برای یک ایران آزاد

فعالین مدنی به‌جای قلعه بابک به زندان رفتند

0

فعالین مدنی به‌جای قلعه بابک به زندان رفتند زیرا نظام ولایت فقیه تحمل کوچک‌ترین فعالیت مدنی را نیز ندارد. در نظامی که حق مخالفت کردن غیر قانونی و اپوزیسیون ممنوع می‌باشد هیچ فعالیت مدنی نیز تحمل نمی‌شود.

فعالان مدنی دستگیر می‌شوند چرا؟
فعالان مدنی هرگز ادعای براندازی نداشته‌اند ولی هر بار که حرکتی از خود نشان می‌دهند بلافاصله توسط نیروهای امنیتی دستگیر و روانه زندان می‌شوند! ظاهراً در زمانه‌ای که نیروهای بسیاری چه در صحنه تظاهراتهای خیابانی و چه در فضای مجازی بر طبل براندازی این حاکمیت می‌کوبند، باید حاکمیت از این حرکات مسالمت آمیز و غیر براندازانه استقبال کند. باید که از این حرکات برای کند کردن همان حرکات براندازانه استفاده کند! اما اینطور نیست. از دیر باز این نظام با حرکات مسالمت‌آمیز و فعالیتهای مدنی سر عناد داشته و حتی با شدیدترین شیوه‌ها چنین حرکاتی را قلع و قمع کرده است.

فعالیت‌های مدنی سرکوب می‌شوند؛ سابقه امر
اولین فعالیت و مخالفت مدنی در نظام آخوندی بر می‌گردد به اولین ماه‌های سقوط شاه و بقدرت رسیدن آخوندها در سال ۱۳۵۸. وقتی زنان علیه حجاب اجباری تظاهرات کردند با حمله عده‌ای چماق بدست که شعار می‌دادند «حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله» مواجه شدند.
دومین مخالفت مدنی که بزرگترین فعالیت مدنی از طرف گروه‌های سیاسی نیز بشمار می‌رفت، تظاهرات ۵۰۰ هزار نفره مجاهدین در تهران بود. عصر روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ مجاهدین در اعتراض به سرکوب آزادی‌ها توسط چماقداران و پاسداران، تظاهراتی مسالمت آمیز برگزار کردند. اما این تظاهرات مسالمت آمیز با فرمان خمینی و آتش گشودن پاسداران به‌خاک و خون کشیده شد.
تقریباً در ۳۹ سال حاکمیت آخوندی هیچ حرکت مدنی نبوده که با دستگیری بانیان و فعالان آن سرکوب نشده باشد. در بهمن سال ۹۶ اعتراض دراویش در تهران با سرکوبی خونینی مواجه شد. تظاهرات مردم مظلوم و عطشان خرمشهر با گلوله پاسخ گرفت! برگزاری تجمع در تخت جمشید با یک هفته بگیر و ببند از هوا و زمین اصلاً شکل نگرفت. همین هفته گذشته جوانان ترک که برای بزرگداشت بابک به قلعه بابک می‌رفتند دستگیر و روانه زندان شدند. حال سؤال اینجاست چرا؟
جواب به ساده‌ترین زبان اینست: ترس حاکمیت از تبدیل شدن فعالیت‌های مدنی به مطالبه حقوق به یغما رفته و تبدیل مطالبه حقوق صنفی به تظاهراتهای سرنگونی طلبانه. حاکمیت اینرا در قیام خراسان که تمامی کشور را بسرعت فرا گرفت تجربه کرد. کما اینکه از روز اول چون پایگاه مردمی نداشت از شکل گیری هر حرکتی هراسان بود.
اکنون باید جوانان میهن اینرا آویزه گوش خود کنند که در این حاکمیت چیزی به اسم فعالیت مدنی آنها را به گرفتن حق خود که همان آزادیست‌، رهنمون نخواهد کرد! اگر که فعالیتهای مدنی با آغوش گرم حاکمیت مواجه می‌شد که دیگر اسمش حاکمیت ولایت فقیه نبود! ای کاش می‌شد در این حاکمیت فعالیت مدنی کرد ولی سرنوشت نرگس محمدی، نسرین ستوده، شاپرک شجری زاده و … خود گواه اینست که حاکمان حتی ظرفیت تحمل ساده‌ترین و نرم‌ترین فعالیت مدنی را هم ندارند مگر اینکه در خدمت منافع آنان باشد!

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.