برای یک ایران آزاد

فاجعه سیل و فوران بحرانهای اقتصادی و اجتماعی: گفتگو با علیرضا معدنچی

0

فاجعه سیل و فوران بحرانها از اقتصادی و اجتماعی گریبان حاکمیت آخوندی راگرفته و برون رفتی برایش متصور نیست. بی عملی سران وکارگزاران رژیم در برابر سیل در سراسر کشور، بویژه در مناطق غرب ، وضعیت فاجعه باری را برای مردم مصیبت زده این مناطق  بهمراه داشته است.درچنین شرایطی آخوندها و پاسداران نه تنها هیچ اقدام جدی برای جلوگیری از وقوع سیل یا کمک رسانی به سیلزدگان نمی کنند، بلکه با آوردن زرهی و اعزام نیروهای سرکوبگر تلاش میکنند، با ایجاد رعب و وحشت، جلوی هرگونه حرکت اعتراضی را بگیرند.در همین رابطه، آقای علیرضا معدنچی طی گفتگویی با تلویزیون ایران آزادی این وضعیت را بررسی کرده و به سئوالات پاسخ میدهد.

علیرضا معدنچی: این سیلی که الان شاهدش هستیم و صحنه‌های دردناکش را دیدیم نه امروز و نه امسال شکل نگرفته در واقع ۴۰ سال عوامل زمینه ساز این سیل در کار بودند و این سیل را شکل داده است، نکته اصلی در درک عامل اصلی سیل یعنی آماده‌سازی ایجاد این فاجعه توسط حکومت است، ۴۰ سال است که این حکومت زمینه‌های ایجاد و یا ساخت شکل گیری این سیل را دائماً نابود کرده است، ۴۰ سال است رژیم دست به ساخت و سازهای زده که حاصلش جزء تخریب محیط زیست و جزء تخریب زیرساختها نبوده است، ۴۰ سال است که رژیم محیط زیست را نابود کرده است، همه آن چیزهای که می‌توانست مانع از ایجاد سیل بشود اینها را همه از بین برده است، این سیلی که الان شاهدش هستیم از دو طریق چنین ابعادی پیدا کرده است .

یکی زمینه‌های ایجاد این سیل را رژیم ایجاد کرده و دیگری بعد از وقوع سیل خیلی کارها می‌توانست انجام بدهد از پیشگیری و همه کارهای که در دیگر کشورها معمول هست و نیروی گسترده ارتش را برای نجات جان مردم وارد می‌کنند، جمعیت‌های زیادی را با سازماندهی خاص دولتی منتقل می‌کنند، سیل بند ایجاد می‌کنند، سیل مثل زلزله نیست که دفعتاً حاصل بشود، از روزهای پیش می‌دانستیم روزهای شنبه و یکشنبه و دوشنبه بارانهای سیل آسای در راه است ولی هیچ کاری صورت نگرفته است، یعنی خیلی از کارهای که بعد از سیل می‌توانست انجام بدهد، انجام نداده است.

اما در مورد عواملی که باعث شده چنین چیزی اتفاق بیفتد، تخریب محیط زیست توسط این رژیم هست و از طروق متعدد این کار را انجام داده است و در واقع محیط زیست را قتل عام کرده، از ول کردن ساختارهای قبلی و عدم رسیدگی به آنها مثل لایروبی قناتها و یا مدیریت سنتی توزیع آب توسط سیستم قناتها که در ایران سابقه هزاران ساله دارد، زهکشی‌های مصنوعی قدیمی، ول کردن پروژه بیابان زایی، قبلاً در این کشور یک پروژه کاشت گیاهان کویری در حاشیه شهرها وجود داشت که باعث تثبیت شن‌های روان می‌شد، حاشیه سازی شهرها در مقابل ریزگردها با خشک شدن هورهای جنوب ما دیدیم که چه فاجعه‌ای بعنوان ریزگردها در استان خوزستان در شهر اهواز اتفاق افتاد، که زندگی برای مردم را ناممکن کرده بود، نابود کردن اکوسیستم‌های طبیعی مثل جنگل تراشی و کوه خواری و فروش غیر مجاز حفر چاه، که از ظرفیت موجود کشور بیش از اندازه استفاده شد، بحث شد که دشتهای ایران فرونشستهای فاجعه باری داشته باشند، مثل دشت ورامین، دشت بهار همدان، دشت مغان، دشت شهریار و حفره‌های عظیمی در اثر همین فرو نشستها ایجاد شد و از بین رفتن قابلیت زمین بخاطر همین سفره‌های زیر زمینی که کاهش پیدا کرد و تغییر کاربری مسیرهای طبیعی و آنها را تبدیل به ساختمان و جاده و خط آهن و تغییرات غلط و اشتباهات فاحش در حوزه‌های آبریز طبیعی مثل ایجاد راه آهن دراستان گلستان که مسیر سیل را ؛ را بست و باعث سیل گلستان شد، این همان خط آهنی است که سپاه به آن افتخار می‌کرد در مدت کوتاهی ساختیم و در ایام اخیر مجبور شد بخشی از آن را خودش منفجر بکند تا آب راه خروج پیدا بکند، این‌ها نمادهای است که قبلاً به اسم ساخت و ساز و پروژه‌ها تبلیغ می‌کردند که تماماً با هدف غارت و چپاول صورت گرفته، فقط به درد منفجر کردن می‌خورد و این انفجار توسط خود سپاه پاسداران صورت گرفت، مشابه این اقدام در شیراز هم صورت گرفت، بر روی مسیل کنار دروازه قرآن با بی خردی جاده ساختند، اتوبان کشیدند و نتیجه‌ش را ما در شیراز دیدیم چگونه صدها خودرو با ساکنین آن در خودش غرق کرد و سیل برد، الان هم ناچار هستند اگر بخواهند اقدام جدی بکنند تمام این ساخت و سازها را از بین ببرند، اظهارات یکی از مقامات محیط زیست رژیم را بخوانم با عنوان احمقانه‌ترین سیل جهان از قم تا شیراز نوشته بود: «من خودم در پاییز سال گذشته سال ۹۷ با مسئول پارکینگ رودخانه قم صحبت کردم و از بروز چنین روزی هشدار داده بودم و با این پاسخ حیرت انگیز مواجه شدم، آقای مهندس نگران نباشید آنقدر پول از محل پارکینگ در آورده‌ایم که اگر همه تاسیساتمان را هم آب ببرد می‌توانیم دوباره با بخشی از آن مجدداً خسارتها را جبران کنیم»، کی هست که چنین دست بازی دارد که مسیلها را تبدیل به پارکینگ بکند بعد هم بگوید نگران نباش ما آنقدر پول در آوردیم که می‌توانیم آنها را جبران بکنیم، با جان مردم که از دست رفته چه می‌خواهید بکنید؟ مشخص است آن نهاد و ارگانی و کسانی که چنین دست بازی دارند که با جان و مال و هستی مردم بازی بکنند چه کسانی هستند، سپاه و یا بیت رهبری هستند، بعد عدم تخصیص بودجه عمرانی برای بازسازی محیط زیست و مدیریت بحران، کافی است من یادآوری بکنم بودجه تبلیغاتی ارگانهای تبلیغی رژیم از جمله حوزه‌های باصطلاح علمیه ۱۳ برابر بودجه محیط زیست است و اگر اینها را با بودجه مدیریت بحران مقایسه بکنیم فاصله خیلی خیلی بیشتر می‌شود.

علیرضا معدنچی: بطور خلاصه بگویم ۴۰ درصد اگر در این فجایع رژیم نبود چنین ابعادی پیدا نمی‌کرد، بله در همه جای دنیا سیل می‌آید اما ببینید در بقیه جاها چکار می‌کنند و رژیم چکار کرد، رژیم مردم را ول کرد، الان از گزارشات هموطنانمان که بدستمان می‌رسد اصلاً کسی نیست که به داد آنها برسد، باصطلاح مقامی یا نفری از این سیلها بازدید نکرده است، شاهدش هم همین استاندار گلستان بود، که معلوم بود سیل در راه است و از روز ۲۷ اسفندماه قابل پیش بینی بود رفته بود خارج که به خانواده ش سر بزند و وقتی کارمندان استانداری به او گفته بودند که سیل در راه است گفته بود مهم نیست سیل راه خودش را به سوی دریا باز می‌کند و می‌رود، در دنیا هیچ چیزی تصادفی نیست حتی این سیل تصادفی نبود این را نه ما بلکه سردمداران رژیم و خود روحانی می‌گوید (وقتی می‌خواهد ژست اپوزیسیون بگیرد) روحانی اخیراً گفته بود عواملی که باعث سیل شد، وقتی درختان را قطع می‌کنیم، جنگل‌ها و مراتع را از بین می‌بریم طبیعت هم به این ترتیب به ما جواب می‌دهد، وقتی روحانی چنین حرفی میزند فکر می‌کنم حجت به اندازه کافی و تمام هست، بعد از سیل علم الهدی که مربوط به آن باند است گفته بود سیل گلستان از نقطه‌ای که شروع شد قابل مهار و مدیریت بوده و مشخص بوده موانعی که در سر راه سیل هست سبب می‌شود آب نسبت به منطقه فراگیر شود و تخریب به بار بیاورد، آن عوامل سیل را روحانی به آنها اعتراف کرد و این هم موارد بعد از سیل هست که علم الهدی به آن اشاره می‌کند، یا یکی از کارشناسان رژیم به نام بهلول علیجانی گفت که من داشتم نقشه منطقه شیراز را نگاه می‌کردم واقعاً وضعیت چنین نبود که سیلی با چنین وضعیتی رخ بدهد، ۵۰ یا ۶۰ سال گذشته چنین بارانی در ایران اتفاق افتاده ولی چون در آن زمان پوشش گیاهی وجود داشته و خاک نفوذ پذیر بوده جلوی روان شدن آب گرفته می‌شد و سیلی رخ نمی‌داد، این‌ها اعترافات خود رژیم هست، و خود رژیم ناچار است چنین اعترافاتی بکند و این بخشی از واقعیت است و جایی برای این سؤالات باقی نمی‌ماند که اگر این رژیم نبود در این ابعاد هرگز چنین وقایعی اتفاق نمی‌افتاد.

 

 

پاسدار شمخانی در دعوای باندی خودشان سر سیل شیراز گفته بود: «حادثه شیراز بخشهای خصوصی و دولتی هر دو مقصرند، هر کسی در مسیر مسیل دروازه قرآن شیراز ساخت و ساز کرده به یقین مقصر است، که به نظر من ترکیبی از بخش خصوصی و دولتی در چنین قصوری دخیل هستند»، این بخش خصوصی کی ها هستند؟ بغیر از عوامل رژیم و خصولتی ها کسی هست؟ بله باران‌ها می‌توانست برای سرزمین خشکی مثل سرزمین ما نعمت باشد، باران‌ها خیلی مغتنم بود، در سالیان گذشته از بی آبی می‌نالیدند و گویا که این جبر و قهر طبیعت است که باران نمی‌بارد و سدها را نشان می‌دادند و اینکه خالی است، وقتی باران کم می‌بارد آنجوری خشکسالی، وقتی باران زیاد می‌بارد اینطوری تبدیل به فاجعه و سیل می‌شود، پس اشکال از طبیعت نیست، هیچ چیزی از این وقایع طبیعی مثل سیل بخصوص با این هواشناسی پیشرفته که قابل پیش بینی است و می‌توانند تشخیص و پیش بینی کنند در چه روزهای باران شدید خواهد بود و در چه روزهای امکان وقوع سیل هست و همه قابل پیش بینی است، اما این رژیم محیط زیست ایران را قتل عام کرده، همانطور که بهترین فرزندان مردم ایران را قتل عام کرد، محیط زیست ایران را هم قتل عام کرده است، این رژیم جنگلها را نابود و قتل عام کرده، انهدام جنگلها در ایران سالیانه معادل ۴۰۰ هزار هکتار یا بر اثر آتش سوزی و یا بر اثر تخریب جنگلها با جنگل خواری و غیره، خامنه‌ای در کمال وقاحت یکبار گفت، لذا چه کسانی هستند کوه خواری و جنگل خواری و دریا خواری می‌کنند و به حریم طبیعت تجاوز می‌کنند، این‌ها عوامل همین رژیم هستند. نتیجه‌ش همین می‌شود که سیل تبدیل به فاجعه می‌شود.

علیرضا معدنچی: اولا چند برابر سدهای که ساخته شده تخریب جنگلها و جنگل تراشی و تخریب پوشش گیاهی زمینها و مراتع انجام گرفته، ثانیاً سدهای که ساخته شده بنابرآماری که می‌دهند که ۱۲۰ سد در این ۴۰ سال ساخته شده، هیچکدام برای حل تضادی مشخص از این مردم نبوده، هیچکدام برای مهار آب نبوده، بلکه هدف اصلی پر کردن جیب پاسدارها و چپاول از طریق آب فروشی که پول به جیب بزنند، ممکن است بخشی بعنوان ذخیره آب پشت سدها بوده اما بخش دیگری سدها باعث از بین رفتن تالابها شدند و هدفش غیر کارشناسانه و هدفش غارت و چپاول بود، باعث خشکی زمینهای پایین دست سدها شدند، همین سدهای که بالا دست دریاچه ارومیه ساختند باعث خشک شدن دریاچه ارومیه شد پ تبدیل به نمکزار و طوفانهای نمکی ایجاد کرد و حیات و زندگی را در چندین استان کشور به مخاطره انداخت، یا سد گتوند را ساختند که خودش یک فاجعه زیست محیطی است چون این سد مخزنش در جای قرار گرفته که گنبدهای نمکی گچساران در آن واقع شده و به شدت آب را شور کرده و سالانه میلیونها تن نمک وارد مخزن سد می‌شود و از آن به رودخانه کرخه و از آنجا به کارون ریخته می‌شود و این باعث از بین رفتن کشتزارهای خوزستان و نخلزارها شد و کشاورزان را به خاک سیاه نشانده است.

بگذریم که این سد تا الان چند بار ویران و نابود شده که سیلهای که راه افتاد باعث خرابیهای زیادی در سالهای گذشته شده است، و این سد و سدی که بالا دست سدهای که ساخته بودند و آب‌های استان‌های که استان اصفهان به استانهای دیگر باعث خشک شدن زاینده رود شد و کشاورزان حوزه زاینده رود به خاک سیاه نشستند، هیچکدام و یا اکثر این سدها با تحقیق کارشناسانه صورت نگرفته است، الان هم می‌بینیم وقتی بدلیل زمینی که قادر به جذب آب نیست سدها بیش از ذخیره آب به آنان وارد می‌شود مجبور به باز کردن دریچه سدها شدند و الان خوزستان را همین باز شدن دریچه سدها باعث سیل گرفتگی و این همه ویرانی ببار آورده است، رژیم هیچکاری در جهت حفظ قنات در ایران انجام نداده است قنات یکی از هوشیارانه‌ترین کار اجداد ما در طول تاریخ بوده، اقوام ایرانی برای تهیه آب در مناطق خشک کشور بیش از سیصد میلیون متر کانال و قنات ایجاد کردند، برای فهم عظمت اینکار ما طول خط استوا را یادآوری می‌کنم، طول خط استوا ۴۰ میلیون متر است و متراژ متر را بر اساس آن ساختند و می‌گفتند یک متر یک میلیونیم خط استوا است، این قناتهای که ایرانیان در طول قرنها ساختند هفت و نیم برابر طول استوا است، اکثرآن سرمایه عظیم که در واقعه میراث هزاره‌ها بوده از جمله قنات گناباد میگویند یک قدمت ۳ و ۴ هزار ساله دارد، یعنی قدمتی بیشتر از اهرام مصر دارد، مردمی که در این سرزمین زندگی می‌کردند تلاش می‌کردند اینطوری این آب را حفظ بکنند، آب از قدیم مایه حیات بوده است، و به قول قرآن «الماء کل شی‌حی»، از آب زندگی بوجود آمده است.

اما همین آب وقتی در اختیار این رژیم ضدبشری و غارتگر قرار می‌گیرد، چقدر باعث ویرانی و نابودی می‌شود، فروش آبها فقط به سدها محدود نمی‌شود، این‌ها با استثمار بی رحمانه سفره‌های زیر زمینی در کشور باعث شدند زمینها و دشتها خشک بشوند واین حفره‌های سفره‌های زیر زمینی تبدیل به حفره‌ها شدند و فروریزشهای وحشتناک در دشتهای کشور داشتیم، و وقتی این حفره‌ها پر می‌شود و باصطلاح زمین‌ها در اعماق زمین فرو می‌ریزد، آب امکان نفوذ به عمق را پیدا نمی‌کند، اگر این حفره‌ها فرو نمی‌ریخت آب به سفره‌ها و عمق نفوذ پیدا می‌کرد اما الان نمی‌تواند به زمین نفوذ بکند، بنابراین روی زمین جاری می‌شود و سیلابها بوجود می‌آید، پس سیل محصول تخریبهای چند جانبه طبیعت از سوی این رژیم است از نظر تعادل طبیعی و محیط زیست کشور زدن اکوسیستم طبیعی زمین یک کشور و ایجاد خشک سالی در سالهای گذشته در واقع ناشی از این رژیم هست و فرسایش خاک ایران در رأس جدول کشورها قرار دارد، الان همه خسارات سیل را همگان می‌بینند ولی اینها خسارات خاموشی بوده که در طی این سالیان به مردم ایران و محیط زیست ایران وارد شده است. خوانده بودم و شنیده بودم که قنات گناباد قدمت چندین هزار ساله دارد و قنات از ابتکارات بسیار هوشمندانه اقوام ایرانی بوده، میدانید طول این قنات‌ها گاها به چند فرسخ می‌رسد و این آب را پدران ما با آن امکانات اولیه و مشقت‌ها از دل زمین بیرون می‌کشیدند و مورد استفاده قرار می‌دادند، الان اکثر این قناتها از بین رفته است، در همین تهران قناتهای زیادی بود و همه از بین رفته است، در شهرها و شهرستانها به همین ترتیب از بین رفته و هزاران قنات وجود داشت طول این قناتها سیصد میلیون متر بوده یعنی سیصد هزار متر بوده است. اکثر اینها در این ۴۰ ساله نابود و از بین رفته است.

علیرضا معدنچی: کاملاً از قبل قابل پیش بینی بود و هواشناسی پیش بینی کرده بود، و تلویزیون رژیم می‌گفت از روزهای جمعه و شنبه و یکشنبه بارانهای سیل آسا در پیش است، خیلی کارها می‌توانستند انجام بدهند کافی بود اقدامات پیشگیرانه انجام بگیرد، مثلاً مسیر مسیلها در این فرصتی که بود باز کنند، لایروبی کنند، سیل بند بسازند، درگلستان جوانان با کیسه‌های شن و در برخی مواقع از نایلکس و کیسه‌های پلاستیکی استفاده می‌کردند، ۴ کیلومتر سیل بند ساختند ولی در این بسیج همگانی از پاسدار و بسیج خبری نبود و رژیم اینها را برای سرکوب مردم نگه داشته بود، می‌توانستند با امکانات دولتی خیلی کارها انجام بدهند، ولی هیچ صورت نگرفت تازه امروز وقتی سیل راه افتاد کارگزاران رژیم در خرم آباد با بلندگو راه افتادند و به مردم هشدار و اخطار می‌دهند که شهر را باید تخلیه کنند، در کشورهای دیگر امکانات دولتی را به خدمت می‌گیرند، بوسیله قطار و راه آهن مردم را منتقل می‌کنند، میگویند شهر را تخلیه بکنید، ۴۰۰ هزار نفر جمعیت خرم آباد کجا بروند؟ با چه وسیله‌ای بروند؟ با کدام سازماندهی؟ وقتی مردم از جاده‌های محدود برای جابجایی اقدام بکنند بدون سازماندهی معلوم است تبدیل به فاجعه می‌شود، آن هم راههای که در مسیر سیل و ریزش کوه قرار گرفته است، وضعیت روستاها بطور کلی به امان خدا رها شده، تلویزیون رژیم که یک از صد خبر را می‌دهد، در کمال وقاحت خبر می‌دهد ۳ روستا در کهگیلویه در اثر سیل محو شدند.

یا مثلاً می‌گوید فلان روستا با صد خانوار امروز سیل با خود برد، به همین سادگی، واقعیت این است که این یک رژیم اشغالگر است، آن هم از بدترین نوع اشغالگر و ملت ما هم به گروگان گرفته شده، ملت ما تحت اشغال است، شما توهینهای سردمداران رژیم به مردم را، آن هم در برابر دوربین‌های تلویزیون دیدید، وزیر بهداشت‌ش چند مدت قبل در مقابل کمبود داروهای بیماران خاص در یک برنامه تلویزیونی گفت: «زنده ماندن این بیماران صرف ندارد (بیمارانی که چند سالی بیشتر عمر ندارند)، که ما بخواهیم این همه بودجه صرفشان بکنیم»، می‌خواسته از جیب پدرش به مردم ببخشد، در جریان سیل اخیر علی لاریجانی رئیس مجلس ارتجاع در برابر یک خانم هموطن سیلزده گفت: «برو شکر کن خودت سالمی»، این جواب اینها به مردم است، بنابراین از این رژیم هیچ انتظاری بجزء سرکوب و ویرانگری نباید داشت، رابطه با این رژیم رابطه با دشمن اشغالگر است، به چشم دیدیم که مردم زلزله سرپل ذهاب و استان کرمانشاه از اموال خودشان کامیون، کامیون پر کردند و برای هموطنان سیلزده در استان مازنداران و گلستان فرستادند، بنابراین آن اصلی که مردم ایران باید در نظر داشته باشند و دارند، همانطور که مجاهدین خلق ایران و مقاومت ایرن با تمسک به این اصل توانستند از پس همه این فشارها و تهمتها توطئه‌ها طی سالیان بر بیایند، اصل کس نخارد پشت من جزءانگشت من است، مردم باید خودشان برخیزند و به امداد هموطنانشان بشتابند و این کار هم خوشبختانه عملی شده است.

علیرضا معدنچی: برای اینکه اگر پای کمکهای خارجی و کشورهای خارجی باز بشود به همراه آنها خبرنگار می‌آید و لابد از وضعیت ایران گزارش می‌دهند، و میگویند اوضاع از چه قراری است، و میگویند که مردم از این رژیم چه میزان متنفر هستند، میگویند چقدر پتانسیل انفجاری و انقلابی در جامعه ایران وجود دارد و رژیم از همین نگران و می‌ترسد، نمی‌خواهد سر این قضیه باز بشود، نمی‌خواهد در این شرائط پای خارجیان باز بشود، رژیم هر موقع خبرنگار به ایران می‌آورد همه خبرنگاران اگر خریده شده نباشند، خبرنگارانی هستند که در تونلی که رژیم برای آنان ساخته حرکت می‌کنند، اطرافشان را با عوامل اطلاعاتی و امنیتی خودش پر می‌کند، کسانی که با آنها تماس برقرار می‌کنند عوامل وزارت اطلاعات هستند، این‌ها یک برنامه دارند برای کله‌پزی خبرنگارانی که آنهم بصورت حساب شده می‌آوردند، نه اینکه هر خبرنگاری را بیاورند، رژیم به این ترتیب به خبرنگاران اجازه می‌دهد به ایران بیایند و رژیم حاضر است حتی به قیمت جانهای زیادی از دست برود، به قیمت اینکه خسارات و قربانیان گسترده‌ای این سیل ببار بیاورد همه اینها را حاضر است به جان بخرد، ولی حاضر نیست که جامعه بین المللی از وضعیت مردم و ایران با خبر باشند و با خبر بشوند.

علیرضا معدنچی: خوب سازمان مجاهدین خلق جز این پیکره است مگر نسبت به این می‌تواند بی تفاوت باشد، مگر می‌تواند همان شیوه‌ای را که رژیم داشته است داشته باشد، شاید این تبلیقات محسوب بشود امیدوارم که چنین تلقی نشود، الان چون سؤال شد من ناچارم به آن جواب بدهم، یکی از وظایف مجاهدین در چنین شرایطی اصلاً همین است، یکی از وظایف کانون‌های شورشی همین است که بایستی به امداد هموطنان خودشان برخیزند و برخاستند، این‌ها وظیفه‌شان این است که اولاً در این شرایط سیاه به مردم امید بدهند، یک بار برادر مجاهد مسعود رجوی گفتند که انقلابی واقعی کسی است که زمانی آسمان را ابرهای تیره فرا گرفته باشد بقین داشته باشد که خورشید هست و به طلوع دوباره خورشید ایمان داشته باشد، همین ایمان و امید را باید در وهله اول همین کانون‌های شورشی و هوادران مجاهدین به مردم منتقل بکنند و به مردم بگویند که این رژیم رفتنی است، واقعاً این سیل با همه ابعاد فاجعه بار خودش بیانگر یک واقعیت و بیانگر پوسیدگی رژیم است و همانطور که زلزله کرمانشاه در یک منطقه محدودی این پوسیدگی را نشان داد، فرو ریختن ساختمان پلاسکو بقول خود رژیمی‌ها پلاسکویی بودن تمام این نظام را نشان داد، اما این سیل پوسیدگی رژیم را در ابعاد فراگیر ایران در منظر همه مردم ایران و در برابر چشمان همه مردم دنیا قرار داده است، بنابراین وظیفه اول هواداران مجاهدین و کانون‌های شورشی بگویند که این سیل مقدمه سونامی عظیم‌تری است که بر تمام سرو پای رژیم جاری خواهد شد، این سیل قابل مقایسه است با زلزله طبس در سال ۵۷ در ۲۵ شهریور سال ۵۷ که تکان به جامعه ایران داد بعد از آن بود که جامعه ایران یقین کرد که هیچ راهی بجز سرنگونی نظام سلطنتی وجود ندارد و این سیل که ابعاد آن خیلی گسترده‌تر است و تنفر مردم ایران خیلی عظیم‌تر از آن موقع زمان شاه است، بایستی به مردم گفت من از یک شعر مدد بگیرم که گفت:

بگذار این بسر شده مهلت

در واپسین تلاش ز ناچاری بر گزافه چنگ بیاویزد

بگذار ذات دریا را از جنبش بادهای هرزه بدانند

همان اتهاماتی را که رژیم به مقاومت مردم ایران و به سازمان پیشتازاین مقاومت میزند بگذارید که بگوید که از کجا و کجا کمک می‌گیرد

دریا ولیک که در این شش هزار سال

بسیار تخته پاره به ساحل فکنده است

بقول دکتر مصدق بزرگ ملت ایران با تاریخ چند هزار ساله خودش این دوره‌های کوتاه ۴۰ ساله، یک لحظه بیشتر در تاریخ ایران نیست این کابوس سیاه حتماً طی خواهد شد و سپری خواهد شد خود این سیل به نظر من با خودش چنین پیامی دارد که این رژیم رفتی است و فرو ریختنی است و روزهای آخرش را دارد می‌گذراند.

علیرضا معدنچی: حتماً که همین طوری است حتماً آن چیزی که رژیم از آن وحشت دارد همین است و این را مهره‌های رژیم هم میگویند این تازه زخم سیل هنوز گرم است، یعنی مردم درگیر توی سیلاب هستند، نمی‌شود از مردمی که توی سیلاب هستند انتظار اعتراض را داشت و انتظار تجمع اعتراضی را داشت، اما این سیل باخودش تمام مزارع را از بین برده، تمام دامداری‌ها را از بین برده است، مشاغل را از بین برده است و صنایع را از بین برده است، هزاران خانه در اثر سیل ویران شده است، الان روحانی می‌گوید جبران خواهیم کرد، چطوری؟ با کدام بودجه، بودجه‌ای که نصف آن کسری بودجه است و البته پشت سر آن هم اضافه می‌کند که در حد مقدورات دولتی، پس یعنی هیچ!!! این‌ها سر بر خواهد داشت و اجازه بدهید در این زمینه حرف خیلی زیاد است من از خود سردمداران رژیم نقل بکنم، مهره‌های رژیم یکی از اینها به نام پدرام سلطانی که نائب رئیس سابق اتاق بازرگانی رژیم بوده این توصیف خیلی خوبی از آثار اقتصادی سیل اخیر بدست داده است در ارتباط با آن چشم انداز سال پیش رو تصویر می‌کند، گفته: «سال ۹۸ با سال طبیعت آغاز شد اما سیل بزرگتر در اقتصادمان خواهد افتاد تورم طغیان خواهد کرد و رشد اقتصادی به زیر آب خواهد رفت، فشار نقدینگی نرخ ارز را چون تخت پاره‌ای برآاب های متلاطم خواهد انداخت و آن را از ساحل امن دور خواهد کرد و ساحل امن خواهد کند» و بعدش با کنایه به سردمداران رژیم و سرکردگان سپاه در مناطق سیل زده مثل همان پاسدار ابله پاسدار جعفری که رفته بود توی آب ایستاده بود و با ادعای همدردی ژست گرفته بود، البته مورد تمسخر همه هموطنان ما در فضای مجازی قرار گرفت همین مهره رژیم افزوده است که با این سیل کسی عکس یادگاری نخواهد گرفت این همان سرنوشتی است که در انتظار رژیم است البته به همین جا اکتفا کرده، ولی آن چیزی واقع خواهد شد، همان چیزی است که علی ربیعی مهره امنیتی رژیم گفته که فکر می‌کنم اگر سال ۹۸ را بر همین سیاق ادامه دهیم چشم انداز روشنی را در پیش نخواهیم داشت و برای جامعه امکان بروز تحرکات اجتماعی و نا آرامی‌های ذهنی به ناآرامی‌های فیزیکی را کاملاً متصور است نا آرامی‌های فیزیکی منظور چیست؟ قیام. من همانی که عرض کردم که دریا در این ۶۰۰۰ سال بسیار تخته پاره‌ها فکنده است، دریای مردم ایران، دریای مواج خروشان مردم ایران، این تخته پاره‌های ناچیز را که الان متاسفانه بر مقدرات و سرنوشت مردم ما حاکم شده‌اند به کناری خواهد انداخت و راه خودش را بسمت پیشرفت، به سمت آزادی، بسمت آبادی طی خواهد کرد، هموطنان من بایستی بدانند که روزهای روشنی در پس این روزها و شبهای سیاه در پیش است و آن روزها به همت شما مردم ایران به همت شما خواهران و برادران دلیر کانون‌های شورشی در پیش رو هست، اما همان طوری که برادر مسعود گفتند بایستی ایمان داشت که در پس این ابرهای تیره خورشید درخشانی است که به زودی طلوع خواهد کرد.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.