برای یک ایران آزاد

قیام ایران به روایت خامنه ای و زیباکلام‌ها؛ دو روایت برای یک هدف

0

قیام ایران به روایت خامنه ای و زیباکلام‌ها؛ دو روایت برای یک هدف

قیام ایران به روایت خامنه ای و زیباکلام‌ها؛ دو روایت است که برای یک هدف بیان می‌شوند؛ توسط دو دسته از گویندگان برای دو دسته از مخاطبین. هدف سرکوبی کانون‌های شورشی و شوراهای مقاومت و منفعل کردن ملاء اجتماعی قیام است.

دو روایت
روایت اول: مجاهدین در حال سازماندهی قیام هستند. در هفت ماه گذشته بخش اصلی شعارها و فراخوان‌ها متعلق به آنها بوده است. آنها از پشتیبانی بین‌المللی برخوردار شده‌اند. ارتباط گسترده‌ای در آمریکا دارند و حتی نزدیکترین پشتیبانان آنها در بالاترین مقامات مشاوره‌ای یا اجرایی قرار گرفته‌اند. افزون بر این‌ها در منطقه نیز موفق شده‌اند جبهه‌ای علیه نظام شکل دهند.
روایت دوم: قیام دارای رهبری و سازماندهی نیست، قیام شعار و خواست واحدی ندارد. قیام در صورت پیروزی و سرنگونی نظام، ایران را تبدیل به سوریه می‌کند. پس با وجود همه اشکالاتی که در این نظام وجود دارد به نفع منافع ملی‌ست که از بقای نظام حمایت کنیم و به هیچ عنوان با موج براندازی همراه نشویم.

راویان و مخاطبین
در طول بیش از ۷ ماهی که از شروع قیام ایران می‌گذارد. این دو روایت از طرف مقامات و سخنگویان نظام شنیده شده است. در ظاهر امر بین این دو روایت تناقض وجود دارد. در یک روایت از نیرویی محوری سخن گفته می‌شود که هدایت قیام را برعهده دارد و در روایت دوم هرگونه سازمان‌یافتگی در قیام انکار می‌شود.
روایت نخست بیشتر توسط مقامات ارشد نظام و نهادهای تصمیم ساز و تصمیم‌گیر عنوان شده است مانند خامنه‌ای، روحانی، معاون سیاسی سپاه، اطلاعات سپاه، وزارت اطلاعات، قرارگاه جنگ نرم ستاد نیروهای مسلح و…
مخاطب روایت نخست بدنه‌ی نظام است؛ یعنی کسانی که باید برای حفظ نظام بجنگند. پس این بخش از مخاطبین نیاز به تحلیل واقعی از شرایط دارند تا دشمن خود را ببینند و در برابرش صف‌آرایی کنند.
گویندگان روایت نخست همچنین کسان یا نهادهایی هستند که نمی‌توانند اخبار و تحلیل‌های غیر واقعی خطاب به بدنه نظام و به طور مشخص سپاه و بسیج ارائه بدهند.
بدترین وضعیت برای بدنه نظام زمانی‌ست که دشمن واقعی را نبیند و نشناسد؛ در این صورت آنها در فضای مه آلود، در برابر قیام ذوب خواهند شد.
روایت دوم اما بیشتر توسط سخنگویان مطبوعاتی، دانشگاهی و روشنفکری نظام مطرح می‌شود. این دسته که عموما دارای پوز منتقد و مخالف نیز هستند، خود را در صف منتقدان و مخالفان وضعیت فعلی نظام قرار می‌دهند.
مخاطبین این دسته، بدنه‌ی نظام نیستند بلکه آنها جامعه مدنی، جوانان و دانشگاهیان را مخاطب قرار می‌دهند؛ یعنی همان ملاء اجتماعی قیام را. هدف این دسته ایجاد تردید در ملاء اجتماعی قیام برای ادامه قیام تا سرنگونی نظام است.
این دسته برخلاف راویان روایت نخست، سعی می‌کنند زیاد از مجاهدین سخن نگویند اما اگر در مواردی نیازمند اشاره به مجاهدین شوند، به سرعت آشکار می‌کنند که در کینه و نفرت از مجاهدین کمی از پاسداران ندارند.

زیباکلام وارد می‌شود
از جمله راویان فعال روایت دوم یکی هم صادق زیباکلام است. او هم در نقش یک دانشگاهی و هم در نقش یک مطبوعاتی ایفای نقش می‌کند. سخنرانی می‌کند، می‌نویسد و البته همیشه همه را فرا می‌خواند که از بخشی از نظام پشتیبانی کنند.
ظاهرش شبیه حزب‌اللهی‌ها نیست اما در جایی که تیغ حزب‌اللهی‌ها نمی‌برد او وارد می‌شود.
زیباکلام در یک گفتار تلاش کرده است تا روایت دوم را به شکل مستدل در اختیار ملاء اجتماعی قیام قرار دهد. او در ابتدای این گفتار می‌پرسد: «ما در كجا قرار گرفته‌ایم و به كجا داریم می‌رویم»؟
این استاد دانشگاه به مخاطب یادآوری می‌کند که نظام در ۴۰ سال گذشته از بحران‌های زیادی عبور کرده است اما نمی‌تواند پنهان کند که بلافاصله این پرسش در اذهان ظاهر می‌شود که «آیا جنس این بحران فعلی همانند بحرانهای پیشین است؟ و كشتی نظام سرانجام از این طوفان هم به سلامتی عبور خواهد كرد؟»
او می‌پذیرد که افکار عمومی باور کرده‌اند این‌بار با دفعات گذشته تفاوت دارد در نتیجه «همه تصور می‌كنند كه وضع این‌دفعه اینطوری باقی نمی‌ماند و خبرهایی خواهد شد».
«خبرهایی خواهد شد» یعنی سرنگون خواهد شد. این امیدی‌ست که در میان مخاطبین زیباکلام یعنی همان ملاء اجتماعی قیام شکل گرفته است. آنها برای این امیدواری دلایل جدی در اختیار دارند. به گفته زیبا کلام: «معتقدم اعتبار سیاسی و اجتماعی نظام ظرف یكسال گذشته و بالاخص از عید به این سو به اندازه چهل سال گذشته دچار ریزش شده» است.
پس اگر تنها در ظرف چند ماه تمامیت نظام اینگونه نزول کرده است پس می‌توان مطمئن بود که این روند بیشتر از اینها نیز می‌تواند شتاب بگیرد. پس سرنگونی عینیت یافته است و به باور مردم تبدیل شده است.
پس زیباکلام در همین نقطه باید وارد شود. جایی که تیغ حزب‌اللهی‌ها نمی‌برد راویان روایت دوم سر می‌رسند تا ملاء اجتماعی قیام را از عاقبت کار بترسانند. آنها می‌پذیرند که نظام بد است زیرا نمی‌توانند آنچه در نظر مردم بدیهی‌ست را انکار کنند اما می‌توانند مردم را از وضعیت بدتر بترسانند.
برای سال‌ها این جماعت مردم را تشویق به شرکت در انتخابات نظام ولایت فقیه می‌کردند. به مخاطبین خود می‌گفتند به اطلاح‌طلب‌ها رای بدهید تا اصول‌گرایان بر سر کار نیایند. و در پایان هر «انتخابات»، خامنه‌ای به صحنه می‌آمد و رای‌های ادعایی را متعلق به نظام اعلام می‌کرد.
اکنون اما در حالی که تمامیت نظام در معرض سرنگونی قرار دارد، راویان روایت دوم در برابر نیروی برانداز، به مردم فراخوان می‌دهند که در پشت نظام قرار گیرند زیرا در صورت براندازی شرایط هولناکی در انتظار مردم خواهد بود!
زیباکلام می‌گوید: «اگر این نظام سقوط كند آری ما نروژ نخواهیم شد ما هند نخواهیم شد از نظر دمكراسی ما ژاپن نخواهیم شد از نظر دمكراسی بلكه كشور دچار هرج و مرج، بی‌ثباتی، از هم‌گسیختگی خواهد شد. نروژ نمی‌شویم، سوریه می‌شویم. آلمان نمی‌شویم، افغانستان می‌شویم. و وضعمان حداقل در كوتاه مدت به مراتب از اینی كه هست خرابتر و بدتر خواهد شد.»

دلیل زیباکلام
اما دلیل زیباکلام چیست؟ او با اتکا به کدام واقعیت به این نتیجه رسیده است که سرنگونی نظام وضعیت کشور را خراب‌تر می‌کند. دلیل او انکار آلترناتیو است. زیباکلام می‌گوید: «در شرایط فعلی ایران ما فاقد یك اپوزیسیون متشكل، منسجم و متحد هستیم، مخالفتها» «فاقد هرگونه رهبری می‌باشند». او می‌افزاید: «ما فاقد یك رهبری هستیم كه دارای طرح و برنامه بوده و بتواند مبارزه را علیه نظام هدایت نماید چه در داخل یا در خارج از كشور یك رهبری منسجم متحد یكپارچه وجود ندارد».
پس در فقدان آلترناتیو باید به نظام تن داد؛ این تمام حرف زیباکلام خطاب به ملاء اجتماعی قیام است. اما او از این هم فراتر می‌رود و به تحقیر قیام می‌پردازد. قیامی که در سراسر کشور با شعارهای مشابه علیه خامنه‌ای، روحانی و سپاه به پیش رفته است از نظر زیباکلام حرف مشخصی ندارد و خواسته‌هایش معلوم نیست. در همین رابطه او می‌گوید: «می‌خواهیم مبارزه كنیم كه چه بدست بیاوریم؟ خواسته‌های معترضین كدام‌ها هستند؟» [کانال یوتیوپ شبکه تصویری ایرانیان ۱۷ مرداد ۹۷]
قیام ایران به روایت خامنه ای و زیباکلام‌ها عرضه می‌شود؛ به واقع دو نوع روایت از قیام ایران وجود دارد. روایت نخست توسط مقامات نظام صورت می‌گیرد و مخاطب آن بدنه نظام است و روایت دوم توسط بخشی از سخنگویان مطبوعاتی-روشنفکری نظام، و مخاطب آن ملاء اجتماعی قیام است.
در روایت نخست واقعیت‌های قیام گفته می‌شود و در روایت دوم قیام تحقیر می‌شود. مخاطبین روایت اول نیازمند دانستن واقعیت سترگ قیام هستند تا برای ایستادگی در برابر آن آماده شوند. مخاطبین روایت دوم اما بدنه قیام هستند که باید ناامید و منفعل شوند. راویان هر دو روایت مانند دو تیغه‌ی یک قیچی عمل می‌کنند؛ آنها می‌خواهند پیوند عنصر اجتماعی و سازمان رهبری کننده را بر هم بزنند. کانون‌های شورشی و شوراهای مقاومت را سرکوب و ملاء اجتماعی را منفعل کنند. این نقشه‌ای‌ست که برای قیام کشیده‌اند، آیا موفق خواهند شد؟

در همین زمینه:
جمعبندی قرارگاه جنگ نرم ستاد نیروهای مسلح از نقش مجاهدین در قیام ایران
جمعبندی درونی اطلاعات سپاه از نقش مجاهدین در شش ماه‌ی نخست قیام ایران
تنها آلترناتیو اگر به رسمیت شناخته شود؛ میزگرد دو نفره وزارت اطلاعات
روایت یک شکست نظام؛ سخنرانی خامنه‌ای درباره‌ی قیام ایران
۶ نشانه‌ی مرحله‌ی سرنگونی نظام ایران در سخنرانی مریم رجوی

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.