برای یک ایران آزاد

شیطان سازی از مجاهدین خلق، برگ آخر رژیم آخوندی در حضیض مطلق

0

شیطان سازی مجاهدین توسط رژیم آخوندی، برگ آخر رژیم علیه مقاومتی‌است که هدفش سرنگونی تمامیت رژیم ولایت فقیه است. نمونه شکست این پروژه در دروغ‌پراکنی‌های اشپیگل، نشان می‌دهد، برگ شیطان سازی می‌تواند به برگی سوخته تبدیل شود.

اسماعیل محدث

روز اول فروردین ۱۳۹۸ برابر با ۲۱ مارس ۲۰۱۹، دادگاه هامبورگ، پس از یک رسیدگی فوری، به مجله اشپیگل دستور داد تا دو فقره از افترائات ساختگی و سراپا دروغی را که در شماره ۱۶ فوریه خود علیه سازمان مجاهدین خلق ایران و اعضای آن در آلبانی نوشته بود، حذف کند و این ادعاها را دیگر تکرار نکند. هر گاه که موضوع مقاومت ایران و سازمان اصلی آن؛ مجاهدین خلق، به دور از قصد و غرض در محکمه ای مطرح شود، این جنبش از آن سربلند بیرون می آید. خود این موضوع گرفتاری رژیم آدمخوار آخوندی را در مقابل جنبش مقاومت ملی پیچیده می کند و برای از میان برداشتن آن دست به هر کاری، که گاهاً ظاهراً غیرمعقول به نظر می رسد، می زند.

در نظام دیکتاتوری رژیم حاکم هرگونه مخالفت مسالمت آمیز با شیوه‌ی اداره‌ی کشور را نمی پذیرد و در مقابل آن به خشونت متوسل می شود. یعنی در رژیم دیکتاتوری سرکوب خشن و بی شکاف در صدر «سیاست» این نظام برای اداره‌ی کشور، در اصل برای حفظ قدرت، قرار می گیرد. انحصارطلبی مطلق از ویژگی های رژیم ولایت فقیه حاکم بر ایران می باشد. نهادهايی که به ظاهر شکل دمکراتیک داشته و به اصطلاح با رأی مردم شکل می گیرند نمی بایست این توهم را ایجاد کنند که حتی ذره ای بار دمکراتیک دارند. این نهادها از اصولی که دمکراسی بر پایه‌ی آنها ایجاد می شود، یعنی حق شرکت و انتقاد و مخالفت آزادنه، به کلی تهی می باشند.

در مقابل رژیم دیکتاتوری جنبش مقاومت شکل می گیرد. یعنی در مقابله با رژیم سرکوبگر حاکم که آحاد ملت را به خودی و غیرخودی تقسیم می کند، گروهی تصمیم می گیرند که در برابر این زورگویی تسلیم نشوند و در مقابل آن مقاومت و ایستادگی کنند. در رژیم دیکتاتوری حق شهروندی و یا حتی حق حیات شرافتمندانه‌ی مردم با سرنگونی رژیم حاکم برقرار می شود؛ سرنگون کردن این گونه نظام حکومتی، نه تنها حق بلکه وظیفه‌ی همه‌ی مردم و نیروها محسوب می شود. دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران با سوء استفاده از مذهب تمام فضای تنفس مردم را می بندد و با حربه‌ی مذهب حتی از مردم توقع دارد که در زندگی خصوصی شان به او اقتدا کنند. به زبان دیگر رژیم دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران به بهانه‌ی بردن مردم به بهشت، در این دنیا جهنمی هولناک درست کرده است.

رژیم خونخوار آخوندی برای از بین بردن جنبش مقاومت و سازمان مجاهدین خلق به کشتار وسیع اعضاء و هواداران آن دست زد. اما جنبش مقاومت ملی ایران و در مرکز آن مجاهدین خلق ریشه دارتر از آن بودند که این رژیم سفاک و خونخوار بتواند آن‌ها را از بین ببرد. موضوع شیطان سازی مقاومت و مجاهدین خلق دقیقاً بعد از ناکامی رژیم آدمخوار آخوندی در از بین بردن فیزیکی مجاهدین خلق آغاز شد. از اوایل سالهای ۹۰ میلادی رژیم آخوندی از یکطرف حجم عملیات تروریستی اش در خارج از کشور را گسترش داد و از طرف دیگر با به حراج گذاشتن سرمایه های کشور دست به شیطان سازی مجاهدین خلق، به خصوص در خارج از کشور زد. با دروغ بزرگ اصلاحات در رژیم آخوندی و با وعده های توخالی اعتدال، از کشورهای غربی مصراً خواست تا مجاهدین خلق را در لیست تروریستی قرار بدهند. دولتهای غربی برخلاف ارزشها و قوانین خودشان به درخواست دیکتاتوری مذهبی ایران گردن گذاشتند. بسیاری از حقوق دانان غربی بارها در مورد بی اساس بودن اخلاقی و حقوقی و سیاسی گنجاندن مجاهدین خلق در لیست سیاه تروریستی نظریه داده اند. هر جا که ذره ای، فقط ذره ای از عدالت و انصاف وجود داشته باشد جنبش مجاهدین خلق بی شک از آن سربلند بیرون خواهد آمد. این جنبش عصاره‌ی بیش از ۱۱۰ سال مبارزه‌ی ملت ایران برای آزادی و دمکراسی است و ریشه در خواست و اراده‌ی مردم ایران برای آزادی دارد، به همین دلیل از بین بردنی نیست. اما از طرف دیگر رژیم آخوندی هم عصاره‌ی قرن ها ارتجاع و عقب ماندگی تاریخی است و اکنون که در یک فرصت تاریخی قدرت را به دست آورده و مزه و میوه‌ی آن را چشیده است، حاضر نیست به راحتی از آن بگذرد. رژیم آدمخوار آخوندی برای بقای وجود نحسش به هر کاری دست می زند.

تاریخ روابط این رژیم ضدایرانی با دولتهای غربی و مطبوعات این کشورها نشان می دهد، زمانی که زیر فشار موفقیت های مقاومت ایران استخوانهایش خرد می شود به دو کار دست می زند: عملیات تروریستی علیه اعضا مقاومت، و شیطان سازی آن با کمک لابی ها و خبرنگارانی که حاضرند استقلال خود را به دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران بفروشند. در ۳۰ سال اخیر رژیم ایران به کررات از این ابزار استفاده کرده است.

همزمان با برگزاری کنفرانس ورشو، ۱۳ و ۱۴ فوریه، تظاهرات بزرگی از طرف ایرانیان هوادار مقاومت در این شهر برگزار شد. ابعاد و سازماندهی این تظاهرات در زمان برگزاری کنفرانس ضربه‌ی بزرگی به رژیم لرزان ایران بود؛ پس می بایست کاری کرد. همزمان با کنفرانس مونیخ، ۱۶ تا ۱۸ فوریه، اشپیگل مقاله‌ای پر از دروغ های شاخدار و مجعول علیه سازمان مجاهدین و اعضای این سازمان در آلبانی منتشر کرد. سطح و ارزش حرفه ای این رپرتاژ بسیار نازل بوده و به نظر می رسید که بیشتر برای دلگرم کردن پاسداران ناامید رژیم آخوندی پخته شده باشد. با این حال دفتر شورای ملی مقاومت ایران در آلمان، با استفاده از حق شکایت در مورد کلیه افترائات در «روند عادی قضایی» از دادگاه هامبورگ خواست دستور ممنوعیت انتشار چند فقره افترائاتی را که مشمول «رسیدگی فوری» است، صادر کند. اشپیگل که خیال می کرد آزادی ابراز عقیده و آزادی مطبوعات ملک شخصی و ارثیه ای می باشند که می توان آنرا پای منافع رژیم آخوندی قربانی کرد، در ۵ مارس ۲۰۱۹ به وکیل دفتر شورا در آلمان نوشت که دفتر شورای ملی مقاومت حق شکایت در این موضوع را ندارد. اما در ۲۱مارس دادگاه هامبورگ، این ادعای اشپیگل را رد کرد و پس از «رسیدگی فوری» تصمیم خود را اتخاذ کرد. تصمیم دادگاه روز ۲۲مارس به اشپیگل ابلاغ شد که می بایست ظرف ۲۴ساعت آنرا اجرا می‌کرد، در غیر این صورت برای هر مورد نقض دستور، به جریمه‌ای تا ۲۵۰هزار یورو یا ۶ماه حبس محکوم می‌شود. در پی اجرای تصمیم دادگاه، اشپیگل جمعه شب ۲۲مارس قسمتهایی از آن گزارش را از نسخه پی دی اف این مجله، از روی سایت آلمانی و سایت انگلیسی خود حذف کرد.

دستگیری بسیاری از مأموران از جمله دیپلماتهای رژیم آخوندی در اروپا و آمریکا و اخراج برخی از آنها و فضاحت اخیر مجله‌ی اشپیگل نشان می دهند که دوره‌ی سیاست مماشات براستی تمام شده است. دیکتاتوری مذهبی می بایست به دور از حمایت دولتهای غربی خودش را آماده‌ی نبرد نهایی با مردم ایران و مقاومت سازمانیافه‌ی آن در کف خیابان های ایران بکند.

 

در همین زمینه:

شاگردان مکتب گوبلز در اشپیگل در خدمت آخوندها»: فرید ماهوتچی

 

 

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.