برای یک ایران آزاد

جایگاه واقعی معلمان کجاست؟ – معیشت و منزلت؛ حلقه‌های مفقوده

0 15

جایگاه واقعی معلمان کجاست؟ بی‌آنکه بتوان از معیشت و منزلت؛ حلقه‌های مفقوده درخور معلمان سخن گفت نمی‌توان به جایگاه واقعی آنها اشاره‌ای کرد.

سامان از شهرکرد

معلمی از شغلهای با ارزش و معلمان از اقشار شریف هر جامعه‌ای هستند.

اساس پیشرفت و ترقی فرهنگی و علمی و اجتماعی را می‌توان تعلیم و تربیت دانست.

هر کس که چیزی یا کاری یا هنری بلد است از برکت وجود با ارزش این قشر محترم و فرهیخته است.

اما آیا در کشور ما به این انسانهای مهم به اندازه کافی بها داده شده است؟؟ و آیا نیازهای ضروری و ثانویه آن‌ها برآورده شده است؟؟ و آیا احترام و اعتماد به آنها شده است؟؟

متاسفانه پاسخ منفی است؟؟

براستی در حالی که کشورهای پیشرفته به این انسانها، فوق‌العاده احترام گذاشته و درصدد رفع نیازهای آنها هستند چرا در کشور ما جزء ضعیف‌ترین و نیازمندترین افرادند؟؟؟

چون این رژیم اساساً با علم و پیشرفت و آگاهی مخالف و آن را سد راه خود برای سلطه برجامعه می‌بیند و می‌خواهد همواره آنها را نیازمند و بی‌مصرف قلمداد کند.

بقول متفکری:

هرجا که مدرسه و کتاب هست روحانی نیست و هرجا که روحانی است از معلم و کتاب خبری نیست.

یک عالم و متفکر می‌اندیشد و پرسشگر است و هیچ مطلب دیکته شده و خرافاتی را چشم و گوش بسته نمی‌پذیرد. اما روحانی این را نمی‌خواهد چون کارش با دیکته و ترویج خرافه و پیروی کورکورانه پیش می‌رود.

عمده مشکلات معلمان:

۱.مهم‌ترین مشکل و دغدغه معلمان معیشت و حقوق ناکافی آنهاست. گرچه دولت سالی ۱۰ تا ۱۵ درصد به حقوق آنها اضافه می‌کند اما به نسبت تورم کم است. در حالی که تورم چهارنعل می‌تازد حقوق مانند لاک پشت حرکت می‌کند. این امر موجب بی‌انگیزگی معلمان در کارشان و همینطور روی آوردن به مشاغل دیگر که در پاره‌ای مواقع در شأن آنها نیست می‌شود.

۲.وجود مدارس و کلاسها با بافت فرسوده و کهنه و یا در چادر؛ محیط فیزیکی تدریس نقش زیادی در انگیزه تعلیم و تعلم دارد. اکنون بسیاری از نقاط ایران در چادر یا کپر یا در ساختمانهای فرسوده که بعضاً منزل مسکونی بوده‌اند به تدریس می‌پردازند.

۳.دادن نمرات قبولی به همه دانش آموزان چه ضعیف و چه کوشا؛ این امر موجب شده رقابت تحصیلی در کودکان از بین برود و همینطور انگیزه تدریس درمعلمان کاهش یابد.

زرنگ‌ها انگیزه تلاش را از دست می‌دهند و ضعیف‌ها به کم کاری خودشان ادامه می‌دهند چون هر دو طیف می‌دانند نتیجه قبولی پایان سال است.

۴.افت شخصیتی معلمان در جامعه به میزان قابل توجه:

حقوق ناکافی و پرداختن به مشاغل کاذب و درجه ۲ و ۳. و همینطور گرفتن آتوی نمره از معلمین موجب شده که جامعه به معلمان دیدی محترمانه نداشته باشند. فقط موقع ضمانت وام و… معلمان را درمی یابند.

شخصیت معلمان بایستی احیا گردد.

۵.نداشتن مزایای کافی و مورد علاقه:

آنچه که معلمان و کارمندان را به کارشان دلگرم می‌کند علاوه بر حقوق، مزایاست که متاسفانه چندان جدی گرفته نشده. مثلاً سرویسهای ایاب و ذهاب، سالن‌های ورزشی، تورهای سیاحتی و زیارتی با هزینه کم و دولتی، برنامه ریزی در اوقات تابستان، احداث کتابخانه برای مطالعه و پرورش اندیشه و مجهز شدن به علم روز.

۶.رها کردن بازنشستگان در جامعه بدون برنامه ریزی با حقوق کم:

دولت هیچ برنامه خاصی برای بازنشستگان در اوقات تعطیلی و فراغت نداشته و ندارد. آن‌ها با مضاعف شدن مخارج خانه و بزرگتر شدن فرزندان ولی حقوقشان ثابت است.

همچنین آنها بدون کار و امید و تفریح سرگردان و افسرده می‌شوند.

۷.انتخاب کادر مدیران، معاونان و مربیان پرورشی براساس نزدیکی و رابطه با اربابان قدرت در رأس امور نه براساس شایستگی!!

این مورد نیز موجب فاصله گرفتن معلمان از آنها شده و آنها را بچشم مزدور و چاپلوس می‌بینند.

ووووو ده‌ها مشکل دیگر که درحوصله این مقال نمی‌گنجد. فقط همینقدر باید گفت که نظام آموزشی و پرورشی در یک سراشیب نزولیست چون به دو هدف اصلی تعلیم و تربیت نرسیده است؛ نه دانش آموزان بار علمی بدردبخوری دارند و نه اصول اخلاقی و تربیتی و فرهنگی و تعامل اجتماعی را بنحو احسن یاد گرفته‌اند!!؟

معلمان نیز که پیشگامان تحول و تغییر هستند خودشان درگیر معیشت و افسردگی و بی‌انگیزگی درزندگی می‌باشند.

در همین زمینه:

چه کسی با سواد است و چه کسی بی‌سواد؟!

دستان پینه بسته‌ای که از پیشانی‌های پینه بسته‌ی دین‌فروشان مقدس‌تر است

در مدح آزادی؛ به مبارکی قدوم آنچه در راه است

کاش اصلا نفت نداشتیم!؛ نعمت الهی یا عامل بدبختی؟

آب مایه حیات؛ آنچه در ایران به تاراج رفته است

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.