برای یک ایران آزاد

مافیای ثروت در پی ارتش خصوصی‌ست؛ آستان قدس می‌تواند بخشی از روند فروپاشی باشد

0

مافیای ثروت آستان قدس، تنها در پی حفظ قدرت سیاسی خود نیست؛ این نهاد زیر نظر خامنه‌ای ضمن توسعه موقعیت اقتصادی‌اش در پی گسترش ارتش خصوصی‌اش نیز می‌باشد. ظاهر امر؛ قدرتمندتر شدن بخشی در جناح خامنه‌ای است؛ واقعیت امر اما بسترسازی برای فروپاشی جناح خامنه‌ای و در کانون آن؛ سپاه است.

خصولتی‌ها و نظام حکمرانی
رئیسی یکبار برای قرار گرفتن در رأس قوه مجریه وارد مبارزه شد، اما از دارودسته حریف شکست خورد. او پس از پایان آن ماجرا که او را در افکار عمومی به‌عنوان قاتل ۶۷ به ثبت داد، دوباره به مشهد برگشت تا در رأس امپراتوری بزرگی که از سال ۹۴ در کنترلش قرار داشت باقی بماند.
دولت؛ تنها بخشی از نظام حکمرانی در ایران است و از قضا در بخش تصمیم‌گیری نظام حکمرانی، قدرت اصلی و محوری محسوب نمی‌شود. دولت از جمله نماهای بیرونی نظام است برای آنکه به‌دنیا نشان داده شود که خلافت اسلامی! یک نظام متعارف سیاسی با نهادهای متعارف و شناخته شده است که مشابه آن در همه کشورها وجود دارد!
آستان قدس رضوی یکی از اجزای نظام حکمرانی در ایران است. این کلان نهاد اقتصادی-سیاسی با روکش مذهبی، حرف آخر را در استان‌های خراسان می‌زند. اما حضور سیاسی و اقتصادی آن بسا فراتر از آن استان‌های شرقی کشور می‌رود. با این حال آستان قدس در حال توقف بر آنچه به طور سنتی درباه‌اش شناخته می‌شد نیست. مصاحبه اخیر ابراهیم رئیسی در برنامه «گفت‌وگوی ویژه خبری» بخش‌هایی از توسعه این مافیای قدرت و ثروت را آشکار می‌کند.
ابراهیم رئیسی که از او به‌عنوان رئیس آینده قوه قضاییه نام برده می‌شود در این مصاحبه کارنامه خود را در برابر دیدگان قرار می‌دهد. روایت او البته مبتنی بر افزایش قدرت و ثروت آستان قدس است. بخشی از این رویکرد برای تقویت موقعیت او به‌عنوان یک مدیر موفق! در نظام مقدس! می‌باشد اما به‌هررو او واقعیت‌هایی را نیز مطرح می‌کند که نشان‌دهنده‌ی آن است که هسته‌ی سخت نظام چگونه در حال بلعیدن آن نمای ظاهری نظام است؛ و البته ریزش‌هایی که برای خود هسته سخت نیز به همراه خواهد آورد.
وقتی ظریف از مقام وزارت خارجه استعفا داد، مایک پمپئو در توئیتی ظریف و روحانی را مردان جلوی صحنه توصیف کرد؛ صحنه‌ای که تصمیم‌گیر اصلی آن خامنه‌ای است. [ویترین مافیای فاسد در حال برهم خوردن است؛ مفهوم استعفای ظریف] حال با آنچه ابراهیم رئیسی از آستان قدس توصیف می‌کند نشان می‌دهد آنچه در ایران از آن به‌عنوان خصولتی یاد می‌شود چگونه در حال توسعه است.

انحصار دارو و مافیای اقتصادی
رئیسی در مصاحبه‌اش اعلام می‌کند که برای افزایش سرمایه اجتماعی آستان قدس از پروژه «مشهد مال» که اعتبار این مجموعه را به زیر سوال برده بود خارج شده و سرمایه‌گذاری خود را وارد بخش دارو کرده‌ است. این حضور، که مدت زمانی کمتر از سه‌سال دارد، آستان قدس را به یکی از اقطاب دارو در کشور تبدیل کرده است به‌طوری‌که به گفته ابراهیم رئيسی اکنون ۴۵ درصد داروی بیماران هموفیلی کشور توسط آستان قدس تأمین می‌شود؛ و در آینده قرار بر این است که انحصار در این رابطه به طور کامل در اختیار آستان قدس قرار بگیرد.
اما کنترل داروی بیماران هموفیلی، تنها عرصه‌ای نیست که دارد به انحصار آستان قدس در می‌‌آید. رئیسی بدون ذکر مورد مشخصی، اعلام می کند که «در حوزه دارویی وارد عرصه تولید داروهای استراتژیک برای کشور شدیم.»
تنها حضور در عرصه دارو، نشان می‌دهد که نهادهای زیر نظر خامنه‌ای هرچه بیشتر در پی ایجاد انحصارات متعلق به خود هستند. با این حال این تنها پهنه‌ی حضور اقتصادی آستان قدس نیست.
امکانات اقتصادی وسیع، برخورداری از قدرت سیاسی، تغذیه از رانت‌های حکومتی و پنهان شدن پشت نام امام رضا، منابع اقتصادی کلانی را به سمت آستان قدس روانه می‌کند. در حالی که به اذعان تمامی کارشناسان اقتصادی، اقتصاد نظام در حال فروپاشی‌ست، ابراهیم رئیسی مدعی می‌شود که تا پایان سال ۹۷ «شرکت‌های زیان‌ده آستان قدس رضوی به صفر خواهد رسید.» او همچنین اضافه می‌کند که «سوددهی شرکت‌های آستان قدس در شرایط اقتصادی کنونی کشور تا ۵ برابر افزایش یافته است.» و «فرصت‌های شغلی آستان قدس از ۷ هزار به ۱۰ هزار فرصت رسیده است.»
می‌توان به این پرسش فکر کرد که چگونه در اقتصادی که با زیاندهی و بیکاری شناخته می‌شود، آستان قدس دارای شرکت‌هایی‌ست که سود بیشتر کسب می‌کنند و اشتغال بیشتری نیز ایجاد می‌کنند؟
شاید این سود بیشتر، از جمله به‌خاطر برخورداری از انحصاراتی مانند داروست؟

«یگان حفاظت» و «بسیج دوم»
چنین پیکره‌ای اما نیاز به یک شاخه نظامی یا شبه نظامی هم دارد؟! ممکن است این پرسش مطرح شود که مگر سپاه برای تمامی نهادهای زیر نظر خامنه‌ای کفایت نمی‌کند؟ پس دیگر چه نیازی به تاسیس نهادهای نظامی و شبه‌نظامی جدید است.
جدا از هر پاسخی که به این پرسش داده شود، خبرها حکایت از برپایی چنین نهادی دارد. آبان‌ماه اعلام شد که در جلسه‌ای با حضور رئیسی و «سردار سرتیپ» حسین اشتری، فرمانده نیروی انتظامی؛ «سردار» علی‌اکبر افراسیابی با حکم فرمانده ناجا به‌عنوان نخستین فرمانده یگان حفاظت آستان قدس رضوی منصوب و معارفه شد.
«یگان حفاظت حرم مطهر رضوی» پدیده‌ای جدید و قابل توجه بود زیرا به نظر می‌رسید که تاسیس ارتش‌های خصوصی برای بنگاه‌های اقتصادی زیر نظر خامنه‌ای آغاز شده است. [«یگان حفاظت حرم مطهر رضوی»؛ ارتش خصوصی برای ابراهیم رئیسی]
با این همه ابراهیم رئیسی در برنامه «گفت‌وگوی ویژه خبری» باب دیگری را نیز می‌گشاید. او به توضیحاتی پیرامون پروژه «طرح خادمیاران» می‌پردازد. مقدمه‌ی سخن او آنجایی است که تصریح می‌کند: «خدمت به حضرت رضا [آستان قدس] تنها به حرم مطهر محدود نمی‌شود و می‌توان در سراسر ایران اسلامی به نام امام رضا به مردم [آستان قدس] خدمات فراوانی ارائه داد.»
رئیس آستان قدس که مدعی‌ست «تا امروز حدود ۲۰۰ هزار نفر در سایت خادمیاران رضوی ثبت نام کردند.» آنرا «بسیج دوم در کشور» توصیف می‌کند. [تسنیم ۱۳ اسفند ۹۷]
پس می‌توان نتیجه گرفت که در کنار تاسیس یگان حفاظت آستان قدس، پروژه بسیج سازی برای آن نیز در جریان است.

در زیر عبای خامنه‌ای چه خبر است؟
در آستان قدس چه اتفاقی دارد می‌افتد؟ شاید پرسش دقیق‌تر این باشد که: در درون دارودسته خامنه‌ای چه خبر است؟
پس از شکست نظام در جنگ ۸ ساله، تعارضات درونی و تدریجی نظام با نمای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بارز شد. به میزانی که دارودسته‌ی هاشمی رفسنجانی و خاتمی مضامین اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را در درون نظام تعریف کردند، زمینه را برای ریزش از تمامیت خلافتی که تنها رمز بقایش جهان‌گستری‌اش بود فراهم می‌کردند. آنها از یک سو نمای بیرونی نظام را جلا می‌دادند تا به دنیا بباورانند که افرادی متفاوت هم در درون نظام یافت می‌شوند اما از دیگر سو، نیروهای نظام را در بحرانی سیاسی و فرهنگی فرو می‌بردند که خود را در ریزش‌های ایدئولوژیک بدنه و لایه‌های بالاتر نظام نشان می‌داد.
این دوگانه؛ وضعیتی متناقض بود که هم نظام از آن سود می‌برد و هم آسیب می‌دید. با این همه آنچه اتفاق افتاد تصویه نیروهای وابسته به جناح مقابل خامنه‌ای از درون سپاه بود. به عبارت دیگر تحولات و تعارضات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در درون نظام راه خود را در پیکره‌ی سپاه باز نکرده بود. این نزاع منجر به صف‌بندی‌های بارز در درون سپاه نشده بود.
اما اکنون به نظر می‌رسد که در درون جناح خامنه‌ای و در درون سپاه اتفاقاتی در حال رخ دادن است. یک نمونه آنرا در تاسیس یگان حفاظت برای آستان قدس و برپایی «بسیج دوم» برای آن می‌توان مشاهده کرد. نخستین پیام این وضعیت این است که دیگر سپاه برای نظام کفایت نمی‌کند.

جدل مفهومی در درون سپاه
نمونه دیگر این وضعیت بحرانی در دو سخنرانی قاسم سلیمانی در ۸ و ۹ اسفند در قم و کرمان است. او در هر دو سخنرانی تلاش می‌کند تا مفاهیم «ایران» و «نظام اسلامی» را مکمل یکدیگر معرفی کند. [مفهوم‌سازی برای بقا؛ دوگانه‌ی خلافت و ایران را سلیمانی یکی قالب می‌کند] این همه در حالی‌ست که نظریه جهان‌گستر ولایت فقیه برپایه نفی ایران به مثابه یک کشور با منافع مشخص، برپا شده است. در این نظریه؛ ایران یا هر کشور دیگری که به اشغال در می‌آید تنها بستری‌ست برای گسترش باز هم بیشتر سلطنت ولایت مطلقه فقیه.
قاسم سلیمانی دانسته و ندانسته همان جدل مفهومی که پس از شکست نظام در جنگ ۸ ساله در بخش‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و البته امنیتی آن، سر باز کرده بود را در درون سپاه فرموله می‌کند. جبر شرایط و فشار بر نظام، هسته‌ی سخت خلافت اسلامی! را وادار به ورود به ساحتی کرده است که انتهای آن ریزش‌های بیشتر و بارز شدن شکاف‌های جدی در درون سپاه است.
ابراهیم رئیسی در مصاحبه خود در برنامه «گفت‌وگوی ویژه خبری» بخشی از همین وضعیت رو به فروپاشی در درون جناح خامنه‌ای را بارز می‌کند؛ هرچند نمای اولیه آن قدرتمندتر شدن آستان قدس رضوی باشد!
روند فروپاشی سپاه تازه آغاز شده است. به میزانی که بر سپاه و نهادهای زیر مجموعه‌ی خامنه‌ای فشار بیشتری وارد شود؛ نشانه‌های فروپاشی در آنها بیشتر آشکار خواهد شد. وضعیت آستان قدس و بدنه‌ی سپاه کاملا گویاست.

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.