برای یک ایران آزاد

قاطعیت تنها راه مقابله با تهدیدات رژیم : گفتگو با محمدقرایی

0

قاطعیت تنها راه مقابله با تهدیدات رژیم است. در روزهای اخیر بحث تشکیل ائتلاف، برای حفاظت از کشتیرانی در خلیج فارس در برابر تهدیدات رژیم، در میان کشورهای غربی بالا گرفته؛ سؤالاتی در این زمینه مطرح است : کار کرد این ائتلاف چیست؟ آیا این اقدام، می‌تواند جلوی ادامه راهزنی دریایی سپاه را بگیرد؟  راه‌حل درست برای جلوگیری از تهدیدات تروریستی رژیم چیست؟

برای پاسخ به این سؤالات آقای محمد قرایی درگفتگویی با تلویزیون ایران آزاد به آنها پاسخ میدهد.

محمد قرایی: بدلیل ماهیت تروریستی رژیم از طرفی و تغییر دوران از طرف دیگر این اواخر و قبلاً هم بین اروپا و انگلیس با رژیم تنشهای بود، اما با توقیف کشتی رژیم در جبل الطارق که نفت قاچاق برای سوریه حمل می‌کرد این تنش بیشتر شد و بعد رژیم چون در خواست مماشات است و بیدار نشده فکر کرد هنوز همان دوران است و دست به راهزنی دریایی زد و کشتی را گرفت که بدون سلاح بود پرچم انگلیس را داشت و متعلق به انگلیس بود، و کشتی کماکان همانجا در توقیف است و شواهد نشان داد مثل سابق می‌خواهد این کشتی را با کشتی خودش طاق بزند.  همان کارهای که سابقاً می‌کرد، از طرف دیگر می‌خواست قدرتنمایی بکند و برای جلوگیری از ریزش نیروهایش صورت خودش را با سیلی سرخ نگه بدارد.

با آمدن بوریس جانسون در حقیقت اختلافات بین رژیم و انگلیس تشدید شده و کلام آخر من این است رژیم مثل خیلی جاها که دست به عملی می‌زد یا بلاجبار و یا فکر نمی‌کند مثل طوق لعنتی شده که نمی‌داند چکار بکند، چون دید در جواب اینکه می‌خواست طاق بزند و همان کاری که قبلاً با گروگانگیری می‌کرد باصطلاح وزیرخارجه جدید انگلیس طبیعی هم بود آمد و گفت ما در این زمینه مذاکرهنداریم و شما باید کشتی را آزادش بکنید، بنابراین این هم بحرانی شد بر بحرانهای دیگر رژیم و گروگانگیریهای دیگر که همچنان ادامه دارد.

محمد قرایی: انگلیس قبل از اینکه نخست وزیر جدید بیاید دست بکار شده بود و از اروپاییان خواسته بود ائتلافی را تشکیل بدهند همان ائتلافی که قبلاً امریکاییان کلیک آن را زده بودند و برخی از کشورها همکاری کرده بودند، بلافاصله آلمان و فرانسه که هر دو کشور کلیدی، یکی بلحاظ اقتصادی و دیگری بلحاظ سیاسی در اتحادیه اروپا هستند، اظهار آمادگی کردند، که پشت سرآنها دانمارک هم پذیرفت، امریکا هم در راستای خواسته‌های که قبلاً داشت از این موضوع استقبال کرد، وزیر دفاع جدید مایک اسپر هم گفت این طرح دقیقاً مکمل طرحی است که ما دادیم و از آن حمایت می‌کنیم.

بنابراین در اینجا به نظر می‌رسد حلقه تحریم بخصوص تحریم در خلیج فارس بر گردن رژیم بدلیل عملکرد غلط و راهزنی که داشت تنگ و تنگ‌تر می‌شود، اما به نظر من این یک گام اولیه مثبتی است و جواب آن مثبت است ولی تجربه نشان داده بدلیل ماهیت رژیم در پشت این طرح باید عمل بخوابد، ما دیدیم که در دستگاه مماشات قدیم یادمان هست تا جایی که حرف بود البته تا جایی که حرف هم خیلی کم بود، ولی تا آنجا که حرف بود رژیم کار خودش را می‌کرد، ولی در این دوران جدید دیدیم تغییراتی که در امریکا بوجود آمد بخصوص ناوگانهای امریکایی آمد رژیم فی‌الواقع قلاف کرد، بر خلاف گذشته به سمت زدن سربازان امریکایی نمی‌رود، و تلاش می‌کند در این زمینه آهسته برود و آهسته بیاید.

نتیجه اینکه این ائتلاف در راستای ائتلافی که امریکا تشکیل داده بسیار مثبت است ولی تاثیرات عملی‌ش را من میگویم باید ببینیم چه کارکرد عملی و پشت آن چه قیمتی اروپاییان می‌خواهند بدهند.

محمد قرایی: اجازه بدهید یک ترسیمی از وضعیت رژیم بکنم در حقیقت منحنی مشخصات رژیم را اگر بخواهیم ترسیم بکنیم به نظر من همچنان که این روزها خودشان میگویند رژیم در وضعیت داخلی در حالت انفجار است.

همین چند روز پیش وزیر کشور روحانی اشاره کرد، و گویا منتظر جرقه است، گفت اگر خبری بشود، انفجار حتمی است، لابد همان انفجاری که در سال ۹۶ قبل از آن و بعد از آن داشتیم، بنابراین خودشان از این داستان هراس دارند، این یک فاکتوری است که رژیم با اقتصاد فرسوده و ورشکسته و جامعه ناراضی با تظاهراتهای که هر روزه در ایران هست و می‌بینیم.

فاکتور دیگر همین عملکرد خائنانه و اجباراتی که رژیم دارد منظورم صدور تروریزم است، به شدت در جهان و منطقه منزوی شده و با تحریمهای که هر روز تشدید می‌شود در حقیقت راه نفس‌ش گرفته شده و با توجه به این دو برآیند اینها را بخواهم بگویم فشار به رژیم می‌آورد، یعنی از پایین این دو فاکتور تأثیر بر روی هرم رأس قدرت رژیم می‌آورد و آنجا هم شقه و شکاف روز به روز بیشتر می‌شود و همین چند روز پیش شنیدم شایعه استعفای دوباره ظریف هست، یا روحانی نامه به خامنه‌ای نوشته و آن چیزهای که بیرون زده درست است که نک کوه مشکلات رژیم هست ولی نشان می‌دهد رژیم در چه مخمصه قرار گرفته و با توجه به این داستان آدم می‌تواند به قطع و یقین بگوید رژیم نه تنها در موضع قدرت نیست بلکه از ته چاه و ته دره از موضع استیصال مطلق دست به اینکار زده است.

اگر کسی از من بپرسد چرا اینکار را می‌کند؟ و آیا عاقلانه است؟ میگویم رژیم می‌داند در چه مخمصهی هست، شرائطش مثل یک حیوان درنده‌ای است که دست و پایش را گرفتند، طناب به گردنش انداختند در حال خفه کردنش هستند و معلوم است هر کاری از دستش بربیاید زمین و زمان را با دست و پایش بخراشد و یا مثل جانور درنده‌ای و گرازی که در قفس گیر کرده و فی‌الواقع راه نفس‌ش تنگ شده و باید دست و پا بزند، بنابراین از موضع استیصال و بیچارگی و واماندگیش هست که اینکارها را می‌کند.

محمد قرایی: رژیم بدلیل ماهیتی که دارد زبان خاص خودش را دارد، یعنی از اول که به روی قدرت آمده برای مردم ایران در داخل سرکوب بوده و بیرون هم صدور تروریزم بوده، معلوم است هر وقتی قاطعیتی بوده این را فکر می‌کنم مجاهدین و مقاومت بدلیل درگیری تنگاتنگی که با رژیم دارند بیشتر از هر کسی این را لمس کردند، و می‌دانند هر موقع جلویش ایستادند چه زمانی که بچه‌های ما در زندانها بودند و چه در بیرون رژیم عقب نشسته است، بیرون و خارج از ما هم چنین بوده.

در سؤال قبلی گفتم وقتی جان بولتون گفت ما ناوهای و ناوگانها را به منطقه آوردیم و اگر رژیم تکان بخورد (منظورش یکی از سربازان آنها را بزند)، تنبیهش خواهیم کرد، الان مزدورانش را تنبیه می‌کند، من و شما یادمان هست آن دوران مماشات که اوباما با آخوندها کنار آمده بود خودشان میگویند ۶۰۰ تا ۷۰۰ سرباز امریکایی را کشتند، فی‌الواقع بعد از خروج امریکا از برجام و این تحریمها را اجرا کرده، لااقل من نشنیدم و لگدپرانی کرده ولی هیچوقت جرات نکرده، حتی پهبادی را هم که زد دقیقاً انگشت بر روی هواپیمای گذاشته بود که سرنشین نداشت، موشک‌های را که در بغداد پرواز می‌دهد دقیقاً و آگاهانه کاری می‌کند که صدمه به کسی نرسد چون می‌داند با قاطعیت پاسخش را می‌دهند.

اگر اروپاییان هم از این درس گرفته باشند طبیعی است الان البته نه مثل امریکاییان که آن قدرت را ندارند، ولی پشت پرده که با آخوندها مذاکره می‌کنند قاطعیت نشان بدهند بر روی حرفهایشان بایستند و ضعف وعملش را در دریا و جاهای دیگر ببینیم به نظر می‌رسد بالاجبار به آن سمت حرکت می‌کنند، اگر چه زمان ببرد ولی در حقیقت اینکار با عمل و قاطعیت و پاسخ دادن از طرف آنان باشد بالطبع جواب داده و بیشتر هم جواب خواهد داد.

محمد قرایی: خود رژیم می‌گوید که چه کار باید با من کرد یعنی فرهنگ و زبانش و لهجه و عملکردش که همان سرکوب در داخل و صدور تروریزم در خارج هست اگر کسی دیوار قاطعیت را کنارش بکشد، بالطبع عقب مینشنید و عقب خواهد نشست.  اگر واقعاً کسی می‌خواهد گوش بکند، منظورم اروپاییان و غربی‌ها است، پاسخ کوتاه من این است همچنانکه مقاومت همیشه گفته خواسته زیادی هم نیست و در حقیقت مقاومت را به رسمیت بشناسند و قبل از آن حق مبارزه مقاومت را به رسمیت بشناسد در این صورت مردم ایران بخوبی زبان آخوندها را میفهمندند قیمتش را تا بحال دادند و قیمتش را هم می‌دهند، پاسخ اصلی همان قیام و سرنگونی است ولی تا آن زمان کوتاه مدت قاطعیت، قاطعیت، قاطعیت.

محمد قرایی: اگر آدم بخواهد از ته دلش پاسخ این سؤال را بدهد، من قبل از اینکه حرف خودم را بزنم می‌خواهم در حقیقت اشاره بکنم به صحبتهای رودی جولیانی در اشرف ۳ کرد، آنجا خیلی تیز خطاب به اروپاییان گفت شما تجارت خون با آخوندها دارید، به زبان عامیانه می‌توانم اینطوری ترجمه کنم که شما نان خودتان را با کاسه خون مردم ایران می‌زنید و در حقیقت می‌خورید، دیگر به این تیزتر نمی‌شود حرف زد. دقیقاً بارها میگوییم تجارت حقیر به نظر من خیلی هم حقیر نیست در کشوری که ما زندگی می‌کنیم بعد از اینکه از برجام کنار رفتند آدم متوجه نمی‌شد ولی در روزنامه‌هایشان نوشتند، یک کشور کوچکی مثل سوئد معاملات بسیار کلانی با رژیم داشته اصلاً غیر قابل تصور ما بود، تا آنجا که به اروپایی‌ها برمیگردد دنبال منافع خودشان هستند. حقوق‌بشر هم زیاد معنا و مفهومی ندارد، مگر مقاومت با پرداخت بهاء از طریق افکار عمومی‌شان مجبور بکند.

اما در پاسخ به آن بخش اگر مماشات را ادامه بدهند چه تاثیراتی دارد یا چه ضرباتی می‌خورند، به قول قدیمی‌ها گذشته چراغ فرا راه آینده است، خوب ما این را دیدیم اینها هر وقتیکه رژیم‌های اروپایی بیشتر مماشات می‌کردند آخوندها ضربه بیشتری می‌زدند، یعنی همین صدور تروریزمش اخیراً شاهد بودید و در اخبار بود در اروپا چکار کردند، این بار سفیرش بود که می‌خواست در ویلپنت بمبگذاری و هزاران نفر را زخمی و کشتار بکند، که دستگیر شد و الان در بروکسل زندان است.  من از حرفهای رژیم میگویم ابتدا که برجام بوجود آمده بود برای تهدید اروپاییان عراقچی می‌گفت ما کاری می‌کنیم سیلی از مهاجرین به آنجا بیایند، حتی مواد مخدر را قبلاً مقاومت می‌گفت پاسداران خودشان تولید و منتشر می‌کنند ولی یک مقام رسمی دولتی بیاید و تهدید بکند بسیار واضح بو.  بنابراین اگر مماشات را ادامه بدهند بالطبع آشوب در منطقه ادامه پیدا می‌کند سوریه بود لشکری از پناهندگان مجبور می‌شوند و مشکلات ایجاد می‌کنند و می‌آیند پناهنده می‌شوند، از آن طرف رژیم اگر دستش برسد جای که سوراخی و مماشاتی را ببیند از آنجا وارد می‌شود و ضرباتش را بیشتر میزند، هر چه این شکافها را ببندند طبیعی است هم آرامش دارند و هم امنیت دارند، و هم مشکلات اجتماعی که زاییده پناهنده هست کمتر می‌شود.

محمد قرایی: ما یک ضرب‌المثلی داریم نیش عقرب نه از رأی کین است اقتضای طبیعتش این است.  این رژیم، رژیمی بوده از روز اول برای ویرانی آمده بود، از روز اول خمینی هنوز خبری نشده در حقیقت شروع کرد مجاهدین و مبارزین را شکنجه کردند بعد پیشاپیش آمد و گفت مجاهدین خودشان، خودشان را شکنجه می‌کنند، در فاز سیاسی در ایران بودیم و در خیابان‌ها می‌دیدیم من در فاز سیاسی یادم هست دو سال مجاهدین چوب و چماق می‌خوردند، چشم از حدقه مجاهدین در می‌آوردند، دست و پا می‌شکستند و فکر می‌کنم ۵۶ شهید این مقاومت داشت، در حالیکه کوچک‌ترین کاری نکرده بودند، این راجع به مجاهدین.  بقیه گروه‌ها حتی گروه‌های که به نوعی با رژیم سازش کرده بودند آنها را وقتی در زندان بودیم دیدیم بنابراین رژیم هیچوقت این چیزها به او نمی‌چسبد، این همان چیزی است که رژیم می‌گوید اگر مردم تظاهرات بکنند حقشان را بخواهند جلویش بایستند سرکوبها بیشتر می‌شود، خیر دوره‌ای که خاتمی آمد در دنیای غرب و بخصوص اینجا که ما بودیم به به و چه چه‌ش می‌کردند همان قتلهای زنجیره‌ای در زمان خاتمی اتفاق افتاد، یا آن اتوبوسی که می‌خواستند در دره بیندازند زمان رفسنجانی بود، این رژیم بحثش فقط ما مخالفین و براندازان نیست بلکه هیچ حرفی را در حقیقت نمی‌تواند تحمل بکند. اتفاقاً تجربه نشان داده با این پدیده و جانور هر چه با قاطعیت برخورد شود ملت حسابش را کف دستش بگذارند بیشتر جواب می‌دهد، حتی تظاهرات کنندگان در خیابان و آنهای که جلوی او می‌ایستند قطعاً رژیم مجبور به عقب نشینی است.

محمد قرایی: خود ما و مردم ایران ماهیت رژیم را بخوبی میدانیم یعنی اگر ماهیت هر پدیده و مشخصات آن را نقاشی کنیم و منحنی آن را بکشیم خودش به ما می‌گوید که چگونه با این پدیده برخورد شود، در اینجا هم آزمایش و برخوردهای که با او بوده نشان داده این رژیم همچنانکه رهبری مقاومت بارها و بارها گفته غیر از زبان قاطعیت هیچ زبانی چاره سازش نیست.

در دوران اوباما که مماشات در اوج بود، به رژیم فشار آوردند و اگر آن تحریمها نبود رژیم در پای میز مذاکره حاضر نمی‌شد، ولی تحریم‌ها نفسش را گرفت، خود رژیم آن زمان گفت ما مجبور شدیم و با زانوان خونین سر میز مذاکره آمدیم، فرق آن موقع این بود مماشاتی بر سر کار بود و در حقیقت رژیم قطراتی و نیمه لیوان جام زهر را نوش جان کرد، و قیمتش را نسیه پرداخت، ولی طرف مقابل به او خیلی پرداخت، یعنی آن پولهای که گرفت و الان هر موقع رئیس‌جمهور امریکا برآشفته می‌شود و می‌گوید آن همه پول به آخوندها دادند، پول‌های مفتی که باید به دست مردم ایران می‌رسید.

از آن طرف هم دستش را برای آشوب در منطقه باز گذاشتند، در سوریه و لبنان و عراق و یمن چکار کرد، الان داستان فرق کرده رئیس جمهور و وزیرخارجه امریکا بارها گفتند خواهان مذاکره هستیم، شاید بیش از ۱۰۰ بار شنیدم اما به آن ۱۲ خواسته‌شان مشروط کردند، بله مذاکره در دسترس هست ولی این رژیم بدلیل ویژگیهای خودش که ماهیت قرون وسطایی دارد ماهیت سرکوبگر دارد، و ماهیتی که از آن سازندگی در نمی آید، و الان بخصوص پاراگرافی دیگر که در وضعیت بسیار خرابی قرار گرفته در این وضعیت اگر بخواهد بیاید نسبت به سال ۹۲ بسیار ضعیف‌تر شده، بسیار شکننده شده، توان ندارد، این هست که به نظر می‌رسد برغم اینکه جامعه جهانی امریکا و اروپا می‌خواهند با او مذاکره بکنند رژیم به آن سمت نمی‌رود.

اما کجا خواهد رفت؟ آینده چیست و چشم‌انداز چیست؟ تا همین جا هم نشان داده امریکاییان جلوتر از بقیه فهمیدند رژیم تغییرپذیر نیست، آن چیزی که مقاومت چندین دهه هست گفته و قیمتش را پرداخته کم و بیش غرب و جهان به آنجا رسیده و می‌داند باید با زبان قاطعیت برخورد کرد و به زبان خودش صحبت کرد . به نظر من چشم‌انداز به این سمت می‌رود که تحریمها تشدید خواهد شد، جنگ در کار نیست، همچنان که رهبری مقاومت بارها گفته مگر اینکه رژیم دست به کاری بزند که دیگران را مجبور کند که تنبیه‌ش بکنند والا دقیق آدم می‌تواند بگوید این زبان اروپاییان هم به سمت فرهنگ لغات امریکاییان، تشدید تحریمها پیش می‌رود.

محمد قرایی: رژیم خودش این حرفها را می‌گوید در حقیقت دو طرف دارد یکی رژیم و دیگری مقاومت و همراه با البته مردم هست.  این روزها رژیم همانطور که در قسمتهای قبلی صحبتم عرض کردم مقاومت با ایستادگیش همانطور که آقای مسعود رجوی گفته بودند ماها نمیفهمدیم حداقل خود من چیزی که الان می‌فهمم نگرفته بودم ، گفتند اگر اشرف بایستد جهان خواهد ایستاد.  بدنبالش لیبرتی ایستاد و بدنبالش اشرف ۳ و ما در همین یکی دو ماه با اشرف‌نشانانش با اشرفیان قهرمان و یا وجدانهای بیدار جهان، دست به دست همدیگر کاری کردیم که زبان رژیم باز شد.

الان مدت‌ها بود می‌خواست بگوید مجاهدین از بین رفتند و صدپاره شدند و خط قرمزش بود اسمی نباید از اینها برد، رسمی از اینها باقی نیست یادتان هست حداقل من یادم هست این احمدی‌نژاد با همان فرهنگ لمپنی‌ش به عراق رفته بود از او پرسیدند مجاهدین ، برگشت گفت مگر مجاهدین وجود دارند. در عراق بچه‌های ما در لیبرتی بودند، ولی گفت مگر مجاهدین وجود دارند، می‌خواهم بگویم این فرهنگ خمینی بعد خامنه‌ای و روحانی و در همه‌شان بود، ولی الان چی دارند میگویند؟ .

برای اینکه امانت را رعایت بکنم چند تا از فاکتهای که اخیراً راجع به مجاهدین گفتند اشاره کنم، من جای دیدم پاسدار شاعری از سرکردگان سپاه است می‌گوید «مجاهدین هنوز هم برای رژیم خطر بالقوه و بالفعل هستند، قبلاً می‌گفتند بالقوه و الان بالفعل هم اضافه شد، مجاهدین قوی‌ترین گروه معارض نظام هستند، (بر منکرش لعنت)، دلیل استمرار فعالیت مجاهدین انجام کار ریشه‌ای حساب شده، با تفکر از سوی آنان است، دشمن را باید جدی گرفت، زیرا مجاهدین هنوز هم با انگیزه‌ترین و با ساماندهی مناسب در مقابل انقلاب اسلامی (که بخوانیم ارتجاع و صدور تروریزم) ایستاده‌اند».  یا پاسدار دیگری بنام غلامرضا جلالی (یکی از سرکردگان سپاه جهل و جنایت است)، گفته بود. « مقابله با مجاهدین در فضای مجازی از مرصاد سخت‌تر است».  مرصاد به زبان آخوندها همان فروغ جاویدان است، مرصاد همانی بود که خودشان می‌گفتند عنقریب بود رژیم سرنگون بشود، فی‌الواقع می‌گفتند ۴۸ ساعت به پایان عمر رژیم مانده بود، اینی که سیما این روزها می‌گوید و فکر می‌کنم همه مردم ایران در جریان فروغ جاویدان قرار گرفتند، هنوز کانونهای شورشی و هنوز ارتش آزادیبخش و هنوز آن چنان در داخل دست بکار نشدند ببینید چی میگویند، می‌گوید الان مرصاد است، گفته در بسیاری از غائله‌ها رد پای مجاهدین است، غائله منظورش قیامها و اعتراضاتی که روزانه در داخل هست، یا علی ربیعی سخنگوی دولت روحانی که خودش هم امنیتی است، می‌گوید «ما الان هم در تنگه هستیم »، (منظورش تنگه چارزبر است)، باز وضعیت لرزان رژیم را اشاره می‌کند، یا مثلاً هاشم خواستار که معلم مبارزی هست، می‌گوید اطلاعاتی‌ها پیش من آمدند و گفتند خط قرمز ما حتی خامنه‌ای هم نیست، (من برداشت می‌کنم هر بدو بیراهی به خامنه‌ای هم می‌توانی بگویی)، ولی گفتند خط قرمز ما مجاهدین هستند، یعنی هر چه می‌خواهی به ما بگویی بگو ولی با مجاهدین مرزبندی کن، یا آخرین فاکت در این زمینه هست، پاسدار محمدعلی جعفری می‌گوید : «یک عده در جامعه میگویند مجاهدین با رژیم جنگ داشتند ولی نه مردم».

شما بهتر از ما میدانید و مردم ایران هم بهتر از ما می‌دانند با این شیطان‌سازی‌ها امروز تلاش داشتند بگویند آقا مجاهدین مردم را می‌کشتند و مجاهدین اله و بله هستند، حالا معلوم می‌شود افکار عمومی آنقدر به این رژیم فشار آوردند که این پاسدار مجبور به اعتراف شده که آقا همانطور که مردم در خیابانها میگویند دشمن ما همینجا است الکی میگویند امریکا است، اینجا هم میگویند مجاهدین با آخوندها سروکار داشتند، حالا من هم دو جمله از فاکتهای که رژیم راجع از وضعیت خودش می‌خواهد بگوید را بگویم.

احمد توکلی که از باند خامنه‌ای هست در جای دیدیم سابقاً در چند دوره نماینده مجلس ارتجاع بوده مصاحبه مفصلی داشت و می‌گوید همه بدبختی‌های ما حاصل کار خود ما هست، اول گفته اگر مردم به ما اعتماد ندارند خلاصه بدلیل همین کارهای است که کردیم آمار می‌دهد، زمانی اختلاس‌ها و دزدیها از سال قبل سه میلیارد دلار بود، بعد شده ۱۰ میلیارد، و همینطوری تصاعدی بالا رفت.  یعنی خودشان آشکارا میگویند.

یا پورمحمدی را بگویم امروز شنیدم عفو بین‌الملل هم در حقیقت موضعگیری کرده و خبر مهمی است، پورمحمدی خودش از آدمهای هیئت مرگ بوده، منتظری هم گفته و مردم ایران با این چند نفر آشنا هستند، هم رئیسی و هم پورمحمدی، همه پیش دستی می‌کنند و حرفهای زده بله ما هنوز تسویه نکردیم یعنی از آن اعدامها باید بکنیم و یا بیشتر اعدام بکنیم، به نظر من نشسته پارس‌کردن است . الان این حرفها خریدار ندارد.

هاشم خواستار جوابش را در داخل داده است، و گفته اگر قیامهای قبلی را ندیدی منتظر باش در قیام نهایی مردم به سراغت بیایند، بعد بلحاظ بین‌المللی امروز با خبر شدم عفو بین‌المللی بیانیه داده و این را محکوم کرده و به نوعی گفته اثبات همان چیزی است که قبلاً این‌ها می‌گفتند و عفو بین‌المللی از ارگانها و سازمانهای بین‌المللی هست فی‌الواقع دستگاه مماشات کمتر توانسته بر روی آن تأثیر بگذارد، بنابراین در رابطه با قتل‌عام و جاهای دیگر افشاءگری های زیادی کرده بوده و به نوعی در آنجا گفته شده این اثبات خط و خطوطی هست که مجامع بین‌المللی بخصوص حقوق بشر می‌گفتند و غیرمستقیم من می‌توانم اضافه بکنم اعتقادی به مقاومت ایران و مردم ایران داشتند که رژیم فی‌الواقع این بوده و نه باید به او فرصت داد و نه باید به او امان داد.

محمد قرایی: کسانی که سن و سال ما را دارند و یا هموطنانی که در داخل ایران هستند با گوشت و پوست استخوان این حرفها را می‌فهمند. این رژیم ماهیتاً سوار بر موج شد و غاصب و دزد بزرگ قرن بود که از راه رسید و و برای آزادی دادن و رفاء مردم نیامده بود، جنس و ماهیتش را خمینی در حرفهایش به کرات گفت.  مدتی بعد گفت باید قلمها را می‌شکستیم و باید دارها را برپا می‌کردیم آشکارا اینها را گفت، قبل از اینها متاسفانه حداقل خود من ماهیت این پدیده را خوب نمی‌شناختم، یادم هست آن جمله معروف شنیده بودیم که یکی از نزدیکان خمینی و گویا قطب‌زاده بود که بعد اعدامش کردند، به او می‌گوید چه احساسی داری؟ مثل اینکه هر هموطنی از من و شما بعد از ۲۰ سال و ۳۰ سال به وطن برسد به واقع اگر به خاک نیفتد و خاک پاک آن زیباترین وطن را در حقیقت نبوسد، به نظرم اصلاً …. خمینی گفت هیچی!!! پس این رژیم این بوده بنابراین آمده بود این کار را بکند واینکار را هم کرد. دریایی خون بین رژیم و مردم ایران است، بیش از ۱۲۰ هزار نفر را شهید کرده، همین الان چه بلایی به سر زنان آورده است، کودکان کار و کارگران، محیط زیست را، اگر آدم بخواهد بگوید وقت کم می‌آورد پس این یک دلیل است و دلیل دیگری این شکاف را تشدید می‌کند، و رژیم هم گفته هر جای غائله‌ای هست مجاهدین رد پایشان هم هست.

یک مقاومتی منسجم و تشکیلاتی هست، رهبری هست که در حقیقت افشاء کرده و بر روی میز گذاشته و چشم جهانیان را به این جنایات رژیم باز گشوده و مماشاتگران را تا اندازه‌ای در آورده، و این تغییر دورانی که الان اتفاق افتاده بخش زیادی از آن معلوم است به این مقاومت و مجاهدین برمیگردد. طبیعی است الان رژیم در این وضعیت قرار گرفته باشد، دره هولناکی بین مردم و مقاومت ایران و نه تنها مردم و مقاومت ایران بلکه بشریت آگاه و وجدانهای بیدار قرار دارد و حتماً شما بیشتر از من شنیدید صحبتهای که دعوت شده‌ها در اشرف ۳ می‌کردند. اساساً منی که ۳۰ و ۴۰ سال افتخار حمایت از مقاومت را داشتم در حقیقت مو را بر تن آدم سیخ می‌کرد، و تاثیری که می‌گذاشت، یعنی حرفهای که می‌زدند بخصوص در موزه که بودند، طبیعی است که شکاف‌ها را الان ما ببینیم و بیشتر هم خواهد شد تا روز سرنگونی رژیم این شکاف بر روی هم بیاید.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.