انگیزش برای برخواستن است، از طرف دیگر سرکوب را می‌بینند، پول مردم را نمی‌دهید مردم اعتراض می‌کنند، در تلفیق بین کانونهای شورشی و اعتراضات اجتماعی و در واقع می‌توان این حق به مردم برگردانده شود، و می‌توانند از حلقوم رژیم در بیاورند.

در پاسخ به سؤال پس چرا قیامها هر روز نیست باید گفت شرائط هر جامعه‌ای متفاوت است تمام این نوع برداشتها یک نوع برداشت ساده سازانه از شرائط زمان شاه هست، در زمان شاه که امکان تظاهرات میلیونی و تظاهراتهای عاشورا و تاسوعا پیش آمد، علتش این بود که از یکسال و نیم قبل کارتر به شاه گفت شلاق و زندان را باید کنار بگذاری و او هم این کار را کرد، گروه گروه شاه از دانشجویان و مردمی که تظاهرات می‌کردند دستگیر می‌کرد به زندانهای کمیته و اوین و قصر می‌برد، در زندانها دستگیر شده‌ها شعار مرگ بر شاه می‌دادند، یعنی باید یک شرائطی پیش بیاید تا این جنبش‌های مدنی شکل بگیرند، تا زمانی که دیکتاتور هست پاسخش قهر است، چون دیکتاتور با قهر سروکار دارد، یک ارگان وحشی به اسم سپاه پاسداران دارد، که کارش کشتار مردم است، کشتن کولبران، کشتار سوخت‌بر ها، دستفروشان را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند، زندانیان سیاسی را زیر شکنجه می‌برند، هر طوری نگاه بکنید جامعه را قفل کردند، با همین سیستم ارعابی که دارند، پس انتظار داشتن و قیاس و مشابهت سازی بین شرائط فعلی ایران با زمان شاه این اشتباه را بوجود می‌آورد که در انتظار این بنشینیم که تظاهرات میلیونی بشود و مثلاً فضایی بشود که حرف‌هایمان را بزنیم، چنین چیزی اتفاق نمی‌افتد، استراتژی می‌تواند موفق باشد که پایش را در جایی سفت بکند، که این پاسخ وضعیت فعلی باشد، اگر استراتژی کانونهای شورشی غلط بود گسترش و توسعه پیدا نمی‌کرد، چرا این قدر مورد استقبال قرار می‌گیرد؟ شما به معلمان نگاه کنید زور بیشتر از این، چقدر زور به معلمها میگویند، خوب می‌رود کانون شورشی تشکیل می‌دهد تا یقه اینها را بگیرد، تا حسابشان را برسد، قیلم تنگسیر یادتان هست.

حسین میرداماد: نگرانی در این مورد خیلی خیلی بیشتر شده چون بحث این هست که رژیم پولی در بساط ندارد و با یک مشت وعده‌ها و دارائیهای موهوم دارد بودجه‌اش را می‌بندد، پول دادن به اسد چون راه استراتژیکش هست که می‌دهد، چرا این همه مردم شعار می‌دهند سوریه را رها کن فکری به حال ما کن، نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران، چون مردم به چشم می‌بینند ایران هر چه درآمد دارد خرج این‌ها می‌کند، چرا؟ چون نظام ولایت فقیه برای بقاءخودش جهانشمول بودن یعنی همه جا را تسخیر بکند و به مهمیزه خودش بکشد سوار کرده است، در داخل مشروعیت ندارد و مردم شعار مرگ بر خامنه‌ای می‌دهند، همین که شکاف باز می‌شود همه به چشم سال ۸۸ را دیدند، ۸ ماه مردم در خیابانها شعار مرگ بر خامنه‌ای دادند، همین که شکاف باز می‌شود در ۱۶۰ شهر تظاهرات بپا می‌شود، شعار مرگ بر خامنه‌ای و شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه و حکومت آخوندی نمی‌خواهیم می‌دهند و ۶۰ حوزه را آتش می‌زنند، یکسری نمونه از این نگرانی را بگویم.

فردی بنام خدادادی نماینده مجلس رژیم بعنوان کمیسیون اجتماعی در ۸ اسفندماه هم از مصوبه تأمین اجتماعی در بودجه سال ۹۸ از موج بیکاری ناشی از اون ابراز نگرانی کرد و گفت: «من بهعنوان رئیس کمیسیون اجتماعی به شما میگویم که در طول سال ۹۸ شاهد باشید با این مصوبه برای مسائل اجتماعی و امنیتی سال آینده اعلام خطر می‌کنم مطمئن باشید بسیاری از کارخانهداران کارگران را تا ۵۰ درصد تعدیل خواهند کرد»، پور محمدی نماینده دولت در مجلس رژیم در پاسخ به این سؤال برخی نماینده‌های مجلس رژیم که پرسیدند: «اگر فردا تأمین اجتماعی ورشکست بشه چی کار می‌خواهیم بکنیم؟ آیا پولی داریم که جبران بکنیم»، پور محمدی نماینده دولت در مجلس گفت: «پولی وجود نداره یک پولی را به امانت دولت اوراق منتشر کرد همین ماه چون حقوق آموزش و پرورش قابل پرداخت نبود یعنی منبع نداشتیم بانک ملی را بهش گفتیم پول را پرداخت کن عملاً پولی وجود نداره چه تصویب بشه چه نشود اصلاً نیست خورده شد»، (شیخکان سکنجبین را خورده‌اند و کوزه ش را با خود برده‌اند)، این هم حرف نماینده مجلسش هر چه پول بوده داده چه اسد باشد چه حسن نصرالله و چه سوریه باشد چه پاسداران در داخل کشور می‌خواهد باشد.

حسین میرداماد: رژیم آخوندی در یک بن بست همه جانبه قرار گرفته است، یعنی از یکطرف هیچ راه حلی برای مشکلات اجتماعی ندارد از طرف دیگر سرکوب بخواهد بکند برای او جواب ندارد، چون هر سرکوب بلافاصله تبدیل به خشم و اعتراض و قیام می‌شود، از اینکه به این اعتراضات شلیک کند وحشت زده است، یک حمله که می‌کند کلی بهم ریختگی در جامعه ایجاد می‌شود، نمونه ش کازرون که شلیک کرد و دو شهید دادند مردم کل دم و دستگاه رژیم را درب و داغان کردند، پس این رژیم در بن بستی قرار گرفته که اگر سرکوب نکند مردم به خیابان‌ها می‌ریزند، اگر سرکوب بکند به نوعی دیگر، پس بر روی لبه تیغه و شمشیر حرکت می‌کند، در اینجا هم همینطور هست، یک فرد کثیف و منفور مثل رئیسی که با شعار نه جلاد و نه شیاد مردم ایران در نمایش انتخابات سال ۹۶ با پس گردنی کنارش انداختند، کاندید خامنه‌ای هم بود، الان ببینید خامنه‌ای چقدر وضعش خراب و به پیسی افتاده که نه خودش بیاید این را اعلام بکند، از طریق زیر دولتی سرانده و یک نماینده مجلس رئیس قوه قضاییه در مجلس رژیم اعلام می‌کند، اول از یکی دو ماه قبل گفتند و بعد نماینده مجلس آمده و گفته، چون این چهره منفور است، از یک طرف نیاز دارد که چهره گرگ را نشان بدهد، بعد این چهره آنقدر منفور است که ممکن است علیه خودش بشود، از یک طرف نیاز دارد به جلادی مثل سعید مرتضوی، از یک طرف دیگر به دلیل جنایاتی که کرده مجبور شده آن را زندان بیندازد، از آن طرف مجبور است آزادش کند، چون بقیه جلادها میگویند اگر قرار باشد سرنوشت ما این باشد پس دست به شقاوت نمی‌زنیم، پس این رژیم در یک وضعیت بسیار بسیار بغرنج و بن بستها و کلافهای سردرگمی قرار گرفته که هر کاری بکند راهش به سرنگونی است، بدتر از بد می‌شود که بهتر نخواهد شد، بنابراین بهترین فرصت برای مردم ایران هست، برای اقشار اجتماعی برای فریاد کردن، اعتراض کردن، برای اینکه حقشان از حلقوم این پاسداران و آخوندها که پوسیده هستند بیرون بکشند، و از طرف دیگر کانونهای شورشی که در حال گسترده‌تر شدن هستند اینها پاسخ مردم ایران به یک چنین رژیم تبهکار و فاسدی است.

حسین میرداماد: اصولگراها یک طیفی هستند و یک جریان واحدی نیستند که یک دست باشند، فرض کنید همین علی لاریجانی رئیس مجلس مخالف اف ای تی اف نیست، اتفاقاً موافق هم هست، در حالیکه برادرش رئیس قوه قضاییه مخالف هست، باندهای اصولگرای رژیم طیف هستند، طیف‌های نزدیک به خامنه‌ای فکر می‌کنند اگراف ای تی اف را بگیریم دست باند مقابل نمی‌افتد، یکسری هم نه اساساً مخالف هستند، مثل برخی از امام جمعه‌های رژیم، نمی‌توانیم قطعاً بگوییم همه اینها و همه باندهای اصولگرا مخالف اف ای تی اف هستند، دراین قضیه منافعشان هم با هم درگیر است.

حسین میرداماد: برای اینکه این رژیم همه سرمایه گذاریش را در برجام گذاشت، خود خامنه‌ای پشت برجام بود و امضا کرد، و این تمام هنرش این بوده از طریق برجام خودش را از باطلاق نجات بدهد، چرا سراغ برجام رفت؟ از وحشت قیام مردم بود، مردم ایران این رژیم را نمی‌خواهند، این رژیم باید به منابع مالی دسترسی داشته باشد تا بتواند تروریسمش و دخالت در منطقه و لبنان و یمن و سوریه را داشته باشد، و تحت تأثیر تحریم نمی‌تواند اینکارها را انجام بدهد، برجام برای رژیم دستآویزی بود که خودش را بیرون بکشد با فریب کاریهای که دارد و به آن منابع مالی و آزادی تجارتی که نیاز داشته برسد، هسته ای‌ش را سیمان گرفته و یکسری شرکتهایش را رو کرده و حالا چقدرش را مخفی کرده بماند، در هرحال مابه‌ازاء اینکارها راه برون رفتی اگر از باز شدن فضای کار اقتصادی به سمت رژیم بیاید، برای او فرجی هست، از زمانی که سیاست امریکا عوض شد، حتی قبل از ترامپ هم خانم هیلاری که وزیرخارجه امریکا بود، گفت ما سی سال به پای این رژیم ریختیم که شاید از درون آن میانه‌رو پیدا بشود، اما نشد، لذا سیاست امریکا عوض شد، بنابراین امریکا از برجام بیرون آمد و اروپا هم بدلیل گستردگی مبادلات اقتصادی با امریکا نمی‌تواند بیرون نیاید و در آمده است، بنابراین رژیم به تنهایی در برجام باقی مانده است، اگر بگوید بیرون می‌آیم اهرم را داده دست امریکا و امریکا می‌گوید می‌خواهد برود بمب بسازد، می‌آیم بیرون یعنی رسماً من می‌روم بمب را بسازم، اگر بیرون نیاید باید تمام آن لوایح اف ای تی اف را امضاء بکند، یک خفت و خواری دیگر و در واقع همان بن بستی که گفتم یکی‌ش هم همین برجام است، یعنی جام زهره‌های دیگری هم در انتظار ولی فقیه پوسیده این رژیم هست.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.