برای یک ایران آزاد

این انتصاب اتفاقی نیست؛ رئیسی، قاضی قتل‌عام مجاهدین، رئیس «قوه‌قضاییه» شد

0

قاضی قتل‌عام مجاهدین، از طرف خامنه‌ای به‌عنوان رئیس قوه‌قضاییه منصوب شد. هرچند رژیم، رئیسی را با هدف سرکوب بیشتر آورده است اما می‌توان این پرسش را مطرح کرد که آیا گاردِ بسته جنگی رژیم؛ تشکیل، تکثیر و ترکیب کانون‌های شورشی را تسریع نمی‌کند؟

اسماعیل محدث

در رژیم‌های دیکتاتوری گماشتن افراد بر اساس بی عدالتی و روابط مخصوص و یا داشتن ژن برتر انجام می‌گیرد، اما در مورد برخی از منصاب که به طور مستقیم و یا غیرمستقیم به دستگاه سرکوب و اختناق ربط پیدا می‌کنند کاملاً حساب شده انجام می‌گیرد و از هرگونه سهل انگاری به دور است، چرا که پایه‌های رژیم بر آن سوار است. اگر مثلاً به دولت اول «اعتدالگرای» آخوند روحانی، که با هو و جنجال و مشاطه گری در سال ۱۳۹۲ تشکیل شد نگاه کنیم علاوه بر مهره‌های امنیتی و سرکوبگر مثل خود او، حضور مصطفی پورمحمدی عضو هیئت مرگ و یکی از مسئولین اعدام هزاران زندانی سیاسی در سال ۶۷ به عنوان وزیر دادگستری نشانه‌ی مشخص و روشنی بود که برای مردم ایران نه از اعتدال خبری خواهد بود و نه از تدبیر و امید. مقصود از روی‌کار آمدن روحانی با آن شعارهای دروغین، بزک کردن چهره‌ی کریه آخوندی بود برای مصرف خارجی. اساساً در فرهنگ منحط آخوندی گفتار با کردار همیشه بی ربط می‌ماند و کلام آخر در رفتار این جماعت؛ اختناق است و اختناق.
گماشتن فرد بدنامی که حتی از طرف آخوند شیاد روحانی به عنوان آخوند اعدام نام گرفت، در این شرایط حساس بین المللی، اگرچه در ظاهر عجیب است، اما به خوبی قابل فهم و قابل توضیح می‌باشد. خامنه‌ای با گماشتن رئیسی به عنوان رئیس قوه قضاییه، «با تأکید بر لزوم تحول در قوه قضاییه و آغاز پرقدرت دوران جدید»، نشان داد اساساً به مقوله‌ی حقوق بشر کاملاً بی اعتناست و دستگاه تَرَک برداشته‌ی او هرگز تاب رعایت حقوق انسان را ندارد و نخواهد داشت و فقط به حفظ رژیمش می‌اندیشد. خود خامنه‌ای سال ۱۳۹۸ را سال قیام و انفجار اجتماعی برآورد کرده بود، بنابراین گماشتن این عنصر مخوف، علیرغم دودلی‌ها، در تقدیر رژیم درمانده آخوندی خفته بود؛ جلاد، پاسخ به مطالبات اقتصادی و سیاسی مردم به جان آمده ایران است. برای درک صحیح از عمق بحران رژیم عقب مانده آخوندی و لزوم انتصاب رئیسی کافی است به استقبال «اصلاح‌طلبان» و «اعتدالگرایان» از انتصاب این مهره بدنام در رأس دستگاه قضاییه رژیم توجه کنیم. این خود باز ثابت می‌کند که باندهای موجود در دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران در مورد موضوع سرکوب اساساً هیچ زاویه‌ای باهم ندارند، اگرچه ممکن است در تاکیک و ابزار سرکوب اختلاف نظر داشته باشند. رئیس جمهور دروغگوی رژیم آخوندی در وصف این انتصاب گفته است: این انتصاب نشانه اعتماد رهبر و مدیریت شایسته رئیسی در مسئولیت پیشین رئیسی در قوه قضائیه است. بر منکرش لعنت! جهانگیری، معاون اول روحانی در پیام خود می‌نویسد که امیدوار است با تدبیر و تجربه رئیسی افقهای جدیدی در این زمینه‌ها گشوده شود. دویست نماینده مجلس رژیم در نامه‌ای برای خامنه‌ای و رئیسی، نوشته‌اند: در راستای اجرای بیانیه گام دوم نظام از رئیس جدید قوه قضاییه انتظار داریم برای ریشه‌کنی کامل فساد تلاش قاطعانه نمایند. محمود صادقی «نماینده» «اصلاح طلب» در مجلس رژیم در توییتی نوشته است که «بسیاری از قضات دادگستری نسبت به تغییرات قریب‌الوقوع در مدیریت قوه قضاییه خوش‌بین هستند».
رژیم آدمخوار آخوندی با گماردن رئیسی در راس سیستم قضایی به خیال خود در مقابل قیام مردم گارد می‌بندد، اما رژیم با انتصاب این آخوند خونریز، اختناق و سرکوب سیستماتیک خود را زیر ذره بین جهانی قرار می‌دهد، که با توجه به شرایط فعلی بین المللی و پایان دوره سیاست مماشات بعید به نظر می‌رسد بتواند همچنان از نتایج آن مصون بماند. آسوشیتدپرس خبر انتصاب رئیسی را به این ترتیب آورده است: «روز پنجشنبه یک روحانی سخت سر که زمانی گمان می‌رفت جانشین احتمالی ولی‌فقیه ایران باشد، به ریاست قوه قضاییه جمهوری اسلامی منصوب شد. این انتصاب نگرانی فعالان حقوق بشر را به خاطر مشارکتش در اعدام هزاران نفر در دهه ۱۹۸۰، به همراه داشت». آسوشیتدپرس با اشاره به گزارش عفو بین‌الملل در سال ۱۹۹۰، نوشته است که: «کسانی که خودشان را «مجاهدین» معرفی کردند، به سوی مرگ روانه شدند، بر اساس گزارشات، رئیسی جزء هیئتی بوده که در محکوم کردن زندانیان شرکت داشته است». طبیعی است که مدار قدرت در نظام آخوندی با ضدیت تاریخی و امتحان پس دادن در این رابطه، نسبت به دشمن اصلی و تهدید جدی، یعنی مجاهدین خلق، بسته شود. ژست‌های احتمالی رئیس جلاد سیستم قضایی رژیم آخوندی مانند آزادی برخی از زندانیان و تصفیه برخی از عناصر قوه قضاییه تنها به معنای شیادی از نقطه‌ی ضعف می‌تواند انجام بگیرد.
«مجتهد عادل» بودن ابراهیم رئیسی هم البته موضوعی مرسوم و بی مزه در رژیم آدمخوار آخوندی است. یک شبه مجتهد شدن او و رهبرش خامنه‌ای از «معجزات» ادامه دار رژیم آخوندی بوده است. در مورد عادل بودن رئیسی هم رجوع شود به اظهارات آقای منتظری که در مکالمه حضوری با هیئت مرگ، که اتفاقاً رو به رئیسی اعلام کرده بود: آیندگان از شما به عنوان «جنایتکاران تاریخ» یاد خواهند کرد. خوب است از ابراهیم رئیسی به عنوان بی سواد جنایتکار نام ببریم. ابراهیم رئیسی در سن بیست سالگی به عنوان دادستان کرج اشتغال «فضایی» خود را آغاز کرد و کمی بعد، به خاطر «قابلیتش»، دادستانی همدان را نیز هم زمان برعهده او گذاشتند. در سال ۱۳۶۴ باز به خاطر همان «قابلیت‌ها» به تهران فراخوانده شد و تا اینکه در سال ۱۳۶۷، در سن بیست و هشت سالگی، در هیئت مرگ مسئولیت قتل عام زندانیان سیاسی مجاهد خلق را برعهده گرفت. این آخوند جنایتکار البته در خیره سری حتماً به حد اجتهاد رسیده است و برای قتل عام مجاهدین جایزه می‌خواهد؛ در مراسم ۱۶ آذر ۱۳۹۷ در دانشگاه ملی در پاسخ به پرسشی در مورد اعدام‌های سال ۶۷ گفت: قهرمان مبارزه با نفاق در کشور امام خمینی است، همه کسانی با نفاق مبارزه کردند باید مورد تشویق قرار گیرند که کشور را از شر منافقان نجات دادید.
به گفته آخوند شیاد روحانی، دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران در حال جنگ می‌باشد و در ضعف و زبونی از خامنه‌ای خواسته که «خود جنابعالی به عنوان رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران و انقلاب اسلامی فرماندهی این جنگ را به عهده بگیرید». اگر حداقل این گفته رئیس جمهور رژیم آخوندی را جدی بگیریم، در جنگ رژیم با مردم به جان آمده و با جامعه جهانی، انتصاب ابراهیم رئیسی امری اجتناب ناپذیر می‌نماید. در این جنگ رژیم درمانده آخوندی، شاید خود روحانی قربانی «خودی» آن باشد، اما آیا گاردِ بسته جنگی؛ تشکیل، تکثیر و ترکیب کانون‌های شورشی را تسریع نمی‌کند؟

در همین زمینه:
«کارآمد» چیره‌دست؛ این جلاد (ابراهیم رئیسی) زیاد ترسناک نیست
جلادی در راه است؛ اما زمین بازی عوض شده است

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.