قتل یک کولبر اهل بانه توسط نظامیان حکومتی و تلاش برای پنهان‌کاری

هژار فرجی کولبر ۲۹ ساله

این کولبر جوان تنها ۲۹ سال سن داشت

منابع کردی گزارش دادند که بار دیگر پاسداران و نیروهای نظامی مرزی به سمت کولبران شلیک کردند و یکی از کولبران را به قتل رساندند. براساس گزارش این رسانه‌ها، روز یکشنبه۱۷مرداد  همزمان با تاسوعای حسینی یک کولبر زحمتکش در مرز بانه با شلیک نیروهای نظامی حکومت کشته شد. بر اساس خبر منابع کردی این جوان ۲۹ ساله بنام هژار فرجی با شلیک مستقیم نیروهای مرز در مرز سارداب جان باخت.

سازمان حقوق بشری هه نگاو گزارش داد که نیروهای هنگ‌مرزی در مرز «سارداب» (سارداو) و بدون هیچ گونه اخطار قبلی به سوی هژار فرجی تیراندازی نموده و وی را از ناحیه سینه هدف قرار دادەاند.
 هژار فرجی مجرد بوده و جسد وی ساعاتی بعد در روستای زَربنه به خاک سپرده شد
 

با استناد به آمار به ثبت رسیده منابع کردی  طی پنج ماه گذشته دست‌کم ۶ تن از کولبران در مرز بانه با شلیک مستقیم نیروهای مسلح حکومتی  به قتل رسیده‌اند.

پشت صحنه کشتار و زخمی کردن کولبران

واقعیت این است که کولبری یکی از سخت‌ترین و پرخطرترین مشاغلی است که در غرب کشور جریان دارد. انبوه تحصیل‌کردگان و فارغ التحصلان دانشگاه هم به این کار اشتغال دارند. دلیل آن هم چیزی نیست جز نبود شغل و در آمد در شهرهای فقر زده این سامان.

اما کشتار و زخمی کردن آنان تنها به کشتن یک نفر و ناتوان کردن او محدود نمی‌شود. هر شلیکی به هر یک از کولبران به معنی از دست رفتن و تباه شدن زندگی یک خانواده یا چند خانواده است. زنان و کودکان قربانیان اصلی کشتار آنان هستند. وقتی نان آور خانواده در اثر شلیک پاسداران ناکار آمد می شود، زنان وکودکان شان چه باید بکنند. به برخی از واگویه‌های زنان کرد نگاه کنیم؛

بیشتر بخوانید

کولبری با مدرک فوق لیسانس در حکومت ولایت فقیه

–  «به کمک مردم روزگار می‌گذارنیم، الان هم که فرزندانم کمی بزرگ شده‌اند، ترک تحصیل کرده‌اند و شاگرد مکانیک هستند».

– «آرزوی تهیه لباس مناسب و دلخواه برای فرزندم یا کاپشن و مانتو برای خودم که از پشت بوتیک نگاه کرده‌ام و دوست داشتم مال من می‌بود، اما واقعا بخاطر شرایط زندگی نشد. دوست داشتم همراه همسر و فرزندانم به مسافرت یا جایی بروم که لباس مناسب تنم باشد و وارد جمعی شوم، واقعا نتوانسته‌ام، نتوانسته‌ام مانند انسانی عادی زندگی کنم.»

– «آرزو داشتم بچه‌هایم از راه درس خواندن بجایی برسند، اما از فقر و نداری ترک تحصیل کردند، چون آنقدر در مدرسه در مقابل دیگران احساس کمبود و نداری می‌کردند، دیگر نتوانستند به جمع دوستانشان برگردند».

ما را در توئیتر ایران آزادی دنبال کنید

ما را در تلگرام ایران آزادی دنبال کنید

خروج از نسخه موبایل