برای یک ایران آزاد

فروپاشی سیاسی؛ در محتوا محقق شده است در فرم هم منتظر باشید

0

علیرضا یعقوبی

«فروپاشی سیاسی» یعنی آنکه رژیم بظاهر در قدرت از خود سیگنال ها و شواهد و نشانه‌هایی را بروز می‌دهد که عدول از سیاست پیشین و مستمر آن را تداعی می‌کند. یعنی عدول از مبانی و پایه‌های سیاسی و یا همان استراتژی که رژیم حاکم بر مبنای آنها شکل گرفته و دوام و قوام یافته است.

سرنگونی هر رژیم با گذار از مراحل چند گانه ای میسر است که مرحله ماقبل آخر آن، «فروپاشی سیاسی» آن است.
فروپاشی سیاسی یعنی چه؟
هر نظام سیاسی مبتنی بر یکسری مواضع و خط مشی‌ها و رویکردهایی است که بر آن نام استراتژی نهاده‌اند. «فروپاشی سیاسی» یعنی آنکه رژیم بظاهر در قدرت از خود سیگنال ها و شواهد و نشانه‌هایی را بروز می‌دهد که عدول از سیاست پیشین و مستمر آن را تداعی می‌کند. یعنی عدول از مبانی و پایه‌های سیاسی و یا همان استراتژی که رژیم حاکم بر مبنای آنها شکل گرفته و دوام و قوام یافته است.
نمونه اول: رژیم ولایت فقیه در ایران، اساس سیاست خارجی خود را بر استفاده ابزاری از مسئله فلسطین بنا نهاد. بر همین اساس ایران مأمن و پناهگاه هر تروریستی و هر عنصر بی ریشه و طفیلی و رانده شده‌ای در بین فلسطینی‌ها بنا به سیاست «مزدور پروری» رژیم گردید. هدف همانا برافروختن آتش اختلاف در بین صفوف ساف با برجسته ساختن «عامل مذهب» در برابر «ملی گرایی» بود. این سیاست رسمی و اعلام شده رژیم در قبال مسئله فلسطین بود.
باید خاطر نشان ساخت که هر چه رژیم در داخل ایران ایزوله‌تر و منزوی تر شد و پایگاه اولیه مردمی خود را از دست داد، در عرصه بین المللی بیش از پیش سنگ فلسطین و فلسطینیان را به سینه زد تا جائی که همین مسئله به یک چالش داخلی در کشور تبدیل شد که شعار «نه غزه، نه لبنان جانم فدای ایران» برخاسته و نشأت گرفته از به لوث کشیدن مسئله فلسطین و «مستضعفین سراسر عالم» بقول سران رژیم بود.
همین چند روز پیش بود که احمد خاتمی در نماز جمعه اعلام نمود: «انشالله پیش از موعدی که رهبر معظم اعلام فرمودند، شاهد نابودی اسرائیل خواهیم بود.» (بنقل از نماز جمعه دو هفته پیش تهران)
حال ظریف وزیر امور خارجه رژیم با تمام وقاحت و در کمال بلاهت اعلام می‌دارد که رژیم ولایت فقیه هیچگاه شعار نابود ساختن اسرائیل را مطرح نساخته است. نه اینکه ظریف از این واقعیت اطلاع نداشته باشد بلکه این برخاسته از عارضه این دوران از فروپاشی رژیم است. یعنی شرایط حاضر و موقعیت شکننده رژیم در عرصه بین المللی، ظریف را ناچار به این هذیان گویی و پرت و پلا گویی ساخته است.
حتماً شنیده‌ایم که موجود رو به موت یکی از آثار و نشانه‌هایش در حالت احتضار، هذیان گویی است. یعنی در این حالت موجود در حالت اغما قرار گرفته و به کما می‌رود. جز در این کادر نمی‌توان به توجیه و تفسیر و تأویل سخنان ظریف پرداخت.
نمونه دوم: در داخل کشور هم بر همگان روشن است که رژیم هر چه بیشتر در انزوا در غلطید، دایره و حلقه خودی را با استفاده از اهرم شورای نگهبان و قانون «نظارت استصوابی» که در هیچ کجای دنیای امروز بدیلی برای آن یافت نمی‌شود، تنگ‌تر کرد. این قانون برای بی اراده ساختن هر آنکه طالب قرار گرفتن در معرض انتخاب مردم بود، در تجدید نظر قانون اساسی اولیه رژیم در آن گنجانده شد تا کسی را یارای عبور از خطوط اعلام شده از سوی ولی فقیه نباشد.
به کمک این قانون رئیس جمهور در حد یک «تدارکاتچی» در خدمت ولی فقیه تنزل جایگاه و مقام پیدا کرد. این را ما نمی گوئیم عین عبارت بکار برده شده توسط خاتمی رئیس جمهور سابق رژیم درباره تعریف و تبیین جایگاه رئیس جمهور در ایران امروز است. وقتی رئیس جمهور قصد خروج از کشور را می‌کند ابتدا به دیدار رهبر می‌شتابد و دستور العمل ها را درباره موضوعات دیدارهای خارجیش از او می‌گیرد اما در عمل به همین بسنده نمی‌شود چرا که وقتی هواپیمای حامل رئیس جمهور آماده پرواز می‌گردد، نماینده رهبر در فرودگاه حضور می‌یابد و آخرین تذکرات را در رابطه با پیش بردن منویات رهبری را به او متذکر می‌شود. بهمین خاطر بود که خاتمی وقتی عزم بیل کلینتون را برای دیدار و گفتگو با خود در حد احوالپرسی معمول جاری بین هیئت‌های دیپلماتیک جدی دید برای اینکه در بازگشت مورد مؤاخذه قرار نگیرد، با کمال دست بسته بودن و معذوریت خود را در کابین دستشویی سازمان ملل حبس ساخت!
مجلس هم که وضعیتش معلوم است. «وکیل الدوله» بودن کارش تا آنجا می‌کشد که وکلای مجلس به یقه چاک دادن یکدیگر مشغول می‌شوند و مایه انبساط خاطر ملت را فراهم می‌آورند، چرا که این تنها «فضولات ملت» هستند که از کاتالیزاتور و غربال شورای نگهبان رد می‌شوند نه «عصاره فضائل ملت»؛ آنگونه که خمینی از نمایندگان مجلس یاد کرده بود. آنهائیکه از فیلتر شورای نگهبان رد می‌شوند در واقع برخاسته از پلشتی‌های جامعه شاه زده و شیخ گزیده هستند. نمونه آخر آن را می‌توان از برخورد نماینده سراوان با کارمند حراست گمرک به نظاره نشست.
فضاحت عملکرد شورای نگهبان و نظارت استصوابی آن به آنجا کشیده شد که کسی را «رد صلاحیت» کرد که خمینی در وصف او گفته بود: «انقلاب زنده است، چون هاشمی زنده است.»! مشتی پیر و پاتال رو به موت، هاشمی رفسنجانی را بدلیل کهولت و پیری شایسته کسب مقام ریاست جمهوری رژیم ندانستند. خامنه‌ای همچون هر دیکتاتور دیگری بهمین حد هم قناعت نکرد و در پایان، کار او را بنا به شعار اراذل و اوباش حامی خود، به «استخر فرح» کشاند.
حال سخنگوی شورای نگهبان بنام عباسعلی کدخدایی طی گفتگویی مدعی می‌شود: «با جرأت می‌گویم که مرحوم هاشمی اصلاً رد صلاحیت نشدند.» خوب پس چه شد؟ «صلاحیت ایشان احراز نشد!»
هرج و مرج گویی و سفسطه بافی آخوندی را می‌بینید.
در اینجا جواب را به دختر هاشمی رفسنجانی واگذار می‌کنیم که گفت و گو با خبرنگار جماران با به کاربردن عبارت «بازی با لغات ممنوع!» در واکنش به این اظهارات گفت: «به نظر من آقای کدخدایی با بیان اینکه آیت‌الله هاشمی رد صلاحیت نشدند و تنها واجد صلاحیت شناخته نشدند، بازی با لغات کرده، چرا که این دو هیچ فرقی باهم ندارند. به هر روی، شورای نگهبان اجازه کاندیداتوری به ایشان نداد.»
آیا کدخدایی معنی حرفهایی را که می زند، نمی‌داند؟ جواب مشخص است. اینهم از عارضه‌های دوران و به عبارتی ساده‌تر ناشی از همان هذیان گویی موجودی است که رو به موت است.
فائزه هاشمی درباره سرنگونی رژیم در گفتگو با روزنامه «مستقل» از روزنامه‌های وابسته به رژیم می‌گوید: « از دیدگاه من فروپاشی محتوایی اتفاق افتاده است و تنها فروپاشی ظاهری و فیزیکی اتفاق نیفتاده است و خیلی احتمال می دهم که این اتفاق بیافتد». [مستقل ۵ دی ۹۷]
«فروپاشی فیزیکی» یا همان سرنگونی محتوم رژیم، صد البته بر عهده مقاومت سازمان یافته مردم ایران است، و آن روز دیر نیست.

از همین نویسنده:
آلترناتیو سازی خارجی و بدلی رژیم ولایت فقیه
فروپاشی نظام‌های دیکتاتوری؛ سخنرانی روحانی در مجلس و صداهای لرزان
تأملی برحکم دادگاهی در آلمان مبنی بر استرداد دیپلمات – تروریست رژیم ایران به بلژیک

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.