برای یک ایران آزاد

شوراهای مردمی،همبستگی ملی برای مقابله با سیل ویرانگر:گفتگو با محمدرضا مرادی

0

شوراهای مردمی و همبستگی ملی درشرایطی که سیل ویرانگر اکثر استانهای کشورمان را دربرگرفته ؛ تنها راه کمک به مردم سیل زده میباشد. فاجعه‌ی که محصول عملکرد۴۰ ساله حاکمیت آخوندی است. سئوالاتی درمورد شوراهای مردمی مطرح شده و اینکه نقش شوراها چیست ؟ دراین شرایط شوراها برای کمک به هموطنان سیل زده چه کارمیتوانند انجام دهند و..درهمین رابطه آقای محمدرضا مرادی درگفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به موضوع پرداخته وبه سئوالات پاسخ میدهد.

محمدرضا مرادی: اگر شما یک نگاهی داشته باشید به تمامی نکات و موضوعات حول جریان این سیل چه در رسانه‌های که درون رژیم و چه بیرون رژیم این پدیده را مورد ارزیابی قرار دادند، یک مسئله  بسیار واضح و روشن است و هیچ ابهامی در آن نیست، اینکه این فاجعه سیل هیچ ارتباطی با موضوع سیل و فاجعه طبیعی نداشته و ندارد و هر چه بود طی این پروسه محصول چهل سال غارتگری، چهل سال قتل عام طبیعت، چهل سال قتل عام محیط زیست و تمام جنایتها و ابعاد و آثار این رژیم پلید روی طبیعت است، بنابراین من فکر نکنم کسی ابهام داشته باشد.

این فاجعه، این میزان بارندگی فی الواقع اگر زیر ساختها توسط رژیم تخریب نشده بود می‌توانست بعد از ده سال بحرانهای بی آبی و مشکلات آب که در این مملکت وجود داشت، می‌توانست تبدیل به یک نعمت بسیار خوبی برای مردم باشد، اما بدلیل فقدان یک حاکمیت مردمی تبدیل شد به یک فاجعه شد. برای اینکه این موضوع روشن بشود با توجه به مجموعه امکانات لشکری و کشوری، چرا حین سیل یا بعد سیل هیچ اقدامی نکرده است.

محمدرضا مرادی: این سؤال یک سؤال کلیدی و بسیار مهم است، امیدوارم بتوانم توضیحات لازم را بدهم، رژیم بدلیل بحران‌های که دارد وارد کمک به مردم سیل زده نشده و دقیقاً به دلیل مجموعه بحرانهای که با آن درگیر هست، نمی‌خواهد این بحران را از روی میزش جمع کند، اگر یک نگاه ساده بکنید یک پارا دوکسی در آن است، یک تناقضی در آن است، یک دو دوتا چهارتای طبیعی خیلی واضح و روشن دارد، خوب کسی که با مجموعه‌ای از بحرانهای لاعلاج درگیراست برای او طبیعی هست که این بحران را سر باز کند، که حداقل یک باری از بحرانهایش کم بشود، این سؤال از این بابت مهم هست که چرا رژیم نمی‌خواهد و نخواست این بحران از روی میزش جمع بشود؟ این رژیم در ۴۰ سال حاکمیتش از آنجا که هیچ پایگاهی مردمی نداشته، از آنجائیکه اساساً روی مردم سوار نبود و تماماً روی نظام دیکتاتوری جنایتکارولایت فقیه سوار و هیچ ارتباطی با عنصر مردمی نداشته، مسئله‌ش را در این چهل سال با سرکوب مردم حل کرده است. وقتی مسئله سرکوب وارد می‌کند؛  اگر بتواند مردمی که تحت سرکوبش قرار بگیرند را درگیر، حول بدبختی‌هایشان کند، حول اعتیاد، حول فسادهای اجتماعی، مردمی که شب می‌خواهند سرشان را بگذارند و بخوابند، تمام هم و غم‌شان نان شب‌شان و درد و مسائل مشکلات خودشان باشد، این ضریب ویژه وکیفی به سرکوب میزند، یعنی به رژیم در پیشبرد سرکوب کمک می‌کند.

بنابراین سیل که پیش آمد از آنجائیکه خیلی واضح بود زیر ساخته‌ها درست نبودند به سیل تبدیل شد، این فیلم‌های که پخش شد همه شاهدش بودند در ایام سیل هم این رژیم با کمترین امکانات سپاه، امکانات ارتش با کمترین امکانات دولتی می‌توانست جلوی فاجعه سیل را بگیرد ولی نگرفت، اما بعدش ما می گویم رژیم غافگیر شد، رژیم دریک استان، دو استان غافگیر شد، ولی الان سیل ۲۸ استان را در برگرفت، گیرم که در روزهای اول مسئله موضوع غافلگیری برای این رژیم مطرح بود، ولی در روزهای بعد که اصلاً غافگیری مطرح نبود، پس چرا این رژیم اقدام نکرد؟ چرا رژیم بعد جلوی کمک‌های خارجی به سیل زدها را گرفت؟ حتی رژیم جلوی کمکهای مردمی راگرفت؟ چرا مانع تشکیل همبستگی مردم برای کمک سیل زده ها شد؟ .

اتفاقاً این سؤال بسیار مهم هست زیرا در دل این چراها یک موضوع، یک جواب، یک پاسخ بسیار، بسیار مشخص هست، این رژیم عامدانه نمی‌خواست این فاجعه را جمع کند، استناد میکنم به صحبتی که خود خامنه‌ای کرد، خامنه‌ای به صراحت تسریع کرد هر چند که سیل ظاهر بلا دارد باطنش ممکن است نعمت و اعطا الهی برای مردم باشد، صحبت از نعمت و اعطا الهی می‌کند، عین همین جمله خود شخص خمینی راجع به جنگ ایران عراق کرد. یک مائده است برای ما، ببیند این مائده و نعمت اعطا الهی که برای مردم نیست برای حفظ نظام هست، یا خود روحانی با وقاحت تمام گفته واقعاً باران همیشه نعمت خداوند بود، جالب کسی نمی‌گوید این نعمت خداوند نبود ولی دجالان دارند از چی استفاده می‌کنند، از پشت پرده این فاجعه استفاده می‌کنند، میگویند بله این می‌تواند چند روز، چند صباحی، مردم درگل و لایی سیل درخودشان فرو ببرد، اعتراضات و تجمات اعتراضی فروکش کند تا اینها بتواند در این شرایط بحث سرکوب را پیش ببرند، برای تکمیل بحث حتماً شما پیام برادر مسعود را دیدید، در پیام شماره ۱۲ به صراحت این بحث تئوریزه کرده و بیان کرد وگفت واقعیت این است که سردمداران ولایت به عمد از دادن امکانات به مردم سرباز زدند تا سیل مردم به خود مشغول کند تا از خطر قیام و سرنگونی بکاهد.

محمدرضا مرادی: داستان حشدالشعبی یا گروه باصطلاح فاطمیون به قول معروف گروه‌های بسیار شناخته شده جنایت پیشه‌ای هستند و شما کافی است بروید یک سرچ ساده در خود گوگل بزنید به راحتی می‌توانید بفهمید که این‌ها واقعاً یک نیروی خارجی هستند و برای کمک به ایران آمدند یا یک دسته از باند جنایتکار وابسته مطلق به سپاه تروریستی قدس هستند، این‌ها مزدوران کاملاً شناخته شده هستند و اصلاً و ابداً هیچ این را پنهان نمی‌کنند.

چندی قبل ابومهدی المهندس کلیپی را پر کرده بود و می‌گفت من سرباز کوچک همین پاسدار قاسم سلیمانی هستم، خبرنگار شوکه شده بود از او می‌پرسید شما گفتید سرباز کی؟ گفت: سرباز قاسم سلیمانی هستم و افتخار می‌کنم و جزء افتخاراتم هست که سرباز کوچک این باشم، از بالا تا پایین‌شان افتخارشان مزدوری سپاه قدس است، اسم اینها را نباید کمک خارجی گذاشت، برغم تمام تبلیغاتی که خود رژیم می‌کند اینها مزدوران رژیم هستند که ماموریتشان عوض شده و مأموریت جدید گرفتند تا به خاک میهن بیایند، درثانی وقتی رژیم اعلام می‌کند اینها برای کمک آمدند با زبان بی زبانی و با زبان اشهد خودش می‌گوید ما یعنی ارتش و سپاه و تمامی امکانات دولتی و کشوری ما نتوانستیم از پس مسائل ساده برنیامدیم و این مرغ پخته را هم به خنده وامیدارد، اگر برای کمک آمدند در کجای دنیا هست شما یک نمونه را ببینید، عده‌ای و جریانی برای کمک به سیلزدگان آمدند با تسلیحات و تجهیزات، زرهی، مسلح، واقعاً خنده دار است، اگر برای کمک آمده این همه سلاح برای چی؟ باید لباس تنشان می‌کردند و کمک می‌رفتند، بنابراین خامنه‌ای می‌خواهد نان سیل را بخورد و مردم را در گل و لای سیل نگه بدارد، از این ابزار برای تمدید و افزایش حیات خودش استفاده بکند، اما واقعیت بعد از ۴۰ سال و بعد از سیل و واقعیت آن صحنه‌های که ما در جریان سیل دیدیم با یک طغیان و خشم اجتماعی مواجه شده است، این طغیان و خشم اجتماعی که بود ونبود رژیم را تهدید می‌کند خامنه‌ای باید برای مقابله با آن راه کار و چاره دربیاورد، چاره کار هم در سرکوب ویژه هست، چرا؟ چون از این پس با موجی از مردم و توده‌های میلیونی مواجه هست که تا بن استخوان با رژیم، بعد از داستان سیل در خشم و نفرت بسر می‌برند، سرکوب این جریان و این نیروها و این مردم فقط و فقط با نیروهای امکانش هست که خلص جانی و وفادار به ولی فقیه باشند، نیروهای که در پرونده پر از جنایت داشته باشند، در سوریه در یمن و عراق و جاهای مختلف، بنابراین در یک جمله این مزدوران قدس که الان به ایران آمدند خلص برای سرکوب آمدند، مردم هم به صراحت می‌دانند و در واکنشهای خودشان نشان دادند و اینها تضمین بقای رژیم هستند، در جریان قیام ۸۸ همین عناصر حضور داشتند با این تفاوت که مخفی بودند و انبوه از اینها فیلم و عکس گرفته شده بود، رژیم هم هیچوقت حضور اینها را در جریان سرکوب ۸۸ علنی نکرد، ولی این بار علنی کرده چرا؟ این رژیم آنقدر وضعش خراب است که به صراحت داد میزند که مردم، سیلزدگان اگر، اگر بخواهید دست از پا خطا کنید و قیام و شورش علیه حاکمیت بکنید طرف حسابتان این جانیان هستند .مگر آوردن رئیسی به نفع‌ش بود، هرگز و اصلاً به نفع‌ش نبود و با تبلیغات هم آورد، چون با اسم رئیسی در قتل عام سال ۶۷ استفاده بکند و نان آن را بخورد، به همین دلیل عریان؛  حشد الشعبی را آورده است.

محمدرضا مرادی: اگر دقت کرده باشید در سؤالات قبلی ک به این مسئله پاسخ دادم، این رژیم مطلقاً نمی‌خواهد که درد و مشکل و مسئله سیلزدگان از روی میز جمع شود، همان طور که تا به الان مطلق نخواست که مشکل زلزله زدگان کرمانشاه از روی میز جمع شود، همین الان شما برگردید که یکسال و اندی اززلزله کرمانشاه گذشته نگاه کنید کدام مسئله زلزله زدگان حل شده، تمام کسانی که در سال گذشته بی خانمان و آواره و دربدر شدند مگر همه‌شان درگیر چادر، نان شب، باران نیستند، این از نظر خودش هرگز و هرگز نمی‌خواهد مسئله اینها حل بشود، مردم اگروارد کمک بشوند چنین پتانسیلی دارند که مسئله را حل کنند و تضاد سیلزدگان یا زلزله زدگان را حل و آنها را از گل و لای در بیاورند اما رژیم نمی‌خواهد، چون نمی‌خواهد مانع می‌شود.

یک موضوع روشنی را بگویم، رژیم‌های دموکراتیک که محصول اراده اکثریت مردم هستند چون اعتبار خودشان را از رأی مردم می‌گیرند در نتیجه در غم‌ها وشادی به مردم خودشان تکیه می‌کنند و از ظرفیتهای جامعه در زمینه‌های مختلف بهره‌مند می‌شوند. اما رژیمهای دیکتاتوری که نه محصول و برآمده از اراده مردم که رژیمهای تحمیلی بر مردم هستند و بقای آنها نه در حمایت اجتماعی بلکه با سرکوب و ارعاب است، همبستگی اجتماعی را به‌مثابه یک شر بزرگ قلمداد می‌کنند و پیوسته از شکل‌گیری و تعمیق آن در هراسند و برای دیکتاتورها وحشت آفرین است، بصورت مشخص برای این رژیم به همین خاطر نمی‌گذارد که مردم وارد صحنه بشوند، و در حین کمک رسانی به هم پیوند بخورند، تبدیل به بهمنی رودروی این رژیم بشوند، به همین دلیل ما شاهد این هستیم که در ۴۰ سال گذشته تا توانسته گسلهای اجتماعی را دامن زده است، تا توانسته مرزبندیهای مذهبی را در آن دمیده است، تا توانسته در مرزبندیهای جنسی دمیده است، تا توانسته در مرزبندیهای طبقاتی دمیده است، چرا؟ تا گسلهای اجتماعی را حفظ بکند، به همین خاطر نمی‌خواهد این کمکهای مردمی در صحنه موفق بشود.

محمدرضا مرادی: دقیقاً بر خلاف خواسته رژیم بود، مطلقاً رژیم نمی‌خواهد که مردم، آن هم مردم به هم پیوسته و هم بسته وارد صحنه شوند آن هم رودرروی رژیم خودشان سازماندهانه وارد کمک به سیلزدگان بشوند، در جریان اخیر هم خواست رژیم هم این نبود، اما از آنجا که رژیم ضعیف و ناتوان است، و حتی در سرکوبش عاجز و ناتوان است و غرق در بحرانها است، حتی مردم دیواره دفاعی رژیم را سوراخ و پاره کردند و تا جای که توانستند کمکهای خودشان را به مردم رساندند، اگر چه رژیم تمام موانع را ایجاد کرد، انواع و اقسام سنگها را انداخت، ولی مردم کار خودشان را انجام دادند، همین صحنه را در جریان زلزله کرمانشاه شاهد بودیم، موج عظیمی از حمایتها و همبستگی‌های اجتماعی ایجاد شد و کمک کردند، بنابراین در یک جمله مردم شرافتمند، دلیر و قهرمان ایران این بار نیز با کمکهای خودشان درست ۱۸۰ درجه علیه خواست رژیم عمل کردند و کارشان را د رکمک به سیلزدگان پیش بردند،

محمدرضا مرادی: این مسئله مشکلاتی که مردم ایران دارند مشکلاتی نیست که توسط این رژیم حل و فصل شود مشکلات مردم ایران در حال حاضر که زیرحاکمیت این رژیم ننگین قرار دارند و در فردایش فقط به اعتبار و اتکای خودشان قابل حل و فصل است اگر دقت کرده باشید با شروع فاجعه سیل ؛ خواهر مریم یک فراخوانی دادند برای تشکیل شوراهای مردمی؛ ببینید این شوراهای مردمی پاسخ برون رفت مردم ایران از مجموعه مشکلات کنونی و مجموع مشکلات آینده‌شان هست . مردم ایران برای اینکه بتوانند کارشان را حل و فصل کنند رژیم را کنار بزنند هیچ ابزار و هیچ اهرمی جز همبستگی ملی ندارند جز اتحاد عمل ندارد بهمین اعتبار مردم ایران آمدند چکار کردند همانطور که خواهر مریم گفتند با فراخوان دادن به همبستگی شوراهای مردمی؛ آمدند اینها را شکل دادند و  خوشبختانه نمونه‌های بسیار متعددش را در مناطق مختلف شاهد بودیم و با یک اکت ویژه با یک اقدام ویژه با یک ابتکار ویژه که فی الواقع در درون خودش انبانی از سرمایه‌ها در درونش نهفته است؛ وارد اقدام خودشان شدند
ببینید همبستگی مردمی بعد از داستان زلزله کرمانشاه پشت خودش اگر دقت کرده باشید قیام دی ۹۶ را بهمراه آورد، اصلاً وقتی خود ارزیابی‌های متعدد من خودم نمونه‌های متعددی را خواندم نوشته بودند یکی از زیرساخت‌های جدی و مهم قیام دی ۹۶ همبستگی ملی و مردمی بود که در کمک رسانی به مردم زلزله زده کرمانشاه ایجاد شد پیوند مردم؛ اگر دقت کرده باشید قیام دی ۹۶ چندین خصلت داشت دو خصلت آن خیلی برجسته بود یکی همبستگی ملی سراسری بود و یکی به طور مشخص اقشار محروم جامعه در صحنه آمده بودند .

اقشار محروم جامعه همان کسانی بودند که آمده بودند در زلزله کمک کردند همبستگی سراسری کسانی بودند که از سراسر ایران جمع شدند که به مردم کمک کنند همین اتفاق کجا افتاده است الان؛ در این داستان اتفاق افتاد؛ بنابراین رژیم که بخصوص تجربه قیام دی ۹۶ را دارد الان حواسش بخوبی جمع است که این همبستگی ملی اتفاق نیفتد یعنی زمینه‌ساز قیام بعدی نشود چرا که رژیم در مختصات و موقعیت کنونی که در آن هست با مجموعه بحران‌هایی که درگیر است به خصوص بعد از لیست گذاری سپاه که انجام شده است قیام بعدی قیام ۸۸ برایش نخواهد بود قیام دی ۹۶ برایش نخواهد بود قیامی خواهد بود که می‌تواند دودمان این رژیم و طومار این رژیم را در هم بپیچد بنابر این همبستگی مردم  بسیار مهم و تعیین‌کننده و ارزشمند است.

اولین ویژگی شواری مردمی ایجاد تشکل است اینکه دورهم جمع می‌شوند اجباراً و الزاماً ناچارند برای پیشبرد کارها را چکار کنند تشکل داشته باشند .

دومین ویژگی عملکرد شوراهای مردمی مردم ناچار می‌شوند درکمک‌های انبوه خودشان توان سازماندهی پیدا کنند یعنی یکی از آن‌ها می‌شود فرمانده یک می‌شود مسئولشان تقسیم کار می‌کنند یعنی در عمل یکی پول تهیه می‌کند یکی می‌رود مواد تأمین می‌کند یکی سن و سالش بیشتر است یک کار دیگری می‌کند یکی سن و سالش جوانتر است بار حمل می‌کند وقتی این را از بالا نگاه می‌کنید می‌بینید در حین حرکت شوراهای ؛  مردم سازماندهی می‌شوند؛  دارند تشکل سازمان دهنده پیدا می‌کنند این همان چیزی هست که مطلق رو در روی خواست رژیم است .

نکته بعدی ببینید رژیم در ۴۰ سال گذشته تا توانسته  امید و اعتماد بین مردم را از بین برده است ؛ آمده مردم را قبیله قبیله کرده ؛ مردم را دسته دسته کرده؛ کاری که فرعون کرد در قرآن اگر نگاه کنید کارش همین بوده شغلش همین بوده شغل تمام دیکتاتورها این است برای اینکه مردم به هم پیوسته قیام می‌کنند شورش می‌کنند سرنگون می‌کنند؛  برای اینکه این کار را نکنند آمده تمام مردم را تکه تکه کرده این شوراهای مردمی از شیراز از نمی‌دانم شهرهای مختلف از تهران از جای مختلف وقتی همه روی یک نقطه متمرکز می‌شوند که بیایند کمک به سیل زده‌ها این چی را ایجاد می‌کند نرخ اعتماد را در بین مردم بالا می‌برد مردم یکبار دیگر احساس می‌کنند که در کنار همدیگر هستند یکبار دیگر احساس می‌کنند که با هم هستند یکبار دیگر احساس می‌کنند که می‌توانند به اعتبار همدیگر کاری و تضادی و باری بردارند.

در قیام و انقلاب ۵۷ داشتیم اصلاً همه مرزبندی‌های بین مردم از بین رفته بود در خانه‌ها باز بود همه چیز به روی هم باز بود هر چیزی هر کس داشت برای همدیگر بود این وحشت آفرین هست برای دیکتاتوریها و یکی دیگر از ویژگی‌های عظیم و بزرگ آن بازگرداندن نرخ اعتماد اجتماعی امید به مردم است؛ اما یک ویژگی دیگر وجود دارد.

شورای مردمی به دلیل همین ویژگی‌هایی که گفتم در درون خودش یک قدرت عظیمی را ذخیره می‌کند همان قدرت عظیمی که در قیام دی ۹۶ گفتم زیر ساخت‌هایش کجا تأمین شد همبستگی‌ها و کمک‌های مردمی در سازماندهی که مردم در زلزله کرمانشاه داشتند بنابر این؛ این شوراهای مردمی به هر میزان که پیشروی می‌کند به هر میزان که شکل می‌گیرد به هر میزان که جلو می‌رود در درون خودش یک پتانسیل عظیمی را ذخیره می‌کند یک قدرت عظیمی را ذخیره می‌کند این قدرت عظیم قدرت انفجاری عظیم در درون خودش ذخیره می‌کند بارز می‌شود کجا وارد می‌شود؛ رو در روی رژیم و رو در روی نظامی که این بلاها را سر مردم آورده است.

نظام جنایتکاری را که روز فردای سیل جلوی کمکهای خارجی را گرفت و رژیمی هست که حتی جلوی کمکهای مردمی را می‌گیرد ببینند یک نظامی هست بجای اینکه کمک‌های مردمی خارجی را اجازه بدهد که بیایند کمک کنند حشدالشعبی را می‌آورد فاطمیون را می‌آورد یک مشت جنایتکار را می‌آورد بالای سرشان برای تکمیل سرکوبشان بنابر این این کمک‌های مردمی دردو رنج مردم را کم می‌کند و نکته آخر این شوراهای مردمی در پروسه خودش در ادامه خودش از آنجائی که رو در روی رژیم کار می‌کند تبدیل به شوراهای مقاومت خواهد شد خواه و نا خواه لاجرم بدون هیچ تردیدی؛ مسیری که قانونمند طی میکند . شورای مردمی که می‌خواهد برود کمک کند رودر روی رژیم قرار می‌گیرد رژیم مانع آن می‌شود پس این باید رژیم را دور بزند برای کمک رسانی خودش ناچار می‌شود دوام و قوام خودش را ارتقا بدهد ناچار می‌شود پتانسیل خودش را رو در روی رژیم افزایش بدهد ابتکارات و خلاقیت بیشتری داشته باشد و در پتانسیل و در رشد در پروسه رشد خودش تبدیل به شوراهای مقاومت مردمی می‌شود همان چیزی که تا آنجایی که اگر درست حضور ذهن داشته باشم فکر کنم در پیام شماره ۱۰ برادر مسعود بود که گفت برای سرنگون کردن این رژیم باید شوراهای مقاومت مردمی را در شهرهای شورشی و در شهرها تشکیل بدهید و این زمینه‌ساز همین تشکیل شوراهای مقاومت خواهد شد

محمدرضا مرادی: خیلی واضح و روشن الان من یک شهروند ایرانی هستم که دردها و رنج‌ها را می‌بینم و پر از درد و رنج می‌شوم و قیام می‌کنم و برمیخیزم که به هموطنان خودم کمک کنم حالا من که می‌خواهم کمک کنم دو تا راه کار دارم یک راه کار کمک‌های مردمی خودم را تقدیم به دزدان و غارتکران به همین حکومت بکنم اموال خودم را، پول خودم را کمکهای خودم را، دو دستی مثل گوشتی که تحویل گربه می‌دهند، تحویل این جنایتکاران بدهم، کسانیکه رو هوا تمام امکانات سیلزده‌ها می‌زنند ، من ایرانی هرگز حاضر نیستم کمکهای خودم را بدست این رژیم بدهم، همانطوریکه گفتم در جریان سیل کرمانشاه و در حریان سیل اخیر دیدیم مطلق که دکانهای رژیم از کمک‌های مردمی خالی بود، کسی حاضر نشد یک تومان به این رژیم کمک کند.

حالا من ایرانی می‌خواهم کمک کنم میرم چکار می‌کنم را ه کارتک وتنها یال و کوپال کنم بر دارم کمک که می‌خواهم بکنم آذوقه است نان و پتو وسایل زندگی است چادر و هر چه که هست، مثلاً از رشت بروم به مناطق سیل زده استان خوزستان و لرستان و یا هر جا که هست، مگر امکان پذیر است با ارتباطات و مجموعه مشکلات مالی و مجموعه تضادهای که رژیم سر راه ما ایجاد کرده، مگر امکان پذیراست، من تک و تنها این بار را انجام بدهم، بنابراین مسیر من بن بست است، به صفت چی؟ کار تکی و کمک خودم.

من می‌خواهم هر طوری شده به مردم برسانم پس این کمک با رژیم نمی‌شود، تنها پاسخ‌ش در جمع است، تنها پاسخ‌ش در شوراهای جمعی مردم است، ما باید تشکل داشته باشیم، باید یک گروهی در رشت تشکیل بدهیم که امکانات جمع کند، پول جمع کند، یک گروهی در شهرهای بقول معروف مناطق سیل زده داشته باشیم تا این پول را تبدیل به خرید کند و برود جنس بخرد و فلان کند، بعد یکسری افراد داشته باشیم این جنسهای خریداری شده را در نزدیک‌ترین شهرهای سیلزده بتواند به سیلزده ها برساند، و ایضاء در همان جا مورد به مورد و دانه به دانه بین مردم تقسم کند، این اسمش تشکل است، شورای مردمی، همان نعمت و مائده که به یمن واقعاً جریان که پیش آمده و برای تبدیل این شر کثیر به خیر عظیم، که رو در رو ما است

بنابراین هیچ راهی برای مردم ایران، برای کمک رسانی جز تشکیل شورای مردمی نیست، از آن گذشته مردم ایران یک صورت مسله بیشتر ندارند، صورت مسله‌شان رهایی از دست این نظام جنایتکار است، مردم ایران بخوبی می‌دانند چه کسی این فاجعه را در طی چهل سال برایشان به ارمغان آورده، مردم با چشمان خودشان دیدند که چه کسی این فاجعه سیل را بر آنان تحمیل کرد و چه کسی می‌تواند از روی میزشان جمعش بکند، بنابر این پاسخ سیل زدگان در دنیای واقعی هیچ چیزی نیست جز سر نگونی و پاسخ سرنگونی رژیم با پیوند مردم با مقاومت نهفته است، پیوند مردم و این مقاومت باید در یک هیبت سازماندهانه بارز بشود تا بتواند رو درروی یک نظام دیکتاتور سر تا پا مسلح بایستد و او را سر نگون کند، به همین خاطر شوراهای مردمی از بابت حل وفصل مسله سرنگونی در دوران آماده باش برای سرنگونی یک الزام برای سرنگونی هست، بنابر این ما با شورای مردمی هم می‌توانیم تضادهای جاری و نان شب مردم سیل زده را حل و فصل کنیم و هم می‌توانیم با آنها با تشکیل شوراهای مقاومت در مسیر استمرار، درمسیر پیوند با مقاومت و سازمان مجاهدین خلق ایران بار سرنگونی را بر داریم.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.