برای یک ایران آزاد

طلاق زخمی عمیق برقلب زندگی مردم؛ طلاق و ریشه‌های آن

0

طلاق در ایران بیش از هر چیز دارای ریشه‌‌های اقتصادی‌ست؛ فقر روزافزون زمینه‌ساز جدایی‌ها و فروپاشیدن خانواده‌هاست. در این میان آنچه باقی می‌ماند کودکانی بی‌سرپرست هستند با آینده‌ای نامعلوم.

فریبرز شادان

در همه جوامع امروزی طلاق امری بدیهی است و برای جلوگیری از پایمال شدن حقوق طرفین قوانین حقوقی وضع شده است اما در ایران ستم زده وضعیت کاملا متفاوت است و بنابر فاکت ها و نمودهای مختلف که وجود دارد، ناشی از یک علت اصلی می باشد یعنی فقر و تهی دستی خانواده ها که بانی و باعث آن حکومت ضدمردمی حاکم بر مردم ایران است.
عوامل رژیم به روش های مختلف سعی می کنند که اذهان توده مردم را نسبت به علت اصلی طلاق منحرف کنند و علت طلاق را به عوامل دیگری نسبت دهند گو اینکه خانواده های دردمند ایرانی غرق در رفاه و آسایش هستند که از فرط رفاه و خوشگذرانی میدان تمایلات و خواسته های آنها وسیع تر شده است.
واقعیت های جامعه ایران برهیچ کس پوشیده نیست و البته تمام رسانه های حکومتی تحت کنترل شدید سانسور و اختناق هستند و اخباری هم که درز می‌کند، بخش بسیار کوچکی از واقعیت های جامعه بلازده ایران است که طبق حتی محاسبات خوداین کارگزاران ، وقتی که موضوع طلاق در جامعه را مورد بازبینی قرارمی دهیم فاجعه ای است که درحال گسترش هست .
مدیر کل دفتر آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال مدعی می شود که از « سالانه ۸ طلاق در هزار خانواده ایرانی ثبت می شود» [ایرنا ۲۲ مهر۹۷] یعنی از هر هزار خانواده هشت خانواده کانون زندگی شان از هم می پاشد حال اگر حساب کنیم یک میلیون خانواده معادل هشت هزار خانواده و مطابق آمار خود این کارگزار حکومتی در ایران بیست ویک میلیون خانواده هست یعنی صدوشصت وهشت هزار خانواده در هرسال متلاشی می شوند و هر خانواده را هم متوسط دو فرزند حساب کنیم سیصد و سی و شش هزار کودک به لشگر کودکان طلاق افزوده می شود اما این کارگزار حکومتی وارد این معادله نمی شود و خیلی کلی با گفتن از هر هزار خانواده هشت خانواده از هم می پاشند، روی این فاجعه ملی را می پوشاند و این است آن فاجعه ای که بانی و باعث آن حکومت جهل و جنایتی است که دامنه ی خیانت آن نسل های بعدی را هم تباه می‌کند.

دراین رابطه نظرسنجی های متفاوتی هم صورت می گیرد که علت اصلی این فاجعه در ایران چیست که در تاریخ ۱۰شهریور ۹۷ اظهارات مردم به خوبی گویای این واقعیت است که علت اصلی تنها مشکلات اقتصادی یعنی فقر شدید می باشد.
«آمار طلاق در ایران به بالاترین سطح رسید. بسیاری از بینندگان برنامه دیشب روی خط بخش فارسی صدای آمریکا در اظهار نظرهای خود مشکلات اقتصادی را مهم ترین عامل کاهش تمایل به ازدواج و افزایش طلاق توصیف کرده اند.»
[صدای آمریکا ۱۰شهریور۹۷ ]
دراین رابطه سازمان ثبت احوال اذعان می کند که میزان طلاق ها افزایش پیدا کرده است.
سازمان ثبت احوال ایران آمار ازدواج و طلاق سال ۱۳۹۶ را منتشر کرده است. براساس این آمار تعداد ازدواج‌های ثبت‌شده نسبت به سال ۱۳۹۵، حدود ۸ درصد (۵۱ هزار مورد) کاهش داشته، در حالی که تعداد طلاق‌ها به حدود ۱۷۵ هزار مورد رسیده که بیشترین آمار ثبت شده در تاریخ ایران است. [بی بی سی فارسی۲۰فروردین ۹۷]
همچنین دراین رابطه لاطائلات نمایندگان دزد ولی فقیه قابل توجه است به نحوی که افزایش آمار طلاق را به دشمنان نسبت می دهند و باید گفت که واقعا هیچ شرم و حیایی درآیین آخوندی جای ندارد.
امام جمعه کاشان درتاریخ ۲۴ مهر ۹۷ گفت: دشمنان جوانان ما را هدف گرفتند و متاسفانه آمار طلاق و اعتیاد رو به افزایش است. [تسنیم ۲۴ مهر ۹۷]
مدیر کل ثبت احوال استان همدان : «نسبت ازدواج به طلاق در استان ۴ به یک است».[خبرگزاری تسنیم ۲۱مهر۹۷]
همین کارگزار حکومتی در همدان علت طلاق را باشگردهای خاص آخوندی به عوامل دیگر ربط می دهد و می گوید:
«در بیان دیگر علل طلاق در استان می‌توان به ضعف مهارت‌های ارتباطی زوجین، بیماری‌های روحی و روانی، خودبزرگ بینی، اعتیاد، بیکاری، ندادن نفقه به زن و خیانت اشاره کرد که سبب می‌شود تا پایه‌های زندگی مشترک متزلزل شود و زوجین اقدام به طلاق کنند .» [تسنیم رژیم۲۱مهر۹۷]
در فرهنگ ارتجاعی حاکم همه مشکلات و ریشه این نابسامانی ها را خود مردم می بینند، در حالیکه فروپاشی در هر جامعه ای، معلول مناسبات اقتصادی آن جامعه می باشد و سایر عوامل، جنبه فرعی دارند. در حاکمیت چپاولگر آخوندی ریشه اصلی تمام مشکلات فقر فاجعه باری می باشد که گریبانگیر مردم ایران شده است و برای اینکه همین علت را بپوشانند آسمان و ریسمان را به هم می بافند تا ذهن جامعه را از ریشه دردها منحرف کنند که البته سخت در اشتباه هستند و مردم ایران که روزانه درگیر این دردها و رنج ها هستند و از نزدیک شاهد پرپر شدن زندگی، در میهن اسیرمان هستند پشیزی برای این حرف ها ارزش قائل نمی شوند.
دراین رابطه آخرین گزارش دبیرکل سازمان ملل متحد در مورد حقوق بشر که به تاریخ ۲۸مهر ۹۷ منتشر شده است و به رژیم حاکم بر ایران در این رابطه توصیه های قوی نموده است، خواندنی‌ست:
«قوانینی شامل موارد تبعیض و نابرابری علیه زنان، از جمله در ازدواج و طلاق و سرپرستی فرزندان وجود دارد، و زنان قادر به کسب فرصت‌های شغلی برابر با مردان نیستند» [صدای آمریکا ۲۸شهریور۹۷ ]
نمونه های دیگر، خود حاکی از گسترش این فاجعه در میان خانواده های ایرانی است فاجعه ای که نظام آخوندی هیچگاه توان حل این مشکلات را ندارد و هرروز هم این درد به قسمت های دیگر بدنه جامعه ایران، گسترش پیدا می کند و نمونه های که در گزارشات رسانه های حکومتی درج می شود، بیان این واقعیت است.
«سال گذشته از هر ۱۰۰ ازدواج در روستاهای استان فارس ، ۲۱ مورد به طلاق منجر شده و از هر ۱۰۰ ازدواج در شهرها نیز ۲۷ مورد به طلاق ختم شده است.» [تسنیم رژیم ۸مهر ۹۷ ]
«سرهنگ حمیدی‌فر: هر سال که جلو می‌رویم آمار خودکشی نیز افزایش می‌یابد و این در حالی است که وقتی به آمارها در حوزه‌ها نیز نگاه می‌کنیم می‌بینیم که وضع اقتصادی هر روز بدتر شده است طلاق‌ها افزایش یافته است.» [تسنیم ۱۸شهریور۹۷ ]
«معاون سیاسی و امنیتی استاندار کهگیلویه و بویراحمد گفت: معضل طلاق در استان، روبه افزایش بوده و باید راهکارهای مناسب برای کاهش آن ارائه شود.» [تسنیم ۲۵مرداد ۹۷ ]
«معاون جوانان اداره کل ورزش و جوانان استان ایلام، بی ثباتی اقتصادی، بیماری روحی و روانی ناشی از زندگی شهری، فشار وارده از طریق رسانه‌ها و تبلیغات مخرب فضای مجازی و انعکاس فرهنگ مصرف و تجمل را مواردی از علل افزایش طلاق نام برد». [تسنیم ۲۲مرداد ۹۷ ]
از فاکت ها و نمودهای فوق می توان به عمق این فاجعه پی برد که خانواده های ایرانی تحت حاکمیت سیاه و چپاولگر آخوندی چگونه متلاشی می شوند، جدای از اینکه با مغلطه وسفسطه گری سعی در پوشاندن این واقعیت می کنند. جامعه ایران به دلیل فقر و تهیدستی در سراشیب نابودی قرار گرفته است و مردم ایران به دلیل سیاست های ضدمردمی و هزینه کردن سرمایه های میهن برای تروریسم و صدوربنیادگرایی و سرکوب در این تنگنا و معضل اجتماعی و شدیدترین فشارها قرار گرفته اند و هیچگاه از این معضل رهایی نخواهند یافت و هر روز که می گذرد بر دامنه این فاجعه افزوده می شود و خیزش ها و حرکات اعتراضی از اعتصاب سراسری کامیونداران، معلمان، بازنشستگان ، و سایر اقشار گواه این حقیقت هست که حکومت آخوندی توان حل این مشکلات را نداشته و ندارد و نخواهد داشت و تنها یک راه برای مردم ایران باقی می ماند و آن هم سرنگونی و نفی تمامیت این رژیم جنایتکار می باشد و آن روز دیر نیست.

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.