شهیدان شهر(۳)

شهیدان شهر(۳)
شهیدان شهر شهیدان شهر مستیم و هوشیار
بله با سلام شهیدان خصلتی دوگانه بر روی همه ما دارند. از یک طرف ما را مست شجاعت و دلاوری خودشان می کنند و از یک طرف هوشیار می شویم که در چه زمانه بدی زندگی می کنیم. زمانه ای که مشتی حیوان وحشی برسرنوشت ما و مردممان حاکم هستند و زییاترین فرزندان ما را می ربایند و به تیر جفا و ناجوانمردی می کشند. و البته بر مسئولیت ما می افزایند. به یکی از این شهیدان بپردازیم:

ارشاد رحمانیان جوان دلاوری است از خطه مریوان. ارشاد ۲۸ ساله و از جوانان مبارز شهر بود و به صورت فعال در تظاهرات ضد دیکتاتوری معترضان شرکت داشت. او لیسانس فوریتهای پزشکی بود و خود را برای فوق لیسانس آماده می‌کرد .ارشاد در روز ۲۶ آبان در جریان یکی از تظاهرات اعتراضی مردم شهرش توسط پاسداران ربوده شد. خانواده او شروع به جستجو می کنند. بیمارستانها و حتی زندانها و مراکز امنیتی هیچ خبری از او نداشتند. یک هفته بعد از ناپدید شدن ارشاد از طرف مأموران امنیتی اطلاع داده می شود که ارشاد در زندان سنه مریوان زندانی است. اما بعد از مراجعه خانواده به زندان به آنها گفته می شود که از ارشاد خبری ندارند. چند روز بعد از پزشک قانونی تماس گرفته می شود. از خانواده ارشاد می خواهند تا برای شناسایی یک جسد مراجعه کنند. اما جسدی که به آنها نشان می دهند جنازه ارشاد نبوده است. این کشاکش دردناک تا روز ۲۴آذر ادامه می یابد. جنازه ای در سد گاران به روی آب می آید و به خانواده ارشاد اطلاع می دهند که بیایند و جنازه فرزندشان را تحویل بگیرند. این بار جنازه یافت شده همان ارشاد جوان است. شواهدی که آنها می بینند که ارشاد در روزهای اخیر زیر شکنجه به شهادت رسیده است. دست و پای او شکسته شده و مغزش براثر اصابت گلوله متلاشی شده بود. مأموران اطلاعاتی و امنیتی بلافاصله از ترس رسوایی بیشتر خانواده ارشاد قهرمان را تحت فشار می گذارند. آنها از مادر ارشاد می خواهند تا اعلام کند فرزندش به دلیل افسردگی بابت تحصیل دانشگاهی اش خودکشی کرده است. اما مادر داغدیده او نمی پذیرد. و خانواده آنها فرزند شهیدشان را از پزشک قانونی تحویل گرفته و با حضور نیروهای امنیت توسط خانواده و بستگان او به خاک سپرده می شود. شدت فشار به خانوادة‌ این شهید به قدری بوده است که پدر ارشاد با دیدن جنازه فرزند دلبندش سکته کرده و در بیمارستان بستری می شود/

خروج از نسخه موبایل