برای یک ایران آزاد

فساد در نظام ولایت فقیه نهادینه و فقرمردم به اوج میرسد:گفتگوبا علیرضا معدنچی

0

فساد در نظام ولایت فقیه  ابعاد گسترده‌ی یافته بطوری که روز یکشنبه ۱۸آذر که روز جهانی مبارزه با فساد بود، یکبار دیگر، گستردگی فساد در این نظام اعلام شد. وزارت‌خارجه آمریکا به همین مناسبت در توئیتر رسمی خودش نوشت: «با تأسف برای مردم ایران، حکومت آنها مملو از ریاکاران فاسد است. یکی از آنها خامنه‌ای است، که یک صندوق سرمایه معاف از مالیات، با میلیاردها دلار، ثروت دارد در همین رابطه آقای علیرضا معدنچی طی گفتگویی با شبکه تصویری ایران آزادی به این موضوع پرداخته و به سئوالات پاسخ میدهد

علیرضا معدنچی :    همین سوالی که شما میکنید که آیا فساد در ایران تحت حاکمیت آخوندها موردی هست یعنی یک مورد دو مورد یا چند مورد هست یا نظامند یا سیستماتیک است، از قضا چند روز پیش یعنی روز شنبه ۱۷آذر همایشی در دانشکدة مدیریت دانشگاه تهران برگزار شد که اصلا عنوانش همین بود «مبارزه با فساد در ایران؛ نظام‌مند یا موردی؟». شرکت کنندگان در این کنفرانس هم به عنوان اساتید دانشگاه معرفی شدند که در آن سخنرانی کردند. روز بعد یعنی ۱۸ آذر روزنامة ایران ارگان دولتی روحانی از این همایش گزارشی چاپ کرد که  در آن گزیده‌یی از سخنرانیهای سخنرانهای این همایش آمده، در مقدمة این گزارش می‌خوانیم: «سرآمدان مدیریت، جامعه‌شناسی و اقتصاد کشور، زیر و بالای فساد در ایران را بررسی کردند». اجازه بدهید من قسمتهایی از سخنرانیهای این کنفرانس را نقل ‌کنم تا ببینیم این ادعا که آنها «زیر و بالای فساد در ایران را بررسی کردند» چقدر واقعیت دارد: با این حرفها، این انتظار ایجاد می‌شود که کسانی که در این همایش جمع شده‌اند تا موضوع فساد و نظام‌مند بودن آن را بررسی کنند، خارج از این سیستم یا لااقل جزو هیأت حاکمه نیستند، چون معنی ندارد کسانی از این هیئت حاکمه بخواهند فساد را بررسی بکنند، البته اغلب شرکت کنندگان خیلی شناخته شده نیستند، اما در بین آنها یک فرد بسیار شناخته شده وجود دارد: علی ربیعی وزیر کار سابق آخوند روحانی که یکی دو ماه پیش استیضاح و  برکنار شد، این علی ربیعی با نام مستعار عباد از دژخیمان و معاونان پیشین وزارت اطلاعات و الان هم از مشاوران نزدیک روحانی هست، در هیئت دولت هم آنچنانکه فیلمهای آن رادیدیم اکثر حضور پیدا میکند، او هم در این کنفرانس حضور داشته و ببینیم او در مورد مبارزه با فساد چه گفته است؛ می‌گوید: « اگر درباره فساد حرف می‌زنیم، تنها به دولت توجه می‌کنیم، درحالی که امروز از نهادهای مدنی تا دانشگاه و رسانه هم درگیر فساد هستند». پس جواب او این است که فساد عام است و محدوده خاصی را در بر نمیگیرد، ربیعی هم‌چنین در زمینه رویکرد سیاسی به فساد نیز گفت که« فقدان دموکراسی همه‌جانبه و پیدایش دموکراسی صوری فساد زیادی را ایجاد می‌کند» ، جا ن کلام اینجاست که فساد برمیگردد به دیکتاتوری و سیاسی است و در ادامه توضیح میدهم که این هرم در راس‌ش خود ولی فقیه یعنی خامنه‌ای است، البته نباید انتظار داشت این علی ربیعی که سالها وزیر این رژیم بوده و معاون وزارت اطلاعات بوده منظورش چنین چیزی باشد، او یک چیز کلی را بیان میکند. او همچنین به موضوع  حامی پروری در فساد اشاره کرده و می‌افزاید: «قدرتمندان کسانی را در پست‌‌ها می‌گمارند تا منافع آنان را تأمین کنند، یکی از عوامل دیگر بروز فساد است». یکی دیگر از سخنران‌های این همایش فردی است به نام عبدالله جعفری که از او به عنوان استاد و پژوهشگر حوزة فساد نام برده شده، حرف معقولی زده و گفته است: « این انتظار که سیستم، خود دست به اصلاح بزند را بعید دانست و افزود که برای مبارزه با فساد در قدرت و ثروت، نهاد سومی باید به میان بیاید». وی حرف قابل توجه میزند و اقرار می‌کند که:‌ «۸۰ درصد مردم به اقدام دولت‌‌ها در مبارزه با فساد بی اعتماد هستند». همینجا اضافه بکنم یکی از شرکت کنندگان در این کنفرانس یکی از اعضای مجلس بنام پروانه سلحشوری که البته صحبت‌هایش در این روزنامه نیامده است، آنجا گفت که : اصلا این مبارزه با فساد امری نمایشی در ایران و رژیم ولایت فقیه است، و گفت حتی سلطان سکه هم که باصطلاح یک ماه پیش اعدام کردند، مردم به این بی‌اعتماد بودند و این فاصله دولت با مردم را و حکومت را بجای اینکه کمتر بکند بیشتر کرده است، و مردم نسبت به این نمایشها اصلا اعتمادی ندارند، اما جواب سؤالی را که شما مطرح کردید، که آیا فساد در این نظام موردی است یا قانونمند است، یکی از سخنرانها به نام ابراهیم حاجیانی که به عنوان استاد دانشگاه معرفی شده ، پاسخ داده و در پاسخ به این سؤال که آیا فساد در ایران سیستمی هست یا خیر؟ « با بیان اینکه فساد ماهیتاً شبکه‌ای، ساختارمند و نظام‌مند است و بدون این‌ها امکان بقا ندارد»، یعنی آقا اگر این فساد نظام‌مند و شبکه‌ای نباشد و دارای ساختارمند نباشد اصلا نمیتوانسته وجود داشته باشد، و درادامه گفته: «شبکه‌‌های فساد در ایران، در حوزه‌‌های زیادی به هم متصل شده‌اند، یکدیگر را می‌شناسند و با هم هماهنگ می‌شوند. وی با بیان اینکه ما با فساد نظام‌مندی که در سطوح پیچیده، عالی و تو درتو عمل می‌کند، ( در سطوح عالی یعنی بالاترین راس هرم قدرت در این فساد سهیم و نقش دارند )، مواجه هستیم، این پرسش را مطرح کرد که آیا اراده سیاسی برای مقابله با فساد وجود دارد و اگر وجود دارد، سطح آن چیست؟». اجازه بدهید من در مورد بعضی اصطلاحات مثل نظام‌مند توضیح بدهم ، این که گفته میشود نظام‌مند این مترادف سیستماتیک و همچنین مترادف نهادینه است. وقتی به یک چیز میگوییم سیستماتیک که وارد سیستم شده باشد یعنی جزء نهاد آن باصطلاح ارگان باشد ، من به یک نمونه اشاره میکنم و آن هم حرف‌های در سال ۹۴ رحمانی فضلی، وزیر کشور قبلی و فعلی دولت روحانی گفته بود، « پول‌های “کثیف و قاچاق عرصه سیاست و انتقال قدرت را در ایران آلوده کرده‌اند. او اشاره کرده بود : بخشی از این پول در حوزه سیاست وارد می‌شود و افراد در قالب انتخابات و غیره به آن ورود می‌کنند » ، یعنی چی وارد انتخابات میشود؟ خودش توضیح داده است، « وقتی نامزد شورای شهری دو میلیارد تومان خرج می‌کند و وقتی از او پرسیده می‌شود این پول را از کجا آوردی، می‌گوید دوستان کمک کرده‌اند، و باید پرسید این پول‌های کثیف و قاچاق به همه جا  نفوذ کرده است »، ببینید حتی نماینده مجلس برای اینکه به نمایندگی برسد، میلیاردها تومان خرج میکند، که اگر تمام حقوق نمایندگی‌ش را جمع بکنیم به نصف این مبلغ هم نمیرسد، چرا این پول را خرج میکند؟ چه کسانی این پول را به او میدهند؟ صاحبان قدرت و ثروت که از این انتظار دارند بعد از اینکه نماینده مجلس شد، به نفع آنان قوانین و مصوباتی راتصویب بکند تا آنها از قبل او به پولهای هنگفت و ثروتهای سرشار برسند، نشان‌دهنده کل ارگان از پایین از ابتدا تا انتهایش تا ورودش تا مجلس‌ش همه چیز فاسد است اگر کسی هم بخواهد با این فساد مبارزه هم بکند، توسط این مافیاهای قدرت ، مافیای شکر ، مافیای آهن ، وی را از صحنه حذف میکنند، خود خامنه‌ای در بهمن ۹۶ گفت: « فساد، مثل اژدهای هفت‌سر افسانه‌ها است؛ در افسانه‌ها، یک سر اژدهای هفت‌سر را که میزنی، با شش سر دیگر حرکت می‌کند؛ از بین بردنش آسان نیست». چیزی که خامنه‌ای نگفت، ولی البته همه می‌دانند این است که، سر اصلی این اژدهای هفت سر خود اوست، و همه از خود او منشاء میگیرند و از خود ولی فقیه مجوز گرفته‌اند .

علیرضا معدنچی : ببینید چه در زمان خمینی و چه بخصوص در زمان خامنه‌ای ، تمام غارتگران اصلی مجوز غارت خود را از خود ولی فقیه و بیت او گرفته‌اند زمان خمینی از خمینی و الان از خامنه‌ای ،  از سپاه پاسداران تا مافیاهای مختلف و معروف مثل مافیای شکر، مافیای آهن، مافیای سیگار، مافیای پارچه به نوعی وابسته به بیت خامنه‌ای هستند ، اشاره کردم که چطور مناصب نان و آبدار خرید و فروش میشود و هر کدام یک قیمتی دارند، و هر با پرداخت آن قیمت میتواند به آن مناصب برسد ،اما آن  ۵۰۰میلیون تومان که عرض کردم برای وزارت کار نهایتا این ۵۰۰ میلیون باید به کجا باید بپردازد. سهم اصلی و عمده‌ش و به قول معروف سهم شیرش مال بیت رهبری و شخص خامنه‌ای است. یا این مؤسسات اعتباری که میلیاردها پول مردم را به جیب زدند و الان هر روز می‌بینیم که کسانی که پولشان توسط اینها غارت و چپاول شده است، و در تهران و شهرهای دیگر به خیابانها میآیند ، اینها از کجا مجوز گرفته بودند، تعداد این موسسات مالی و اعتباری آن آمار داده بودند به ‌بیش از ۸ هزار مورد (اعم از مجاز و غیرمجاز) رسیده است، اینها از کجا مجوز غارت را گرفته بودند، از ‌بیت رهبری ، علاوه بر اینها سپاه پاسداران یا باندهای مختلف در رأس هرم قدرت حضوردارند، و در بلعیدن بازار پول و سلب دارایی مردم ایران و جامعه ایران‌ با هم رقابت می‌کنند. یک تحول اساسی دیگری که در نظام بانکی در همین سالهای اخیر و زمان خامنه‌ای اتفاق افتاده تأسیس بانک‌های به‌اصطلاح خصوصی است، درکنار موسسات مالی که عرض کردم، همة آنها به نوعی وابسته به بیت رهبری هستند. امثال بانک‌ انصار (سپاه پاسداران)، بانک سینا (بنیاد مستضعفان)، بانک شهر (شهرداری تهران)، بانک حکمت (ارتش)، بانک مهر ایران (بسیج)، بانک قوامین (نیروی انتظامی)، بانک کارآفرین (ستاد اجرایی خامنه‌ای) ، همه این بانکها بعد از به جیب‌زدن یعنی غارت اموال مردم اکثرشان ورشکسته هستند، بانک مرکزی که در واقع بایستی صندوق امانت مردم باشد، به آنجا وابسته هستند، اما در واقع خامنه‌ای این سیستم بانکی را  تبدیل به گاو صندوق شخصی خودش کرده و به عنوان ابزار تأمین مالی تروریسم و سرکوب استفاده میکند ضمن اینکه سودهای نجومی آن را به جیب میزند،  مثلاً در همین بحران اخیر ارزی که قیمت دلار یکباره ۵برابر شد و از قیمت ۳ هزار تومان به ۲۰ هزار تومان رسید ، در واقع ارزش ریال به عنوان پول رسمی کشور به یک پنجم سقوط کرد، این پول از جیب کی در آمد، از جیب عموم مردم ایران در آمد، به کجا رفت؟ به جیب همین مافیاها و در اساس به جیب ولی فقیه رفت، یعنی سهم شیرش مال ولی فقیه است، جالب است خود خامنه‌ای میگوید معلوم نشد  ۱۸میلیارد دلار کجا رفت و ژست اپوزیسیون هم میگیرد، در حالیکه در یک حکومت دیکتاتوری در حکومت استبداد مطلقه ولایت فقیه متصور است که مثلا ۱۸ میلیارد دلار دود هوا بشود و این ولی فقیه هیچ اطلاعی یا نقشی نداشته باشد، یک مطلبی را هم عرض کنم که خامنه‌ای در جریان این چپاولهای نجومی ثروتی بسیار افسانه‌یی به هم زده است که یکبارخبرگزاری رویتر در سال ۲۰۱۳  یعنی ۵ سال پیش ، یک گزارش تحقیقی فاش کرد که ثروت تنها یکی از مجموعه کارتلهای زیر دست خامنه‌ای به نام «ستاد اجرایی فرمان امام» ثروتی بالغ بر ۹۵میلیارد دلار را جمع کرده است. همان که شما در مقدمه اشاره کردید و گفتید وزارتخارجه امریکا گفته که با مصادره اموال بعضی ایرانیان ازجمله اقلیتهای مذهبی، همانطور باید اضافه کرد که با مصادره اموال مخالفان سیاسی ، مصادره اموال خانواده‌های مجاهدین و همه کسانی که به نوعی با رژيم مخالف بودند این ثروت را جمع کرده است و این تنها یک قلم از ثروتهای ولی فقیه هست.

علیرضا معدنچی :  این اطلاعاتی که ما داریم عموما از درون خود رژیم درز کرده است، خوشبختانه در جریان جنگ قدرتی که با هم دارند دست همدیگر را رو میکنند، از جمله چیزهای که گفته شده این است که : سپاه پاسداران حدود ۸۰۰ شرکت زیر دستش هست. هر کدام از این شرکتها ممکن است کلی زیر مجموعه داشته باشد،  مثل پتروشیمی‌ها و معادن و شرکتهای فولادی اینها تمام زیر چنگ سپاه پاسداران است، من تنها یک قلمش را در این مورد برای شما بگویم ، به نقل از روزنامه حکومتی مردمسالاری درتاریخ ۲۲ شهریور ۹۷ که نوشته بود:  « فتح الفتوح بورس یا سیطره بی‌دلیل شرکت‌های پتروشیمی و فولادی؟» درآنجا می‌نویسد: « در شرایط فعلی همه چیز بر وفق مراد شرکت‌های فولادی، معدنی و پتروشیمی است: آن‌ها مواد خام و عوامل تولیدی مورد نیاز خود (نظیر انرژی) را با قیمت ارزان و یارانه‌ای تحویل می‌گیرند،» ، (پس یک قلم اینها چپاول خودشان از طریق گرفتن ارزهای ارزان و یارانه‌ای و رانتی است، همان ارز ۴۲۰۰ تومان که میگفتند و بعد بسیاری از این ارزها را در بازار آزاد به قیمت ۱۵۰۰۰ تومان فروختند )، بعد ادامه میدهد، « محصولات تولیدی خود که ارزش‌افزوده اندکی دارند را به خارج صادر می‌کنند و ارز صادراتی را نیز با قیمت بسیار بالا در بازار ثانویه می‌فروشند » ، میگوید یعنی پتروشیمی یک ارزی از دولت میگیرد ارز ارزان  و بعد این را تبدیل به فرآورده‌های پتروشیمی میکند و این را در بازار خارج میفروشد ، ولی دوباره پولش را به خزانه برنمیگرداند، پولش را به جیب میزنند ، کی به جیب میزند ؟ سپاه پاسداران، حالا چه جوری این پول را میزنند ؟، همان پولی را بصورت ارز گرفته بودند با قیمت ۴۲۰۰ تومان آن ارز را پس میدهد یعنی فرض کنید یک میلیون دلار ارز با قیمت ۴۲۰۰ تومان گرفته ، این را در بازار وقتی میفروشد ، که قیمتش ۵ برابر شده است، یک پنجم آن را به بانک مرکزی میدهد، بابت آن ارزی که گرفته و چهار پنجم آن را به جیب میزند، بعد هم ادامه میدهد: « حالا اما یک «مزیت» دیگر هم به «مزیت» فولادی‌ها اضافه شده و قیمت فروش داخل محصولات آن‌ها هم آزادسازی شده است »، یعنی در جریان این قیمت فولاد و آهن سه و چهار برابر شده است ، باز این مابه‌التفاوت قیمت به جیب کی میرود؟ باز به همان شرکتهای فولاد که تحت کنترل سپاه پاسداران هستند.

علیرضا معدنچی :   نتیجه‌ش همین فقر و گرسنگی روزافزونی است که می‌بینیم ، الان باز به اعتراف منابع خود رژیم ۷۰ درصد از مردم زیر خط فقر هستند، بطوری که اینها که میخواهند بسته حمایتی را توزیع بکنند، گفتند که این شامل ۷۰ درصد مردم میشود، یعنی ۷۰ درصد مردم نیازمند دریافت بسته‌های حمایتی هستند، باز علی ربیعی در همان سخنرانی در همایش مبارزه با فساد به نقل از تحقیق یک استاد دانشگاه، به آمار جالبی اشاره کرده و گفته بود که: « به طور سرانه هر ایرانی از فساد، ۱۰۰ هزار تومان از دست می‌دهد». یعنی ۱۰۰هزار تومان را ضربدر ۸۰ میلیون بکنید ، البته خیلی بیشتر از این است، و به صورت واقعی بسیار بیش از این است. ببینید اجازه بدهید من این را عرض بکنم که ایران ۱درصد جمعیت جهان را دارد و ایران یک صدم درصد خاک کره زمین ، اما بلحاظ برخورداری و میزان منابع و ثروتهای طبیعی ایران ۱۰درصد ثروتهای کره زمین را دارد، یعنی مردم ایران ۱۰برابر ثروت متوسط دنیا ثروتمندتر هستند، یعنی باید باشند، خوب این پولها کجا رفته است؟ چرا مردم ایران در این شرائط برای امرار معاش بایستی که کلیه خودشان را بفروشند، چشم خودشان را بفروشند، کبد بفروشند، اصلا یک چیزهای که مو بر اندام آدم راست میکند، چه بر سر مردم ایران با این همه ثروت خدادادی که کشور ایران از آن برخوردار است ، آمده است، چرا فقر بصورت سیاه نه بصورت نسبی،  بصورت گرسنگی که خودشان اذعان میکنند ، یکبار قالیباف گفته بود ، در همین تهران ۲۰۰هزار خانوار سر گرسنه بر بالین میگذارند، خود قالیباف گفته بود که جامعه ایران به دو بخش تقسیم شده، ۹۶  درصد محروم و ۴ درصد برخوردار هستند، این وضعیت جامعه ایران است، اصلا طبقه متوسط از بین رفته است، حالا خیلی بیشتر از اینها میشود صحبت کرد ، اجازه بدهید به یک مورد که یادداشت کردم اشاره بکنم : « محمود بهمنی رئیس سابق بانک مرکزی در دوران احمدی‌نژاد و عضو فعلی کمیسیون اقتصاد مجلس » که در روز ۱۶ تیر در رسانه حکومتی انتخاب نوشته است : «موجودی حساب «آقازاده‌ها» بیشتر از ذخایر ارزی کشور است».

علیرضا معدنچی :    البته نگرانیهایی که این هموطن ابراز کرده، نشانة دلسوزی و احساس مسؤلیت ایشان است، .قابل تقدیر است ، ولی برای اینکه خاطر جمعی بدهم به این هموطن و سایر هموطنانی که اینطور نگرانی‌های دارند، البته اینها هم بخشی ناشی از تبلیغات رژیم هست، برای سنجش حضور مجاهدین و تاثیر مجاهدین و نقش مجاهدین که الان از طریق تبلورش در کانونهای شورشی هست ، این را هر کسی باید از خودش سوال بکند ، و اول واکنش‌های رژيم را ببینید، اگر مجاهدین واقعاً خطری نبوده و نیستند به چه دلیل این همه رژیم نسبت به مجاهدین واکنش دارد و چرا وحشت‌زده است. چرا در هر ملاقات با دیپلوماتهای خارجی به گفته خود دیپلمات‌ها اولین چیزی که نمایندگان رژیم مطرح میکنند در هر سطحی اولین خواسته‌شان محدود کردن مجاهدین است. چرا اسم مجاهد در داخل کشور ممنوع‌ترین نام است، ‌هموطنانمان و کسانی که در این کنفرانس حضور دارند، میدانند و این واقعیتی است که همه از آن خبر دارند، وزارت اطلاعات و بسیاری از ارگانهای دیگر، سپاه پاسداران و وزارتخارجه کار یک‌شان در رابطه با مجاهدین است وهمچنین تبلیغات رژيم ، دیروز که روحانی صحبت کرده بود باز روضه شهید را میخواند، یا از مجاهدین آه و ناله می‌کنند یا به مجاهدین لجن پراکنی می‌کنند و در عین حال می‌گویند اینها چیزی نیستند و خطری نیستند، اگر نمی‌توانند سرنگون کنند، خوب اگر خطری نیستند چرا این همه راجع به آنها تبلیغات می‌کنید؟ چرا این همه فیلم و سریال تلویزیونی می‌سازید؟ پر خرج‌ترین فیلم‌های خودشان ، به قول خودشان در رابطه با مجاهدین است ، مثل داستان نیمروز، هزاران کتاب چاپ شده و در حال تهیه است، که همه‌اش راجع به مجاهدین و در حال لجن‌پراکنی علیه مجاهدین است، و باز هم می‌نویسید، این همه نمایشنامه ، این همه مصاحبه ، این همه مقاله ، این همه مطلب ، هر بار که صحبت میکنند حرفشان مجاهدین است،  علت این هیستری دیوانه وار علیه مجاهدین چیست؟ اما واقعیت این است که خود رژیم بهتر از هر کس می‌داند که خطر از کجاست و کجا را باید بگیرد، خود خامنه‌آی یکبار گفت « تهدید ما جنگ نیست، جنگ خارجی نیست » ، بدلیل ضیغ وقت مطلبی را از رسانه‌ رژیم به نام بهارستانه در تاریخ ۱۳شهریور ۹۷ مقاله‌یی علیه مجاهدین نوشته که من قسمتی از آن را برایتان می‌خوانم: « امروزه داد کارگزاران نظام بلند است که هرجا آشوب و اغتشاشی در کشور وجود دارد، رد پای منافقین هم در آن پیدا می شود و سخنرانی مقام معظم رهبری در ۱۹ دی ماه سال گذشته شاخص گویایی بر نقش داشتن منافقین ( ببخشید من از کلمه‌ای که خود اینها استفاده کردند استفاده میکنم ، همان فرهنگ کثیف خودشان که مجاهدین را منافقین می‌نامند ) در اغتشاشات دی ماه گذشته بود. وقتی به روند تحولات و موقعیت جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین‌المللی نگاه می کنیم این سئوال در ذهن متبادر می شود که آیا امکان جلوگیری از خروج منافقین از کشور عراق وجود نداشت که ما قصور کرده و مانع نشدیم؟ آیا نمی شد در همان عراق انتقام خون شهدا را از تک تک آنان گرفت؟ ( ابراز پشیمانی از اینکه چرا گذاشتید مجاهدین از عراق بروند ) ، این سئوال از این جهت ضرورت به پاسخگویی دارد که حضور منافقین در کشور آلبانی و هدایت اغتشاشات و ناآرامی‌ها در داخل ایران برای نظام هزینه بر است و در خوشبینانه‌ترین حالت، یک قلم نیروهای امنیتی کشورمان را به خود مشغول کرده است. فی الواقع این فرضیه که نیروهای منافقین ( مجاهدین ) پس از رسیدن به اروپا مضمحل خواهند شد و در نتیجه تهدیدی برای نظام محسوب نمی شوند چقدر کارشناسانه بوده است؟ چقدر همراه با برآوردهای اطلاعاتی و امنیتی بوده است؟ و چرا نتیجه عکس داده است؟ انتظار داشتیم که نیروهای نفاق وقتی از کنار دجله و فرات کنده شده و در سرزمین اروپا مأوی میگیرند شاخ و برگ‌ها و نهایتاً ریشه‌هایش بخشکد اما ظاهراً این روش، یک روش «بد درمانی» بوده است.» ، خود همین واضح است که رژیم از کجا احساس خطر میکند، الان همانطور که گفتم مجاهدین در داخل کشور تبلور حضورشان کانونهای شورشی هست .

علیرضا معدنچی :  خیلی روشن است سایرین عددی نیستند خطری ندارند یا اصلاً به جز اسم حضوری و واقعیتی ندارند. مرده را که کسی کاری ندارد و چوب به او نمی‌زند؛ به قول پدر طالقانی در فاز سیاسی از ایشان سوال کردند که چرا این همه به مجاهدین حمله میکنند، پدر طالقانی گفته بود « ماشین دودی هم تا وقتی ایستاده کسی کارش ندارد و وقتی حرکت میکند به او سنگ میزنند » ، این دوستمان گفته بود چرا این میزان مجاهدین را زیر ذره‌بین میگذارند، درخواست مجاهدین این است زیر ذره‌بین بگذارند، مجاهدین بسیار استقبال می‌کنند که هر کس و هر نهادی و هر قدرتی تا هر جا که می‌خواهد در کار مجاهدین ریز شود و ذره‌بین بگذارد. به شرط این که نتایجی که به دست می‌آورد را جعل نکند و همان واقعیتها را ابراز بکند؛ و نتایجی که به دست می‌آید جز بر شرف و افتخار مجاهدین نمی افزاید. یک نمونه را اشاره میکنم در جریان حمله امریکا به عراق تمام قرارگاههای ارتش آزادیبخش را بمباران کرد، بعد از این که مجاهدین با بمبارانها از بین نرفتند، خواستند و تلاش کردند آنها را قانونی به قول خودشان با شیوه نرم نابود کنند، حالا با انواع توطئه‌ها کاری نداریم، اما در همین رابطه  ۹ ارگان آمریکا از سیا و اف بی‌آی وغیره ، هفت بار مجاهدین را، تک به تک مجاهدین را،  به قول خودشان اسکرین کردند، و زیر ذره‌بین گذاشتند، اما بعد خودشان اعلام کردند که حتی یک نفر هم پیدا نکردند که در تروریسم نقش داشته باشد. همین کار را فرانسه در جریان ۱۷ ژوئن کرد، تمام اسناد  و کامپیوترهای مجاهدین را با حمله به قرارگاه‌ها و پایگاه‌های مجاهدین و خانه‌هایشان تمام اسناد را با خود بردند ، و تمام آنها را ریز به ریز و ورق به ورق زیر ذره بین گذاشتند، هیچ چیز پیدا نکردند، اول به دنبال تروریسم بودند چیزی پیدا نکردند،  بعد چرخیدن دنبال تخلفات مالی و باصطلاح پولشویی بودند حتی یک دلار یا یک فرانک به قول خودشان کثیف هم پیدا نکردند که از طریق پولشویی بدست آمده باشد، بی جهت نیست که برادر مسعود مجاهدین را در یک کلام این طور تعریف کرده است: « فدای بیکران و وفای به پیمان در تاریخ ایران». امیدوارم اینها که میخواهند زیر ذره‌بین بگذارند بیشتر زیر ذره‌بین بگذارند که این حقیقت هر چه بیشتر به اثبات برسد.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.