برای یک ایران آزاد

عملیات فروغ جاویدان بیمه نامه ارتش آزادیبخش ملی ایران چرا؟‌ گفتگو با عباس داوری

0

عملیات فروغ جاویدان سی امین سالگرد راپشت سر میگذارد ، عملیاتی که هنوز رژیم ولایت فقیه در سالگردش جشن میگیرد که سرنگون نشده است. عملیاتی که باگذشت زمان حقانیت واستقلال مجاهدین را به نمایش میگذارد . عملیاتی که برای درهم ریختن میز ارتجاع و استعمار علیه عالیترین منافع مردم ما لازم و ضروری بود. شبکه تصویری ایران آزادی طی گفتگویی با آقای عباس داوری ، موضوع عملیات فروغ جاویدان را مورد بررسی قرارداده و به سئوالات دراین زمینه پاسخ میدهد پاسخ میدهد .
پرسش: به هر چیزی که کبیر می‌گوییم، به این معنی است که تضادی حل شده. در عملیات فروغ جاویدان چه چیزی حل شد و چرا از نظر سازمان این عملیات اینقدر مهم است؟
عباس داوری: از قضا برنامه امروز ما «عملیات فروغ جاویدان چرا؟» می‌باشد و در برنامه امروز پاسخ فشرده‌ای به این سئوال می‌دهیم همچنانکه در جلسه قبل گفتم، سازمان مجاهدین خلق ایران در سال ۶۵ یعنی سال ششم جنگ به عراق رفت و در این مدت شش سال یک کارزار بسیار گسترده برای برقراری صلح هم در داخل ایران و هم در خارج ایران به راه انداخت. طرح صلح شورای ملی مقاومت از طرف بیش از ۶ هزار شخصیت و پارلمانتر و حزب و سندیکاهای بزرگ اروپایی حمایت شد. اما خمینی نه تنها تن به صلح نمی‌داد بلکه شعار می‌داد «جنگ جنگ تا رفع فته از عالم» خمینی جنگ را سرپوش سرکوب و چپاول وحشتناک مردم فقیر قرار داده بود. سازمان با حفظ استقلال عمل کامل خود در عراق ضمن ۲ سال با صدرشته عملیات توانست آتش بس را به خمینی تحمیل کند که خمینی آن را جام زهر توصیف کرد.
بنا بر این آتش بس بین دو حکومت ایران و عراق برقرار شد. اما آیا بین مردم و مقاومت ایران با رژیم غاصب حق حاکمیت مردم و ضدایرانی نیز جز با سرنگونی این حکومت می‌تواند آتش بس برقرار شود؟‌ خیر پس باید ارتش آزادیبخش به وظیفه ملی و میهنی خود یعنی برای سرنگونی رژیم ضدبشری اقدام می‌کرد. نتیجه نظامی عملیات فروغ جاویدان هرچه می‌بود مهم نبود مهم اثبات دو عامل تعیین کننده در مصاف با رژیم خمینی بود:
اولا-به ثبت دادن این راه و روش و استراتژی که رژیم ضدبشری آخوندی به دست فرزندان این خلق سرنگون می‌شود و تنها فرزندان این خلق هستند که باید رژیم را سرنگون کنند. این همان چیزی است که رژیم را به لرزه درآورده‌است. حتی اگر همه مجاهدین هم از بین می‌رفتند ولی این راه ماندگار بود. چرا ۳۰ سال است رژیم از این که هنوز سرنگون نشده خوشحالی می‌کند و هر ساله اینهمه برنامه درست می‌کند و مهره‌های ریز و درشت خودش را به صحنه نقالی می‌اورد؟‌ خمینی و رفسنجانی که جانشین فرمانده کل قوا بود شنیدند که برادر گفت حتی اگر فقط کلاش داشتیم بازهم فرمانده کل می‌گفت باید برویم.
ثانیا-شما میدانید برای از دور خارج کردن سازمان مجاهدین خلق ایران، سرمایه گذاری رژیم روی این آتش بس بود که با این آتش بس مجاهدین هم سکوت خواهندکرد و اثبات می‌شود که مجاهدین زائده جنگ و دست نشانده عراق هستند اما عملیات فروغ جاویدان نقشه‌های استعمار و ارتجاع را درهم ریخت.

پرسش: در عملیات فروغ جاویدان آیا برادر مسعود به تنهایی تصمیم به عملیات گرفت یا با کسانی هم مشورت کرد و چه جوابی به انتقاد در مورد اینکه چرا همه نخبگان و افراد زبده را هم به عملیات فرستادند دارید؟
عباس داوری: ‌ سئوال شما دوقسمت دارد قسمت اول می‌گوید برادر مسعود به تنهایی تصیمیم گرفت؟‌ برای پاسخ بهتر است کلیپ تصمیم گیری را با هم ببینیم که همه رزمندگان به این عمل رأی دادند.
وقتی صحبت از رزمندگان می‌کنیم، یعنی آگاهترین و ذیصلاحترین افراد که تک تک آنها در معیارهای کلاسیک افسران عالیرتبه هستند
قسمت دوم سئوال شما که می گویید چه جوابی به انتقاد در مورد اینکه چرا همه نخبگان و افراد زبده را هم به عملیات فرستادند دارید؟ اول باید دید که این عملیات آیا واجب و ضروری بود؟ وقتی یک امر ملی واجب و ضروری است، دیگر کسی قیمت نمی‌پرسد. هزینه را کسی سئوال می‌کند که به وظیفه ملی خود پاسخ نمی‌دهد. وظیفه ملی که با هزینه و قیمت و تعداد شهید ارزیابی نمی‌شود. مثلاً در جنگ جهانی دوم مارشال پتن، فرانسه را تسلیم هیتلر کرد. اگر از هر فرانسوی میهن پرست بپرسید می‌گوید کاش می‌گذاشت پاریس با خاک یکسان شود. بنا بر این باید اول به این سئوال پاسخ داد که عملیات کبیر فروغ جاویدان برای درهم ریختن میز ارتجاع و استعمار علیه عالیترین منافع مردم ما لازم و ضروری بود یا نبود؟

پرسش: برادر مسعود فرمان دادند که همه اشرفیان وارد عملیات فروغ جاویدان شوند واین در حالی بود که خود برادر پیشاپیش گفتند نتیجه عملیات مشخص نیست. آیا این کار نمی‌توانست منجر به نابودی همه مبارزین و همه مبارزه بشود؟ اگر اشرفیان همه کشته می‌شدند برادر روی چه کسانی حساب باز کرده بودند؟ اشرفیان حاصل ۲ سال ونیم کار سیاسی سازمان بودند.
عباس داوری: پاسخ قسمت اول را در سئوال قبلی که مربوط به هزینه است، پاسخ دادم. بله یک سنگ پرت کردن به سمت این رژیم به قول شما هزینه گزافی دارد. اما همین هزینه گزاف یک فرد یا سازمان مسئول را از مبارزه با این رژیم ضدبشری باز می‌دارد؟‌ مطلقاً خیر. به ۳۰ هزار سربدار قتل عام خمینی در زندانها در سال ۶۷ نگاه کنید آیا ایستادن برسر موضع قیمت جان می‌خواهد باید ایستاد یا نباید ایستاد؟‌ اگر آنها هزینه را تمام و کمال پراخت نمی‌کردند، چطوری می‌توانستیم سربلند کنیم؟‌ خدا لعنت کند این شجره خبیثه راه امامیهایی که بعداز شکنجه‌های مجاهدین و مبارزین و قتل و کشتار مردم بی گناه در استانهای مختلف کشور، اصلاح طلب قلابی شدند همه را از پرداخت هزینه می‌ترسانند. سال ۸۸ را در نظر بگیرید اگر موسوی و کروبی به دلیل هزینه خیانت نمی‌کردند وضعیت چقدر فرق می‌کرد؟ این جرثومه‌های خمینی همه را از پرداخت هزینه می‌ترسانند. عزیزان ماندگاری در فدا کردن و هزینه کردنهای سنگین است. اگر آن روز آن هزینه از بهترین فرماندهان ارتش آزادی پرداخت نمی‌شد، امروز از اشرف و اشرفیان و اشرف نشانان خبری نبود. این کلیپ را با هم ببینیم تا مشخص شود که دشمن چه می‌گوید و از چه چیزی می‌ترسد؟‌ دقیقاً از پرداخت هزینه گزاف می‌ترسد. هرکسی آگاه است و روشنفکر است و می‌فهمد باید بها بپردازد تا مردم به مبارزه بیایند. حضرت علی می‌گوید خدا از آگاهان تعهد گرفته که بر ستمگری ظالمی و گرسنگی مظلوم تن ندهند. چرا ما می‌گوییم فدای خلقمان هستیم جانمان را برای آزادی آن‌ها می‌دهیم زیرا این کار پشتاز مردم را برای قیام جهت برپایی عدالت فراگیر بر می‌انگیزد. چرا از شهادت یک پیشتاز صدها جوان برمیخیزد؟‌ این فطرت انسان است که آگاهان باید پیشتاز باشند. بنا بر این دوست عزیز یقین کنید که اگر آن بها را ارتش آزادیبخش با چشمان باز نمی‌داد، امروز چیزی بنام اشرف نشانها وجود نداشت.
پرسش: چرا برغم پذیرش آتش بس توسط رژیم که به موضوع صلح هم مربوط می‌شد ولی ارتش آزادیبخش اقدام به عملیات کرد؟ مگر شما دنبال صلح نبودید؟
عباس داوری: البته ما دنبال صلح بوده و هستیم. اما خمینی و این رژیم صلح نمی‌خواهند. الان ۳۰ سال از آتش بس می‌گذرد. رژیم با عراق قرارداد صلح امضا نکرده است. چون معتقد است خمینی و خامنه‌ای ولی امر مسلمین جهان هستند بنا بر این همچنان که همه چیز مردم ایران را این تبهکاران برای خودشان می‌دانند همه چیز مردم عراق را هم برای خودشان می‌دانند. خمینی در ۸ شهریور ۶۷ یعنی یک ماه و نیم بعد از قبول آتش بس، به هیأت دولت به مناسبت هفته دولت می‌گوید: «نباید حساب کنیم که جنگ تمام شده … باید مردم مهیا باشند، قوای مسلحه مهیا باشند، مردمی که باید به جبه بروند و جبهه‌ها را پر کنند…»
بنا بر این خمینی و خامنه‌ای با کسی صلح نمی‌کند. در اسفند ۶۸ رئیس جمهور سابق عراق به رفسنجانی که رئیس جمهور بود نوشت که ما قرارداد الجزایر و هر آنچه که شما بخواهید را قبول داریم اما رفسنجانی صلح نکرد که نکرد.
پرسش: مقاومت ایران عملیات فروغ جاویدان را یک پیروزی و یک حماسه بزرگ می‌داند در صورتی که به هدفشان نرسیدند و برگشتند؟ نظر شما در این مورد چیست؟
عباس داوری: مگر هدف ارتش آزادیبخش چی بود که می‌گویید به هدفش نرسید؟ بینید برادر مسعود چه می گویند:‌ بنا بر این هدف تثبیت یک راه حل بود که انجام شد. هدف بیمه کردن ارتش آزادیبخش بود که انجام شد. هدف نشاندادن استقلال ارتش آزادیبخش بود که انجام شد هدف تضمین بقای ارتش آزادی بود که امروز شما آن را در کانونهای شورشی خوب می‌بینید.

پرسش: شما از عملیات فروغ جاویدان به عنوان یک بیمه نامه اسم می‌برید منظورتان چیست؟ توضیح بیشتری بدهید؟
عباس داوری: من فکر می‌کنم الان این بیمه نامه خیلی خیلی واضح است. اگر ۳۰ سال پیش درک آن مقداری مشکل بود، اما امروز با توجه به عبور سرفرازانه مجاهدین خلق ایران و ارتش آزادی از پیچیده‌ترین و خونین‌ترین توطئه‌ها و رشد و شکوفایی این شجره طیبه را همه می‌بینند. آیا امکان داشت که بدون آن بیمه نامه یعنی عملیات کبیر فروع جاویدان از این همه ابتلائات و بلاهای استعماری و ارتجاعی عبور کنیم؟ آیا امکان داشت که از بمباران ۱۲ دولت و لیست گذاری ظالمانه تروریستی عبور کنیم؟‌ آیا امکان داشت که با دستان خالی محاصره رژیم و ایادی وحشی آن با حداقل تلفات بیرون بیاییم؟ ائتلافی که عراق را اشغال کرد و ما را خلع سلاح نمود، چرا نتوانست ما را اسیر جنگی کند؟‌ آیا معنی اسیر جنگی روشن است؟‌ چرا مجبور شدند به حکم دادگاههای صالحه ما را از لیست ظالمانه تروریستی خارج کنند؟ ارتش آزادیبخش اگر با آتش بس دو طرف خودش را کنار می‌کشید معنی عملی آن چی بود؟
پرسش: شرایط بین المللی و منطقه‌ای در زمانی که رژیم آتش بس را پذیرفت به چه صورت بود؟ و آیا عملیات فروغ در آن شرایط مشروعیت بین المللی و سیاسی داشت؟ نظر شما چیست؟
عباس داوری: از قضا عملیات فروغ جاویدان به همه طرف حسابهای بین المللی فهماند که جنگ اصلی بین مردم ایران و رژیم خمینی است. هیچ طرف بین المللی عملیات فروغ جاویدان را به جنگ ایران و عراق ربط نداد و کسی هم مشروعیت آن را زیر علامت سئوال نبرد زیرا نمی‌توانست زیر سئوال ببرد جنگ ما برای رهایی مردم و میهن از چنگال یک رژیم فاشیست مذهبی بود چه کسی می‌توانست مشروعیت آن را زیر علام سئوال ببرد. همچنانکه وقتی عراق اشغال شد، حرف ما با فرماندهان امریکایی این بود که ما یک دشمن داریم و با کسی جنگی نداریم و آنهم رژیم ضدبشری آخوندی است نبرد ما برای آزادی است آیا برای ازادی جنگیدن غلط است؟ آیا آزادیخواهیم جرم است؟‌
پرسش: چه ارتباطی بین عملیات فروغ جاویدان و وضعیت کنونی رژیم و مقاومت و مجاهدین وجود دارد؟
عباس داوری: ما موقعیت امروز را نمی‌توانیم جدا از پروسه‌ای که آمده‌ایم نگاه کنیم. این پروسه قطعاً نقاط عطفی دارد و عملیات فروغ جاویدان همچنان که توضیح دادم یکی از مهمترین نقاط عطف است که بطور مستقیم ربط پیدا می‌کند به موقعیت امروز سازمان است.
پرسش: به نظر شما پیام فروغ جاویدان برای جوانان و مردم قیام کننده در شرایط فعلی و کانون‌های شورشی چیست؟ و چه درسی برای آن‌ها دارد؟
عباس داوری: پیام فروغ جاویدان برای جوانان و قیام کنندگان این است که با این رژیم با تمام قوا و با تمامی امکانات باید با این رژیم جنگید و به آن امان نداد. همان راهی که رزمندگان در فروغ نشان دادند….
درهمین زمینه:
فروغ جاویدان؛ سفری که هنوز پایان نیافته است
دفاع مقدس یا جنگ ضد میهنی؟ حقایق جنگ هشت سالة ایران و عراق

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.