برای یک ایران آزاد

شتاب تحولات منطقه چه پیامی دارد؟: گفتگو با افشین علوی

0

شتاب تحولات منطقه بعد از تغییر آرایش نظامی و استقرار ناوگان و جنگ‌افزارهای آمریکا در برابر تهدیدات حکومت آخوندی رو به افزایش است. سئوال مطرح این است که روند اوضاع به کجا می‌انجامد. درهمین رابطه آقای افشین علوی درگفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به موضوع پرداخته و به سئوالات پاسخ می‌دهد

افشین علوی: باید بگویم رژیم یک پدیده عجیب و غریبی است، که به قول خارجی‌ها با دوران خودش همخوانی ندارد، و یک پدیده ارتجاعی است، این پدیده شناختش بسیار مشکل است چون مخاطبین رژیم عادت کردند آنرا با پدیده‌های موجود در دوران معاصر قیاس کنند، نتیجه بسیار به اشتباه میافتند، دستیابی و فهم ماهیت این رژیم کار ساده‌ای نیست، بخصوص وقتی سیاست شما بر این اساس گذاشتته شده باشد که با آن سعی کنید مماشات کنید و با آن سازش کنید، اگر یادتان باشد رژیم یا آمدن خمینی دجال مردم ما را گول زد به دلیل همین پدیده چون کسی از او شناختی نداشت، همین موضوع در مورد دنیا هم صدق می‌کند، در واقع کسانی که می‌توانند به ماهیت این رژیم پی ببرند و پی بردند، کسانی هستند که با او دست وپنچه نرم کردند، یعنی مردم ایران که دجالیت و ارتجاعی بودن او را کشیدند و مقاومتی که با او دست و پنچه نرم می‌کند، این پدیده امروز بعد از ۴۰ سال می‌شود گفت دنیا کم کم دارد به یک شناختی از این ماهیت واقعی رژیم برسد و پی ببرد، و آن شامورتی بازی‌ها ؛ دجالیت رژیم و تاثیراتی که در گذشته می‌گذاشت دیگر ندارد این یک دلیل برای وضعیتی که امروز شاهدش هستیم.

علاوه بر این می‌شود گفت که چون رژیم به ته خط این شگردهایش و ژست و دجال بازیهایش رسیده دیگر آن ترفندهایش تاثیرگذاری قبل را چه در داخل ایران و چه در خارج و در عرصه بین المللی نمی‌تواند داشته باشد، همانطوریکه ما دیدیم در جریان سفر ظریف همینطور بود و یا در کلام مایک پمپئو دیدیم که چطور به چهل سال تروریسم رژیم اشاره می‌کند، واقعاً تمام کارهای که رژیم در این سالیان کرده و فکر می‌کرده که نباید هیچ قیمتی بابتش بدهد، امروز بدلیل اینکه ماهیتش از جانب دنیا شناخته می‌شود، بیشتر پدیدار می‌شود.

یک دلیل دیگرش این است که کم کم همه مخاطبین دارند به این می‌رسند که رژیم در نقطه ضعف خودش قرار دارد و این ضعف را از قبال رویکردهای رژیم و کارهای که می‌کند بخوبی می‌گیرند، در حالیکه قبلاً شبهه‌ای در مورد قدرت و توانیهای رژیم بود که امروز اینها به ته خط رسیده است، ولی اگر بپرسید که عامل اصلی این شتاب چی هست به نطر من چیزی نیست جز تأثیر قیام و استمرار اعتراضات مردمی در داخل ایران طی یکی و دو سال گذشته و همچنین شکل‌گیری فعالیتهای کانون‌های شورشی.

ممکن است شما فکر کنید این بهاء و این تأثیر گذاری را این عامل ندارد در حالیکه این تعیین کننده‌ترین عامل برای این شتاب که الان ما در عرصه بین المللی داریم می‌بینیم، رژیم هم به این اعتراف کرده اگریادتان باشد روحانی در یکی از صحبت‌هایش اشاره کرده بود به این که از نقطه‌ای که قیام شکل گرفت رئیس جمهور آمریکا تصمیم به خروج از برجام گرفت، این حرف را در واقع با اشاره به همین تاثیرگذاری و اهمیت قیام و حرکت‌های مردمی در داخل ایران خودش به این اعتراف کرد، خلاصه اگر این قیام نبود و این حرکت‌های مردمی نبود کسی هم از بیرون تصمیم یا خلاصه اراده‌ای برای مقابله با این رژیم به خرج نمی‌داد، من فکر می‌کنم که الان هم استمرار و اعتراضاتی که در داخل ایرا ن هست علیرغم سرکوب و دستگیریها و وحشیگریهای رژیم، اصلی‌ترین عامل شتاب بین المللی است.

افشین علوی: باید مقداری درد رژیم را فهم کرد، واقعیت این است که پدیده‌های رژیم را از درون می‌پوکاند، رژیم در این وضعیت به شدت با تضاد بریدگی و موضوع ریزش در درون نیروهای خودش و بطورخاص در درون سپاه و بسیج و همچنین نیروهای مزدورش در کشورهای منطقه مواجه هست، در درون این سیستم نظامی و سیستم درون رژیم پدیده محفل و رویکرد اعتراض و غر زدن و بدنبال اینکه گلیم خودشان را از آب بکشند. مثل صحنه‌ای که کشتی در حال غرق شدن است به شدت رژیم را تضعیف و خیلی نگران کرده است، بطوریکه اگرخاطرتان باشد اکثر صحبت‌های خامنه‌ای و امام جمعه‌های رژیم که می‌فرستد برای اینکه به این نیروها پشت گرمی بدهند، اینکه خلاصه نترسید، خود این نترسید نترسیدها نشاندهنده اینکه این چه پیامدهای در درون رژیم داشته است، در چنین وضعیتی رژیم به شدت نیاز دارد به این شبه نظامی‌های خودش، نیروهای نیابتی خودش روحیه بدهد، برای روحیه دادن متوسل به این می‌شود، خلاصه این حرکاتی که شاهدش هستیم که به هیچوجه حرکات خودبخودی نیست، و اینها با دستور انجام می‌شود، منتهی یکسری حرکات و اقدامات تروریستی کم اهمیت را دامن میزند، چونکه می‌ترسد کوچکترین ضعف در این رویارویی و در این وضعیت بین‌المللی از خودش نشان بدهد، با یک ریزش بسیار بسیار گسترده‌تر در درون این نیروها مواجه بشود، در عین حال از ترس پیامدهای آن مجبور به تکذیب است، مستمر می‌گوید من نبودم و به همان نیروها می‌گوید بروید تکذیب را اعلام بکنید، در این رابطه این یک بازی خطرناکی است که رژیم به آن دست زده است، ولی از طرف دیگر خودش هم می‌داند ولی چاره‌ای ندارد، چون تکیه و پایگاهی جزء همین شبه نظامیان فاشیستی ندارد و اگر اینها را من جمله سپاه از دست بدهد کسی را ندارد که مردمی که در جوش و خروش هستند سرکوب بکند، چون هر آن ممکن است طومار این رژیم را در هم بپیچند، فکر نمی‌کنم رژیم در حال تست امریکا باشد و ترسوتر از این حرفها است، فکر می‌کنم بیشتر نگرانی اصلی او این است که نیروهایش را در این شرائط از دست ندهد، و خلاصه برای جلوگیری از بریدگی بیشتر است.

افشین علوی: این از پیامدهای است که در سئوال اول پاسخ دادم یعنی دورانی که دجالگریها و دروغ گویی های رژیم بردی داشت، به پایان رسیده است، سال‌ها لابی‌های رژیم تلاش کردند که این رژیم را بزک کنند، و سیاست مماشات هم ایجاب می‌کرد که خودشان را گول بزنند و اروپایی‌ها و امریکایی‌ها و لابی‌های رژیم وانمود بکنند که این دروغها را باور می‌کنند، و از جنایتی که رژیم چه در داخل ایران و چه در عرصه بین‌المللی انجام می‌داد کوتاه بیایند، از طرف دیگر جمع‌بندی عملکرد رژیم دنیا را به این سمت می‌کشاند که یکسری از واقعیتها را نمی‌توانند نادیده بگیرند، من جمله اینکه هیچ تفاوتی بین سپاه پاسداران و خامنه‌ای، روحانی و شبه نظامیان چه حزب‌الله (حزب الشیطان) و چه انصار حزب الله و چه حشدالشعبی و یا جریاناتی که رژیم تولید کرده است و ساخته و پولش را داده ؛ سازماندهی کرده و در راسش هم عواملی از سپاه و سپاه قدس گذاشته نیست. این‌ها دیگر کسی را نمی‌توانند گول بزنند، و بگویند چیز خودبخودی بوده و یا این جریان به ما ربطی ندارد، این هم همان چیزی است که الان به آن در صحبتهای که این مقامات کردند اعتراف می‌شود و بخوبی دیده می‌شود، در واقع مقاومت ایران بود که برای اولین بار همین رابطه‌ها و نقش رژیم را در ایجاد و تولید این پدیده‌های شوم به شکل شبه نظامیان و گروه‌های تروریستی را افشا کرد چه در کتابی که برادر مجاهد محمد سیدالمحدثین در مورد بنیادگرایی منتشر کردند و قبل از اینکه کسی متوجه این تهدیدی که رژیم پشت آن بود باشد و یا برادر مجاهد مهدی ابریشمچی در کتابی که در مورد سپاه نوشت و در آن بخوبی تمامی این کارکردها و عملکردهای سپاه را و ماهیتش را آنجا افشا کرد و این کتاب به زبان فرانسه منتشر شد.

افشین علوی: از زمانی که مقاومت ایران با افشای برنامه هسته‌ای در سال ۲۰۰۲ یک ضربه کاری و استراتژیکی به رژیم زد، الان بیش از یک دهه می‌گذرد و به واقع رژیم از آن موقع تمام تلاشش این بود تضاد و ضربه را حل و فصل بکند، من جمله سرمایه گذاری بزرگی بر روی داستان مذاکرات و برجام کرد، خیلی از برنامه‌های اتمی را مجبور شد از آنها کوتاه بیاید، هر چند ساختارش را حفظ کرد، ولی واقعیت این است که تلاش کرد جلوی یک فاجعه و این ضربه منجر به سرنگونی رزیم بشود را با برجام بگیرد، رژیمش را نجات بدهد رژیمی که در وضعیت اقتصادی و سیاسی و اجتماعی خرابی که میدانیم هم بوده و هم هست، تمام این سرمایه گذاری الان در خطر است، بخاطر اینکه اول حساب بر روی امریکا باز کرد که امریکا از برجام خارج شد، حساب را بر روی اروپا باز کرد این هم توخالی در آمد و از این امامزاده هم آبی برای او گرم نشد، الان در حال تلاش مذبوحانه‌ای است با کشورهای آسیایی اما این هم به جایی نمی‌رسد، در واقع تعادل قوا در صحنه بین‌المللی به ضرر رژیم چرخیده است، این تلاشها مذبوحانه است و می‌توانیم قاطعانه بگوییم هیچکدام به نتیجه نخواهد رسید.

افشین علوی: این هم همانطوری است و به هیچوجه ژاپن کاری برای رژیم نمی‌تواند بکند، آیا این کشور حاضر است منافع کلان اقتصادی و سیاسی خودش را با امریکا و سایر کشورها قربانی رابطه با رژیم بکند؟ خلاصه چنین انتظاری نه معقول و نه عقلایی است و فکر می‌کنم رژیم فقط با سیلی صورت خودش را سرخ می‌کند.

افشین علوی: قطعاً این حسابی را که خامنه‌ای و رژیم باز کردند، روی همین پدیده‌ها است روی انتخابات امریکا و فرجه‌ای که ممکن است برای او پیش بیاید روی این زمانبندی و اساساً کلاً قفل شده و نمی‌تواند تصمیم‌گیری بکند و نه به این سمت برود و نه به آن سمت برود، دلیلش این است که یک چنین حسابهای را باز کرده است، ولی وضعیت به سرعت بخصوص در داخل ایران در حال تحول است، بدلیل همین اعترافات و حرفهای که رژیم میزند از دستگیریهای که سر کانونهای شورشی اعلام می‌کند، یا وحشتی که از گسترش تاثیرات مقاومت و مجاهدین در داخل ایران کرده است و همچنین وضعیت بسیار ملتهبی که در عرصه منطقه‌ای و با تهدیدات نظامی که الان در حال پدیدار شدن است، این نشان می‌دهد رژیم خیلی فرصت ندارد، در مورد اینکه دیگران چکار خواهند کرد می‌توانیم کلی بنشینیم و بحث بکنیم و بجای دیگران بگوییم اینکار را می‌کند و اینکار را نمی‌کند، این‌ها مسئله زیادی از ما مردم ایران که خواهان سرنگونی رژیم هستیم حل نمی‌کند، واقعیت این است که یک حقیقتی هست و آن هم یک دورانی که در تاریخ معاصر و در دوران این حکومت دجال بی سابقه بوده، پدیدار شده است، برای اولین بار در عرصه بین‌المللی ابرقدرتها دنبال اینکه پشت رژیم را بگیرند نیستند، ما از این فرصت که علی غیرالنهایه هم نیست می‌تواند فرصت کوتاه و یا میان مدتی باشد، ما مردم ایران و ما مقاومت ایران باید ماکزیمم استفاده را برای سرعت بخشیدن به تحولات در داخل ایران بکنیم و از این طریق هست که ما می‌توانیم امیدوار باشیم تحولی صورت بگیرد، همانطور که در ابتدا گفتم تمام تحولاتی که در عرصه بین‌المللی در باره ایران می‌شود تأثیرپذیر و متأثر از پارامتر درونی و پارامتر مقاومت مردمی است، یعنی آن قیام و تلاش‌های کانون‌های شورشی و آن تلاشهای مردم ایران و اعتراضاتی که گسترده در اقشار مختلف امروز در ایران می‌بینیم، این است که تأثیر اصلی را خواهد گذاشت، و تحول اساسی از اینجا بیرون خواهد آمد، و خیلی مهم است وقتی ما این نگرش را داشته باشیم به این ایمان داشته باشیم که همان سیاست کس نخارد مقاومت ایران مبتنی بر همین است و همین دیدگاه نجاتبخش است در آن صورت چرا ما برویم و وقت خودمان را سر این بگذاریم فلان رئیس جمهور کشور خارجی چه تصمیمی خواهد گرفت و چه تصمیمی نخواهد گرفت، هر چند نمی‌گویم اینها تاثیرگذار نیست، تسریع کننده می‌تواند باشد یا عقب برنده می‌تواند باشد ولی ما الان در دوران و پرانتزی باید خودمان را ببینیم که در این پرانتز باید ماکزیمم تلاش و تاثیرگذاری خودمان را با گسترش قیام مردمی بکار ببندیم.

افشین علوی: هر دو است، چون هم فیلم بازی می‌کنند چون رفتن و کارهای ناجور را کردند، ولی در عین حال رژیم هم به آنان گفته بطور رسمی به عهده نگیرید چرا که بعداً ما باید قیمت را بدهیم در نتیجه هر دو موضوع درست است هم فیلم بازی می‌کنند و هم رژیم ترسیده و به آنان می‌گوید این را به عهده نگیرید.

افشین علوی: این وضعیت بغرنجی که رژیم الان در آن هست بشدت تضادهای داخلی را تشدید کرده است، در عین حال که خامنه‌ای می‌گوید مذاکره سم است از آن طرف از هر دو جناح بدنبال این هستند که مذاکره‌ای صورت بگیرد و چشمک و چراغ می‌زنند که به این سمت رژیم را سوق بدهند، بطور خاص که روحانی اتفاقاً روز شنبه ۲۱ اردیبهشت در دیدار با تعدادی از مهره‌های دستچین شده رژیم از اختیار نداشتن شکایت کرده بود و گفته بود دولت نه در سیاست خارجی اختیار دارد و نه می‌داند کجا باید مذاکره بکند و کجا نباید مذاکره نکند، کجا ملاقات بکند و کجا ملاقات نکند، در و اقع تلاش می‌کرد اعتراض خودش را سر اختیار نداشتن بگوید، هر موقع رژیم پیچ می‌خورد و تضادهای درونی بالا می‌گیرد این بحث اختیارات رئیس جمهور و بازنگری و تغییر قانون اساسی بالا می‌گیرد و در رژیم مطرح می‌شود، به آن دامن می‌زنند، این بازتاب تضادها و بن‌بستهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی رژیم است، در واقع به نوعی آن یکی جناح جواب روحانی را داده بود که (کیهان) فرض کنیم نمی‌دانستی که رئیس جمهور در این نظام اختیاراتی ندارد، در دور دوم که می‌دانستی چرا خودت را کاندید کردی؟ این پاسخ جالبی است که آن یکی جناح به روحانی داده است، ولی بحث بازنگری قانون اساسی و رفراندوم یک بحثهای پوچ و انحرافی هستند که می‌خواهد بر مسئله اصلی و تضاد اصلی که در جامعه ایران هست سرپوش بگذارد، و آن تضاد اصلی یعنی صورت مسئله جنگ بین مردم ایران و مقاومت ایران از یکطرف با کلیت نظام هست، بر سر حق حاکمیت مردم ایران هست، که هیچ چشم‌اندازی هم ندارد، اساساً موضوع اصلی همان مقابله و رویارویی مردم با رژیم دیکتاتوری دینی و مذهبی است.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.