برای یک ایران آزاد

فریدون ژورک از ناصر ملک مطیعی میگوید- گفتگو درشبکه تصویری ایران آزادی

0

ناصر ملک مطیعی هنرمند مردمی و یکی از ستاره های محبوب سینمای ایران روز ۴ خرداد درسن ۸۸ سالگی در گذشت. ناصرملک مطیعی نزدیک به ۴۰ سال مانند سایر هنرمندانی که به حرمت هنر وهنرمند ، خودشان را به این حکومت آلوده نکردند خانه نشین شد.

آقای فریدون ژورک نویسنده، کارگردان و تهیه کننده سرشناس میهنمون که کارهای مشترکی با ناصر ملک مطیعی داشتند درگفتگویی با شبکه تصویری ایران آزادی به سئوالات پاسخ میدهد

سلام به شما دوستان عزیز

دوستان همونطور که در جریان هستید ناصر ملک مطیعی هنرمند مردمی و یکی از ستاره های محبوب سینمای ایران روز ۴ خرداد درسن ۸۸ سالگی در گذشت. ناصر ملک مطیعی برغم اینکه به بازیگری عشق می ورزید اما هیچگاه حاضر نشد که برای بازیگری به تحمیلات این رژیم تن بده و بهمین خاطر هم از سوی آخوند خاتمی درواقع به اصطلاح اصلاح طلب که در اون زمان وزیر ارشاد خمینی بود، ممنوع التصویر شد و از فعالیت هنری باز ایستاد.

بنابراین کنفرانس امروزمون رو به همین موضوع اختصاص دادیم و دعوت کردیم از آقای فریدون ژورک نویسنده، کارگردان و تهیه کننده سرشناس میهنمون که کارهای مشترکی رو با ناصر ملک مطیعی داشتن، تا به سوالاتی ما و شما پاسخ بدن. البته آقای ژورک برای نسل ما کاملا شناخته شده هستن اما برای نسل جدید که احیانا آشنایی ندارن اجازه میخوام که به سوابق کاری و سیاسی ایشون اشاره مختصری بکنم.

آقای ژورک نویسنده، کارگردان و تهیه کننده سینمای ایران هستن. مدیر عامل و مالک سازمان سینمایی ژورک و یکی از سه سهام دار شرکت فیلم سازی پاناسیک پیش از انقلاب ضدسلطنتی بودن. همچنین ایشون موسس استودیوی فیلم سازی ژورک هستن که امورات تکنیکی فیلمهای سینمایی رو انجام میدادن. آقای ژورک از سال ۵۸ هوادار سازمان مجاهدین خلق ایران هستن و به همین خاطر هم پاسداران در دهه ۶۰ ایشون و خانوم مرجان رو دستگیر کردن بعنوان زندانی سیاسی سالها در زندان اوین زندانی بودن. از شما دعوت میکنم با ما همراه باشید.

فریدون ژورک: اجازه بدین سلامی کنم خدمت شما و همه دوستانم و همینطور به ملت عزیزم بخصوص در چنین موقعیت اسفباری که این عزیز از دست رفته مون هنرمند بسیار ارزنده مون آقای ملک مطیعی پر کشیدن. تسلیت میگم هم به شما هم به خودم هم به تمام هنردوستان در سراسر کشور ایران هم به خانواده این عزیز از دست رفته. مسئله فقدانش برای جامعه هنری بنظر من یک مقدار زیادی سنگینه

پرسش : در رابطه با سابقه فعالیت هنری خودتون لطفا توضیح بدید و همچنین از آثار خودتون برای ما بگید

فریدون ژورک: من از سن ۱۲سالگی وارد جریان سینما شدم توسط آقای احمد قرچیان ایشون دائی من بودن که یکی از هنرپیشه های بنام زمان خودشون بودن بعد وقتهای بیکاریم رو صرف فراگیری مسائل تکنیک سینما میکردم در اونجا منو به آقایی معرفی کردن آ‌قای محمود نوذری یادشون بخیر ایشون عمر زیادی نداشتن متاسفانه. یکی از بهترین تکنیسینهای سینما بودن و چندین فیلم رو کارگردانی کرده بودن. یک چند سالی من باهاشون کار میکردم حدودا بیش از یک سال و نیم، دو سال در خدمت شون بودم البته ادامه تحصیل میدادم هم وقتهای بیکاریم رو به استودیو کار مراجعه میکردم که محل کار ایشون بود. ایشون یک فیلمی رو شروع کردن اون موقع که بسیار فیلم جنجالی بود خانوم پوران شاهپوری اون موقع در اوج شهرت و محبوبیت بودن در این فیلم ایفای نقش میکردن، نقش مرد اولش هم برادر خود آقای محمود نوذری کار میکردن، در اواسط این فیلم ایشون مبتلا به سرطان خون شدن متاسفانه و بعد کمتر امکان این رو داشتن که حضور داشته باشن تا اون موقع مسائل تکنیکی صدا گذاری فیلم و تبدیل رو فرا گرفته بودم در محدوده خودم باصطلاح و در این فیلم باعث شد که تبدیل به آسیستانت فیلم بردار بشم و به عمر فیلم برداری هم یک مقداری آشنایی پیدا کنم. بعد از فوت ایشون من باستخدام استودیو مهرگان فیلم در اومدم که این استودیوم متعلق به آقای مجید محسنی بود.

یکی از بهترین هنرپیشه های اون موقع و فیلم ساز بسیار خوبی هم بود. یک فیلمی ساخته بودن که خیلی جنجال هم کرد ، پرستوها به لانه ها برمیگردن فیلم زیبایی بود و خیلی جنبه های میهنی داشت. من اونجا یواش یواش به مدیریت فنی اون استودیو ارتقا پیدا کردم و داشتم کار میکردم تا اواخر سالهای ۴۵ یا احتمالا ۴۶ و ۴۵زودتر ۴۲ بله ۴۲ بود من اقدام به تهیه کردن فیلم کردم علاقه مند به فیلم سازی بودم.

یک فیلمی رو شروع کردم با آقای فیروز یادشون بخیر فوت شدن ایشون هم متاسفانه خیلی ها فوت شدن در این جاده. بعد در اون فیلم هم فیلمبردار بودم ایشون کارگردانی میکرد این فیلم با اقبال مناسبی روبرو شد و همین باعث شد که من چندتا فیلم دیگه کار بکنم که من از فیلم وری خودم درواقع بعنوان کارگردان ایستادم. فیلم بعدیم یک فیلمی بود بنام دختر قهرمان که اون فیلم هم اقبال بدی نداشت تا سال ۴۶ که اقدام به یک فیلمی کردم که در این فیلم زنده یاد آقای بیک ایمان وردی که در غربت فوت شدن متاسفانه و خانوم فروزان که ایشون در عزلت و گوشه نشینی فوت شدن. باعث تاسفه که بایستی بگم که خانوم فروزان رو وقتی که فوت شد بعد از مرگ زنده یاد فردین بود که مردم اون حمایت همه جانبه رو ازش کردن بلحاظ موضع گیری هاش در مقابل جمهوری اسلامی و گذشته از این شخصیت بسیار بارز و درستی بود ایشون. سعی میکرد که رهروی تختی بزرگ باشه کما اینکه با ایشون هم معاشر بود و همزمان با ایشون قهرمان کشور هم شده بود. اینکه در یک فرصت دیگه من یک فیلم از سرگذشت ایشون ساختم که میخوام روی یوتیوب بگذارم. بهرترتیب بعد از اون استقبالی که مردم از فردین کردن حمایتی که از فردین کردن بدرقه باشکوهی که از فردین کردن، رژیم ترسید مگر فروزان رو بدون اینکه اعلام بکنه شبانه خیلی مخفیانه فقط با سه نفر دفنش کردن و بعد فردای اون روز اعلام کردن که فروزان فوت شد.

اما اینبار جور دیگه ای شد در ارتباط با آقای ناصر ملک مطیعی تازه از دست رفته مون. بهرحال من اون فیلم رو داشتم می ساختم . بعد من این فیلم رو تمام کردم و این فیلم فکر میکنم در نوروز سال ۱۳۴۷ بنمایش در اومد و فیلم با استقبال بسیار خوبی برخورد کرد و همین مطلب شد که من بتونم سازمان سینمایی ژورک رو دائر کنم. یک شرکتی بود که در اون سازمان من علاوه بر فیلمهایی که چندین فیلم که تهیه کننده بودم خودم شخصا ۲۸ فیلم رو تهیه و کارگردانی کردم که بخشیش هم فیلم برداریش هم به عهده خودم بود و سناریو نویسیش هم بعهده بعضی هاشون خودم بود. ولی در طول همین چندین سال من با یک دوست دیگری بنام آقای نورسته زریباف یک شرکت دیگری رو تاسیس کردیم در جوار سازمان سینمایی ژورک اونم بود شرکت پانافیت که اونجا هم فیلم تولید میکردیم در مجموع من یک چیزی حدود فکر میکنم که پیش از ۵۰-۶۰ فیلم رو تهیه کننده بودم ۲۸ فیلم رو خودم تهیه و کارگردانی کردم البته چندتایی رو هم برای دیگران من کارگردانی کردم و آخرین فیلمی که مربوطه به آقای فردین بود و بسیار درخشید و بسیار مورد اقبال مردم قرار گرفت فیلم جوان مرد بود که آقای فردین و همسرم مرجان در اون ایفای نقش میکردن و این فیلم با اقبال بسیار خوبی روبرو شد. فیلم دیگه ای که من داشتم می ساختم سال تقریبا ۵۶ بود یک فیلم رو داشتم بعنوان تهیه کننده که آقای بهروز وثوقی درش ایفای نقش میکرد بنام نفس بریده . خودمم یک فیلمی رو داشتم کارگردانی میکردم به توصیه همسرم دومین فیلمی بود که خودمم ایفای نقش میکردم توش فیلم تکیه بر باد بود که این فیلم آخرین اثر از خرم شهر و آبادان قبل از انهدامش توسط جنگ هست .

پرسش : هفته گذشته ناصر ملک مطیعی در گذشت شما بعنوان کارگردان با ایشون کار کرده بودین در تشییع جنازه ایشون هم مردم تهران واقعا سنگ تموم گذاشتن سوالم اینکه چرا مردم اینطوری به حق ناصر خان مایه گذاشتن و ازشون اینطوری تقدیر کردن مردم چه چیزی در ناصر خان دیده بودن؟

فریدون ژورک: دیکتاتور نگاه کن عزت خدا دادیه، مردم با چنین شعاری ناصر رو بدرقه کردن و به سرمنزل آخرت رسوندن، خود این شعار گواه علت و علل چنین استقبال باشکوهی از ناصر و بدرقه چنین افتخار آمیزی از ایشونه. ریشه در ظلمی داره که طی این ۴۰سال این مردم که واقعا با ایثار خونشون تونستن اون حکومت دیکتاتوری شاه رو از پا بندازن و باصطلاح آخوندهایی رو که دربدر بودن به تخت بنشونن بخصوص خمینی رو البته نیت شون این نبود، قصدشون رسیدن به آزادی و دمکراسی بود ولی خمینی و ایادی داخلی و خارجیش تونستن از ذهنیت مذهبی مردم ما از احترامی که بهشون آموخته شده بود، سو استفاده کنن و بعد چنین فجایعی رو ایجاد کنن.

من یادمه بزرگان مون اون موقع که ما کوچیک بودیم و بچه و هم سن و سالهای من در اون موقع یادشونه، سفارش میکردن که حتما برای دو قشر احترام خاصی قائل باشید یکی خانومها که به حق مادران حیات بشریت هستن خارج از مادر بودنشون که چه زحماتی رو متحمل میشن و دوم آخوندها رو که معتقد بودن که اینها معلیمن اخلاق در جامعه بشری هستن، اینا هیچ کدوم چشم به دنیا ندارن اینها در سیری ورادی مادیات زندگی میکنن. درحالیکه بعدها مشخص شد نه این یک توهم بیش نبوده اون کلام شیخ در مورد اینها البته اجازه بدین بگم که استثنا هم قائل هست ما در بین اینها بخصوص در همین تاریخ معاصرمون داریم شخصیتهایی رو مانند مرحوم طالقانی که یادشون بخیر، اما این آخوندهایی که اومدن و بخاطر حکومت به هر طرفندی دست زدن یک جنگ خانمان سوز رو راه انداختن برای اینکه بتونن پای قدرت شون رو محکم بکنن از خلخالی بگیر البته مطلب رو خدمت تون عرض بکنم بگم بنظر من اصلا هیچ ربطی هم به عمامه سفید و عمامه سیاه و اینا نداره ما یادمونه آقای خلخالی که حیف هست آقا بهش بگیم ایشون کارش رو قتل عامش رو از روی پشتبام مدرسه رفاه شروع کرد و در سراسر ایران گسترش داد تا کردستان چه فجایعی رو ایجاد کرد، ترکمنستان، جنوب، بلوچستان بیش از هزارها نفر رو بخاک و خون کشید.

اما خمینی در سن ۸۷سالگی یا ۸۸ سالگی بخصوص در مقام یک مرجع یک پیرمردی که همه خیال میکردن یک عارف ه ، دستور قتل عام بیش از ۳۰هزار نفر از جونهایی رو صادر کرد که میانگین سنی شون ۲۵سال بود فقط بخاطر تحکیم قدرتش.

همینطور این خامنه ای که به گفته خودش باید برای مردم، مردمی که ایشون باید رهبرش باشه خون گریه کرد، تنها حرف حسابی که در طول این ۴۰ ساله زده اینه. مردم به چیزی واقف شدن که براشون بسیار دردناک بود کسانی که واقعا براشون احترام قائل بودن کمکشون کرده بودن باصطلاح مرجع و منشا شون شده بودن دست به چنان جنایاتی زدن که مردم درحال حاضر بخصوص نسل جوان ما . نه شاه اسماعیل نه قاجار نه مغول هیچ کدوم نتونستن ماندگاری ابدی داشته باشن و دارن چنین فجایعی رو انجام میدن.

آخوندها علاوه بر لطماتی که به ملت ما زدن دو نسل رو فاسد کردن، دو نسل رو در بدر کردن، دو نسل رو از پیشرفت دنیای جدید به عقب کشیدن علاوه بر این اعتقاد مردم ما رو از بین بردن.

اجازه بدین یک مطلب دیگه ای رو باز یک شعری رو بهش رسیده بودم براتون بخونم:

ما با می و مستی سر تقوا داریم – دنیا طلبیم و میل عقبا داریم – دینی و دین به یک دیگر جمع شوند کی دینی و دین به کی دگر جمع شوند . این است که ما نه دین نه ایمان داریم.

بله چنین حرکتی رو کردن با این ملت کار رو به اینجا رسوندن اینجاست که مردم بهرکسی که به چنین جریانی نزدیک بشه ازش دور میشن و هر کسی که با چنین جریانی مرز سرخ داشته باشه بهش نزدیک میشن و براش احترام قائلن.

ناصر یکی از همین کسان بود بخصوص بخصوص به هنرمندانی که در قلوب این ملت جا داشتن ظلمهایی رو که بهشون این رژیم مرتکب شده عاملی شده که بیشتر نسبت به عواطف شون نسبت به اونا تحریک بشه. ما شاهد چنین صحنه هایی هستیم من فکر میکنم که مردم نه فقط در زمینه ناصر ملک مطیعی در هر زمینه ای با هر کسی در هر مقامی و هر رشته ای که مرزش رو با این جنایتکارها حفظ کنه هم دلی پیدا میکنن.

پرسش : آقای ژورک شما ازسال ۵۸ از سازمان مجاهدین هواداری کردین و به همین دلیل هم در دهه ۶۰ در زندان بودین توضیح بدین که چه عاملی باعث شد که شما هوادار مجاهدین شدین و به این مقاومت پیوستین.

فریدون ژورک: من دقیقا یادمه اواخرسال ۵۶ اوایل ۵۷که فیلم برداری فیلم برباد رو تموم کرده بودم فیلم رو خوابوندم و به صفوف انقلابیون پیوستم خوشحال بودم از اینکه در کشورمون داره تحولی ایجاد میشه و ما به آزادی می رسیم مثل کشورهای دیگه دنیا البته نه خاورمیانه، کشورهای آزاد دنیا به یک آزادی میرسیم کشور ثروتمندمون با رفاهی که ایجاد میشه با آزادی هایی که ایجاد میشه ملت ما لیاقت داره که رشد کنه و کشورمون در سطح دینا مطرح بشه.

خب منم به سهم خودم فعال بودم وقتی هم که انقلاب شد خیلی خوشحال بودم متاسفانه بعد از انقلاب یک فیلمی رو ساخته بودم در همون روزهای تقریبا فروردین ۵۸ بود هنوز قانون اساسی و اینها تدوین نشده بود ما رو دعوت کردن من بعنوان عضو اتحادیه تهیه کنندگان و کارگردانها و چند نفر دیگه رو دعوت کردن به وزارت فرهنگ و هنر اون موقع که تبدیل شده بود به وزارت ارشاد برای دیدن یک فیلم، ما رفتیم فیلم رو دیدیم بسیار فیلم بدی بود بعد مدیر کل اون موقع که حالا اکراه دارم از آوردن اسمشون اومدن سوال کردن که این فیلم در چه وضعی بود نظرتون چیه؟ گفتیم بسیار فیلم بدی هست . یک صورت جلسه ای رو آوردن گفتن امضا کنین، گفتیم این چیه؟ من گفتم، گفتن که این فیلم توقیفه فیلم بد رو که نباید نمایش داد، گفتم نه بذارین ما انقلاب کردیم که سانسور نباشه . ما انقلاب کردیم که یه همچین اتفاقی بیفته ؟. من متوجه شدم که ای داد بی داد شاه رفت شیخ اومد . چیزی که سازمان مجاهدین فریاد میزد. بخصوص بعد از اینکه خمینی گفت جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و یک کلمه زیاد. دیکتاتوری مشخص شد از طرف دیگه می دیدم که بچه های سازمان مجاهدین بخصوص خانومها با اینکه محجبه بودن در یک راهپیمایی که علیه یا توسری یا روسری راه افتاده بود بنفع بی حجابان دارن راهپیمایی میکنن و بعد اینا جلوی کار هستن اینا هستن که مورد ضرب و شتم قرار میگیرن. خب برای هر انسانی روشنه چنین کسانی دنبال آزادی هستن خب باید باهاشون بود بخصوص وقتی آقای رجوی اعلام کرد که ما با قانون اساسی خود ساخته آخوندی مخالفیم و شما دارین دریک جو اختناق …از همونجا بود که من سعی کردم ببینم این گروه رو بشناسمشون و بفهمم چی میگن.

خوشبختانه به یکی از مسولین بالای سازمان طی یک اتفاقی برخورد کردم که همیشه خاطره اش برای من هست یکساعتی باهاشون صحبت داشتم و بعد راهم رو انتخاب کردم. بدنبال مجاهدین افتادم به هواداری ازشون اقدام کردم خوشحال هم هستم که آخر عمری تونستم پیش خودم حداقل روسفید باشم، پیش خودم سربلند باشم که تونستم به مردمی که طی سالها از من حمایت کردن حداقل قدمی براشون برداشته باشم در کنار این آزادی خواه ها که جان و مال و همه چی شون رو برای آزادی مردمشون دارن میدن

پرسش : اگر ممکنه خاطراتی که در کار با ناصر خان داشتید برامون بگویید ؟ 

فریدون ژورک: خاطرات زیادی دارم ببینید هر فیلمی که ساخته میشه مدتها طول میکشه بعضی مواقع بعضی از شایعات رو من میشنوم یک مقدار مکدر هم میشم حتی از بعضی از کسانی که دست اندرکار سینما هم بودن مثلامیگن هنرپیشه ها در بیش از یک فیلم بازی میکردن از این حرفهای بی مورد که میزنن اینطوری نبوده حداقل من خودم دیگران هم شاهدش هستن، ممکنه که بوده باشن چند نفری که یک خورده به سرعت بیشتری کارهاشون، بسرعت بیشتری به کارهاشون میدادن و کمتر توجه داشتن ولی سینما اینطور نبوده هیچ وقت نشده که آقای ملک مطیعی یا خانوم فروزان یا حتی دیگران من نمیتونم همه رو اسم ببرم آقای فردین، اینا بتونن همزمان چندفیلم در چند فیلم ایفای نقش کنن، این اشتباه فاحشی هست. بهرترتیب هر فیلمی که شروع میشد تا پایان می رسید مدتها ما درگیرش بودیم حداقل در طول فیلم برداری که سه چهار ماهی طول میکشید تا قبلش پیش تولیدی که داشت باز معاشر بودیم با هم زندگی داشتیم میکردیم طبیعی هست که خاطرات زیادی داریم. من یک فیلمی رو داشتم میساختم . این فیلم در شهرستان یزد بود و در اونجا داشتیم تهیه میکردیم. توی این فیلم، وقتی ما فیلم رو می فرستادیم لابراتور هر وقت که فیلم برداری می کردیم با پست می فرستادیم برای لابراتوار یا احیانا ماموری بود که کسی مسول این کار شده بود که اونو به لابراتوار تحویل بده در تهران.

متاسفانه در لابراتوار تهران کم توجهی کرده بودن فیلمها رو وقتی که تو لابراتوار شسته بودن و نگاتیو رو آماده کرده بودن دقت نکرده بودن که ببینن که سلامت هست یانه اواخر فیلم بود فیلم تقریبا یک هفته ای مونده بود که پایان بپذیره به من زنگ زدن و اعلام کردن که فیلم مشکل فنی داره باصطلاح صحنه ها فلو شده. خب خیلی دردناک بود من اومدم دقت کردم دیدم بله چنین اتفاقی افتاده برگشتم به سرگروه که همه توی همون یزد مستقر بودن مطلب رو با آقای اول با آقای ملک مطیعی درمیون گذاشتم که چنین اتفاقی افتاده، ایشون گفتن حالا چیکار میخوای بکنی گفتم هیچی این فیلم از نظر من پایان یافته است، همه کارهاشون رو کردن و باید پایان بپذیره من اگر بخوام باید مجددا این فیلم رو طی شرایط دیگه ای شروع بکنم.

گفت گروه رو جمع کن و این رو در میون بذار من گروه رو جمع کردم و شبی بود و با نهایت تاسف مطلب رو اعلام کردم که خب یک سکوت خیلی بدی همه رو گرفت و بعد اعلام کردم که این فیلم از نظر من تمام شده است همه دستمزدهاشون رو میگیرن و اگر شد من این فیلم رو بعدا طی شرایط دیگه ای میسازم و هرکه علاقه مند بود میتونه نقشش رو دوباره ایفا بکنه. آقای ملک مطیعی گفتن که من با چنین تصمیمی بشدت مخالفم ما این فیلم رو فکر میکنیم که روز اولی است که آمدیم شروع کردیم این روزها رو داشتیم تمرین میکردیم ، دستمزد اضافی هم اگر کسی میخواد من بهش میدم. طبیعیه که در مقامی که ایشون قرار داشتن همه تبعیت کردن. این مطلبی بود که من از این مرد بزرگ داشتم و شنیدم که چنین کاری رو در جای دیگه ای هم انجام داده. نه با این کیفیت به شیوه دیگه ای.

بهرتقدیر متاسفم نمیتونم دوست دارم کمتر در این مورد صحبت داشته باشم، خاطراتش درسته که برای من خیلی شیرین و خوبه ولی بازگشت بهش آزارم میده.

متشکرم

پرسش : در رابطه با وضعیت فعلی سینمای ایران نظرتان چیست؟ آیا میتوان اسم این را هنر گذاشت؟

فریدون ژورک: ببینید عزیزان من ، مقوله هنر با هنرمند بودن دو مقوله است بنظرمن دو جوره، اصولا کسی که هنرمند واقعی باشه نمیتونه نسبت به مسائلی که حول و هوشش بخصوص در جامعه در اطرافش می گذره بی تفاوت باشه و بیشتر به خودش نگاه داشته باشه.

هنرمند از یک عاطفه بالایی باید برخوردار باشه باید غم رو بشناسه تا بتونه ایفا بکنه. همینطور برای خواننده همینطور برای نوازنده برای یک شاعر، شاعری اگر که شادی و غم رو نشناسه دگرخواهی رو نفهمه نمیتونه از کلمات از جملات استفاده بهینه بکنه. بنظر من شرایط باصطلاح بسته و تنگ بخصوص در یک دیکتاتوری عجیب اونم دیکتاتوری مذهبی که حتی از اتاق خواب انسانها کار داره تا بگیرین به همه چی اصلا دوست ندارم راجع بهش ریز صحبت کنم به همه چی دخالت میکنه معلومه که یک محیط بسته ای رو ایجاد میکنه. ما نمونه اش رو داشتیم در اتحاد جماهیر شوروی ببینید وقتی که انقلاب شد هدف این بود که مردم به آزادی برسن به یک رفاه اجتماعی برسن و در زمینه های اقتصادی اخلاقی هنری رشد بکنن فضا براشون باز باشه، خب دولت حاکم نمیتونست جوابگوی چنین مسائلی باشه.

به دوتا مطلب پیله کرد یکی تسلیحات نظامی برای سرکوب داخلی و مقاومت در مقابل ملتهای آزاد دنیا و دیگری برای اینکه مطلب رو نشون بده که خیلی قدرتمنده و همه چی درسته و مردم هم در رفاهن در جامعه اش مسائل هنری، ما بریم در چنین کشورهایی دوتا مطلب ورزش، تسلیحات نظامی، ورزش و سینما اوج میگیره نهایت سعی شون رو میکنن با مخارج هنگفت سرسام آور که بتونن در میادین ورزشی پیروز باشن دسترسی به آخرین سلاحهای جنگی پیدا بکنن و بعد در مراکزی که در جشنواره های جهانی حضور موفقیت آمیزی داشته باشن بنابراین هنر درست مثل ارتش یک ابزاری میشه در دست حاکم.

سینمای ما درحال حاضر به اینجا رسیده ، منکر این نیستم که استعدادهای خاصی هست ملت ما واقعا با استعدادن و رشد کردن طبیعی است که در تمامی زمینه ها رشد پیدا شده در زمینه سینما هم همینطوره بهرتقدیر ما میدونیم اگر که همین حداقل رسانه ها که الان به این صورت بازن ، این فضای مجازی حضور داره اگر در ۵۸-۶۰ حضور داشت طبعا چنین اتفاقات ناگواری کمتر ممکن بود برای ملت ما پیش بیاد.

بهرحال پیشرفت تکنولوژی باعث پیشرفت بشریت هم شده. در زمینه های مختلف آگاهی های مردم بالا رفته اون جوری نیستم اما سینمای ما در حال حاضر نه فقط سینمای ما خیلی از شغلهای کشورمون دولتیه.

شما نمیتونین بدون حضور دولت حتی در مخفی ترین مکان یک لانگ بگیرین سریعا دستگیر میشن. خب در چنین جوی یک عده ای میخوان کار بکنن نباید توقع هم داشته باشیم که همه در راه آزادی جان فشانی کنن اینطوری نبوده، تمام دنیا هم اینطور بوده یک گروهی آزاده راه می افتن فداکاری میکنن و پیشرو هستن برای رسیدن مردم به آزادی و مردم ازشون اون موقع تبعیت میکنن کسانی که این امکان رو دارن که پرداخت بکنن بها بدن کاری که سازمان مجاهدین داره میکنه.

از سال ۵۸ ببعد همینطور داره پرداخت میکنه از همه چیش داره میگذره من خیلی از همسن های من باید دیده باشه کن در اطراف در کوچه ها در خیابونها حتی برای فروش نشریه چه دخترهای گلی با چماق بهشون تهاجم می شد ولی می ایستادن. بهر تقدیر بنظر من سینمای ما درحال حاضر یک سینمای دولتی است الزامات در یک فضای دولتی دستوری نمیشه هنر آنچنان آگاهانه درخشش پیدا بکنه من چنین اعتقادی رو ندارم با توجه به اتفاقاتی که در اکثر کشورها اتفاده حتی کشورهای غیر مذهبی اما دیکتاتوریه.

پرسش : شما هنرمند واقعی رو چگونه تعریف میکنید؟

فریدون ژورک: هنری که دور از مردم باشه بنظر من یک جاش مشکل داره، ببینید وقتی که ما میخوایم بگیم یک کشوری در دمکراسی هست میخوایم انتخابات بذاریم رایی که مردم میخوان بدن برای سرنوشت شون بنظر ما قابل ارزش هست بهش اهمیت میدم و براساس یک دمکراسی درست بهش تن میدیم حتی اگر باهاش مخالف باشیم، پس مردم مقام اول رو دارن متاسفانه در بعضی از زمینه ها یک اشتباهاتی هم پیش میاد بنظر من.

هرکار هنری که با اقبال عمومی مردمی روبرو میشه اینو چیز میشناسن اینو فاقد هنر میشناسن و هر کاری رو که یک درخشش خاصی داره بین یک گروه خاصی اونو هنر موئلف میشناسنش و یک فیلمی بود ساخته شده بود اون موقع هشت و نیم فلینی اینو نمایش آوردن دادن توی سندیکای هنرمندان خب ما هم نشستیم دیدیم خیلی ها دیدن بعضی ها برداشت خوبی ازش داشتن بعضی ها متوجه نشدن که این فیلم یعنی چه یکی از کسانی که زیاد متوجه نشد خود من بودم بعد سوال هم کردیم گفتن این هنر مدرنه.

بله من معتقدم که هنر باید قابل درک برای عامه باشه در عین حال که باید مسائل اخلاقی هم مطرح بکنه در عین حال که باید آموزنده هم باشه در عین حال هم که باید حرفی برای گفتن داشته باشه اما حرف در جوامع مختلف با فرهنگهای مختلف به شیوه های مختلفی بیان میشه. بهرتقدیر من هنری رو که در خدمت مردم نباشه، در خدمت آگاهی مردم نباشه برای آگاهی مردم قابل درک نباشه باهاش زیاد موافق نیستم و هنرمندی رو که در خدمت مردمش نباشه و کنار مردمش نباشه، هنرمند نمیشناسم.

پرسش : شما بعنوان یک هنرمند چه پیامی برای هنرمندان ایرانی چه در داخل و چه در خارج دارید؟

فریدون ژورک: خیلی متشکرم که منو در این حد و حدود عنوان میکنید که میتونم برای دیگران خط مشئی قائل بشم نه من نمیتونم من میتونم که بگم خودم چه میکنم. من کاری رو که دارم میکنم تا روزی که زنده هستم ادامه میدم در جهت آزادی مردم مون کنار مردممون می ایستم روزی که آزاد شدن روزی که جامعه ما به یک خوشبختی واقعی رسید میرم دنبال کارهایی که برای دلم میخوام انجام بدم. شاید این باشه که بشینم فقط کتاب بخونم شاید این باشه که بخوام تنها راه برم نمیدونم چه میکنم ولی تا اون روزی که مردم ما به آزادی شون نرسیدن حتما تا اونجایی که بتونم با سن بالایی هم که دارم سعی میکنم که اگر امکان این رو ندارم که در خط مقدم جبهه باشم حداقل در پشت جبهه کمک رسانی مبارزه رو بکنم .

درهمین زمنیه :

گفتگوی اختصاصی مرجان با شبکه تصویری ایران آزادی؛ جایگاه زنان و هنرمندان در مسیر مقاومت

استبداد هنری و هنر استبدادی درنظام ولایت فقیه ،گفتگو با کامیارایزدپناه

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.