برای یک ایران آزاد

ماجرای نه تومانی و نه من : گفتگو با علیرضا معدنچی

0

ماجرای نه تومانی و نه من ، برداشتی از مطلب سعید حجاریان از شکنجه گران دهه ۶۰ که لباس اصلاح طلبی پوشیده و  از او به عنوان تئوریسین اصلاح طلب  نام میبرند میباشد. در رسانه های حکومتی د، اخیرا  مهره‌ها و کارگزاران رژیم نسبت به آینده حکومت آخوندی و موقعیت مردم و قیام مردم ایران و مقاومت ابراز نگرانی می‌کنند. این هشدارها ضمناً همراه است با موجی از تبلیغات و شیطان‌سازی علیه مجاهدین!

برای بررسی این موضوع، آقای علیرضا معدنچی طی گفتگویی با تلویزیون ایران آزاد به آنه اپرداخته و به سئوالات پاسخ میدهد.

علیرضا معدنچی: اول اجازه بدهید این عنوانی را که برای این کنفرانس انتخاب شده را توضیح بدهم، عنوان کنفرانس این است که «نه تومانی و نه من»، ممکن است برای بعضی از خواهران و برادران مبهم باشد عرض کنم.  فکر می‌کنم از مطلب سعید حجاریان برداشته‌اید، سعید حجاریان از دژخیمان و شکنجه‌گران دهه ۶۰ است که در دهه ۷۰ لباس اصلاح‌طلبی پوشید و مثل همه اصلاح‌طلبان که وقتی مهماتشان خالی می‌شود و تمام می‌شود، باصلاح رنگ عوض می‌کنند و همان شکنجه‌گران سابق هستند با مارک و پز اصلاح‌طلبی و این هم اصلاح‌طلب دهه ۷۰ بود، اما آنجا مغضوب خامنه‌ای قرار گرفت و توسط باندهای ترور خامنه‌ای لباس شخصی‌ها ترور و معلول و خانه‌نشین شد.

از او بعنوان تئوریسین اصلاح‌طلب نام می‌برند، در یک مقاله که در سایتهای رژیم چاپ شد، این عنوان را بکار برده بود که اگر انتخابات شفاف برگزار بشود «نه تومانی و نه من»، عبارت خودش را بخوانم که جالب است، می‌گوید باید توجه داشته باشیم اگر شرائطی بوجود بیاید و مانند کشورهای دمکراتیک پلاستیک گلخانه‌ای را بردارند و انتخابات شفاف شود و هیچگونه حمایتی صورت نگیرد، «نه تومانی و نه من»، نه اصولگرایی باقی می‌ماند و نه اصلاح‌طلب، این حرف حاوی این اعتراف است بنابراین تمامی انتخاباتی که صورت گرفته همانطور که همیشه مقاومت ایران و مجاهدین گفتند نمایش انتخابات بوده و نه انتخابات واقعی، یک بازی درونی خودشان بوده و به قول این زیر پلاستیک گلخانه‌ای هیچ کس دیگر مجال و امکان شرکت نداشته و خودیهای شان هم دائره آن بسیار محدود است حتی در همان خودی‌هایشان چند بار توسط نظارت استصوابی غربال می‌کردند.

اگر حتی کسی در میان همان خودیها مقداری با معیارهای خودشان و با آنچه که مد نظر ولی فقیه بود سازگار نبود از طریق شورای نگهبان و نظارت استصوابی حذفش می‌کردند.

لذا مجلس رژیم مجموعه‌ای از پاسداران و عوامل اطلاعاتی و عوامل امنیتی بودند و همه از همین قماش هستند، و هیچ فرد دیگری در میان اینها نیست، به هر حال گفته بود مردم به جریانهای سیاسی بی اعتماد هستند و هر نوع لغزش و اشتباه تاکتیکی و استراتژیکی به مثابه مرگ یک جریان است، در واقع به شعار اصلاح‌طلب و اصولگرا تمومه ماجرا را مهر تأیید زده بود، این شعاری بود که در قیام دی‌ماه از میان مردم و اقشار آگاه جوشید و بیانگر تبلور تجربه ۴۰ ساله مردم بود که تمام این جریانات درون رژیم همه از یک کرباسند و فرقی با هم ندارند، این قضیه الان برملاء شده و افشاء شده سعید حجاریان در ادامه گفته امروز برخی از مردم میگویند شما گفتید به روحانی رأی بدهید تا شرائط به سامان شود اما اینطور نشد، و لذا با طناب شما به چاه نمی‌رویم، حالا بگذریم که در وسط دعوا نرخ تعیین می‌کند که گویا مردم آمدند و به روحانی رأی دادند. از این هم بگذریم که مردم به هیچ کدام از این حریانات وقعی نمی‌گذاشتند و اعتنایی نمی‌کردند، و رقم‌سازیهای که رژیم می‌کرد همه ساختگی بود، و طبق آماری که داریم در هر انتخاباتی آمار شرکت کنندگان را بسته به شرائط ضریب ۴ یا ۵ می‌کرد، تا نمایی به انتخابات خودشان بدهند. ممکن است تعدادی هم فریب روباه مکار و بنفش را خورده و به او رأی هم داده باشند، می‌گوید الان دیگر کسی نیست بیاید، این یکی از علائم وحشت رژیم هست، شما ببینید در نمایش انتخابات آینده رژیم با معضل جدی مواجه هست اگر بخواهد انتخاباتش رنگ و لعابی داشته باشد باید به باندهای درونی خودش مجال بدهد که اینها نقش اپوزیسیون را بازی بکنند و بازار گرمی بکنند خلاصه انتخابات را گرم بکنند و اگر نخواهد این کار را بکند انتخابات آنقدر سوت و کور می‌شود که آبرویش در همه دنیا خواهد رفت، بگذریم رژیم اصلاً آبرویی ندارد و اگر در انتخابات بگذرد بروز شکاف در رژیم هست و مردم اینها را شناختند و می‌دانند اینها همه یک کاسه هستند، اما اگر اجازه بدهد یک چنین بازی صورت بگیرد یعنی شکافی در رژیم ایجاد بشود بیم این است از همان شکاف دوباره اعتراضات و نارضایتی‌ها فوران بکند، و رژیم نتواند مهار بکند، بنابراین ترسش از این است، این یکی از دلائل هست و شاید دلیل اصلی هم نباشد من فقط چون عنوان این کنفرانس را توضیح بدهم از اینجا شروع کردم و دلائل نارضایتی از رژیم متعدد است.

علیرضا معدنچی: این عامل جدید انتخابات نیست الان قضیه انتخابات خیلی داغ نیست چند وجه دارد یکی در وجه رژیم است که آن وضعیت به شدت وخیم اقتصادی و اجتماعی است از خود روحانی نقل می‌کنم که دیده بشود اوضاع چقدر خراب است.

روحانی در یکی از صحبتهای اخیر خودش و امیددرمانی‌های خودش گفته بود هیج زمانی بدخواهان ما تا امروز در طول ۴۰ سال گذشته با این سختی و فشار ما را تحریم نکرده بودند و اضافه کرده بود که البته مردم ما سختی کشیدند و سختی می‌کشند مردم ما سال سختی را گذراندند خیلی سال سختی بود امسال هم سال سختی را می‌گذرانند توان دولت محدود است، منابع دولت محدود است، من می‌خواهم به این کلمه سختی که روحانی چند بار اشاره کرده بود توجه بدهم این سختی که روحانی می‌گوید آن سختی اردیبهشت ماه نیست که روحانی می‌گفت، در اردیبهشت که روحانی با اصحاب فرهنگ و هنر که بعنوان هنرمندان رژیم جمع کرده بود، آنجا حرف قابل توجه‌ای زد و گفت شرائط سخت‌تر از آن چیزی است که شما فکرش را بکنید، می‌گوید از آن جیزی که شما بتوانید فکرش را بکنید و یا تصورش را بکنید سخت‌تر است، گاهی وقتها از فرط نارحتی و فشار شبها دوساعت بیشتر خوابم نمی‌برد، و اگر شبی بتوانم دوساعت بخوابم خدا را شکرگذار هستم، این را اردیبهشت ماه امسال گفته بود، این در شرائطی بود که هنوز این معافیتهای تحریماتی برقرار نشده بود امریکا معافیتهای نفتی را برنداشته بود، هنوز زمانی است که پتروشیمی رژیم و فلزات رژیم تحریم نشده بود، خامنه‌ای هنوز تحریم نشده بود، هنوز ظریف تحریم نشده بود، یعنی ویترین و دیپلماسی رژیم فرو نریخته بود، تازه آن شرائط گفته بود شبها دوساعت هم نمی‌توانم بخوابم، آن زمان گفته بود شرائط سخت‌تر از آنی است که شما بتوانید فکرش را بکنید.  الان وقتی می‌گوید اوضاع سخت چگونه است، حالا تحریمها یکی از دلائل وضعیت خراب رژیم است. در اردیبهشت گذشته بنا بر ادعای رژیم و منابع دیگر رژیم هنوز یک میلیون بشکه نفت می‌توانست صادر بکند، اما الان هفته گذشته رویترز خبر داد صدور نفت رژیم به ۱۰۰ هزار بشکه رسیده است، یعنی یک دهم درصد رسیده و در اردیبهشت بودجه سال ۹۸ بر روی یک و نیم میلیون بشکه نفت و صادرات آن بسته بود، بعداً ناجار شد در این تجدید نظر بکند و الان بودجه را بر روی ۳۰۰ هزار بشکه در روز بسته است، یعنی یک پنجم آن زمان است، درآمد رژیم متکی به درآمد نفت است، سایر درآمدها هم از این ناشی می‌شود، یعنی اگر بخواهد مالیات بگیرد باز این پول نفت است که تولید می‌شود و تولیدی وجود داشته باشد، و رژیم می‌تواند مالیات بگیرد و اگر نداشته باشد در واقع مالیاتی که از مردم می‌گیرد کندن از گوشت مردم است، این از شرائط اقتصادی رژیم است، این ۱۰۰ هزار بشکه قبلاً رژیم دو و نیم تا دو و هشتصد میلیون بشکه در روز بود، و این ۵ درصد آن موقع است، رژیم ۹۵ درصد درآمد خودش را از دست داده وقتی به سختی اشاره می‌کنیم در وجه اقتصادیش این است.

وجه سیاسی و اجتماعی هم همین است، وقتی از وجه اقتصادی صحبت می‌کنیم چون با عدد و رقم صحبت می‌کنیم همه این را خوب می‌فهمند، که توان اقتصادی رژیم در حال حاضر به ۵ درصد قبل از تحریمها رسیده است، در مورد اجتماعی و سیاسی اگر شاخصی وجود داشت که می‌شد با عدد و رقم نشان داد وضعیت به همین ترتیب و شاید از این هم بدتر بود.

یک مثال دیگر بزنم درهفته گذشته حرف حذف چهار صفر از پول ملی شد، معنی این حذف چهار صفر چیست؟ به گفته رئیس بانک مرکزی رژیم عبدالناصر همتی ارزش پول ملی کشور ۳۵۰۰ برابر کمتر شده است، تازه این کمش را می‌گوید، وقتی می‌خواهند چهار صفر حذف بکنند معنیش نه اینکه این ۳۵۰۰ درصدی که رئیس بانک مرکزی می‌گوید بلکه ۱۰ هزار برابر تضعیف شده است، فشار این به کی آمده؟ به طبقات محروم و مستضعف آمده و خود رسانه‌های رژیم اعتراف کرده بودند که درآمد و قدرت خرید مردم ۷۰ درصد کم شده است، یعنی مردم با توان سی درصد می‌توانند خرید بکنند و ۷۰ درصد توان خرید خود را از دست دادند، و قادر به تأمین ۷۰ درصد مایحتاج خود نیستند، یعنی ما با یک ارتش عظیم گرسنگان درداخل کشور مواجه هستیم که حتی قادر به خرید نان خودشان نیستند.مسئله این است و این چیزی نیست که بشود فکر کرد اوضاع به همین ترتیب می‌ماند، حالا این یک وجه از وضعیت رژیم بود.

وجه دیگر این است همین پول و درآمد هم اساساً و عمدتاً چپاول می‌شود، یعنی این ۵ درصد و ۱۰ درصد از درآمدهای رژیم باز صرف نیازهای داخل کشور نمی‌شود، توسط باندهای مافیایی و غارتگر رژیم چپاول می‌شود، یک نمونه را عرض بکنم ، احمدی که یکی از مهره‌های رژیم در مجمع تشخیص مصلحت رژیم بود همین چند روز پیش گفته بود ۲۰ سال پیش عدد ۵۰۰ میلیون و یک میلیون دلار عدد بزرگی برای فساد بود، ۱۵ سال پیش عدد ۱۰ میلیارد و ۱۵ میلیارد عدد بزرگ بود، بعد عددها شد ۱۰۰ میلیارد و ۱۰۰۰ میلیارد و ۶۰۰ میلیارد الان رسیده به چند هزار میلیارد دلار، وضعیت این است، پس اینها بخش کوچک وحشت رژیم هستند .

من هنوز به بخش عمده وحشت رژیم اشاره نکردم و آن مقاومت است، آنهم وجه اعتلا آلترناتیو است و موقعیت مجاهدین است، کیهان خامنه‌ای ۱۷ مرداد یک مقاله نوشته بود و از نقش مجاهدین در فضای مجازی سوز و گداز کرده بود. نوشته احتمالاً شما هم باید تصاویر واحد جنگ سایبری محاهدین در آلبانی را که در روزهای گذشته منتشر شد و بازتابهای زیادی داشت دیده باشید، و متوجه حضور مجاهدین در کنار دست فرزندان‌مان شده باشید، یعنی هشدار و اعلام خطر می‌کند که مجاهدین الان در خانه‌های ما حضور دارند، و فرزندان ما را تحت تأثیر قرار می‌دهند، و این امر واقعی است برخی از شهداء مجاهدین در سال ۶۰ از فرزندان سردمداران همین رژیم بودند، شهدای والامقامی مثل حسین جنتی که فرزند این آیت‌الشیطان پلید جنتی بود، یا دو فرزند برومند دژخیم گیلانی از شهدای والاقدر مجاهدین هستند، در بیت خامنه‌ای هم پیام مجاهدین نفوذ کرده و فرزندان آنان را تحت تأثیر قرار داده بود، و الان خبر داریم بعضی از فرزندان همین سرکرده‌های سپاه جزء هواداران محاهدین هستند و برخی ممکن است جزء کانونهای شورشی باشند.

علیرضا معدنچی: چقدر خوب است دشمن از این وضعیت غافل باشد از این آتش‌فشانی که در انتظارش هست، روحانی که می‌گفت در شب دو ساعت بیشتر خوابش نمی‌برد وحشتش از چی بود؟ وحتش از گرسنه ماندن مردم بود؟ مگر اینها درد گرسنگی مردم را دارند که حالا مردم گرسنه بخوابند، مردم فقیر بشوند؟ خیر، وحشتشان از به حرکت در آمدن همین فقرا و ارتش گرسنگان است، جواب حرفش را در رسانه‌های رژیم داده بودند، که آقای روحانی چطوری خودت را به خواب زدی؟ چطور این ادعاها را می‌کنی؟ مگر نمی‌بینی اوضاع از چه قرار است؟ یکی از رسانه‌های همسو با روحانی نوشته بود و عنوانی که برای حرفهای او انتخاب کرده بود این بود توهمات یک رئیس جمهور!! گفته بود این چیزهای که تو میگویی توهم است، مردم راضی هستند و مردم صبر دارند، مگر می‌شود مردم گرسنه باشند و مگر می‌شود مردم پول دفتر مشق بچه‌های خود را نداشته باشند، بعد پدیده‌های گور خوابی و چادرخوابی و آلونک‌نشینی داریم پدیده جدیدی بنام ماشین خوابی بوجود آمده، خیلی از کسانی که برای کار از شهرستانها به تهران می‌آیند امکان رفتن به مسافرخانه و یا اجاره سرپناهی را ندارند و در ماشین‌ها می‌خوابند. بنا به گزارش یکی از رسانه‌های رژیم الان مناطق تهران تقسیم بندی شده و هر منطقه‌ای مربوط به یک شهری هست مثلاً محله تبریزی‌ها، محله مشهدی‌ها و اهوازی‌ها، کسانی هستند که جویای کار هستند و در ماشین می‌خوابند، در کجای تاریخ و در کدام نقطه جهان بوده این همه فشار بر مردم باشد و مردم قیام نکنند، آن هم در شرائطی که مقاومت سازمانیافته وجود دارد، ومردم این را به رأی العین دیدند، در کهکشان امسال دیدند و در رونمایی اشرف ۳ دیدند و به قول روزنامه‌های رژیم امید را به مردم و جامعه ایران پمپاژ می‌کند، رایکالیزم را پمپاژ می‌کند، اعتراض و قیام را به همین مردم به ستوه آمده پمپاژ می‌کند، همین خیال باشد صبر مردم نامحدود است ولی دور نیست آن روزی که با آتش فشانی مواجه شوند که آن وقت با هیچ چیزی نمی‌توانند جلوی آن را بگیرند، و این امر اتفاق خواهد افتاد.

وقتی مردم ۷۰ درصد درآمد و ۷۰ درصد قدرت خرید خودشان را از دست می‌دهند وقتی مردم برای گذران زندگی خودشان ناچار از کلیه فروشی و کبدفروشی و فروش قرنیه چشم هستند، مگر میشو. د این مردم ساکت بنشینند، مگر می‌شود آن روحیه رزمندگی ناشی از مقاومت ایران و ۱۲۰ هزار شهید در این مردم تأثیر نکرده باشد، این مردم همان کسانی هستند که همین مجاهدین و همین رزمندگان را پرورش دادند، هر جایی که امکان بروز پیدا کند فوران می‌کند، مثلاً زندانیان سیاسی را نگاه بکنید، زیر بیشترین فشار زیر سایه چوبه دار زیر شکنجه دژخیمان نامه‌های شجاعانه و شگفت‌آوری می‌نویسند اینها از کجا در می‌آید؟ الان زندانیان سیاسی زبان گویای وجدان مردم شدند، مردمی که اگر امکان پیدا بکنند حتماً در قیام ۹۶ دیدیم به صحنه می‌آیند و همه این بساط رژیم را جارو می‌کنند، کما اینکه عوامل رژیم هشدار می‌دهند اگر اوضاع اینطوری پیش برود قیام دیگری در پیش داریم و اینها بساط ما را در عرض مدت کوتاهی جارو خواهند کرد.

علیرضا معدنچی: بله رژیم مدام از این ترفندها و حقه‌بازی‌ها می‌کند و طی این سالیان هم کرده و یک عده‌ای را بعنوان اپوزیسیون به میدان می‌فرستد ممکن است کسانی هم گول بخورند وافراد سالمی باشند که فریب این ترفندهای رژیم را بخورند اما همانطور که این هموطن اشاره کرده بود سرنخ خیلی از این چیزها دست رژیم و وزارت اطلاعات است برای خیال خودشان برای سوپاپ اطمینان‌های که این دیگ بخار منفجر نشود.  اما بساط این اپوزیسیون سازیها و آلترناتیو سازی‌ها برچیده و تمام شده، داستانش سر آمده و تاریخش گذشته چون یکی از آگاهی عمومی در بین مردم وجود دارد واین سؤال را می‌کنند که اول شما باید تکلیف خودتان را با این مقاومتی که وجود دارد روشن بکنید، مقاومت مردم ایران چیز بی شکل و بی صاحبی نیست اینها در سازمان مجاهدین خلق متبلور شده در شورای ملی مقاومت و سمبل و تبلورش هم همین اشرف ۳ است که استراتژی آن مشخص است.

بنابراین هر کس اول معیار سنجش هر گروه و سازمان ودسته و هر فردی که به میدان می‌آید ببینیم این خطی که پیشنهاد می‌کند و این ارائه طریقی که می‌کند خط مش و سیاستی است که این آلترناتیو و مقاومت پیش می‌برد یا نه در جهت عکس این، اول از این چیزها سنجیده می‌شود، در یکی از صحبتهای آقای هاشم خواستار دیدم که ماموران اطلاعاتی رژیم که سراغش رفته بودند گفته بودند حتی خامنه‌ای هم مرز سرخ ما نیست، معنی‌ش این است تو به خامنه‌ای هم هر قدر می‌خواهی فحش بده اما ما یک مرز سرخ داریم که همان مجاهدین هستند، بیا اول با مجاهدین خط بکش و تصویه حساب کن و به آنان فحش بده، خوب خیلی از این اپوزیسیونهای که رژیم می‌سازد، رژیم وحشت عظیمی از رو آوردن مردم و بخصوص جوانان به مجاهدین دارد، از قول کیهان خامنه‌ای خواندم و قسمت دیگری را بخوانم اینها (مجاهدین) تا قلب خانه‌های ما نفوذ کردند، و تأثیر گذاری می‌نمایند، و مغز نوجوانان و جوانان ما را تخت تأثیر قرار می‌دهند، تنها در این واحد ۱۵۰۰ نفر در حال پمپاژ شبانه روز افکار خود به مردم هستند، با این اعداد و ارقامی که می‌گوید کاری نداریم، ولی به خطری و به ارتش سایبری مجاهدین و به قول خودش یکان سایبری اشاره می‌کند، در حالیکه نقش و قدرت مجاهدین نه در فضای مجازی در فضای واقعی است، این‌ها این را بیان می‌کنند تا بر این حضور مجاهدین در دنیای واقعی سر پوش یگذارند، یک نمونه را ما در زندانهای سرشار از اختناق و شکنجه رژیم می‌بینیم، که در آنجا چگونه فوران می‌کند، و چه نامه‌های می‌نویسند و چگونه رژیم را محاکمه می‌کنند این فضای است که در جامعه هم هست، جامعه تحت اختناق طبعاً نمی‌توان فهمید و صدایش را باید از این طریق شنید.

علیرضا معدنچی: از آنجا که این زندانیان برای خودشان شکنجه و اعدام و همه چیزها را بریدند، گفتند هر چه بادا باد، خودشان را فدای مردم کردند با همان الگوی مجاهدین پیشتاز، مجاهدین اولیه و پیشتاز چطور جامعه زمان شاه را تکان دادند، من وهم سالان من یادشان هست که جامعه ایران بعد از سال ۵۰ دچار یک دگرگونی اساسی شد، با ظهور مقاومت انقلابی مسلحانه، با ظهور مجاهدین و فداییان به سهولت می‌شد دید به رأی العین می‌شد دید، در دانشگاه‌ها و جامعه ایران یک مرحله عوض کرد، نسبت به آن فضایی که قبل از ظهور اینها بود پوست انداخت، همه چیز آن عوض شد، آن اختناقی که ساواک ایحاد کرده بود کمرنگ شد و این فضاء در سال ۵۱ با دفاعیات بنیانگذاران و دفاعیات برادر مسعود منتشر شد و همه ما از آن طریق بود که یک نسلی جذب مجاهدین شدیم و اینها مربوط به سال ۵۱ است رژیم قدر و قدرت شاه که توسط امریکا جزیره ثبات تلقی می‌شد ۶ سال تا سرنگونی فاصله داشت، یک دیکتاتوری خیلی قدرتمند، اصلاً با دیکتاتوری رژیم که ۴۰ سال است نبرد مجاهدین و مردم با او بسیار فرسوده‌ش کرده و نمونه‌هایش را می‌بینیم از نظر اقتصادی و اجتماعی و هر نظری، این رژیم با سرنگونی باندازه یک پوست پیاز فاصله دارد.  نامه زندانیان این اثر را دارد و اینها زبان عمومی وجدان مردم هستند، اجازه بدهید من بخشی از نامه ۸ تن از زندانیان سیاسی را برایتان بگویم، در نامه گفته بودند شما ۴۰ سال است عموم تریبونهای رسمی و غیر رسمی تبلیغات را، حکومتی را، از منبر و رادیو وتلویزیون و رسانه‌ها را و روزنامه‌ها را اشغال و تصاحب کردید و غصب کردید و حتی خیابانها و درب‌ها در اختیار شما بوده و مردم هیچ امکانی را نداشتند، الان چگونه این با ایجاد یک فضای مجازی که این قدرت انحصاری تبلیغات شما را درهم می‌پیچند به وحشت میافتید، چطور است قبلاً از طریق سیاست مماشات سیاست دولتهای غربی را در حمایت از خودتان خریده بودید با لابی‌ها و خرج‌های میلیونی و الان وقتی سیاست امریکا تغییر می‌کند و سیاست مماشات به سیاست قاطعیت در برابر شما گرایش پیدا کرده اینطور هراسان و وحشت زده شدید، این تازه از نتایح سحر است، باش تا صبح دولتش بدمد.

من هنوز به آن عامل اصلی وحشت رژیم که عبارتست از کهکشانی که همین امسال شاهدش بودیم و رونمایی اشرف ۳ اشاره نکردم که خودش بحث و مجال دیگری را می‌طلبد، در واقع عامل اصلی همین است.

علیرضا معدنچی: درواقع با تحریم ظریف ویترین سیاسی رژیم فرو ریخت، سخنگوی وزراتخارجه رژیم گفته بود وزراتخارجه هم انقلابی است انقلابی در گیومه با همان تعریفی که رژیم می‌کند، یعنی تروریزم، منتها وزارتخارجه این را در زرورق دیپلماتیک می‌پیچید، و به خورد جامعه بین‌المللی می‌داد، با تحریم ظریف این پیام منتشر شد و داده شد که این حقه‌بازیها به پایان رسید، به گفته رهبر مقاومت آقای مسعود رجوی، ظریف پاچال دار این ولایت فقیه است، عامل این استبداد و دیکتاتوری خونریز ولایت فقیه است، و هیچ فرقی در ماهیت با قاسم سلیمانی ندارد، کما اینکه روحانی هیچ فرقی در محتوی با خامنه‌ای ندارد، این افشای کارچاق‌کن خامنه‌ای در صحنه بین‌المللی رژیم را به وحشت انداخته است، برجام هم قبل از این فقط پوسته‌ای از او باقی مانده بود، تحریم ظریف تیر خلاص بر برجام بود، روحانی تمام سرمایه سیاسی‌ش عبارت از برجام بود، وقتی برجام تیر خلاص را می‌خورد و تمام می‌شود روحانی از حیض انتفاع میافتد.

روحانی در داخل رژیم هم حرفی برای گفتن ندارد، بنابراین ناچار است برجام را هر چه بیشتر باد بکند، مستمر از هنرهای برحام بگوید و از اینکه با برجام چکار کردیم، تمام هنر برجام این بود تحریمها را بردارد، الان تحریم‌ها با عقب رفتن برجام صد مرتبه بدتر شده، این حرفهای روحانی که از برجام تعریف و تمجید می‌کند معنیش این است از بر باد رفتن سرمایه سیاسی خودش در وحشت و نگران است، و سعی می‌کند این را هنوز به این ترتیب جلوه بدهد گویا هنوز برجام حضور دارد، در حالیکه برجام فاتحه‌ش خوانده شده است.

علیرضا معدنچی: دقیقاً واکنش و عکس العمل رژیم به همین اعتلای مجاهدین است، این اعدامها در این روزها اوج گرفته است، همزمانی این‌ها با شروع کهکشانها و همان ۵ رشته تظاهراتها و تا به کهکشان اشرف ۳ رسید، وقتی مجاهدین به جامعه پمپاژ امید می‌کنند، رژیم سیاست همیشگی خودش برای مهار جامعه را دارد که آن را به بند بکشد، آن هم ایجاد رعب و اختناق است، خودشان اصطلاحی دارند «بالنصر برعب»، یعنی کمک گرفتن از رعب برای حکومت کردن، این رعب هم با اعدامها حاصل می‌شود.

در این ۵ و ۶ هفته اینها ۴۶ نفر را اعدام کردند، در میان اینها ۴ زن بوده است، این هم پاسخی است به پیشتازی زنان در خیلی از این تظاهراتها و اعتراضات، در خیلی از این اعتراضات زنان و مادران و خواهران ما در صفوف اول هستند، با این اعدام‌ها می‌خواهد اینها را مرعوب بکند، بخصوص یکی از این اعدامها در ملاءعام بود در حالیکه رژیم باید به فضای بین‌المللی حواسش جمع باشد ولی چون احساس خطر می‌کند ناچار است اینطوری اعدام بکند، این را در نظر بگیرید این رژیمی است که در دهه ۶۰ از بهترین فرزندان مردم ایران هر شب، ۱۰۰ و ۲۰۰ و ۳۰۰ تا اعدام می‌کرد. امروز برای اعدام زندانیان بی پناه عادی ناچار است خیلی حساب و کتاب بکند، برای اینکه در صحنه بین‌المللی و تعادل قوای بین‌المللی خیلی پایین رفته و حساب این را بکند جواب جامعه بین‌المللی را بدهد.

در این روزها با گزارش عفو بین‌الملل راجع به قتل عام ۶۷ مواجه بودیم و عفو بین‌الملل در واکنش به اظهارات آخوند جلاد و جنایتکار پورمحمدی بود که گفته بود ما هنوز با مجاهدین تسویه حساب نکردیم و عفو گفته بود معلوم می‌شود جلادان قتل عامهای ۶۷ هنوز هستند و احساس مصونیت می‌کنند، پورمحمدی می‌داند این حرفها چه بازتاب منفی در جامعه و افکار بین‌الملل دارد و چه نفرتی را هم از طرف جامعه ایران و هم از طرف جامعه بین‌الملل متوجه رژیم می‌کند، اما می‌گوید بخاطر این است که از مجاهدین به شدت وحشت کردند، زمانی اینها تبلیغات می‌کردند مجاهدین تمام شدند ولی الان پورمحمدی می‌گوید با اینها هنور تسویه حساب نکردیم، پس معلوم است مجاهدین هستند و قدرتمندتر هستند، که این مجبور است بیاید و بگوید ما هنوز تسویه حساب نکردیم، اینجا را راست می‌گوید ما هم با اینها تسویه حساب نکردیم مجاهدین و مردم ایران هم با اینها هنوز تسویه حساب نکردند و اما تسویه حساب ما با اینها دیر و زود دارد سوخت و سوز ندارد.

کلیپ کنفران

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.