برای یک ایران آزاد

قتل عام نیروی جایگزین درجامعه با فتوای خمینی درسال ۶۷

0

قتل عام نیروی جایگزین با فتوای خمینی درسال ۶۷ از سئوالاتی است که درسالیان اخیر توسط نیروهای جوان مطرح می‌شود . آقای مجید صاحب جمع یکی از زندانیانی که نزدیک به دودهه از عمرش را در زندانهای خمینی گذرانده به این سئوال پاسخ میدهد.
مجید صاحب جمع: در سالهای ۶۵ و ۶۶ رژيم با معضلی مواجه بود خمینی در حال مرگ بود قبلا چند بار درحال مردن بود که او را زنده کرده بودند. چند بار سکته کرده بود ولی با آن امکانات پزشکی مدرن او را زنده کرده بودند ولی می‌خواستند قبل از اینکه خمینی بدرک واصل بشود سه چهار موضوع را باید تعیین تکلیف می‌کرد از جمله جنگ را، اگر خمینی می‌مرد و جنگ ادامه داشت کی می‌خواست جنگ را به پایان برساند، هیچکس جزء خمینی نمی‌توانست جام زهر را بخورد.
دوم مسئله جانشینی خمینی بود، بدلیل شکافهای که در حاکمیت وجود داشت از جمله بحث قتل‌عام که برایتان توضیح خواهم داد و اختلافاتی که با منتظری داشتند طبعا جناح‌های سرکوبگر در رژیم منتظری را نمی‌خواستند.
سومین و مهمترین کار این بود که این ۳۰ هزارزندانی اگر جنگ می‌خواست به پایان برسد و جانشینی خمینی تعیین تکلیف نشود ما با اینها چه باید بکنیم؟ اگر می‌خواستند از زندانها آزاد بشوند یک نیروی عظیم و بی جایگزین در جامعه، به نفع آرمانهای آزادیخواهانه منتشر می‌شد. بنابراین به قول آقای منتظری از چند سال قبل احمد خمینی می‌گوید: ما باید روزنامه خوانش را متینگ رفته‌هایش را، همه را باید بکشیم تا از شر این زندانی‌ها خلاص بشویم، اینها کلماتی است که در حرفها و مراودات این افراد صورت گرفته و من اسنادش را دارم. آقای منتظری اینها را در فایل‌هایش مطرح کرده، همه اقدامات را از سال ۶۶ انجام دادند و زندانیان را طبقه‌بندی کردند و بر اساس موضع‌شان که چه کسانی فعال و یا سرموضع هستند. در سال ۶۷ بهانه‌های خوبی پیدا کردند که مثلا وقتی مجاهدین عملیات فروغ جاویدان را انجام دادند گفتند حالا می‌رسیم برای قتل‌عام زندانیان، بهانه چه بود؟ زندانیان اسیر و زندانیانی که در انفرادی و زیر شکنجه هستند، کسانی که حتی برای رفتن به ملاقات از چندین محل بازرسی باید رد بشوند اینها بعدها رژیم مدعی بود با سازمان مجاهدین ارتباط داشتند، زندانی اسیر در سلول میخواهد با مجاهدین در آنطرف مرزها ارتباط داشته باشد، حکم خمینی صریحا بر سر موضع بودن تاکید دارد و می‌گوید زندانی سرموضع مجاهدین را بکشید. وقتی از او سوال می‌کنند چطور بکشیم میگوید هر طوری که سریعتر است، به دشمن مجال ندهید، سر موضع بودن تنها موضوعی بود که برای اینها اهمیت داشت، سرموضع چی بود؟ زندانی که ۱۰ سال و ۱۵ سال و ابد حکم دارد حکمش را میکشد، در انفرادی و سلولهای در بسته است، هیئتهای مرگ از رئيسی جنایتکار تا نیری شرکت داشتند، اولین سوال از زندانی این بود که شما هوادار کی هستید؟ اگر شما کلمه مقدس مجاهدین را اعلام می‌کردید و اگر‌می‌گفتید من هوادار مجاهدین هستم تماما حکم مرگ شما اجرا می‌شد، چون در آن مقطع هویت زندانی بنام آن سازمانی بود که بخاطر آن دستگیر شده بود. بنابراین اگر شما می‌گفتید هوادار مجاهدین هستم بقیه سوالات منتفی بود، یعنی این موضع شما است، برای همین برای آنها مهم بود از زبان زندانی بشنوند مجاهدین، یعنی با بکار بردن اسم مجاهدین حکم اعدام خودت را صادر کردی!! ولی مهمتر این بود حتی زندانیان نمی‌دانستند که اینها این معیارها رادارند، سعی می‌کردند در مخفی‌کاری زندانی را اعدام کند.

درهمین زمینه:
قتل عام۶۷ ، تصفیه حساب آینده!؟
پنهان‌کاری سازمان‌یافته رژیم ایران درباره قتل عام ۶۷

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.