برای یک ایران آزاد

فساد در شبکه بانکی کشور؛ مشتریان خاص یا حاکمان فاسد؟!

0

فساد در شبکه بانکی کشور با چه سازوکاری پیش می‌رود؟ ناصر ذاکری در توضیحی برای ایلنا به‌ناچار بخشی از واقعیت را مورد توجه قرار می‌دهد. او قبل از هرچیز می‌پذیرد که فساد در تشکیلات بانکی «پیچیدگی‌های خاص خود را دارد.» شاید به این دلیل که با عدد و رقم سروکار دارد، و اطلاعات موجود در آن از دسترس عموم دور است، و نحوه مددرسانی به ذی‌نفعان نیز طوری‌ست که در اغلب مواقع در چشم و دسترس عموم قرار ندارد؛ با این حال برخی از روش‌ها توسط ذاکری مورد اشاره قرار می‌گیرد.

فساد پیچیده بانکی
به‌گفته این کارشناس اقتصادی از جمله مصادیق فساد در نظام بانکی می‌توان به این موارد اشاره کرد:
«تعیین قیمت کارشناسی بالا برای وثیقه ملکی مشتریان»
«یا مصوبه‌هایی به نفع یک مشتری خاص وجود داشته‌ باشد»
«یا فلان مشتری وام دریافتی را در غیر مورد تعیین‌شده استفاده کند.»
به‌باور ناصر ذاکری همه این موارد البته از نوع سوء استفاده‌های «شفاف و روشن» هستند. پس می‌توان نتیجه گرفت که فساد در نظام بانکی کشور اشکال پیچیده‌تر و دور از تصور‌تری هم داشته باشد.
این کارشناس اقتصادی می‌افزاید: «فکرش را بکنید، کجای دنیا یک بدهکار بانکی این امکان را می‌یابد که با استفاده از تسهیلات دریافتی از بانک، به‌عنوان مؤسس یک بانک دیگر وارد میدان بشود؟ این اتفاق بیشتر شبیه یک فیلم کمدی است اما ما در کشورمان به چنین اتفاقاتی عادت کرده‌ایم.»
او سپس نتیجه می‌گیرد که «در چنین فضایی شگفت‌آور نیست که بخش عمده مطالبات معوق بانکی در اصل تسهیلات پرداختی به چند مشتری خاص باشد که قدرت گرفتن و پس‌ندادن وام را دارند.»
سخن از مشتریان خاص در اقتصاد ایران که «قدرت گرفتن و پس‌ندادن» را دارند، زیاد به میان می‌آید؛ این موضوع به چند دلیل مطرح می‌شود: از یک سو کشمکش میان جناح‌های مختلف حکومت بر سر غارت ثروت‌ها، دارایی‌ها و امکانات عمومی زیاد است، و از جانب دیگر این شعار جای خود را در اعتراضات عمومی تثبیت کرده است که «یک اختلاس کم بشه، مشکل ما حل می‌شه» در نتیجه سخن از مشتریان خاص زیاد به میان می‌آید. به‌عنوان مثال در همین گفت‌وگوی ایلنا با ناصر ذاکری، او به یک مشتری خاص اشاره می‌کند که با اسلحه کمری به سراغ رئیس بانک مرکزی می‌رفت تا او را وادار به همکاری کند.

مشتریان خاص گمنام
ذاکری برای آنکه تصویری از مشتریان خاص نشان بدهد از جمله به موضوع موسسات مالی و اعتباری در این مصاحبه پرداخته است. او در جایی از همین مصاحبه گفت: «در شرایطی که تجارت با پول دیگران سودآوری وسوسه‌انگیزی داشت، هرکس توانست بانک تأسیس کرد، و هرکس نتوانست، سراغ تأسیس مؤسسه مالی و اعتباری رفت. حتی وقتی بانک مرکزی به‌عنوان نهاد ناظر به صرافت افتاد که مانع این‌گونه اعمال شود که البته دیگر خیلی دیر شده‌بود، لابی قدرتمند بنیانگذاران این مؤسسات موجب ناکامی بانک مرکزی شد.» این کارشناس اقتصادی در همین رابطه افزود: «گفته می‌شود مدیرعامل یکی از این مؤسسات با اسلحه کمری به دیدار رئیس وقت بانک مرکزی می‌رفته تا با ایجاد رعب او را ملزم به همراهی و همکاری کند.»
هرچند سخن از مشتریان خاص و لابی‌های قدرتمند که این مشتریان خاص، جزئی از آن یا مستظهر به حمایت‌شان هستند در میان می‌آید اما کمتر گفته می‌شود آنها چه کسانی هستند؛ چرا که پرداختن به این واقعیت نزدیک شدن به هسته سخت نظام مقدس! است جایی که نزدیک شدن به آن هزینه‌های زیادی برای نزدیک‌شدگان دارد؛ حتی اگر این نزاع‌ تنها در درون نظام در جریان بوده باشد.
از جمله به‌خاطر عدم جرأت یا اشتراک منافع با مافیای مشتریان خاص است که بارها در درون نظام وعده‌ی افشای اسامی آنها داده شده، اما در عمل اتفاقی نیافتاده است. ذاکری در مصاحبه با ایلنا در پاسخ به این پرسش که «رشد مطالبات معوق همیشه به‌عنوان یکی از گرفتاری‌های بانک‌ها نام برده‌ می‌شود، چرا اقدام جدی برای تعیین تکلیف این مطالبات انجام نمی‌گیرد؟» پاسخ می‌دهد که «اولین اقدامی که باید برای مقابله با این پدیده اتفاق می‌افتاد، اعلام فهرست بدهکاران کلان بود.» اما او خود تایید می‌کند که کسی این کار را نکرده است.
به گفته ناصر ذاکری هرچند حق «عموم مردم» است که بدانند «کدام اشخاص حقیقی و حقوقی منابع بانکی را از دسترس سایر مشتریان خارج کرده‌اند.» «اما تاکنون کسی موفق به افشای این فهرست نشده‌ است.»
چرا؟

کمدی بی‌رحمانه‌ی سپاه
ناصر ذاکری به یک نمونه اشاره کرده است: «وقتی مشکلات مؤسسه مالی و اعتباری ثامن‌الحجج رسانه‌ای شد، یکی از تشکل‌های مردمی فعال در عرصه مبارزه با فساد تهدید کرد که آقازاده‌ها و افراد متنفذی که منابع این مؤسسه را گرفته و پس نمی‌دهند، اگر تسویه حساب نکنند، اسامی‌شان اعلام خواهد شد. اما با گذشت دو سال از این تهدید، نه تکلیف آن منابع روشن شد و نه آن فهرست اسامی منتشر شد.» این کارشناس اقتصادی نتیجه می‌گیرد که «این بدان‌ معنی است که مشتریان خاص بسیار صاحب نفوذ هستند و می‌توانند سد راه شفافیت بشوند.» [ایلنا ۱۱ اسفند ۹۷]
ناصر ذاکری با اشاره به نام ثامن‌الحجج به طور غیر مستقیم به هویت مشتریان خاص اشاره می‌کند؛ پاسداران. این موسسه مالی و اعتباری متعلق به سپاه، در بازه‌ زمانی ۸۰ تا ۹۴ سرمایه‌اش را از ۶ میلیون تومان به ۱۲ هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان رساند؛ پولی که به اشکال مختلف از دست مردم جمع‌آوری و در شبکه‌های مرتبط با سپاه توزیع می‌شد. وقتی این پروژه به پایان رسید موسسه به اسم زیان‌دهی تعطیل و از پول‌های مردم هم اثری برجای نماند؛ درست مشابه کاری که سایر موسسات مالی و اعتباری سپاه با سپرده‌های مردم کردند. [ثامن‌الحجج به‌نام امام هشتم شیعیان به کام سپاه]
ناصر ذاکری با اشاره به نام ثامن‌الحجج دانسته یا ندانسته اذعان می‌کند که چرا در ایران «یک بدهکار بانکی این امکان را می‌یابد که با استفاده از تسهیلات دریافتی از بانک، به‌عنوان مؤسس یک بانک دیگر وارد میدان بشود؟ این اتفاق بیشتر شبیه یک فیلم کمدی است اما ما در کشورمان به چنین اتفاقاتی عادت کرده‌ایم.»

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.