برای یک ایران آزاد

عقب نشینی در برابر عربستان ، در حکومت ایران : گفتگو با مهدی عقبایی

0

عقب نشینی در برابر عربستان دراین روزها وردزبان سیاست خارجی حکومت آخوندی شده است. این روزها رژیم آخوندی به‌دلیل تحریم‌ها و مشخصاً انزوای منطقه‌ای و بین‌المللی، که در واقع محصول سیاست‌های تروریستی خود رژیم است، بشدت تحت فشار قراردارد، به همین دلیل شدیداً دنبال این است که خودش را از این انزوا چه در منطقه و چه در سطح بین‌المللی خارج کند. بنابراین مدتی است که عوامل رژیم هرجاکه دستشان برسد، ساز رابطه و صلح و آشتی با عربستان را کوک میکنند و مستمرا در مصاحبه‌ها پیام و درخواست میفرستند. آقای مهدی عقبایی طی گفتگویی با تلویزیون ایران آزاد به این موضوع پراخته و به سئوالات در این رابطه پاسخ میدهد.

مهدی عقبایی : از آنجا که فشار بر روی رژیم بالا رفته ، رژيم که زمانی در منطقه برو بیایی داشته، و خیلی هل من مبارز میطلبید و ادعا داشته، الان تحت فشار جامعه بین‌الملل و کشورهای عربی نعل وارونه میزند و شروع به نوعی التماس و درخواست برای شروع مذاکره و در موضع ضعف مطلق قرار گرفته، و همینطور خواستار روابط حسنه و صلح و دوستی و همجواری شده است .

مثال بزنم ظریف در حاشیه جلسه هیئت دولت گفته، ما همواره اعلام کردیم علاقمند به ارتباط با همسایگان هستیم و اکر عربستان آماده باشد ما همواره آماده‌ایم و هیچگاه باب گفتگو با همسایگان را نبسته و نخواهیم بست، دجالیت را ببینید انگاری خودشان را به فراموشی میزنند و مردم و جهانیان یادشان هست روزی اینها بودند در عربستان بمب میگذاشتند و توسط حوثی‌ها به عربستان موشک میپراندند، یا علی ربیعی یکی دیگر از مهره های اطلاعاتی رژيم که سخنگوی دولت روحانی است گفته ما همواره خواستار ثبات و امنیت کشورهای منطقه هستیم، از کی این همواره بوده ؟ معلوم نیست، شاید منظورش از روزی باشد که چرخ برگشته، و یا فلاحت پیشه عضو کمیسیون امنیت رژيم در مجلس گفته: ایران باید از تنش‌زایی با همسایگان استقبال کند، انگار نه انگار که تنش و دخالت و توسعه‌طلبی جوهره وجودی رژیم هست و ادامه داده باید به سمت محدود کردن حوزه تنش حرکت کرد باید با محدود کردن تنش شرائط را مدیریت کرد. در واقعیت مدیریت حفظ نظام هست که به این شکل آقایان تحت فشار و تحت ضرب جامعه ‌بین‌المللی و کشورهای منطقه پای چنین حرفها و ادعاها و دجالیتی میآیند.

یا یک تحلیلگر حکومتی بنام داوود هرمیداس که در صحبتهایش حرف جالبی زده و گفته هم جمهوری اسلامی و هم دولت سعودی باید تشخیص ضرری که شرائط فعلی دارد را نگاه کنند و کمی از مواضع خودشان عقب‌نشینی بکنند و برای رسیدن به وحدتی که بسیار بسیار لازم است ( حالا ضرورتش از کجا در آمده بماند)، توصیه کرده کوتاه بیایید و در واقع زبان حال خامنه‌ای و اعوان و انصار سران رژيم هست که توصیه میکند کوتاه بیایید تا جایی که به کشور طرف مقابل برمیگردد مشخص است ولی تا آنجا که به اینها برمیگردد از کی به این نقطه رسیدند؟ چیزی است که باید خودشان بگویند.  بعد مشخص است باندهای وارفته و در ضعف مطلق رژيم که از چنین فضای بین‌المللی و اوضاعی در منطقه وحشت کردند و آینده را برای خودشان بسیار مبهم و نامعلوم و تیره و تار میبینند،  مثل همین هرمیداس که در واقع  تا جای رسیده که به نوعی غلط کردم گویی میکند و حرفهای میزنند که داستانهای که برای سفارت عربستان در تهران پیش آمده بود که بگوید کار درستی نبوده و نباید این کار را میکردیم خلاصه شروع به ماستمالی کردن و عقب‌نشینی های ذلت بار در این زمینه بنابراین وضعیت تا آنجا که به رژیم در منطقه برمیگردد در موضع ضعف و زبونی و تحت فشارهای که بر روی انان هست از عربده ها و نعره‌های که میتوانیم و میکنیم و کمربند امنیتی ما در کشورهای همسایه است و دفاع ما آنجا است، دیگر خبری نیست. قبلا میگفتند اگر میخواهید امنیت داشته باشیم باید در شهرهای لبنان و بغداد و سوریه خط‌مان را آنجا ببندیم الان دوباره شروع کردند ساز مذاکره و کوتاه آمدن و چنین حرفهای زدند. مدیریت و صلح و امنیت اینها مدیریت حفظ نظام‌شان است و آب از سر گذراندن و سر پایین گرفتن تا موج را از سر بگذارانند ولی ظاهرا دیر به این فکر افتادند و زمان اینگونه دجالبازیهای رژیم گذشته است و اینطور مدیریتها فکر نمیکنم دیگر اثری داشته باشد.

مهدی عقبایی : این هم  از همان دجالبازیهای ظریف و سران رژیم هست، حداقل مقاومت و مردم ایران اینها را بخوبی میشناسد، ممکن است بعضی افراد و برخی کشورها با رژيم آشنا نیستند را بتواند فریب بدهد ولی نمی توانند مردم را فریب دهند، کسی هم از ایرانیان نیست که چنین فریبی بخورد، تا آنجا که به واقعیت امر برمیگردد کسی از آخوندها و یا به عبارت دقیق‌تر با کشور ما ایران سر جنگی ندارد، سر چه موضوعی بجنگنند، کشورهای جهان همیشه خواستار صلح و امنیت در منطقه بودند و طبیعی است بدنبال گفتگو و مذاکره باشند ، حتی الان امریکا تمام حرفش با رژیم این است میگوید ما میخواهیم رژيم به یک کشور عادی در جهان تبدیل بشود،( آدم نکشد، معمولی مثل بقیه کشورها)، جنگ ، آدم‌کشی، قتل عام ، جنایت و فعالیتها و  اقدامات تروریستی انجام ندهد، ۱۲ ماده پمپئو هم برای این است مثل بقیه کشورها تبدیل بشود.

پس تا آنجا که به دیگران برمیگردد خواستار صلح و امنیت و مذاکره و گفتگو هستند از قدیم همین حرف بوده اما به رژیم و اینطرف برمیگردد اینها هستند که ۴۰ سال بر طبل جنگ و توسعه‌طلبی و بر طبل کشتار و قتل و جنایت میکوبیدند، در داخل با مردم اینطوری برخورد کردند در خارج هم همینطور مگر کسی به ایران حمله کرده، مگر در ایران کسی کار تروریستی کرده، همه داستان این است در سوریه تا دینش رفته قتل عام و کشتار کرده  دست بر نمیدارد، در عراق مردم عراق را ذله کرده، طوری که بصره شهری هست شیعه و به ظاهر باید با اینها خوب باشد شورش کردند و ریختند سفارتش را آتش زدند. در لبنان همینطور و در یمن رفته آنجا و عده‌ای را تحریک میکند و کسی هم نبوده که با حاکمیت آخوندها جنگی را شروع کرده باشد، حتی در دوره جنگ ایران و عراق مگر عراق بعد از یکسال و یکسال و نیم   بعد از جنگ به مرز‌های بین‌المللی عقب‌نشینی نکرد، آن که بر طبل جنگ کوبید و گفت تا آخریم نفس و تا آخرین آجر میجنگیم، خمینی و سران رژيم که از آن روز تا الان در مسند قدرت نشستند.  همین خامنه‌ای بود، کی عقب‌نشینی کرد؟ تعادل قوا چرخید و رژيم سرنگونی و مرگ محتوم خودش را با چشم دید و لمس کرد، روزی که مهران توسط مجاهدین در واقع آزاد شد و مجاهدین شعار امروز مهران فردا تهران را دادند، و تازه آن روز بود خمینی گفت من جام زهر را سر کشیدم.

والا بسیار طبیعی است کسی خواستار صلح و امنیت و مذاکره باشد،  این رژيم هست که باید بیاید و پاسخ بدهد تا امروز چرا پای این نیامده، و امروز هم بطور جدی پای این نمیآيد، بارها و بارها همگان با او تجربه کردند. کفگیر نظام به ته دیگش خورده و این وارونه گویی‌ها و حرفها گر چه رژيم از اول همین تنظیم و همین حرفها را میزده ولی دقیقا الان چاره‌ای بجزء این ندارد که بیاید برای توجیه ضعف و زبونی و ذلت روزگار بگذارند تا بتواند چنین زمینه سازی برای کوتاه آمدن و بای دادن‌های که در چشم‌انداز دارد.

مهدی عقبایی : راحتر بگویم چیزی یادم آمد رندی شرمن یکی از مسئولان وزارتخارجه در دوران مذاکرات مماشات امریکا و اوباما با رژيم داشتند یکبار این حرف را زد، فریب و نیرنگ در دی ان ای آخوندها است، این از چند پیامی که از مردم ما خواندید کاملا روشن و واضح بود چون ما مقاومت و مردم ایران ۴۰ سال است با این رژيم چنگ در چنگ هستیم و با گوشت و پوست و استخوان جنایتهای رژيم را حس میکنیم ولی این حرف از زبان یک دیپلمات عالیرتبه که خودش از دست‌اندرکاران و سردمداران مماشات با رژيم بوده شنیدنش جالب است.

بنابراین از این ستون به آن ستون پریدن و از این رو به آن رو شدن،  رنگ عوض کردن و دجالگری و دجالبازی طبیعت و جزء وجودی رژيم هست و رژیمی است که بناحق بر یک خلقی و یک کشوری آن هم با بزرگی و عظمت و سرمایه‌ای که کشور ما دارد ، سرمایه های انسانی و اقتصادی، حاکمیت میکند.

از روز اول این رژيم حاکمیت مردم ایران را به سرقت برده است، پس برای حفظ این حاکمیت به هر خس و خاشاکی دست میزند و هر دروغ و نیرنگ و دغلی و دجالگری دست میزند تا بتواند خودش را حفظ بکند.  از یک طرف داد و جنجال راه میاندازد مثلا کشورهای عربی چنین و چنان هستند و باید با آنان جنگید و نابودشان کرد. مثلا به عربستان میگویند وهابی هستند، یادم میآید خمینی اسمی از عربستان نمیآورد عجیب بود، به هر حال کشوری است مملکت است و اسم دارد ولی میگفت بلاد حجاز، دجالیت را ببینید، آن روز میگفت اگر من از صدام بگذرم از آل‌سعود نمیگذرم، یعنی چی؟ خامنه‌ای و روحانی مدعی هستند خط امام ملعون و مدفونشان هستند و همان خط را دارند، چی شد الان رسیدید به عجز و جز برای مذاکره و بیایید با هم صحبت بکنیم و صلح و امنیت و از کی به یاد این افتادید؟ هیچ چیز نیست جزء اینکه کفگیرشان به ته دیگ خورده است و کاری بجزء این نمیتواند بکند.

مهدی عقبایی : پاسخ عربستان اگر از دجالان میشنوید همان حرفهای است که آنان میزنند ولی واقعیت این است که اینها هم طی این سالیان رژيم را شناختند و به حرفهای رژيم اعتماد نمیکنند، بارها و بارها تاکید کردند و اصرار دارند رژيم دخالتهایش در منطقه را قطع کند. دست از توسعه‌طلبیش بردارد، و سرجای خودش بنشیند، و بارها به روشن‌ترین بیان گفتند مثلا عادل جبیروزیر امور مشاور است و تمام حرفها را در رابطه با رژيم را ایشان میزنند، ایشان اخیرا در صحبتی که با شرق‌الوسط داشتند به صراحت گفتند نباید به ایران اجازه داد که سیاستهای خصمانه‌ش را ادامه بدهد. پس حرفش این است سیاست خصمانه و دشمنانه خودش را نباید ادامه بدهد و از این سیاستها دست بردارد، و یا باز تاکید کرده ما خواستار اعمال فشار بیشتر در رابطه با ایران هستیم، همین حرف را رژيم از آنان نقل کرده و یا در توئیتی ایشان گفته جامعه بین‌المللی باید جلوی ایران و نقض قوانین این رژیم را بگیرد،که این را رسانه های عربی منتقل کردند پس بنابراین حرف آنان در مقابل این است کشورهای عربی و منطقه با رژیم حرفی ندارند بجزء اینکه مثل کشورهای دیگر منطقه و همسایه در جای خودش بنشیند و در کشورهای دیگر دخالت نکند، قبل از هر چیز دخالت نظامی و بند و بساط‌ش در منطقه را جمع کند و به جای خودش برگردد

مهدی عقبایی : تحریم ظریف نقش تعیین کننده‌ای دارد وزیرخارجه یک کشور پنجره و نمایش ارتباطی و دیپلماسی یک کشوری است، و وقتی این در لیست میرود و محدودیتهای بر او اعمال میشود یعنی تا جای که به رژيم برمیگردد کفگیرش به ته دیگ خورده، تا آنجا که به آن روی سکه و جامعه بین‌المللی برمیگردد یک جای ته‌ش را میبندند. یعنی همین را که گذاشته بعنوان کسی که نماد بیرونی و طرف حساب بیرونی هستند خودش جزء تروریستها هست، اصطلاحی که برای او بکار بردند، هم در داخل ایران و هم در خارج کشور از آن استقبال شده گفتند ماله‌کش نظام، یعنی ماله‌کش اعظم، یعنی یک رژيم جنایتکار آدمکش تروریستی هست و یک کسی را گذاشته این چهره را رنگ‌آمیزی کند و ماله‌کشی کند، و صاف و صوف کند.

ما دیگر چنین فردی را بعنوان طرف حساب قبول نداریم، این خودش جزء آنان است، در واقع ظریف را در کنار قاسم سلیمانی گذاشتند چهره معروف نیروی تروریستی قدس جنایتکارش در منطقه هست، و این دو را در منطقه یک طور نگاه میکنند، این خیلی تاثیر دارد که رژيم نتواند مثل گذشته با دست باز فریب و نیرنگش را پیش ببرد.

مثلا تا قبل از تحریم اخیر امریکا گفته بود ظریف که امریکا میآید بین محدوده مشخص از سازمان ملل تا دفتر نمایندگی رژيم میتواند تردد کند،  این مربوط به مرحله قبل بود و اینکه چگونه رژیم را محدود در تحرکش میکند وقتی این تبدیل به تحریم این فرد میشود و در لیست یک شخصیت تروریستی میرود، به طبع محدودیتهای بسیار زیادی در سطح بین‌المللی برای او ایجاد میکند و همه او را مثل قاسم سلیمانی یک تروریست میبینند، دقیقا انعکاس شعار اصلاح‌طلب ، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا است و به زبان دیگر بازتاب حرف مردم و خواست مردم و شعار مردم است که در تظاهراتها و اعتراضات و قیامهایشان میدادند، و الان بازتاب بین‌المللی‌ش به این شکل برمیگردد، همانطور که خامنه‌ای ولی فقیه و رهبر این رژيم باصطلاح در جناح‌بندیهایشان در جناح سخت سران تروریست قرار میدادند و در لیست میرود این یکی جناح هم شاخصش نماد بیرونیش    و پنجره بیرونیش که ظریف باشد، این را در لیست قرار دادند پس بنابراین به قول شما و مردم اصلاح‌طلب ، اصولگرا دیگه تمومه داستان، اعتبارش در داخل را از دست داده بوده در و الان در سطح بین‌المللی با شیوه خاصی و رویکردی با آن برخورد میکنند، یعنی هر دو جناح رژيم را در لیست بردند، و بردن ظریف در لیست وزارت خزانه‌داری امریکا یک کار نرمال بین‌المللی نیست، بی نظیر است بدلیل اینکه وجه بیرونی رژيم اگر امیدی به قول خمینی یک در میلیون میدیدم ، جامعه بین‌المللی اگر یک در میلیون احتمال میدادند از این رژيم آبی گرم بشود و پای صلح و ثبات منطقه بین‌الملل بیاید، این کار را با او نمیکردند، و راه را برای او باز میگذاشتند همان چیزی که خود رژیم خامنه‌ای و روحانی میخواستند.

مهدی عقبایی : این دو تاثیر متقابلی دارند اگر جامعه بین‌المللی به این نقطه رسیده که ظریف را در لیست برده چیزی جزء این نیست که مردم ایران قیام کردند و در قیام‌هایشان همین شعار را دادند که این دو نفر فرقی با هم ندارند.  روحانی گفت امریکا بر روی قیام سال ۹۶ سرمایه گذاری کرد که این کارها را شروع کرد، از برجام بیرون آمد و تحریمها را شروع کرد پس دقیقتر بخواهیم بگوییم این عامل بیرونی نیست که تعیین کننده است اتفاقا برعکس داخل ایران و مردم ایران و کانونهای شورشی هستند که تاثیر میگذارند تا جامعه بین‌الملل مواضع قاطع‌تری و جدی‌تری در مقابل رژيم اتخاذ بکند و رژیم را اینطوری بایکوت بکند. این بازتابی متقابلا در داخل ایران دارد همان تاثیرات شرط و مبناء است ، مبناء قیامها و مردم ایران و اعتراضات و قیامهای مردمی است شرطش عامل بیرونی است، وقتی شرط عمل میکند و مردم میبینند جامعه بین‌المللی پشت آنان است مثل دوران اوباما نیست که مردم شعار میدادند «اوباما تو با مایی یا با اونا»، مردم میدیدند و برایشان ملموس بود که اوباما از رژيم حمایت میکند، سیاست مماشات یعنی دفاع از رژيم و پشتوانه رژيم هست وقتی میبینند این پشتوانه برداشته شده، جامعه بین‌المللی حداقل علیه‌شان نیست، پس در تعادل قوا مردم خودش را بالا میبینند و احساس میکنند که میتوانند بیشتر پیشروی بکنند.

مثال ساده بزنم این واقعیت جامعه ایران است و هر روز ابعادش هم گسترده تر میشود، معاون ستاد امر به معروف و ستاد نهی از منکر رژيم گفت من خودم در خیابان یکبار به خانمی تذکر دادم که خانم ببخشید حجابتان را درست کنید، خانم پاسخ داد من حجابم را درست نمیکنم ، تیز و رو جلویش ایستاده بود، بعد در ادامه به آخونده گفته من رعایت نمیکنم شما هم هیچ غلطی نمیتوانید بکنید، خودش گفت من هم نتوانستم هیچ غلطی بکنم، چون آنجا کسی نبود و من هم نمیتوانستم، پس نقطه‌ای که الان مردم هستند و میبینند از یک طرف جامعه بین‌الملل مثل قبل پشت رژيم نیست، راه را باز کرده و از طرف دیگر کارد به استخوان مردم رسیده است.  علاوه بر این همچنان که میبینند هسته ها و کانونهای شورشی هستند که از مردم دفاع میکنند و پشتوانه مردم هستند در صحنه عمل میکنند و پشت مردم هستند و گسترش پیدا کرده اند، بنابراین این مردم را و آن نیروهای مخالف را و اقشاری که از ظلم و ستم رژيم کارد به استخوانشان رسیده قوی تر میکند و شور و شوق‌شان برای جنگ و مبارزه با رژيم بیشتر میکند و انشاءالله این چیزی است که روز به روز گسترش بیشتری خواهد داشت.

                    

مهدی عقبایی : تا جایی که به مقاومت ایران برمیگردد از روز اول که بساط اصلاح‌طلبی از رفسنجانی شروع شد مقاومت میگفت اینها سر و ته یک کرباسند، برادر مسعود در جایی گفت «افعی کبوتر نمیزاید»، تمام حرف را در این مثل و یا جمله خلاصه کردند، سرتاپای رژيم غولی و یا افعی هستند که مثل اختاپوس به جان مردم ایران افتادند، از دل رژیم کبوتر صلح و اصلاح و اعتدال در نمیآيد، این حرف مقاومت ایران از روز اول زده بود. و بعد که خاتمی آمد بر روی این اصرار کرد و گفت مطلقا از این خاتمی آبی گرم نمیشود، همه در داخل از گروه‌ها و تا صحنه بین‌المللی با این موج رفتند و تنها کسی که با موج نرفت و اصرار کرد مقاومت ایران و مجاهدین و رهبرشان بود.

همیشه نقش ظریف با قاسم سلیمانی این بوده گویا یک عده‌ای مثل سپاه و خامنه‌ای بودند که سرکوب میکنند مثلا میگویند محافظه‌کار هستند و جنگ‌طلب و در منطقه دخالت میکنند و یک عده‌ای هم هستند که خیر از رفسنجانی و بعد خاتمی و روحانی و امثال ظریف در ادامه اصلاح‌طلب هستند در حالیکه همه اینها خودشان از دل همین رژيم بیرون آمده بودند و در واقع هیچ تضادی با همدیگر بجزء اختلاف بر سر سهم قدرت در داخل رژیم ندارند.

بنابراین اینها توجیه کننده این جنایات برای استمرار حیات رژيم، برای حفظ حاکمیت رژيم هستند نه چیزی کمتر و نه چیزی بیشتر، اینطوری نیست عده‌ای آدمهای بدی باشند و یک عده‌ای خوب هستند و در حال اصلاحات در داخل هستند و اگر بتوانند جناح غالب بشوند خوب عمل میکنند.  اینها سالها در حاکمیت بودند و دولت دست اینها بوده، جنایاتی که این جناح کرده دست کمی از آن جناح ندارد و هیچ فرقی در اساس با همدیگر ندارند، سگ زرد برادر شغال زرد است و این دو یکی هستند، دو روی یک سکه جنگ و جنایت و تروریزم هستند، ولی در ظاهر آن جناح طرفدار توسعه‌طلبی و دخالت در کشورها هست و این یکی جناح به ظاهر میگویند نه یک مقداری دنبال مذاکره هستند.

یک جاهای که میرسد مثلا همان خاتمی وقتی مردم و دانشجویان در دانشگاه شورش و قیام کردند خودش خاتمی شخصا دستور سرکوب را داد، روحانی در همان جا اتفاقا ماهیت خودش را بارز کرد روحانی مگر مجیزگو سپاه نشد، علاوه بر خامنه‌ای از سپاه کلی تعریف کرد، من دست آنها را میبوسم، جای جایش در سر بزنگاه این دو ماهیت خودشان را رو میکنند، بنابراین الان جامعه بین‌ المللی تازه بعد از ۴۰ سال به این واقعیت که مقاومت ایران و مجاهدین و برادر مسعود بر روی آن تاکید میکردند رسیدند. نقش وزارتخارجه همانطور که در کلیت گفتیم در جزئيات هم همدست هم هستند، با همدیگر کار میکنند، مثالی برای فهم موضوع بزنم.

وقتی اسدالله اسدی که یکی از عناصر سفارت رژیم در اتریش بود، ایندیپندنت نوشت بمب را خودش شخصا با کیف دیپلماتیک از تهران به آنجا برد و دستی به تروریستها تحویل داد که در گردهمایی و کهکشان سال گذشته قرار بدهند و آن فاجعه بزرگ را میخواستند ایجاد بکنند، وقتی ظریف مورد سوال قرار گرفت که شما رژيم قصد بمبگذاری داشته و دست سفارت و دیپلمات شما هم در کار بوده حرفتان چیست؟ ظریف به دجال‌ترین شکل گفت یعنی معقول است!!!  موقعی که رئيس جمهور ما در اتریش هست ما چنین کاری بکنیم، ما میتوانستیم دو روز دیرتر یا زودتر اینکار را بکنیم. یعنی در واقع کار تروریستی که شخصا کردند و نفرشان در زندان بلژیک و در دست آنها است اینطوری توجیه میکند، عین همین حرف را وقتی نخست وزیر ژاپن در تهران بود و برای مذاکره آنجا بود و رژيم کشتی ژاپنی را در خلیج فارس بمبگذاری کرد، اینها توجیه‌گر جنایتها و فعالیتهای تروریستی و قتل و کشتار همین رژيم هستند، بنابراین نقش بازی میکنند نه چیزی کمتر و نه چیزی بیشتر.

مهدی عقبایی : رژيم الان پرده ها را کناری زده و یکی از آنان «سناریو نویسی» گفته به ما گفتند نیازی نیست رعایت بکنیم، علنا مقامات رژيم یکی بعد از دیگر میآیند و سوز و گدازشان از مجاهدین را میگویند، موضوع خیلی روشن است، که داستان مثل قبل نیست، بعد از ۴۰ سال الان رژیم در بن‌بست مطلق است.  سرمایه‌گذاری رژیم طوری کجدار و مریز، تا سرفصل انتخابات امریکا بکشاند هست که این دور را از سر بگذراند، ولی از درون خودشان میگویند چنین خبری نیست انتخابات امریکا هم به سود ترامپ تمام میشود، و تا آن موقع هم مطلقا ناامید هستند،  واقعیت جامعه ایران هم همین است، مردم هم کارد به استخوانشان رسیده و چنین امکانی برای رژيم باقی نخواهند گذاشت، و من از قول برادر مسعود بگویم که گفتند: این رژيم نخواهد و نباید به این زمانی که خودشان برای خودشان تعیین کردند برسد، چون خلق قهرمان ایران ، مردم و قیامهای مردمی، با حمایت کانونهای شورشی که الان در سراسر ایران در واقع فعال شدند و فعالیت دارند و در پشت قیامها هستند، و در یک عمل مشترک همراه با قیام کنندگان انشاءالله همانطور از همه مظاهرش پیدا هست نخواهند گذاشت رژيم امروز را به فردایی که مورد نظرش هست برساند و خوابهای پنبه دانه‌ای که برای خودش دیده را محقق کند.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.