برای یک ایران آزاد

بیداد فقر در حاکمیت سیاه ولایت فقیه

0

فقر در حاکمیت سیاه ولایت فقیه بیداد می‌کند. برخلاف آنچه کارشناسان حکومتی می‌کوشند تا نشان دهند که می‌توان راه برون رفتی برای خروج جامعه از فقر یافت اما واقعیت آن است که نخستین قدم برای مبارزه با فقر کنار زدن علت اصلی آن یعنی نظام ولایت فقیه است.

فریبرز شادان

نزدیک به چهل سال است که مردم ایران زیر سایه حاکمیتی سیاه با تمام وجودشان درد و رنج ناشی از فقر را حس می کنند.
فقر در ایران یکی از پدیده های وحشت آفرینی می باشد که در کنار سایر پدیده های شوم و سیاه، جامعه ایران را به سمت فروپاشی سوق می دهد و به عبارتی چرخه زندگی مردم زیر فشارهای اقتصادی درحال له شدن و از هم گسیختگی کامل می باشد.
وضعیت اقتصادی دردناک مردم محصول بلافصل ماهیت عقب مانده و ارتجاعی این رژیم پوسیده می‌باشد. در رابطه با علل فقر در یک جامعه تعاریف زیادی توسط کارشناسان علوم سیاسی و اجتماعی و اقتصادی صورت گرفته و علل فقر را ناشی از اختلاف طبقاتی، ستم طبقاتی، ناتوانی درآمد مردم برای تامین هزینه های زندگی، نابرابری فرصت ها، رشد تولید ناخالص ملی، تورم، فرهنگ و عوامل دیگر می‌دانند که البته خیلی از این تعاریف درست و منطقی و علمی می باشد اما برای تعریف علمی و دقیق از علل فقر در ایران تحت حاکمیت ولایت فقیه، متخصصان باید یک بازنگری اساسی در این رابطه داشته باشند به دلیل اینکه ماهیت این رژیم به گونه ای است که نیاز به بررسی کارشناسانه اساسی در این زمینه دارد.
ماهیت رژیم حاکم بر ایران یک ماهیت ضدبشری هست یعنی هیچ ارزشی برای انسان و زندگی مردم قائل نیست. به همین دلیل است که نزدیک به چهل سال اوضاع اقتصادی مردم به این نقطه سیاه رسیده است. در این رابطه کارگزاران نظام تمام سعی و تلاش خود را می کنند تا علت اصلی فقر مردم ایران را بپوشانند. در این رابطه یک کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه علل فقر را به این صورت تشریح می کند:
«فقر با دمکراسی نیز ارتباط مستقیم دارد و مردم هرچه فقیرتر شوند به جای آن که خواسته‌های خود را از راه‌های دموکراسی دنبال کنند به سمت شورش و پایین کشیدن دولت‌های نالایق حرکت می‌کنند و جامعه‌ای که در آن فقر زیاد باشد امکان تحقق دموکراسی در آن محدود است»[ایلنا ۷ آبان ۹۷]
این کاملا منطقی است که فقر با دمکراسی ارتباط مستقیم دارد اما سوالی که در این رابطه مطرح می شود این است که مگر تئوری ولایت مطلقه فقیه سنخیتی با دمکراسی دارد؟ تا این اندیشه ضدبشری هست که به هیچ وجه نبایدصحبت از دمکراسی کرد بلکه باید گفت فقر به دلیل ماهیت عقب مانده حکومتی ارتجاعی‌ست که خمینی آنرا بنیاد نهاد و زهر آن تا عمق جامعه را فراگرفته و تا این اندیشه حاکم برسرنوشت مردم هست هیچ تغییر بنیادی حاصل نخواهد شد و این نکته هم کاملا اثبات شده است که مردم هرچه فقیرتر شوند به سمت یورش و خیزش وقیام حرکت می کنند و البته باید نظریه این استاد دانشگاه تحت نظام را بدین صورت تصحیح کرد که هرچه فشار فقر و تهیدستی؛ و اختناق و سرکوب در جامعه بیشتر شود رادیکالیزم انقلابی رشد می کند و مردم را به سمت قیام و خیزش های سیل آسا سمت می دهد که نه دولت دزد و شیاد و تبهکار بلکه اصل نظام یعنی اصل ولایت فقیه را به زیر می کشند.
بنا به گفته خود نظریه پردازان نظام، ۳۵ درصد مردم زیر خط فقر هستند یعنی نزدیک به سی میلیون تن در جامعه ایران زیر خط فقر زندگی می‌کنند. این یک فاجعه اجتماعی وحشتناکی است که جامعه ایران را بدون شک به سمت یک انفجار اجتماعی پیش خواهد برد. در این رابطه اگر اخبار و گزارشاتی که از وضعیت مردم، از دیوار اختناق و سانسور نظام عبور می کند ملاحظه شود به وضوح می توان آثار و نتایج فقر در جامعه را بیشتر مشاهده کرد.که چه زیان هایی به بار آورده است از آمار روبه گسترش خودکشی، افزایش معتادین، فروش اعضای بدن، فروش فرزند و حتی اطفال بدنیا نیامده، طلاق و فروپاشی خانواده ها، قتل، دزدی، و سایر بزهکاری هایی که ناشی از پدیده فقر می باشد و مردم ایران شبانه روز از نزدیک با این پدیده خانمانسوز مواجه هستند.
«تندگویان (معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان) در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا با اشاره به آخرین آمار خودکشی در کشور گفت: تا پایان سال ۹۶، حدود ۴ هزار و ۹۹۲ نفر در کشور اقدام به خودکشی کرده‌اند». [ایلنا ۲۸مرداد۹۷]
«صفاتیان «عضوکمیته اعتیاد تشخیص مصلحت نظام »گفت «پنهان‌کاری» مردم در پیمایش‌های شیوع‌شناسی باعث شده آمار معتادان در ایران کمتر از رقم واقعی باشد. اگر صحبت‌های صفاتیان را معیار قرار دهیم باید شمار واقعی معتادان در ایران را حدود سه و نیم میلیون نفر دانست که در مجموع «نزدیک به ۱۰ میلیون» نفر به گونه‌ای با مواد مخدر درگیر هستند» [بی بی سی فارسی ۴تیر ۹۶]
در رابطه با پدیده خانمانسوز طلاق و از هم پاشیدگی خانواده‌های ایرانی به دلیل فقر و محرومیت؛ آماری که بصورت رسمی اما محدود منتشر می شود حاکی از دردسنگینی است که مردم ایران به آن مبتلا هستند.
مدیر کل دفتر آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال مدعی می شود که «سالانه ۸ طلاق در هزار خانواده ایرانی ثبت می شود» [ایرنا ۲۲ مهر]
وضعیت زندان های رژیم هم فاجعه بارهست و خود تعداد زندانیان بیانگر وضعیت نابسامانی است که مردم ایران با آن روبرو هستند البته این آمار برای اینکه زیاد چهره «اسلام» خلیفه افتضاح نشود از عدد واقعی کمتر بیان می شود.
«حسن موسوی چلک، رییس هیات مدیره انجمن مددکاران اجتماعی ایران، در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا گفته است: هر ساعت ۵۰ نفر وارد زندان‌ها می‌شوند.» [فکت نامه ۲۲ اردیبشت ۹۷]
دررابطه با سایر آسیب های اجتماعی ناشی از فقر که تمام مردم ایران با آن دست و پنجه نرم می کنند رسانه های خود رژیم اشباع شده است. و البته با وجود ساختار ولایت فقیه در ایران اسیر، آنچه عیان است فقر کمرشکن و نابودی بنیادهای زندگی است که لحظه مره مردم ما شاهد آن هستند.
در این رابطه مدنی استاد دانشگاه علت فقر را به این شکل توصیف می کند:
«مدنی مهمترین مشکل برنامه‌های ضد فقر را عارضه نگری به جای ساختار نگری دانست و افزود: دولت‌ها در برنامه‌های خود به جای مبارزه با فقر، فقیر و فقرا را تحت پوشش موردی قرار می‌دهند و همین مساله باعث شده تا فقر و نابرابری در ایران پایدار شود و هرگونه تلاش برای کاهش نابرابری با مقاومت‌های مختلف از سوی دستگاه‌های مختلف همراه شده است.» [ایلنا ۷ آبان ۹۷]
منظور ایشان این است که دولت با مردم مانند کمک به فقرا یک سهم یارانه معادل ۳ دلار پرداخت می کند و برای همین میزان ناچیز که خرج یک روز یک خانواده هم نمی شود بسنده کرده که این مشکلی از فقر مردم را حل نمی کند و وضعیت مردم به همین منوال یعنی مرگ تدریجی به دلیل تهیدستی می ماند و از اینکه تلاشی برای حل بنیادین صورت بگیرد دستگاه های مختلف مانع می شوند منظور از دستگاه های مختلف را مشخص نمی کند که واقعیت این نیست. واقعیت سیستم حکومتی چپاولگری هست که خیمه به هستی و نیستی مردم زده و کارشان و حرفه شان چپاول بیشتر البته زیرچتر ولایت فقیه که ریشه تمام این وضعیت می باشد و هیچ وقت نابرابری با این سیستم ولایت فقیه از جامعه ایران رخت برنخواهد بست و تجربه نزدیک به چهل ساله حکومت ارتجاع این را به اثبات رسانده و خودهمین فرد هم اذعان می کند که :
«برنامه دولت‌های مختلف برای مبارزه با فقر موفق نبوده است. افزایش فقر به شورش‌های اجتماعی منجر می‌شود». [ایلنا ۷ آبان ۹۷]
اما این کارشناس، وارد به نکات جزئی تر این معضل و آسیب فراگیر جامعه نمی شود که چرا دولت ها موفق نبوده اند؟ و باکلی گویی اصل قضیه دور زده می شود که دولت ها سرمایه های بادآورده از فروش نفت را کجا هزینه کرده اند؟ آمار منتشره بودجه دولت در سال ۹۷ خودگویاترین دلیل برغارت اموال مردم هست .
« اختصاص حدود دو هزار میلیارد تومان به حوزه‌های علمیه در بودجه سال۹۷ بازتاب زیادی داشت و کمپینی در فضای مجازی با عنوان «تغییر بودجه به نفع مردم» تشکیل شده بود.» [سایت رادیو فردا ۴ اسفند ۹۶]
اختصاص این مبلغ نجومی برای حوزه جهل و جنایت درخدمت کیست؟ غیر از گسترش بنیادگرایی و تروریسم، غیر از شیطان سازی های ابلهانه علیه مخالفان نظام و ترویج تزویر و ریا و فریبکاری تحت نام اسلام! غیر از کوبیدن هرچه بیشتر میخ ولایت شیطانی، و این درحالی است که مردم ایران از فرط گرسنگی و بی چیزی اقدام به فروش اعضای بدن و یا فروش اطفال خود می کنند. و البته بودجه ای که برای دستگاه های نظامی که خرج سرکوب مردم و صدور تروریسم اختصاص داده می شود سرسام آور هست همان بودجه هایی که به قول گزارش وال استریت ژورنال کیسه کیسه به عوامل و مزدوران برون مرزی برای فعالیت های جاسوسی و تروریستی توسط دیپلمات تروریست های رژیم پرداخت می شود. [سایت مجاهد۱۱ آبان ۹۷]
حال با این همه هدر دادن و ضایع کردن سرمایه های مردم چه انتظاری از این دولت های ضدمردمی هست که به موضوع فقر بپردازند و این یک خیال واهی بیشتر نیست. چرا که حاکمیت برای بقای خود، نیاز به هزینه های هنگفت دارد و برای درمان این درد اگر لازم باشد، نه تنها تمام بودجه ها را اختصاص خواهد داد، بلکه مثل گذشته حرث و نسل این مملکت را هم نابود خواهد کرد همان کاری که خمینی در طی هشت سال جنگ ضدمیهنی به آن اقدام کرد و دومیلیون کشته و معلول، و پنج استان ویران و هزارمیلیارد دلاررا درآتش هوس های توسعه طلبانه اش سوزاند و آخرش هم وقتی دید که اپوزیسیون مردمی، با شعار صلح و آزادی کمر به نابودی نظام ولایت بسته است جام زهر را خورد و در نهایت دق مرگ شد و مرد.
امروز هم درامتداد همان دستگاه ضدمردمی، اختصاص تمام بودجه از حفظ نظام چیده می شود و بی دلیل نیست که مدنی، استاد دانشگاه در «کنفرانس دام فقر و راه رهایی» می گوید که هرگونه تلاش برای کاهش نابرابری با مقاومت‌های مختلف از سوی دستگاه‌های مختلف همراه می باشد. یا در قسمتی دیگر از این کنفرانس پرده را کمی بیشتر کنار می زند و بخشی از واقعیت ها را بیان می کند که بعد از روی کار آمدن حکومت ولایت فقیه ساختار نظام از سه گروه تشکیل شد؛ بخش خصوصی، بخش دولتی و بخش دیگر سازمان های عمومی مانند بنیاد «مستضعفان» و «شهید»، شهرداری ها و آستان قدس رضوی که حتی از دولت هم بزرگ تر هستند و هیچ کنترلی هم روی آنها نیست چون زیر نظارت مستقیم شخص خامنه‌ای قراردارند و جنایتکارانی مثل رئیسی متصدی آن هستند؛ همچنین نهادهای نظامی که منظور سپاه پاسداران جهل و جنایت می باشد که نبض اقتصاد را در تیول خود گرفته و چپاول های نجومی را سرکرده های آن در پرونده خود دارند. یا سیستم بانکها که هم جیب مردم را خالی کردند و هم دارای شرکت های متعدد برای چپاول دارایی های مردم هستند. [ایلنا ۷ آبان ۹۷]
بله با این وضعیت و این نوع سیستم حکومتی و با ماهیت ضدمردمی و ضدایرانی ولایت فقیه طبیعی است که مردم ایران هرروز فقیرتر شده و دامنه فقر در ایران گسترش پیدا کند و به همین خاطر هم در رسانه های خود این نظام، این موضوع بازتاب پیدا می کند که شورش های اجتماعی در راه است.
بله ارتش گرسنگان دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد. تمام زندگی آنها در زیر سایه این نظام ازبین رفته وتنها یک راه برای همه مردم باقی مانده است؛ خیزش و قیام برای استیفای حقوق از دست رفته و این امر در حال وقوع است و نظام ولایت فقیه را از آن گریزی نیست.

در همین زمینه:
افزایش نقدینگی به معنی فقر بیشتر؛ از ابتدای دوره احمدی نژاد تا خرداد ۹۷
مافیای دولتی حکومت آقازاده‌ها! و مردمی که زیر خط فقر هستند گفتگو بامحمدرضا مرادی
درباره ترکیب جمعیتی زندان‌ها؛ چرخه‌ی فقر و ستم مضاعف
آیا چشم اندازی برپایان فقرو گرانی هست؟ یا رژیم دربن بست است – کنفرانس عباس داوری
چند میلیون ایرانی گرسنه هستند؟؛ تصویری از فقر در ایران

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.