برای یک ایران آزاد

سرنوشت رژیم پس از لیست گذاری سپاه؟: گفتگو با علیرضا معدنچی

0

لیست گذاری سپاه پاسداران از اصلی ترین موضوعات سیاسی و اجتماعی و به نوعی اصلی‌ترین مشکل مردم ایران وازطرفی اصلی ترین حافظ رژیم پلید ولایت فقیه است.

فاجعه سیل نیز محصول ۴۰ سال حاکمیت نظام آخوند و غارت وچپاول سپاه پاسداران از سرمایه های مردم است که با عملکرد های خود مسبب اصلی نابودی زیرساخت ها و حرث و نسل این میهن میباشد.

اما امروز می بینیم بالاخره با تلاش افشاگرانه مقاومت ایران و قیام مردم ایران، سپاه پاسداران در لیست تروریستی وزارت خارجه امریکا، قرار گرفته است.با توجه به اهمیت این موضوع وسئوالاتی که مطرح است آقای علیرضا معدنچی درگفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به آن پرداخته وبه سئوالات پاسخ میدهد.

علیرضا معدنچی: واقعیت همین است و این را تنها ما بعنوان نیروی مخالف و برانداز رژیم نمیگوئیم، این را الان خود ایادی رژیم، خود مهره‌های رژیم و رسانه‌هایش میگویند، در مجلس ارتجاع هم این صحبت بود و نمایندگان رژیم این را می‌گفتند از جمله این که سپاه پاسداران با سدهایی که ساخته است، خودشان میگویند ۷۰۰ سد، حالا چقدر درست و دقیق نمی‌دانم اما خودشان میگویند ۷۰۰ سد، خب این سدها، همانطوریکه کارشناسان محیط زیست به کرات گفتند نه تنها هیچ خدمتی به محیط زیست نکرده ، بلکه یک تخریب عمده در محیط زیست بوده است ، خوب شاخص آن هم، همین سیل‌ها است که این سدها مانع از بروز و جاری شدن سیل نشد، چرا که اصلاً به این منظور ساخته نشده بود، سدها ساخته شده است برای اینکه آبها را بتوانند جمع بکنند و بفروشند یا در جهت منافع خود سپاه، کسانی که کشتزار دارند، کشت و صنعت دارند و صنایع آب‌بر درست کردند اینها را به مصرف آن برسانند، بقیه آبی که باقی می‌ماند به قیمت گزاف به روستائیان و کشاورزان می‌فروشند، اگر که در شبکه خبر دیده باشید کشاورزان خوزستان فریاد اعتراض و شکایتشان بلند بود که این همان آبی است که تابستان به ما ندادند که از تشنگی کشتزارهایمان سوخت و الان بصورت سیل در آمده است، این که چرا آب را رها نکردند در موقع همین فصلش که فصل تابستان بود یکی از اعضای مجلس به نام هزارجریبی که نماینده رژیم هست از آق قلا، او گفت که در این حوضچه‌های پشت سدها در این دریاچه‌ها اینها را تبدیل کردند به دریاچه پرورش ماهی و به خاطر اینکه نمی‌خواستند به ماهی‌ها لطمه بخورد همان صاحبان این چیز، آب‌ها را رها نکردند و تنها موقعی مجبور به رها شدن کردند که دیگر بیم شکستن سد وجود داشت و وقتی هم که اینطوری بی رویه رها کردند منجر به سیل شد و همین سیلاب‌هایی که در خوزستان شاهدش بودیم، حاکی از همین است. این یک فقره از خرابکاری‌های سپاه در محیط زیست هست و یا در همین سیل اخیر، باز علت وقوع سیل در استان گلستان این بود که سپاه آمده بود این راه آهن آق قلا اینچه برون را که خیلی به آن می‌نازید این را به طول بیش از ۱۰۰ کیلومتر احداث کرده بود و هیچ گذر مناسب برای آب در نظر نگرفته بود بطوریکه الان این راه‌آهن که چند متر هم بلندتر از سطح زمین بود؛ خودش به یک راه بند برای سیل تبدیل شده بود، که در نتیجه خود سپاه مجبور شد آن را از چند جا منفجر کرد که سیل بتواند راه خودش را بطرف دریا باز کند، فی الواقع این یک اقدام نمادین بود از اینکه آنچه که سپاه به عنوان ساخت و ساز و این چیزها از آن دم می‌زد فقط بدرد منفجر کردن می‌خورد و نه هیچ چیز دیگر، کما اینکه مثلاً یکی از همین سدهایی که سپاه ساخته به نام سد گتوند، این بدون مطالعات زمین شناسی بوده است، در دریاچه این سد گنبدهای نمکی قرار گرفته، نمک به میزان میلیاردها تن در سال در اینجا حل می‌شود آب دریاچه شور می‌شود آب وارد کارون می‌شود و آب کارون شور شده است،‌ علاوه بر از بین رفتن آبزیان این کشتزارهایی که از کارون باصطلاح آبیاری می‌شدند و مشروب شدن اینها را هم تهدید به نابودی کرده است. بله این یک فقره از خرابکاری‌های سپاه بوده، علاوه بر این سپاه نه تنها در قتل عام محیط زیست ایران نقش اصلی را داشته بلکه در غارت هم نقش اصلی را داشته مثلاً از قرارگاه باصطلاح موسوم به خاتم برای شما بگویم که این قرارگاهی است که ثروت بسیار زیادی را در خودش جمع کرده یکی از ثروتمندترین سازمان‌های اقتصادی در ایران است که رقم دقیق گردش مالی‌اش معلوم نیست چون به هیچ جا حساب پس نمی‌دهد اما در واقع همه پروژه‌های نان و آب دار را قبضه کرده و مانع از هرگونه رقابت می‌شود این پروژه‌ها بدون یک مناقصه واقعی به همین قرارگاه سپرده می‌شود، فرمانده این قرارگاه در خرداد سال گذشته گفته بود که چهل طرح در حوزه‌های مختلف نفت، گاز، آب و زیرساخت‌های ریلی، جاده‌ای و بندرها با سرمایه گذاری ۱۲۰ هزارمیلیارد تومانی قرارگاه خاتم الانبیا در حال اجراست که تا پایان سال به اتمام خواهد رسید این رقم ۱۲۰ هزار میلیارد تومان یک‌هشتم کل نقدینگی کشور هست.

علاوه بر این در این قرارگاه ، سپاه پاسداران علاوه بر همه این منافعی که به جیب میزند از بودجه دولتی هم باصطلاح بودجه می‌گیرد و بودجه این قرارگاه در چند سال اخیر ده هزار میلیارد تومان بوده است در سال نود و هشت هم همین قدر برای آن پیش بینی شده است که به آن داده می‌شود، علاوه بر این‌ها ده‌ها اسکله خصوصی دارد فرودگاه‌های خصوصی دارد خطوط کشتیرانی دارد، شرکت‌های هواپیمایی دارد که یکی شرکت ماهان ایر بود که تحت تحریم قرار گرفته است، واقعاً اگر ما بخواهیم امپراتوری سپاه را اشاره بکنیم سپاه پاسداران خودش یک کتاب مفصل می‌شود، از قضا سازمان مجاهدین خلق ایران یک کتاب در این زمینه به نام امپراتوری مالی سپاه دارد.

علیرضا معدنچی: ببینید بعد از لیست گذاری سپاه پاسداران روحیه پاسداران بشدت تضعیف شده است و متقابلاً مردم روحیه پیدا کردند از اینکه دشمن جرارشان مورد محدودیت قرار گرفته است و باعث تضعیف آن می‌شود، رژیم برای اینکه این تابلو را تغییر بدهد پاسداران برون مرزی خودش را، حشد الشعبی، گروه‌های اوباشی مثل فاطمیون که در واقع پاسدار هستند، پاسدارانی که حالا منتها عراقی یا اتباع افغانی و یا پاکستانی هستند ولی پاسدار هستند، آن‌ها را به این دلیل آورده است که در واقع بگوید که ما علاوه بر این پاسداران با ملیت ایرانی پاسدارهایی از همه کشورها داریم، این برای تقویت روحیه خود پاسداران و برای تضعیف روحیه مردم است که البته اگر پای آن هم برسد حتماً اینها هم وارد سرکوب و به اصطلاح قتل عام مردم هم خواهند شد، ولی در وهله اول حضور اینها رژیم می‌خواهد از این یک استفاده باصطلاح تبلیغاتی و روانی بکند . چون در اثر این لیست گذاری به شدت تضعیف و زار و نزار شده است ، می‌خواهد باصطلاح خودش را قدرتمند جلوه بدهد، کما اینکه خامنه‌ای هم وقتی که از عراق و سوریه اسمی می‌برد از اینها به عنوان عمق استراتژیک نظامش یاد می‌کند به این ترتیب الان می‌خواهد عمق استراتژیک خودش را به نمایش بگذارد.

علیرضا معدنچی: فکر می‌کنم اگر جواب خود خامنه‌ای را بخوانید آنطوری که در رسانه حکومتی انتشار داده خودش جواب این مسئله است اما مقدمتا اشاره کنم که این نامه‌ای که روحانی نوشته ، این نامه را در ۱۸ فروردین یعنی ۸ روز پیش نوشته ، جواب خامنه‌ای به روحانی درتاریخ ۲۳ فروردین نوشته شده است و این خود قابل توجه و سئوال است که چرا با این همه تأخیر جواب داده، آنچه مسلم است اگر جواب مثبت بود، خیلی سریع خامنه‌ای همان روز جواب می‌داد یعنی همان ۸ روز پیش و همان موقع منتشر می‌شد اما خامنه‌ای با دجال گری ظاهرش موافق ولی مشروط به عواملی کرد که قابل تحقق نیست، اولاً استفاده از صندوق توسعه ملی که روحانی خواسته از آن برای جبران خسارت سیل برداشت بشود، خامنه‌ای گفته که صرفاً در صورت مسدود بودن راههای دیگر ممکن است یعنی الان ممکن نیست و می‌گوید راههای دیگر هستند حالا این راههای دیگر چیست؟ ۵ درصد مقرر در بودجه عمومی کشور برای جبران حوداث غیر مترقبه، جابجایی در بودجه عمرانی ،کدام بودجه عمرانی؟ مگر این رژیم با این همه کسر بودجه اصلاً بودجه عمران دارد چه چیزی می‌خواهد جابجا کند؟ جابجایی یعنی اینکه یک چیزی تعطیل بکند، تا این مثلاً خسارات سیل داد شود، بیمه ها و تسهیلات بانکی یعنی وام به مردم با سودهای کمر شکن بدهد و اگر بدهند همانطور که روحانی چند بار گفته وام کم بهره می‌دهند ولی مردم اصلاً ندارند باید یک کسب کاری باشد تا کسی وام بگیرد، بر اساس آن یک شغل داشته باشد کارش را توسعه بدهد تا بتواند سود بانکی بپردازد، اصلاً مردم ندارند مردم سیل زده به گفته آدمهای خود رژیم سه روز سه روز نان گیرشان نمی‌آید که بخورند شنیدید در فضای مجازی و شبکه‌ها اجتماعی پخش می‌شود خیلی مردم می گویند همین لباس تن‌مان را داریم هیچ چیزی غیر این نداریم تمام زندگی‌شان ازدست دادند و بعد می‌گوید اقدامات لازم انجام بدهید در ادامه پس از جمعبندی وضعیت در صورت نیاز برداشت از صندوق مزبور مورد تأیید اینجانب خواهد بود، یعنی اولاً تمام آن چیزها را انجام بدهید، یعنی چیزهائی که مشخص است این جواب منفی است و از جواب دادن طفره رفته و سرباز زده، که از اینکه صندوق توسعه ملی چیزی به مردم داد شود. حالا صندوق توسعه ملی چیست؟ این صندوق میزانش بیش از ۸۰ میلیارد دلار است بیش از درآمد استخراج نفت، در یک بازه زمانی ۷ یا ۸ سال پیش چنین درآمدی رژیم داشت درآن زمان یک قانونی گذراندند که بیش از ۳۰ درصد درآمد نفت در صندوقی ریخته شود، بنام صندوق توسعه ملی، صندوقی که هیچ وقت مردم ایران ندیدند و این صندوق توسعه ملی آنطوری که مقامات رژیم گفتند در سال ۹۶ ذخیره بالغ بر ۸۰ میلیارد دلار بود، بعد یکسال گفتند مجموعه صندوق موجود ۴۵ میلیارد دلار است معلوم نیست در این یکسال آن ۳۵ میلیارد دلار چی شد و بعداً هم اعدادی که می‌گفتند صحبت از ۲۵ میلیارد دلار یعنی این صندوق توسعه ملی روز به روز مثل برف در آفتاب تموز آب شد، طی این دو سه سال اخیر که رژیم با محدودیتها وتحریم ها مواجه شده بود در چند مورد که دولت دچار مضیقه شده بود طبق آن قانونی که دارند خامنه‌ای باید مجوز استفاده از این صندوق را بدهد حالا خود خامنه‌ای چند مورد برای مصارف مثل اعزام نیرو و بودجه لشکرکشی به سوریه استفاده کرده ولی الان از این صندوق حاضر نیست برای مردم مصرف و خرج کند.

علیرضا معدنچی: دقیقاً همینطوراست. سپاه مثل یک اختاپوس بر اقتصاد ایران چنگ انداخته وقتی از سپاه صحبت می‌کنیم و پشتیبانی سپاه یا متحدش بیت خامنه‌ای است و آن لباس شخصی‌ها، یعنی یک مجموعه است و خامنه‌ای برای اینکه سپاه را به عنوان یک حربه سرکوب و ستون نگهدارنده خودش در دست داشته باشد، دست باز در چپاول و در هر جنایتی به اینها داده و این که سپاه بر اقتصاد کشور چنگ انداخته و قدرت بیش از قدرت رسمی دولت دارد این حرف ما نیست، اگر یادتان باشد روحانی پارسال از یک دولت با تفنگ صحبت می‌کرد، دولتی که به گفته خود روحانی هم تفنگ و هم سلاح دارد و هم رسانه دارد و هم پول دارد در خود رژیم گفته می‌شود که سپاه ۴۰ درصد اقتصاد کشور را در دست دارد، اینکه سپاه تفنگ و سلاح دارد که مشخص است، اینکه رسانه دارد بیشتر این رسانه‌ها را اگر که نگاه بکنید گردانندگان‌شان همان سرتیپ پاسدارهای دیروز هستند، سایت‌های خبری و خبرگزاریها به همین ترتیب هستند، اگر نگاه بکنید سپاه یک سلطه همه جانبه بر اداره کشور دارد از اقتصاد تا سیاست کما اینکه در سیاست هم همینطور است، شما نگاه کنید از وزرای دولت‌های این چند دهه که پشت سر هم آمدند و رفتند چند تای آن‌ها پاسدار بوده یا سابقه پاسداری دارند، از نماینده‌های مجلس اغلب پاسدار بودند، باید دید کدام پاسدار نبودند، درست این است بگوییم که سپاه همه رژیم را قبضه کرده است.

علیرضا معدنچی: به نظر من با این نکته که در آخر گفتند کاملاً موافقم، تأیید می‌کنم، بله آمریکا باید این آقازاده‌های چپاولگر را بیرون بکند به هر کشوری که اینها اموال ملت را برداشتند و بردند در آن کشور مشغول عیش و نوش و خوش گذرانی هستند. اما در مورد قسمت اول صحبت هموطن باید بگویم که این طور نبوده که مثلاً آمریکا همیشه بر ضد این رژیم بوده باشد، تحریم کرده باشد، این تبلیغات رژیم هست که می‌خواهد اینطوری وانمود بکند، خیر، طی این دهه‌های گذشته، طی ۷۰ سال گذشته، آمریکا و دولت‌های غربی همواره از حکومتهای دیکتاتوری در ایران حمایت کردند و از رژیم شیخ بسا بسا بیشتر از رژیم شاه حمایت کردند حمایت‌هایی که اصلاً در مخیله آدم نمی‌گنجد، کما این که دیدید که هر بار که رئیس‌جمهور کنونی آمریکا ترامپ صحبت می‌کند با چه شگفتی از این صحبت می‌کند که یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار اسکناس نقد را بار هواپیما کردند در بدترین شرایط که رژیم به آن احتیاج داشت آقای اوباما برای رژیم فرستاد، اما حمایتها خیلی فراتر از این بوده بزرگترین حمایتی که آمریکا از رژیم کرده این بوده که عراق را در سینی طلایی تقدیم رژیم کرد، آن جنگ به قول خودشان احمقانه را در عراق به راه انداخت و دولت قبلی عراق را ساقط کرد ، عراق را دو دستی تقدیم رژیم کرد باز هم خدمت بزرگی امریکا به رژیم کرده که هیچ دولتی فکر نمی‌کنند در دنیای معاصر از یک دولت دیگر کرده باشد، نیروی اپوزیسیون و نیروی برانداز آن را به نیابت از رژیم اولاً در لیست گذاشت، قرارگاه‌هایش را بمباران کرد، هر فشار و هر توطئه‌ای که فکرش را بکنید آمریکا به نیابت از رژیم در حق این نیرو که مجاهدین خلق ایران و ارتش آزادیبخش باشد انجام داد، آمریکا با رژیم اینکارها را کرده، اینکه الان رژیم بی توقعی‌ش می‌شود و دادش به هوا بلند شده، بخاطر این که دیگر از این خبرها نیست، آن ورق برگشته سیاست مماشات کنار رفته و با تجربه‌ای که آمریکا بدست آورد که هیچ مدره‌ای در درون این رژیم نیست، بعد از اینکه تروریزم این رژیم دامن خود غرب و دامن آمریکا و دامن اروپا را گرفت ناچار شده در این تجدید نظر بکند و این سیاست قاطعیت الان دیگر بکلی ورق را برگردانده، یعنی یک دنیایی عوض شد و یک دنیای دیگری آغاز شد.

علیرضا معدنچی: برمی‌گردد به همان توضیحاتی که قبلاً دادم نقش سپاه در رابطه با همه امور کشور در همه شئونات کشور از اقتصاد تا سیاست تا محیط زیست و جامعه همه چیز را به دست دارد این یک جایگاه ویژه‌ای به سپاه می‌دهد در واقع وقتی از سپاه پاسداران صحبت می‌کنیم نمی‌شود این را از رژیم تفکیک کرد، وقتی صحبت از این سپاه می‌کنیم که سپاه در لیست رفته، انگار که همه رژیم در لیست رفته، خمینی خیلی خوب گفت اگر سپاه نباشد کشور هم نیست، کشور منظورش یعنی نظام است، واقعاً هم اگر که سپاه نباشد کشور نیست، سپاه پاسداران را تنها می‌شود با ساواک در رژیم شاه مقایسه کرد، ماندن رژیم شاه بر سر قدرت نه بخاطر ارتش، بلکه به خاطر حکومت پلیسی بود که از طریق ساواک ایجاد کرده بود، وقتی که با سیاست کارتر، ساواک مجبور شد که شلاق و شکنجه که حربه اصلی اعمال حاکمیتش بود را کنار بگذارد دیگر ساواک فرو ریخت، ساواک که فرو ریخت دیگر رژیم شاه رژیم دیروز نبود، محکوم بود که فرو بریزد، الان هم سپاه چنین نقشی دارد، وقتی سپاه در لیست می‌رود دیگر قادر نیست آن چنان تاخت و تازی که در عراق و سوریه می‌کرد بکند، دیگر قادر نیست با شرکتهایی که تحت اسامی مختلف ساخته بود مثل ماهان ایر و غیره و شرکت‌های کشتیرانی در اقصی نقاط دنیا باصطلاح تاخت و تاز بکند و منافع بدست بیاورد و با این منافع در واقع سیاست توسعه صدور تروریزم رژیم را پیش ببرد.

علیرضا معدنچی: رژیم ولایت فقیه که متکی بر صدور تروریزم هست آنقدر شکننده است که قادر نیست دست به چنین نمایشهایی بزند فرض کنید دست به برکناری یکی از این مهره‌ها بزند حتماً در دفاع از خود خواهد گفت بالاتر از من مقصر هستند و بلافاصله پای سپاه به میان می‌آید، بعد از سپاه پای خامنه‌ای به میان می‌آید، در یک کشور دمکراتیک بله مقصری که اهمال کرده باشد و قصور کرده باشد برکنارش می‌کنند و اتفاقی هم نمی‌افتد، منتهی در نظام دیکتاتوری همه چیز بر باصطلاح شخص دیکتاتور وصل می‌شود، همه از او دستور گرفتند بنابراین اگر پای او بخواهد به میان بیاید که بخواهد یک مهره را جابجا بکند، این بنای متزلزل و پوسیده کل بنا فرو می‌ریزد و فرق می‌کند با بنایی که خیلی مستحکم هست و اگر یکی از ستونهایش هم بریزد اتفاقی نمی‌افتد.

علیرضا معدنچی: عرض کردم این مثال ساواک مثال خیلی خوبی هست، همانطور که ساواک وقتی که حربه اصلی اعمال سرکوبش یعنی شلاق و شکنجه را کنار گذاشت ، فرو ریخت. سپاه معادل همان بلکه بیشتر است، از چه طریقی می‌خواهد خودش را سر پا نگه بدارد، هیچ راهی بجز سرکوب مردم و غارت مردم ندارند، آن هم مردمی که تا آخرین حد مورد سرکوب و غارت قرار گرفتند، اگر بیش از این به جامعه فشار بیاید احتمال انفجار اجتماعی را بالاتر می‌برد خود سردمداران رژیم بارها این را گفته اند که ما به آستانه تحمل مردم نزدیک شدیم و شاید از این هم گذشته باشیم، دیگر نمی‌شود به این مردم فشار آورد به خصوص مردمی که به چشم خودشان ضعف رژیم و تضعیف رژیم را با لیست گذاری سپاه می‌بینند، در این وقایع اخیر سیل، رویارویی پاسداران، سردمداران و مقامات رژیم با مردم را می‌دیدیم، وزیر کشور می‌گفت فرماندار گمیشان بود که گفت وقتی من می‌خواستم بروم آنجا ۳ بار از دست مردم کتک خورده و نگران این بود که وقتی من به میان مردم بروم چه اتفاقی می‌افتد، دیدید که همین پاسداران وحشی مثل نقدی به خاطر همین تغییر تعادل مردم و رژیم در برابر مردم که قرار می‌گیرد چقدر موضع عاجزانه و ضعیفی دارد در واقع در برابر این مردم موش می‌شوند، و دیگر این سپاه آن سپاه قبل از لیست گذاری نیست و نخواهد بود و این بر نخواهد گشت.

علیرضا معدنچی: از درگیری که صحبت می‌کنید منظورتان درگیری‌های بزرگ است، یعنی جنگ و الا درگیریهای مقطعی و کوتاه و کوچک و تاکتیکی که همیشه متصور است و قبلاً هم بوده و ممکن است باشد، ولی اگر مقصود جنگ است نه، به نظر من این نامتصور است، یکبار خامنه‌ای در سخنرانی معروف گفت «جنگ نمی‌شود و ما هم مذاکره نمی‌کنیم»، در مورد اینکه جنگ نمی‌شود گفت ما جنگ نمی‌کنیم و از طرف رژیم، اما رژیم به منطق تعادل قوا خوب مسلط است، ظریف گفته امریکا از موشک و چیزهای نظامی ما نمی‌ترسد، ظرف ۱۰ دقیقه می‌تواند همه اینها را دود هوا بکند، این را همه‌شان می‌دانند اما از آن طرف آمریکا هم هرگز اهل جنگ نیست بخاطر اینکه تجربه عراق را دارد، می‌بینید هر موقع ترامپ یا رئیس جمهور قبلی اوباما صحبت می‌کنند از جنگ عراق بعنوان جنگ احمقانه نام می‌برد، و این در اصطلاح جامعه آمریکا ثبت شده و یکی از علل روداری رژیم همین است که می‌داند امریکا اهل جنگ نیست، اما اهل فشار آوردن ماکزیمم اقتصادی چنان که تا الان شاهدش بودیم هست، خود کارشناسان رژیم بر روی این تاکید می‌کنند که هدف آمریکا بالا بردن فشار است تا تحولات اجتماعی بوقوع بپیوند و از بابت قیام هشدار می‌دهند، برای اینکه صحبت را کوتاه بکنم آنچه آمریکا را اینطور می‌بینیم که در برابر رژیم مصمم کرده اولاً شرایط اجتماعی ایران است و در ثانی وجود یک آلترناتیو و نیروی قدرتمندی مثل مقاومت ایران که نیروی محوری آن سازمان مجاهدین خلق ایران است در عالم ذهن و در عالم خیال فرض کنیم این عامل مقاومت را حذف بکنیم آیا امریکا با رژیم اینطور قاطعانه و رادیکال برخورد می‌کرد ؟ هرگز، این را خود رژیم هم به آن معترف است و چرا هر بار که مسئله تحریم‌ها و هر بار که فشارهای آمریکا و جامعه بین المللی به میان می‌آید رژیم باصطلاح آه و ناله و نفرینش را به مجاهدین می‌کند، چون خوب می‌داند اگرمجاهدین نبودند که این وضعیت اتفاق نمی‌افتاد، چرا می‌گوید مجاهدین به کاخ سفید خط می‌دهند، چرا می‌گوید مقامات بالای دولت آمریکا از مشاوران امنیت ملی تا وزیر خارجه خط مجاهدین را عملی می‌کنند و خط مجاهدین را می‌روند و از مجاهدین حقوق می‌گیرند، در واقع بیان این واقعیت است که آمریکا نیازی به جنگ ندارد نه نیاز به جنگ دارد و نه این کار را می‌کند.

بعد از تجربه وحشتناک جنگ عراق هرگز به این سمت نخواهد رفت و آنچه که متصور است و همه کارشناسان، تحلیلگران میگویند این که چشم به تحولات داخل ایران دارد که این تحولات با وجود این مقاومت هم بسیار در چشم انداز نزدیک قرار دارد، ورود حشد الشعبی در کوتاه مدت و میان مدت به ضرر رژیم هست، در همین خوزستان چه بسا خشم و نفرتی علیه این اقدام رژیم هست و در میان همه مردم ایران، خوب مردم اول از این چه نتیجه ای می‌گیرند؟  از این نتیجه می‌گیرند پس رژیم ضعیف است، اگر ضعیف نبود که نمی‌رفت نیروی خارجی را بیاورد، و بعد در جامعه بین المللی هم این هر چه بیشتر به ثبت می‌رسد که پاسداران فقط محدود به محدوده جغرافیایی ایران نیستند بلکه فراتر از آن پاسداران با ملیت عراقی و زبان عربی یا پاسداران پاکستانی، پاسداران افغانی هستند و وقتی ما از صدور تروریزم رژیم صحبت می‌کنیم بفرما این هم بینه‌های آن و نشانه‌های آن است.

علیرضا معدنچی: اولاً تا الان هیچ کشور اروپایی نیامده در برابر این موضع منفی بگیرد و بگوید که نباید سپاه در لیست برود، همه دنیا می‌دانند که سپاه عامل اصلی صدور تروریسم است البته در کنار وزارت اطلاعات و صابون تروریزم رژیم به اروپا هم خورده به خصوص که همسویی با این قضیه را هم در جهت باصطلاح آن سازوکار اروپایی و این را مشروط به پذیرش شروط خودشان از جانب رژیم نکردند را می‌توانیم ببینیم که خود رژیم و کیهان خامنه‌ای هم دیروز نوشته بود که این نشانه همسویی اروپا و آمریکا است و به دولت روحانی حمله کرده بود که چرا با وجود این شما هنوز دست از دامن اروپا بر نداشتید و همچنان خواهان برجام هستید، تجربه‌ای که تا الان نشان می‌دهد که اروپا هم همسو در این جریان با آمریکا است ولی آنچه تعیین کننده است تعادل قوا است، تعادل قوا، تعادل قوایی نیست که مثلاً اروپا منافع عظیم خود در رابطه با آمریکا را فدای منافع خیلی کوچکتر در رابطه با رژیم بکند الان من عددها را حفظ نیستم ولی میزان مبادلات تجاری اروپا با رژیم غیرقابل مقایسه است یا شاید مثلاً چندین ده برابر منافعی هست که در رابطه با آمریکا دارد، یکی از این تحلیلگران و دیپلمات‌های رژیم به نام حسین موسویان چندی پیش نوشته بود که نه تنها اروپا بلکه هم اروپا هم چین هم روسیه قدرت آنها در برابر آمریکا مقایسه فیل و فنجان است در زمینه‌های مختلف به خصوص در زمینه اقتصادی و اینکه هیچ حاضر نیستند که بخاطر رژیم چوب اقتصادی از آمریکا بخورند.

علیرضا معدنچی قطعاً که این لیست گذاری آثارش مشابه زمانی است که ساواک ناچار شد از شلاق و شکنجه دست بردارد و این را نه تنها سیاسیون بلکه همه مردم فهمیدند و شاهد به میدان آمدن جمعیت‌های انبوه بودیم، البته در اینجا نمی‌خواهم بگویم این همانی هست، نه ما در ایران تا وقتی که این رژیم بر سر کار هست شاهد به صحنه آمدن جمعیت‌های انبوه ادامه دار مثل آن چیزی که در جریان انقلاب ضد سلطنت شاهدش بودیم نخواهیم بود، اما خوب مردم هر چه بیشتر روحیه پیدا می‌کنند مردم پی می‌برند تنها راه ایستادن و مبارزه کردن با این رژیم از رادیکال‌ترین نوعش است و این ظرف و ارگان خودش را می‌طلبد که عبارت است از کانونهای شورشی، کانون‌هایی که تکیه بر مردم دارند و محصول ارتش آزادیبخش و استراتزی جنگ آزادیبخش هستند، این در ناصیه این کانونها هست که به همدیگر بپیوندند و یکانها را تشکیل بدهند وخوب این چیزی که عرض می‌کنم چرخی است که با این تحول یعنی با تحلیل رفتن سپاه پاسداران یک کلان ضربه هست به تمام موجودیت رژیم این چرخها سرعت بیشتری خواهد گرفت و خیلی فراتر از آنچه که در گذشته ما شاهدش بودیم شاهد رشد و گسترش و شکوفایی کانونهای شورشی خواهیم بود، در واقعاً ابزار اصلی مردم ایران برای زمین زدن این رژیم و نیل به آزادی هستند.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.