برای یک ایران آزاد

فروپاشی رژیم ونگرانی ازمردم وکانونهای شورشی:علیرضا معدنچی

0

فروپاشی رژیم آیا واقعی است ؟ چنین اتقاقی خواهد افتاد؟ چرا خامنه ای نسبت به شرایط حساس هشدارمیدهد واز اینکه سال ۲۰۱۹ آمده ولی سرنگون نشده و ابراز خوشحالی میکند ؟ نقش  و وظیفه مردم بپاخاسته وکانونهای شورشی دراین شرایط چیست؟درهمین رابطه آقای علیرضا معدنچی طی گفتگویی با تلویزیون ایران آزادی موضوعات را مورد بررسی قرارداده و به سئوالات پاسخ میدهد

علیرضا معدنچی: تلویزیون رژیم و سایر رسانه‌های رژیم اخبار مخدوشی پخش کردند اول صحبت از این بود که گویا این هواپیما مربوط به قرقیزستان هست، وقتی قرقیزستان این را تکذیب کرد گفتند نه متعلق به ارتش بوده و در مالکیت ارتش بود و هواپیما اجاره‌ای نیست، گفتند این هواپیما می‌خواسته در فرودگاه فتح که در نزدیکی کرج هست فرود اضطراری داشته باشد دچار سانحه شده و بعد معلوم شد اینطوری نبوده و خبرگزاری سپاه پاسداران فارس گفت که این هواپیما قصد داشته در فرودگاه پیام به زمین بنشیند ولی اشتباهاً در فرودگاه فتح به زمین نشسته که چون باند فرودگاه فتح کوتاه هست در نتیجه از باند خارج شده و به انتهای دیواره باند برخورد کرده و آنجا هم مسکونی بوده، و در حالی که عملاً هواپیما در یک نقطه مسکونی سقوط کرده اما باز هم رسانه‌های رژیم هیچ صحبتی از میزان تلفات و خسارات به مردم غیر نظامی آن منطقه آمده چیزی نگفتند و این را مسکوت گذاشتند، به هر حال در این سانحه «در سقوط هواپیمای باری ارتش در فرودگاه فتح البرز ۱۶ سرنشین داشته که ۱۵ نفر جان باختند». با همین چیزهای که رسانه‌های رژیم گفتند معلوم هست که عوامل متعددی وجود داشته که هر کدام از اینها به تنهایی می‌توانسته عامل سقوط هواپیما باشد، از جمله اینکه در رأس همه اینها این هواپیما اصلاً یک هواپیمای سوختگیری بوده و یکی از ۱۴ هواپیمایی که در زمان شاه از امریکا در سال ۱۹۷۶ میلادی خریداری شده بود، یعنی الان این هواپیما ۴۳ سال عمر داشته، و مطابق با هیچکدام از استانداردهای بین‌المللی چنین هواپیمای اجازه پرواز ندارد، و مدتهای پیش باید از رده خارج می‌شد، علاوه براین سخنگوی ارتش «سرتیپ دوم تقی خانی» اعتراف کرد که هواپیما در عین حال که داشته گوشت حمل می‌کرده و در مأموریت ارتش بوده، مأموریت آموزشی هم داشته، این هم یکی از نقض‌های فاحش استانداردها و قوانین پرواز هوایی هست، که معمولاً هواپیمای آموزشی باید آموزشی باشد، نه هواپیمای که سرنشین و یا بار دارد به این اختصاص بدهند، این فرد گفته بوده ما برای صرفه‌جویی این کار را کرده بودیم، صرفه‌جویی گویا فقط در این امور هست و آنچه که در آن صرفه‌جویی نمی‌شود جان انسانها است، و آنچه که در آن صرفه‌جویی نمی‌شود اختلاس و غارت و اینها است، در آنجا صرفه‌جویی جایز نیست ولی در اینجاها که با جان مردم در ارتباط هست صرفه‌جویی می‌کنند، اگر یادتان باشد در سانحه اتوبوس دانشگاه آزاد هم اتوبوس‌های اسقاطی را به حمل و نقل دانشجویان اختصاص داده بودند و وقتی منجر به فوت ۱۰ دانشجو شد تازه اتوبوس‌ها را عوض کردند، علاوه برهمه این‌ها عامل مشخص این سقوط باند فرودگاه فتح و فرودگاه پیام در یک راستا هستند و این باعث بحران می‌شود و بایستی در چارت پروازی این مسئله قید بشود ولی در چارت پروازی نیامده بود و آنطور که رسانه‌های رژیم نوشتند در آبان ماه گذشته یک هواپیمای مسافربری با ۱۵۰ سرنشین خلبانش داشت چنین اشتباهی می‌کرد که قبل از اینکه فرود بیاید متوجه شد در باند اشتباهی فرود می‌آید و اوج گرفت و از مهلکه رست، و هیچ فکری برای آن نشده است، نتیجه اینکه در این رژیم جان آدمی هیچ ارزشی ندارد و خود این یک نمادی هست از بهم ریختگی و پوسیده‌گی رژیم، ما این وضعیت را در تمامی سوانحی که پیش آمده می‌توانیم ببینیم در آتش‌سوزی و غرق شدن کشتی سانچی که همین روزها هم سالگردش بود، اصلاً هیچ رسیدگی به بازماندگان آن نکردند، اعتراض کردند و دست به حرکات اعتراضی زدند، در قضیه فرو ریختن ساختمان پلاسکو هم باز یک همچنین چیزی بود، یعنی عوامل متعددی هستند که تمام اینها اگر یکی‌شان هم باشد برای وقوع چنین حادثه‌ای کافی هست، ولی وقتی همه با هم جمع می‌شود حاکی از وضعیتی است که این رژیم اصلاً کاری به کاری هیچ کسی ندارد، یعنی همه کارها به امان خدا رها شده است.

علیرضا معدنچی: روحانی در جریان سفر اخیرش به استان گلستان خیلی در این رابطه تبلیغات کرد اول می‌گفت تا چند هفته دیگر این موشک را می‌فرستیم بعد دیروز گفت این موشک ماهواره‌بر هست و در قیاس هم گفت در ارتفاع ۶۰۰۰ متری این ماهواره را قرار می‌دهد حالا اصل قضیه که واقعیت دارد یا نه، واقعاً نمی‌دانیم چون این رژیم که به قول معروف یک روده راست در شکم ندارد، کما اینکه بعضی از ناظران ابراز تردید کردند ولی اگر همین‌ها را هم باور کنیم ظاهراً رژیم قصد داشته در آستانه این دهه زجر و در سالگرد انقلاب بهمن یک پیروزی و دستآوردی داشته باشد، و برای همین روی آن تبلیغات کرده بود که می‌خواهیم دو ماهواره را به هوا بفرستیم و آن هم به این ترتیب شکست خورد، جالب نحو ارائه این خبر هست، خبری که دادند اینطوری بود، موشک مرحله اول را به موفقیت پشت سر گذاشت، مرحله دوم را به موفقیت پشت سر گذاشت، در مرحله سوم متوقف شد و ماهواره در مدار آرام نگرفت، همراه با توصیفات رمانتیک که ماهواره در مدار آرام نگرفت، وزیر ارتباطات دلقکی بنام «آذری جهرمی» توئیتی کرد، آنجا هم از این تعابیر استفاده کرد از آنجا که شب قبل این را اطلاع داده بود و مردم هم حالش را گرفته بودند گفت که از کامنتهای که برای من گذاشته بودند من خیلی حال کردم، می‌خواست بگوید بی تفاوت هست ولی واقعاً یک ضربه اساسی رژیم خورده و نمایشی که می‌خواست در آستانه سالروز بهمن بدهد و قدرت نمایی بکند در واقع این موشک بر سر رژیم فرو آمده است، و جالب این بود وقتی روحانی این را اعلام می‌کرد خیلی شور و فتورات می‌کرد موشک می‌فرستیم ولی از لحظه سقوط موشک صداش در نیامده است، در رابطه با سقوط هواپیما هم می‌گفت هواپیمایی که برای مردم گوشت حمل می‌کرده، (حالا یک هواپیما چقدر گوشت می‌تواند برای ۸۰ میلیون نفر حمل بکند، خدا می‌داند) می‌گفت در خدمت‌رسانی برای مردم دچار مشکلاتی شده و سانحه برای او پیش آمده است، اینگونه خبر را داد. حالا ابهام این است که هواپیمای ارتش رفته از قرقیزستان گوشت بیاورد، بعد در فرودگاه سپاه می‌خواسته فرود بیاید، چرا فرودگاه سپاه؟ این رژیم از بس که خبر جعل می‌کند و دروغ می‌گوید یک چنین چیزهای را به اذهان متبادر می‌کند، الان هم بایستی در انتظار اطلاعات بیشتر بود چون پرتاب موشکی که از جو خارج بشود، حتماً قدرتهای دنیا هم این را می‌گیرند و چیز پوشیده‌ای نیست کما اینکه قبلاً رژیم لاف و گزاف کرده بود که گویا موشک پرتاب کرده بعدها معلوم شد اینها ادعاهای دروغ بوده و صحت نداشته است، اطلاعات دقیقی تا الان نداریم باید منتظر باشیم تا بعداً خبری بیاید و ببینیم چی می‌گوید.

علیرضا معدنچی: این فروپاشی اصطلاح مجاهدین نیست، اول اجازه بدهید من توضیحی راجع به فروپاشی و معنای آن بدهم، وقتی میگویم فروپاشی یعنی این رژیم بطور خود بخودی از هم پاشیده بشود و فرو پاشیده بشود و سرنگون بشود، این فرض از جانب ما مردود است، و چنین اتفاقی نخواهد افتاد، و من سراغ ندارم رژیمی باشد که خودبخود خشک بشود و بیافتد، پس فرو پاشی به این معنی ما به آن معتقد نیستیم، اما وقتی میگویم فروپاشی به معنی از هم گسیختگی رژیم و از دست رفتن شیرازه کارها و آنچه که خود ایادی رژیم هم میگویند، واقعاً این اتفاق افتاده است، کما اینکه اجازه بدهید من از دختر رفسنجانی نقل بکنم فائزة هاشمی گفته بود: «فروپاشی محتوایی اتفاق افتاده است و تنها فروپاشی ظاهری و فیزیکی اتفاق نیفتاده است و خیلی احتمال می‌دهم که این اتفاق بیافتد»، این را عناصر مختلف رژیم با زبانهای مختلف میگویند این که از باند ا صطلاح‌طلب هست، از باند خود خامنه‌ای هم کسی بنام «مهدی محمدی» از مهره‌های اطلاعاتی رژیم و از باند دلواپسان و مدیر روزنامه حکومتی وطن امروز از واژه بی‌دولتی استفاده کرده بود، یا سرکردة سابق سپاه پاسداران پاسدار محسن رضایی گفته بود که سیستم مدیریتی کشور در گل مانده است، نظیر این اصطلاحات را هر دو باند بکار می‌برند، حالا این فائزه رفسنجانی گفته بود: «فروپاشی محتوایی اتفاق افتاده است و تنها فروپاشی ظاهری و فیزیکی اتفاق نیفتاده است، (منظورش از فرو پاشی ظاهری و فیزیکی همان سرنگونی است) و خیلی احتمال می‌دهم که این اتفاق بیافتد»، یعنی این رژیم و بخصوص روحانی هیچ کنترلی بر امور دولت ندارد، اجازه بدهید من از همین مهدی محمدی نقل بکنم، که در وطن امروز (۲۲ دی) نوشت: «تعبیر ورود به وضعیت «بی‌دولتی» چندان خوشایند نیست (می‌خواهد بگوید من خیلی هم خوشم نمی‌آید که این تعبیر را بکار می‌برم) ولی واقعیتی است که در حال حرکت به سمت آنیم. تصویری که اکنون دولت از خود ساخته، در چند کلمه «اغتشاش مدیریتی»، «فروپاشیدگی درونی»، «بی‌اعتمادی مردمی»، «سردرگمی خارجی» و «بحران برنامه‌ای» قابل خلاصه‌سازی است. بعد با طعنه به روحانی اضافه کرده: «آقای رئیس‌جمهور همچنان با قدرت سابق سخنرانی می‌کند ولی سخت نیست فهمیدن اینکه درون دولت را مدیریت نمی‌کند. وزرا مستقیماً علیه یکدیگر حرف می‌زنند.

پی‌درپی تصمیم‌های اشتباه گرفته می‌شود و کسی هم مسؤولیت نمی‌پذیرد، بودجه به ابزار تسویه‌حساب درون دولت بدل شده، کارهای بزرگ بین‌سازمانی روی زمین مانده، چرا که کسی نیست اطراف قضیه را بنشاند، میان آنها تقسیم کار کند (باید به این مهره باند خامنه‌ای گفت آن کسی که باید اینها را بنشاند و تقسیم کار بکند کیست؟ در حالیکه خودشان گفتند در نظام ولایت فقیه رئیس‌جمهوری یک تدارکاتچی بیش نیست، یعنی آبدارچی)، پس آن کسی که باید اینها را بنشاند و تقسیم کار بکند ولایت فقیه هست که خودش در بی‌تصمیمی مطلق هست، این عبارت بی‌تصمیمی هم درخود رسانه‌های رژیم و میان مهره‌های رژیم مکرر می‌شنویم، گاهی از بی‌تصمیمی کشور اسم می‌برند، بی‌تصمیمی حاکمیت، در حالیکه این اسم مستعار خامنه‌ای هست، یا مثلاً محسن رضایی هم گفته بود: «الان سیستم اداری و مدیریتی کشور در گل مانده است و در بمباران اقتصادی دشمن، دچار به هم ریختگی شده است. نمی‌شود دست روی دست گذاشت و تسلیم شد». و این دولت در صلح و سازش هست و با این دولت نمی‌شود وضعیت جنگی را اداره کرد بنابراین این نتیجه را گرفته که امور را باید سپرد دست سپاه پاسداران و گفته که «مدیریت در حالت صلح و در حالت جنگ، دو نوع است. در این شرایط باید نیروهای انقلابی وارد عمل شوند». پس نتیجه بگیریم فروپاشی به این معنی که رژیم خودش خودبخود سرنگون می‌شود خیر، این خبرها نیست، رژیم را یک نیرویی از بیرون خودش باید سرنگون بکند و خواهد کرد، ولی فرو پاشی به معنی از هم گسیختگی بله بنا بر اعتراف مهره‌ها و نمانیدگان هر دوباند این اتفاق افتاده است،

علیرضا معدنچی: همه این عوامل دست به دست هم داده و همه یک فلش را نشان می‌دهد که اوضاع به‌کلی تغییر کرده و تعادل‌قوا تغییر کرده و همه این چیزهای که امروز شاهدش هستیم یکی بعد از دیگری علیه رژیم هستند، همین پاسدار مهدی محمدی گفته بود و از ریزش بالای رژیم خبر داده بود، این مهره فعال اطلاعاتی و از بطن جریان خامنه‌ای هست، گفته بود که: بعضی رفتند و آنها هم مانده‌اند در اندیشه این هستند که بهترین زمان برای رفتن کدام زمان هست » یعنی در رژیم یک چنین وضعی هست، یک چنین جوی هست، مشابه این را قبلاً جوادی آملی گفته بود که خیلی‌ها فرار کردند و بعضی‌ها هم در حال فرار هستند، و گفته بوده ما که جا نداریم می‌مانیم و مردم ما را به دریا می‌ریزند، همه این عوامل دست به دست هم داده، یکی وضعیت بین‌المللی که می‌بینیم هر روز خبرهای جدید و استثنایی می‌شنویم، از انزوای سیاسی رژیم در منطقه از انزوای سیاسی بین‌المللی رژیم، و شاخص آن هم اجلاس ورشو که پایتخت لهستان که قرار است در ۲۳ و ۲۴ بهمن در آنجا برگزار بشود و در آن وزرای خارجه ۶۹ کشور جهان ازشان دعوت شده بیایند، رژیم در این رابطه به شدت وحشت‌زده هست، اول سعی می‌کرد این را کم اهمیت جلوه بدهد و بین کم اهمیت نشان دادن و یا کشیدن آژیر خطر مردد است، و همینطور شرائط اجتماعی، واقعیت این است بعد از قیام دی ماه این قیام متوقف نشده است و رژیم نتوانسته سرکوب بکند، سرکوب به این معنی که یک دوره طولانی ما شاهد هیچ خبری نباشیم، مثل سرکوب قیام ۷۸، مثل سرکوب قیام ۸۸، ولی شما ببینید هر روز آتش زیر خاکستر هست اصلاً چرا راه دور برویم خود خامنه‌ای این همه ابراز وحشتش از سال ۹۸ گویای چی هست؟ خودش گفته اینها برای سال ۹۷ جنجال کردند ولی نقشه اصلیشان برای سال ۹۸ است، همه‌شان فتنه ۹۸ را دم گرفتند و به شدت وحشت دارند، از آن طرف مجاهدین بعنوان عامل سمت دهنده این تحولات، این را تنها ما نمی‌گوییم، خود رژیم وقتی از اجلاس ورشو سوزوگداز می‌کند می‌گوید این اقدام لهستان برای میزبانی از مجاهدین برای ما قابل تحمل نیست و ما در مقام مقابله به مثل برخواهیم آمد سخنگوی وزارتخارجه بهرام قاسمی این را گفته بود، در رابطه با تحولات بین‌المللی میگویند کار مجاهدین هست، شمخانی گفته بود آقای جان بولتن که مشاور امنیت ملی هست از «بولتن مجاهدین» خط می‌گیرد و خط و خطوط مجاهدین در کاخ سفید را پیش می‌برد، در رابطه با تحولات ا جتماعی رژیم که دادش به هوا است، که مجاهدین اینها را بوسیله کانون‌های شورشی سمت می‌دهند، اصلاً آنچه در صحنه بین‌المللی بر سر رژیم آمده از کجا آمده است؟ نقطه آغازش از توطئه بمبگذاری رژیم در مراسم گردهمایی بزرگ مقاومت در تیرماه گذشته بود، از آنجا سرکلاف باز شد دستگیری و بازداشت دیپلمات ترویستها و این وضعیت و باز رژیم دست برنداشته و بر هم نمی‌دارد بخاطر اینکه خطر اصلی را مجاهدین می‌داند و می‌داند که از اینجا خواهد خورد، بنابراین اگر بخواهیم بگویم از میان این همه عوامل کدام تعیین کننده است، یک میگویم عامل داخلی یعنی قیام و قیام هم از مجاهدین جدا ناشدنی است، یعنی نمی‌شود تفکیکی بین مجاهدین و قیام قائل شد، قیام و سازمان رهبری کننده قیام، چنانچه خود روحانی هم اعتراف کرد و گفت: وضعیت نرمال پیش می‌رفت از ۵ دی ۹۶ بود که یک مرتیه همه چیز تغییر کرد و تحریمها در دستور کار قرار گرفت تا آن موقع هم همین رئیس‌جمهور امریکا دوبار قانون لغو تحریمها را تمدید کرد، بعد از قیام بود که به این نتیجه رسید که بایستی این برجام را لغو بکند کما اینکه این روزها اشاره به مردم ایران و اشاره به خواست مردم و دمکراسی و آزادی که خواست مردم ایران است الان از زبان دیپلماتها و دولتمردان اروپایی و امریکایی نمی‌افتد یعنی آنچه را که سالیان مجاهدین می‌گفتند الان آن‌ها به آن اذعان می‌کنند. چنانچه این قضیه ورشو با گوادلوپ قابل مقایسه نیستند، گوادلوپ یک تقسیم جهان بین کشورهای بزرگ بود، اینجا چنین چیزی نیست، اینجا یک ائتلاف جهانی و بین‌المللی و منطقه‌ای هست علیه خطر رژیم ایران یعنی خطر تروریسم، کما اینکه پمپئو وزیرخارجه امریکا گفته بود: سران رژیم ایران خطرناک‌ترین سران تروریست جهان هستند.

علیرضا معدنچی: روحانی از این ادعاها زیاد می‌کند ولی در همین صحبت خودش در گنبدکاووس گفت: «تحریمها هست، تحریم بانکی هست، تحریم‌های نفتی و مختلف هست، و ما در ایران دچار یک مصیبتی هستیم، اما شرائط سخت و دشواری در پیش داریم و ما بایستی که با این تحریمها مقابله بکنیم ».

تحریمهای بانکی هم قادر به مقابله نیستند چرا که اگر حتی تحریمهای امریکا هم نباشد رژیم اگر به کنوانسیون FATF نپیوند و آن لوایح چهار گانه را امضاء نکند خودبخود از سیستم سوئیفت که در واقع ارتباط بین بانکها را برقرار می‌کند از این محروم می‌شود، و این به گفته ایادی رژیم آثار بدتری از تحریمها دارد، یک قلم شما تحریم نفتی را نگاه کنید رژیم یک وقتی ۴ میلیون صادرات داشت تا قبل از شروع تحریمها ۲ میلیون ۸۰۰ هزار بشکه نفت صادر می‌کرد، الان این رسیده به زیر یک میلیون بشکه، همانطورکه برایان هوک مقام وزارتخارجه که رئیس کارگروه اقدام ایران را سرپرستی می‌کند، گفته بود تحریمهای ۸ ماهه در مورد ۶ کشور باصطلاح خریدار نفت ایران تمدیدی نخواهد شد، چند ماه دیگر اینها هم از بین می‌روند، یعنی آنچنان که خود ایادی رژیم هم میگویند چشم‌انداز این است که صادرات نفت به صفر میل پیدا بکند، تصور بکنید این شرائط اقتصادی که هستیم در شرائطی هست که رژیم به هرحال تا الان یک میلیون و یا بیشتر نفت صادر می‌کرد، و این پولها به دستش می‌رسید، الان این خبری نیست، از آن طرف نفتی هم بفروشد طبق سازوکار اروپا پول نقد به دستش نمی‌رسد، این سازوکار اروپا در فرمول همان نفت در برابر غذا هست، پولی به ایران پرداخت نمی‌شود، مابازاء نفتی که می‌فروشد کالا می‌تواند خریداری بکند، کالاهای انساندوستانه مثل دارو و غذا، این چشم‌انداز بسیار خطرناکی را در چشم‌انداز رژیم قرار داده است، الان خود روحانی بر خلاف حرف قبلی‌ش که می‌گفت تحریمها هیچ اثری ندارد آه و ناله می‌کند وقتی درآمدهای نفتی ته بکشد قادر به درآمد از طریق مالیات هم نیستند، وقتی پولی وارد کشور نمی‌شود تولیدی هم صورت نیگیرد کما اینکه الان هم تولید در اغلب جاها متوقف شده است، یک زمانی در ابتدای سال ۹۶ خود خامنه‌ای اعتراف می‌کرد ۶۰ درصد از ظرفیت تولیدی ما خوابیده، الان که بعد از گذشت یکسال و نیم چه باید گفت، و این ۶۰ درصد به چه میزان رسیده است، همه اینها نشاندهنده این است تحریم‌ها مؤثر هست ..

علیرضا معدنچی: در قم از قدیم یک جریان مخالف خامنه‌ای وجود داشته چون خیلی از این آخوندهای مطرح و مراجع که می‌دانستند که خامنه‌ای بلحاظ حوزوی چیزی بارش نیست و یک شبه از خمره خبرگان بیرون آمد، خود خامنه‌ای این را اعتراف کرد، در همان جلسه معروف خبرگان به زبان خودش گفت، باید خون گریه کرد که امثال من ولی فقیه بشوند، این اتفاق افتاد وقتی خودش ؛ خودش را قبول نداشت و می‌گفت آقای آذری قمی که آن زمان یکی از آخوندها بود ولی در سطح مرجع نبود من را قبول می‌کند، مراجع که این را قبول نداشتند، با پول دادن و امتیاز دادن اینها راساکت کرده بود، الان با توجه به وضعیت انفجاری جامعه خیلی از این طلاب و آخوندها در سطوح مختلف در بالا در پایین ودر سطوح میانی احساس خطر می‌کنند من صحبتهای بعضی از اینها را بخوانم مثلاً در نامه‌ای که یزدی رئیس جامعه مدرسین و رئیس اسبق قوة قضاییه رژیم، نوشته بود: «قوة قضاییه باید گریبان مفسدان اقتصادی را بگیرد و ضمن برخورد قاطع با آنها، روزنه‌های فساد در سیستم اقتصادی را شناسایی و مسدود کند. مبارزه با گران فروشی، احتکار و کم‌فروشی بخشی از فشارهای مالی و معیشتی مردم را کاهش خواهد داد». بعد گفت اوضاع خوب است و یکی از ایادی رژیم به او گفت اگر اوضاع خوب است پس این نامه را برای چی نوشتی؟ یزدی کسی هست که عامل مستقیم خامنه ای هست.  خیلی‌ها هستند در داخل رژیم و در حوزه به همین وضعیت انفجاری اشاره می‌کنند وابراز وحشت می‌کنند، از جمله آخوند جوادی آملی، طی اظهاراتی گفت: سرطان اختلاس، حقوق‌های نجومی و بی مدیریتی، کشور را فلج می‌کند و تا این غده‌های بدخیم سرطانی حل نشود دیگر مشکلات کشور در حوزه‌های مختلف از جمله حوزه بهداشت و درمان حل نخواهد شد. آخوند کعبی از مدرسین حوزه و از گماشته‌های خامنه‌ای در مجلس خبرگان است که در تفسیر حرفهای چهارشنبه خامنه‌ای در مورد حوزه گفت: «دشمنان ما و (مجاهدین) به‌دنبال این هستند که روحیه انقلابی در قم تضعیف بشود که در این زمینه چند اقدام را دنبال می‌کنند: نکته اول این است که مرجعیت انقلابی را تخریب کنند و نکته دوم این‌که مردم را از روحانیت جدا کنند و بین این دو، فاصله ایجاد کنند. وقتی اسم مجاهدین به میان می‌آید، نام مجاهدین مترادف با براندازی است نیروی شناخته شده برانداز، وقتی می‌گوید مجاهدین در حوزه نفوذ کردند اشاره به نفوذ طرز تفکری در حوزه می‌کند، که معتقد به این هستند که رژیم باید سرنگون بشود و از همین ابراز وحشت می‌کند، و می‌گوید حوزه الان به دو قسمت تقسیم شده است، یکی روحانیت باصطلاح انقلابی در کادر رژیم یعنی همین جنایتکارهای که اسم خودشان را انقلابی می‌گذارند، یک عده دیگری که خواهان سرنگونی این رژیم هستند. این فضای انفجاری خواه ناخواه در حوزه هم منتشر می‌شود و اینها را دچار وحشت می‌کند و به فکر می‌اندازد وخیلی هستند که از رژیم فاصله گرفتند امیدواریم که این جریان بیش از پیش تقویت بشود،

علیرضا معدنچی: اولین نکته این است همین دوستان، خواهران و برادران انقلابی هوادار مجاهدین، اول باید خودشان تا بن استخوان به این پی ببرند و این را ترویج بکنند که اوضاع عوض شده است، وضعیت سابق یعنی یکسال پیش و شش‌ماه و سه‌ماه پیش نیست، به سرعت اوضاع متحول شده است، نقطه آغاز این تغییر هم همان قیام دی‌ماه هست، قیام دی‌ماه متوقف نشده و ادامه و استمرار دارد، اول باید این شرائط را فهم کرد، همان تعادل‌قوا که در محور منطقه‌ای و بین‌المللی، داخلی و در دورن رژیم گفتم این را باید فهم کرد که اتفاق افتاده و روند اوضاع به عقب برنمیگردد، دوم اینکه آنچه واقعیت دارد این رژیم در حال سرنگونی هست، و سرنگونی خودبخودی اتفاق نمی‌افتد خود ایادی رژیم و وزارت اطلاعات که این احساس را کردند می‌خواهد اینطوری وانمود بکند که سرنگونی راه حل نیست، بلکه راه حل در درون رژیم هست، یعنی همان باندهای اصطلاح‌طلب و می‌خواهند بی‌هزینه‌گی را ترویج بکنند و این ترفند بی‌هزینه‌گی و زمزمه شوم که به مقدار زیادی کنار رفته و این القائات باندهای اصطلاح‌طلب بود که مردم و دانشجویان پاسخ آن را دادند، «اصلاح‌طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» حالا یک عده از درون رژیم بیایند ماسک اصلاح‌طلب را بر سینه بزنند، مدره درون رژیم کسی هست که به قول معروف مهماتش تمام شده و چون مهماتش تمام شده از این طریق می‌آید، و اینها همان شکنجه‌گرهای ده ۶۰ هستند، اغلب چهره‌های مطرح اطلاح‌طلبها از این قماش هستند، رژیم قادر نیست قیام را پایان بدهد و این وضعیت را تغییر بدهد، تغییر وضعیت قیام یا بایستی شرائط ذهنی قیام و انقلاب را، رژیم از بین ببرد یعنی این شرائط ناراضایتی مردم را از بین ببرد یا پاسخ به مطالبات مردم را بدهد، که نه در توان رژیم هست و نه می‌تواند و نه می‌خواهد، نمی‌تواند این شرائط ذهنی را از بین ببرد، نمی‌تواند این فقر سیاه را که بر جامعه اعمال کرده را از بین ببرد، از کجا می‌خواهد از بین ببرد، آن موقع که پول نفت بود نمی‌توانست مثل آبکش بود، و چیزی در آن بند نمی‌شد، یا که باید نیروی رهبری‌کننده و سازمان‌کننده قیام را از بین ببرد، مجاهدین را از بین ببرد، دستش اینجا هم کوتاه است، بخصوص با هجرت بزرگ و با عزیمت دستجمعی و جمعی و به سلامت مجاهدین از عراق به خاک اروپا این امکانش را رژیم از دست داده است، خودش را به آب و آتش میزند ولی تمام تلاشها و تمام کارهاش به ضد خودش تبدیل می‌شود و به روی خودش برمیگردد و شکست و رسوایی از پس شکست و رسوایی دیگر، پس این را نمی‌تواند از بین ببرد.

راه حل چیست؟

راه حل تنها و تنها ارتش‌آزادیبخش هست که الان در کانونهای شورشی مطرح می‌شود یعنی همان برپایی ۱۰۰۰ اشرف و این یک استراتژی خلع‌الساعه نیست، این متکی به ۴۰ سال نبرد سازمان مجاهدین خلق هست و کارزار و نبردی که در تمام این سالیان داشتند و صحت و حقانیت خودش را بیشتر و بیشتر اثبات می‌کند، بنابراین این دوستان و خواهران وبرادران انقلابی که شما اشاره کردید، بایستی هر چه بیشتر مؤمن به این اصل بشوند و تمام انرژی خودشان را و به گفته مجاهد شهید علی‌اصغر بدیع‌زادگان آنچه را که دارند در کفه مبارزه انقلابی مسلحانه قرار بدهند، که الان در حال حاضر تبلورش در کانونهای شورشی هست.

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.