برای یک ایران آزاد

فراخوان دانشجویان به تسلیم برای اعطای عفو؛ از طرف آوایی اعلام شد

0

فراخوان دانشجویان به تسلیم از طرف آوایی بیش از آنکه وحشت‌آفرین باشد، مشت خالی یک قاتل قدیمی و نظام قتل‌عام را در برابر افکار عمومی باز می‌کند.

فراخوان دانشجویان به تسلیم
علیرضا آوایی، وزیر دادگستری روحانی، دانشجویان قیام آفرین را به تسلیم و ابراز ندامت فراخواند تا در احکام سنگین آنها تخفیفی داده شود. او درباره دانشجویان دستگیر شده در قیام دی‌ماه گفت: «بسته به نوع سلوک و رفتارشان در زندان» می‌توانند از «عفو» برخوردار شوند، «مخصوصا زمانی‌که» مسئولان قوه قضاییه «احساس کنند که اشتباه صورت گرفته، قابل جبران است یا مشی‌» دانشجویان اسیر «عوض شده باشد.» [ایلنا ۲۰ تیر ۹۷]
به این ترتیب علیرضا آوایی به این واقعیت سرسخت اذعان می‌کند که دانشجویان دستگیر شده، در زندان نه ابراز پشیبانی کرده‌اند و نه از مواضعشان کوتاه آمده‌اند در نتیجه برای آنها احکام سنگینی صادر شده است.
به گفته آوایی تنها در صورتی این احکام سنگین شکسته خواهد شد که دانشجویان دستگیر شده در ارتباط با قیام دی‌ماه، مسیر توبه و ندامت در پیش بگیرند و با تغییر مشی ایستادگی در برابر سلطنت ولایت مطلقه فقیه به جبران مخالفت‌های قبلی خود بپردازند.

وقتی در سال ۶۷، «نه» شنید
آوایی پیشتر سابقه دعوت به تسلیم و ابراز ندامت زندانیان را داشته است. او یکی از اعضای هیأت‌های مرگ در استان خوزستان بود که زندانیان را در محاکمه‌های چند دقیقه‌ای به سوی طناب‌های دار روانه می‌کرد؛ او یکی از سازندگان تاریخ تباهی در قتل‌عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ بود. چنین خدماتی بود که اکنون آوایی را تا موضع وزیر دادگستری بالا کشیده است.
در روزهای گرم تابستان ۶۷، آوایی و سایر اعضای هیأت‌های مرگ در زندان‌های سراسر کشور از جانب بسیاری از زندانیان سیاسی که شماری از آنها دانشجویان به اسارت گرفته شده بودند، پاسخ «نه» دریافت کردند و اکنون نیز آوایی اعتراف می‌کند تا همینجای کار از دانشجویان اسیر پاسخ «نه» دریافت کرده است.
در فاصله‌ی ۳۰ سال گذشته دانشجویان شهید سال ۶۷ و دانشجویان اسیر سال ۹۷ را تنها یک عنصر به یکدیگر پیوند می‌دهد؛ عنصر «مقاومت».

آدم برفی «ترس»
در آن تابستان داغ، سلطنت ولایت مطلقه فقیه می‌توانست در ابعاد هزاران تن، از زندانیان قتل‌عام کند اما امروز دیگر چنین امکانی برای نظام فراهم نیست و می‌داند ریختن هر قطره خون بر روی زمین چه پیامدهای هولناکی برای آن به همراه خواهد داشت. با این همه آوایی چاره‌ای نمی‌یابد که دادگاه‌های چند دقیقه‌ای سال ۶۷ را از اتاق‌های کوچک و تاریک زندان‌ها به صحنه‌ی رسانه‌ها و افکار عمومی بکشاند. آوایی با فراخوان دانشجویان به تسلیم برای اعطای عفو، در برابر افکار عمومی عاقبت هر مقاومت کننده را اینگونه نشان می‌دهد که به‌جز تسلیم یا زندان طولانی مدت سرانجامی نخواهد داشت. اما او از یاد می‌برد که آدم برفی «ترس» در برابر آفتاب مقاومت به سرعت در حال آب شدن است.

انتقام از دانشگاه
روز ۹ دی ۹۶، تنها دو روز پس از آغاز قیام ایران، از سردر دانشگاه تهران این شعار شنیده شد: «اصلاح طلب، اصول‌گرا دیگه تمومه ماجرا». شعاری که به‌مثابه پتکی بر سر تمامیت نظام فرو آمد؛ جباریت خامنه‌ای برای دست‌کم بیست سال نان سیرک اصلاح طلب و اصول‌گرا را خورده بود و اکنون در قلب تهران و از سردر دانشگاه تهران پایان این بازی اعلام می‌شد. [۱۸ تیر بعد از ۱۹ سال؛ از خروش علیه استبداد تا پایان بازی اصلاح طلب و اصول‌گرا]
برای انتقام از دانشگاه و جبران این ضربه سنگین، خامنه‌ای و سپاه به دستگیری گسترده دانشجویان و سپس صدور احکام سنگین مبادرت کردند. این شعار بیشتر از آن جهت خشم حکومت را برانگیخت که آنرا کار مجاهدین خلق ایران ارزیابی کرد. در جمعبندی درونی اطلاعات سپاه در این رابطه تصریح شده است: «خشونت، نحوه رفتار و شعارها همه مربوط به سازمان است. مثلا شعار اصلاح‌طلب، اصولگرا، دیگه تموم شد ماجرا، فقط در دانشگاه تهران یا مرگ بر روحانی فقط در مشهد سر داده شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ولی شعارهای مستقیم مربوط به براندازی، در همه جا بود و مرتبا تکرار می‌شد.» [وطن امروز ۱۲ تیر ۹۷]

آلترناتیو
مجاهدین خلق ایران به‌مثابه آلترناتیو سلطنت ولایت مطلقه فقیه همواره مرز سرخ نظام و به‌عنوان سرخ‌ترین نام محسوب شده‌اند. نظام در طول ۴۰ سال گذشته تنها بر روی همین دشمن متمرکز بوده است و همواره افراد و نیروهای مرتبط با مجاهدین را آماج سنگین‌ترین احکام قرار داده است. نگاهی به عکس‌های شهدای مجاهدین خلق ایران در طول ۴۰ سال گذشته به روشنی نشان می‌دهد که مجاهدین همواره به‌عنوان تنها هماورد نظام به‌شمار آمده‌اند.
امروز اما نظام دیگر نمی‌تواند تنها با حربه‌ی کشتن و سرکوب به بقای خود ادامه دهد. این سلاح مدت‌هاست که کارایی خود را به تدریج از دست می‌دهد. گستردگی شبکه‌های اجتماعی، و به صحنه آمدن افکار عمومی به‌مثابه ناظر و داور، دست قاتلانی چون آوایی را بیش از همیشه بسته است.
از دیگر سو مقاومت ایران آنچنان گسترده شده است که هر شلیک نظام به سمت آن اگر به هدف نخورد دارای پیامدهای وسیعی برای استبداد مذهبی می‌باشد. [عملیات تروریستی علیه مجاهدین در اروپا بر سر سپاه خراب می‌شود]
در روز ۹ تیر اجتماعی با حضور بیش از یکصدهزار ایرانی در تبعید، در پاریس برگزار شد. این جمعیت عظیم به همراه برجسته‌ترین مقامات و کارشناسان از آمریکا، اروپا و جهان عرب گرد آمده بودند تا اندکی از قدرت آلترناتیو نظام را در برابر چشم جهانیان به نمایش بگذارند.
اما بخش بسیار ‌بزرگ‌تر این آلترناتیو در داخل خاک ایران قرار دارد؛ همان پدیده‌ای که این روزها در دو نهاد «کانون‌های شورشی» و «شوراهای مقاومت» خود را سازماندهی می‌کند. نهادهایی که به‌مثابه موتور محرک قیام و اهرم سرنگونی عمل می‌کنند [۶ نشانه‌ی مرحله‌ی سرنگونی نظام ایران در سخنرانی مریم رجوی] و در یکی از آخرین حرکت‌های خود برای چند روز، تهران را به بزرگترین شهر شورشی جهان تبدیل کردند. [نقش مجاهدین در اعتصاب بازار؛ جمعبندی درونی سپاه و مجلس]

با این همه به نظر می‌رسد فراخوان دانشجویان به تسلیم از طرف آوایی بیش از آنکه وحشت‌آفرین باشد، مشت خالی یک قاتل قدیمی و نظام قتل‌عام را در برابر افکار عمومی باز می‌کند.

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.