برای یک ایران آزاد

اپیدمی هایی که اهالی مناطق سیلزده با آن مواجه هستند؟گفتگو با دکترسینا دشتی

0

مناطق سیلزده در مرحله دوم  سیل ؛آسیب‌های بسیار سنگینی را در مناطق غرب و جنوب غربی متحمل شده است. طی چند روزی که باران ها کمتر شده، وضعیت مصیبت بار و اسفناک مردم سیلزده‌بارزشده است.

یکی از مشکلات جدی مردم، علاوه بر از دست دادن تمام زندگی و دار و ندار  و خانه و کاشانه شان ، این است که حتی در خیلی جاها کل شهر و روستاها هم آسیب های بسیار جدی دیدند و برخی هم بکلی نابود شدند، علاوه بر همه این مصیبت‌ها، یکی از جدی‌ترین مشکلات ، وضعیت بسیار بحرانی و اسفناک «بهداشتی »، این مناطق  سیلزده‌ است و معضلاتی که در این خصوص، مردم روبروهستند. درهمین زمینه دکترسینا دشتی طی گفتگویی باتلویزیون ایران آزادی به موضوع بهداشت درچنین شرایطی پرداخته وبه سئوالات پاسخ میدهد

سینا دشتی: وقتی سیل فرو نشسته با چند مورد جدی ما مواجه هستیم، یکی وجود آب آشامیدنی بهداشتی و دسترسی داشتن به آب برای مردم است، دوم بخاطر اینکه این سیلاب تمامی زیر ساختهای ساختمانی و اجتماعی و راهها و فاضلابها و پلها را از بین برده ما با یک شرائط فوق العاده روبرو هستیم که در آن امکان شیوع بیماریهای مصری بسیار جدی خیلی بالا هست و این مهمترین چالشی است که درمقابل مردم داریم که آب و غذای مکفی برای آنان تهیه کنیم، سوم از این بیماریهای مسری که بدلیل قاطی شدن فاضلاب و مواد شیمیایی و مسیری که سیل آمده و چیزهای با خودش همراه داشته و آورده و در این خانه‌ها فرو رفته بخواهیم از این بیماریها جلوگیری کنیم، معمولاً اولین بیماری که در این شرائط به ذهن آدمی میزند بیماری حصبه، بیماری هپاتیک است، بیماری‌های عفونی بخاطر ضعف بدن مثل ذات الریه یا عفونت‌های پوستی و زخمهای که ایجاد می‌شود حاوی میکروبهای ویژه‌ای هستند که معمولاً وجود نداشته و الان می‌آیند و تبدیل به معضل عظیمی خواهد شد، چون ممکن است افرادی که در سیل هستند مورد اصابت تخته و یا چوبی که در سیل می‌رود قرار بگیرند و بدنشان لطمه ببیند، مسئله بعدی سیستمهای بهداشتی کاملاً از دسترس خارج شدند امکانات بهداشتی نیست و شاهدین صحنه در پلدختر میگویند بیمارستانی نیست که کار بکند، مناطق پزشکی کار نمی‌کنند و اینها تصویر دهشتناکی در مقابل ما می‌گذارند، بطور خلاصه : یک: تأمین آب آشامیدنی، دوم: مسئله عفونت‌های انفرادی، سوم: مسئله عفونت‌های اجتماعی است، که در سطح گسترده‌تری ممکن است بروز کند.

شما این احشام را که سیل غرق شده بودند را نشان دادید، بخشی دلسوزی نسبت به مردم برای از دست دادن گاو و یا گوساله اشان است که لطمه شدید اقتصادی خوردند و به خاک سیاه نشستند، اما از آن طرف هم این احشام حاوی میکروبهای هستند که بخاطر ماندن جسدهایشان در آب بیماری خیلی سریع شیوع پیدا می‌کند و یک خطر جدی است. این دو چالش بزرگ یکی آب و دیگری بهداشت فردی است.

سینا دشتی: واقعیت وقتی ابعاد به این صورت است دیگر نمی‌خواهد نمک به زخم بپاشد و بگوید این فردی چکار می‌تواند بکند، ابعاد آنقدر زیاد است که در یک نظام معمول و متداول معمولاً نیروهای نظامی کشور و نیروهای ویژه کشور برای کمک به مردم وارد می‌شوند الان در چند روز اول همه که غائب بودند الان هم حاضر شدند نشان دادید چگونه حاضر شدند، ولی اگر این اصل و پایه بحث را کنار بگذاریم و مقداری جلو برویم، بلاخره افراد یکسری بیماری گوارشی مثل وبا، مثل هپاتیک، مثل بیماریهای ناشی از قاطی شدن فاضلاب با آب آشامیدنی ممکن است به آن مبتلا شوند، که مختصراً توضیح می‌دهم.

یکی بیماریهای که از انگلهای مالاریا و کرمها که از محیط آلوده ناشی می‌شود این اپیدمی‌ها جدی هستند، دیگری زخمهای که در بدن افراد هست بیماریهای پوستی و این‌ها اپیدمی است، چکار می‌توانند بکنند؟ حقیقت مهم‌ترین تأمین آب آشامیدنی است با شیوه‌های مختلف اگر بطری باشد بهترین است و می‌توان استفاده معقول کرد، استفاده از آب جوشیده است، اگر امکانات حرارتی باشد که بتوانند آب را قبل از نوشیدن حرارت بدهند، یا در محلهای بگذارند که آب ته نشین بشود و ملاتهای آن ته نشین شود و از آن آب استفاده کنند و استفاده از قرصهای ضدعفونی که برای آب هست و اگر نیست بتوانند ۱۰ الی ۱۵ قطره وایتکس در ۱۰ لیتر آب بریزند تا آب آشامیدنی و قابل استفاده بشود، مهم‌ترین مسئله تلاش برای بهداشت فردی است البته گفتن این سخت است ما می‌دیدیم نفر در گل نمی‌توانست راه برود آنقدر گل و شل سنگین است، ولی واقعیت این است آدم باید به این خیلی توجه داشته باشد، و بهداشت فردی و شستن دست با صابون و یا دیگر مواد ضدعفونی مثل الکل، دتول، و هر چیزی که در دسترس است و کمک می‌کنند تا حد زیادی این اپیدمی‌ها شیوع پیدا نکنند، متاسفانه وقتی به مواردی مثل پشه‌ها و پشه مالاریا که در مسجد سلیمان به پایین ممکن است با آن درگیر بشوند، دیگر تفاوت نمی‌کند که من خانه خودم را تمیز کنم و خانه همسایه‌ام مقداری آب باشد برای زاد و ولد این پشه‌ها همان مقدار آب کافی است که اذیت بکنند، کلیت بگویم پس یکی آب تمیز و یکی نظافت و بهداشت فردی است، تلاش کنند محیط‌های پیرامون بطور حدالامکان یک اتاق را تمیز کنند و خشک کنند و استفاده از آفتاب و اگر نمی‌توانند فرش یا پتو را بشویند در آفتاب بگذارند حداکثر نصف روز تا خشک بشود، و تا حدی قابل استفاده بشود، این نصیحتهای ساده و پایه‌ای است که به افراد می‌شود کرد ولی واقعاً در این سطح و اشل نمی‌دانم تاثیرش چی هست.

سینا دشتی: من چند کانال خبری دنبال می‌کردم که مربوط به پزشکان در داخل ایران است، همکاران من در داخل ایران شهادت می‌دهند که هیچ فعالیت جدی تا الان صورت نگرفته است و اگر بخواهیم بگوییم اساساً کاری نکرده است، وزارت بهداشت هم مثل بخشی از پیکره این رژیم در این چند روز در بهترین حالت انفعال مطلق بوده است، بالطبع هیچ چیزی جوابگو این شرائط نیست ولی واقعیت این است که وقتی شما می‌بینید در منطقه‌ای که آب و برق و گاز نیست خطوط تلفن و مراسلات قطع شده، در بخش خبری میگویند خبری نیست و اخبار را قطره‌ای می‌دهند، چند نفراینجا و چند ده در آنجا و هیچ تصویر کلی ارائه نمی‌دهند و تلاش می‌کنند اخبار را به این صورت محدود کنند و تا ابعاد فاجعه مشخص نشود بالطبع سیاستهای جدی در برابر این شرائط هم نبوده، چون الان ما دو هفته است با این شرائط در سراسر کشور دست و پنجه نرم می‌کنیم و الان میگویند چند تا بطری آب با آن وضعیت فرستادند، فضاحتی که لایق خودشان است و آدم نمی‌داند چی بگوید چنانچه هر قدر تلاش می‌کنیم تصور کنیم این رژیم چقدر ضد بشر است باز کم می‌آوریم، کاری برای بهداشت نکرده و شایسته محاکمه صحرایی است. رژیم هیچوقت نخواسته و نابود کننده ایران بوده و در چارچوب ماموریتش کاملاً موفق بوده است.

سینا دشتی: واقعاً اینکه رژیم در جهت سیستم خودش این را نفی می‌کند توجیه بی عملی خودش است می‌خواهد بگوید اصلاً شرائط جدی نیست که من بخواهم واکنش جدی نشان بدهم، یعنی به نحوی می‌خواهد از زیر مسئولیت خودش شانه خالی کند، اخبارش هم همینطور تنظیم می‌کند که آره آبی آمده و حالا چیز شده ولی در واقع با توجه به کانونهای اجتماعی و واکنش‌های اجتماعی که اخبار در همه جا سریع انعکاس پیدا می‌کند و حتی عناصری که باید با رژیم همسو باشند مثل امام جمعه یکی از این محلات در لرستان می‌گفت: ۷۲ ساعت می‌گذرد ولی هیچی نصیبمان نشد، یا ۶۰ روستا را آب برده و ما هنوز خبری نداریم و به این طرف نمی‌شود گفت ضد انقلاب یا وابسته به استکبار جهانی و شرق و غرب جهان است این امام جمعه همین دستگاه خامنه‌ای بود، و می‌خواست جان خودش را از دست مردم نجات بدهد ولی واقعیت این است رژیم می‌خواهد از این اخبار در تصویری که می‌خواهد ارائه بدهد جا بگیرد و همه چیز تحت کنترل است و اتفاق کوچکی افتاده است، واکنش مردم هم را دیدیم بطور مطلق هر چه هست من امروز یک کلیپی از هموطنان لرستانی دیدم می‌گفت ما هیچ کمکی از جمهوری اسلامی دریافت نکردیم و هیچ انتظار کمکی هم نداریم ولی مردم کمک کنید، واقعاً حرف ایشان کل بحث ما را در چند جمله خلاصه می‌کرد.

سینا دشتی: وقتی حوادث طبیعی عظیمی رخ می‌دهد و آنچه که در تحقیقات جهانی پزشکی جمعبندی کردند، ما یک مرحله شوک اولیه داریم که افراد دچار شوک می‌شوند و یک آتش سوزی عظیم و یا یک سیل عظیمی آمده، شما تصور بفرمایید یک ساختمان چند طبقه در عرض چند لحظه طعمه سیل بشود، کسی که شاهد این صحنه هست، دچار شوک خیلی جدی می‌شود، در لحظات و یا در چند روز اول قدرت واکنش جدی ندارد، بعد اولین سؤال مطرح می‌شود آب کو؟ غذا کو؟ بعد بهداشت کجاست؟ من چکار کنم؟ من شب کجا بخوابم؟ لباس گرمم کجاست؟ کجا می‌توانم از این حالت بی پناهی در بیایم؟ کجا دارم بروم؟ این‌ها سؤالات ابتدایی هستند اما در همه جای دنیا نسبت به این سؤالات برنامه ریزی‌های می‌کنند، که آب بدهند و لباس تمیز بدهند، غذا بدهند و یک رسیدگی اولیه پزشکی بکنند، و یک سرپناه ایجاد بکنند، کدام یک از این محورها از جانب رژیم داده شده است، که بخواهیم این بحران تخفیف پیدا بکند، اتفاقاً بر عکس، رژیم بعد از چند روز امروز در پلدختر جواب داد، با باتوم و سپر، اول امنیت و به قول خودشان امنیت بر همه چیز ارجحیت دارد، یعنی خود رژیم می‌گوید از بحران سیل یک بحران اجتماعی در می‌آید و رژیم می‌خواهد خطش را مقابل این بحران اجتماعی ببندد و بحثش قربانیان سیل نیستند.

سینا دشتی: اگر بخواهیم به عقب برگردیم و پیشینه ساختن و آباد کردن این رژیم را ما در سرپل ذهاب و در زلزله شمال و در بازسازی آبادان و خرمشهر دیدیم و پیشینه برای ما روشن است که این رژیم چقدر توان و پتانسیل برای بازسازی دارد، در رابطه با مسائل اقتصادی که بخواهد خسارتها را پرداخت کند، اگر به بودجه ۹۸ برگردیم که ۱۷۰۰ میلیارد ریال است میگویند ۴۰ درصد نقدینگی داشتیم، بیشتر از قبلی شده، یعنی راه حلی که رژیم برای حل و فصل بحرانهای اقتصادیش دیده این هست که نقدینگی را بالا ببرد، یعنی ما وارد یک سیلاب اقتصادی بشویم، سیلاب پول گردش و سفره‌های مردم را هم نابود کنیم.

نکته دوم رژیم با بحران اقتصادی مواجه هست که معادلات خودش در رابطه با فروش نفت و درآمد نفت کاملاً برهم زده و به یک سوم تقلیل داده و سوم اینکه شرائط بسیار ویژه هست، دنیا الان دوران مماشات که رژیم با آن ۴۰ سال بالا پایین می‌کرد قطع کرده و این رژیم مجبور است یکسری مطالب بسیار جدی سیاسی و اقتصادی در جهان جواب بدهد مثل اف ای تی اف که بشود وارد بحث بقاء اقتصادی بشویم. همه این فاکتورها را کنار هم می‌گذاریم اساساً توان پرداخت چنین خسارتهای با این حجم ندارد در یک قلم ۲۵ هزار خانه از دست رفته است، تقریباً ۱۲ هزارکیلومتر جاده از بین رفته است، خسارت‌های هفته اول سیل بالغ بر چندین هزار میلیارد تومان است، از کجا و از کدام منبع و از کدام صندوق و از کدام ذخیره مالی در کشور می‌توانند جبران کنند، با کدام پول؟ اختلاس‌ها را کنار بگذاریم کمکهای که به جنگهای سوریه و یمن و لشکر فاطمیون افغانستان و لشکر فاطمیون پاکستان و حشد الشعبی عراق همه را کنار بگذاریم در رابطه با کاسپین که وابسته به سپاه بود چه پولی به مردم تحویل داد، در رابطه با کارگران هفت تپه چکار کرد و چه میزان خواسته‌هایشان را پرداخت کرد، که حالا بخواهند این خسارات کلان را جبران کنند، گفته وام بلاعوض می‌دهیم، وامی که مردم بخواهند بگیرند با کدام اقتصاد باید پس بدهند، با کدام کار زراعت از دست رفته، احشام از دست رفته، کارخانه‌ها از دست رفته، جاده‌ها از دست رفته، مدارس از بین رفته، کی بچه را مدرسه بفرستد و کی نان بدهد، مسائل آنقدر عظیم هستند که از تصور انسان خارج است.

خانم رجوی گفتند فاجعه ملی واقعاً حداقلها را گفتند، از کدام سرمایه مالی، حالا سرمایه مالی به کنار، شما وارد معامله‌ای می‌شوید میگویید پول ندارم اعتبار دارم، بر اثر اعتماد کسی با شما وارد معامله می‌شود، رژیم چه اعتباری بین مردم دارد، ببینید همین پاسدار احمق محسن رضایی همیشه می‌گفت من لرم و به لر بودن خودش در شوهای انتخاباتی ریاست جمهوری استفاده می‌کرد الان رفته آنجا چقدر مردم او را مورد لطف و الطاف قرارش دادند، چطوری با او برخورد کردند، حقش بیشتر بوده ولی خوب، توان جبران اصلاً نیست، اصلاً وجود ندارد، بحث غیر واقعی است، عواقبش خیلی سنگین است و می‌شود به محورهای بزرگی تقسیم کرد، ولی واقعاً عواقب این برای جامعه ایران بطور کل بسیار سنگین و سهمگین خواهد بود، اینکه رژیم می‌خواهد سیل را با مشکلات سیاسی خودش گره بزند آنقدر بند پوسیده‌ای است که بعد از چند روز ظریف خواست به آن اشاره بکند در جا هموطنان نوار صحبتهای خامنه‌ای برای سیل پاکستان را جلوی رویش گذاشتند و گفتند چطور برای پاکستان گریه و زاری می‌کرد ولی برای سیل کشور اینطوری تنظیم می‌کند، انگار همه مردم جانانه واردش شدند، این راهی برای رژیم حل نمی‌کند، هر چه رژیم تلاش می‌کند مسئولیت همه شکستها و فضاحتها و تمامی جنایت خودش را گردن دیگران بیندازد و خودش همیشه هیچ مشکلی نداشته است.

من از خلق لر چیز دیگری می‌بینم و آن هوشنگ اعظمی است، گروه آرمان خلق است، مجاهدین و فداییان خلق هستند که در لرستان سالها برای آزادی تلاش کردند و جنگیدند و شهید شدند و خونشان را برای مردم ایران هدیه کردند و نامشان همواره ستاره آسمان میهن ما است و ما افتخار می‌کنیم هموطن این عزیزانمان باشیم و انشاءالله در خدمت همین لرهای گرانقدر ما هم بتوانیم یک روزی با نان بلوط و با غارنشینی و با ساده نشینی ولی با مبارزه این رژیم را سرنگون بکنیم، اینکه بهداشت و درمان برای این حکومت هیچ جای ندارد و اظهر من الشمس است و کاملاً تأیید می‌کنم. اینکه گفتند محسن رضایی لر نیست من هم کاملاً با حرفشان موافق هستم و این رژیم ضدبشر است و نفراتی که سر سپاه بودند و در مجمع تشخیص مصلحت هستند انسانهای معمولی نیستند و مجموعه ضدبشری هستند که لر و ترک و عرب و فارس و ترکمن را نمی‌شناسند بلکه عناصر ضدبشر هستند که باید واقعاً بخاطر جنایت علیه بشریت محاکمه بشوند،

سینا دشتی: وقتی نزول یک پدیده را توضیح می‌دهیم بصورت دیالکتیکی در یک مسیر به یک کیفیت دیگری می‌رسد، در نقطه‌ای این نزول به حدی شتاب پیدا می‌کند که برای آن پدیده غیر قابل برگشت می‌شود و این زمانبندی سریع‌تری دارد یعنی ممکن است خط طولانی ممتدی برود بعد یکدفعه پایین می‌آید، این نقطه سیر با توجه به نقطه فعلی شرائط ما با توجه به اینکه ما در رابطه با حکومتی هستیم که خودش گفته در سال ۹۸ برای من سال سرنوشت است، با توجه به اینکه گفته مجبور به انتخابی بین مرگ و خودکشی از ترس مرگ است و می‌خواهد تقابل کند ولی عواقب حکومت ۴۰ ساله‌اش الان دارد روی سرش خراب می‌شود، تا الان تعادلی داشته و سیستمی را حفظ می‌کرده و می‌خواسته با این سیستم خودش را در این دوران بکشاند، و صبر کند تا انتخابات بعدی امریکا، ولی این سیل با ابعاد گستردگی جغرافیایی‌ش و عمق اجتماعی‌ش عواقب اقتصادی‌ش و سونامی ا جتماعی که در پشت آن قرار دارد، این تعادل نسبی را از این حکومت سلب کرده و این نشان می‌دهد که واکنشش به سیل پلدختر که شهر را گل گرفته نیروی نظامی می‌گذارد، در شیراز اولین واکنشش زره پوش می‌گذارد، بعد شروع به صحبت کردن می‌کند، پس این نقطه اینقدر فاکتورهای بسیار جدی و پارامترهای جدی و متعددی با هم کلاف شدند که به نظر من این نقطه، نقطه‌ای است که رژیم توان حفظ تعادل خودش را از دست داده است، و اینجا است که مسئولیتهای ما بعنوان نیروی مقاومت چند برابر می‌شود، چونکه علیرغم اینکه بار یرژیم هر چه بخواهد پیش بیاید تا زمانی که یک نیروی مقاوم بصورت فعال سرنوشت آن را تعیین نکند آنان در حکومت باقی خواهند ماند، بلاشک ما یک فاجعه طبیعی داشتیم ولی قانونمندیهای حاکم بر سرنگونی رژیم سرجای خودش هست، آن‌ها متأثر از این شرائط هستند ولی تغییر کیفی نمی‌کند، بلاخره وظیفه سرنگون کردن این رژیم دست مردم ایران و مقاومت ایران است.

الان درآزمون بسیار جدی مشخص شد این حکومت برای مردم ایران اصلاً ارزشی قائل نیست، و فقط برای خودش تلاش می‌کند و این تکلیف خیلی‌ها را روشن کرده است، کما اینکه حجاریان گفته بود بحث اصلاح طلب و اصولگرا نیست یک سونامی جدی سیاسی در راه است و یا چند تا از گروه‌های دیگرشان هم همین را گفته بودند که با سیل طبیعت آغاز شد اما سیل بزرگتر در اقتصادمان افتاد این را پدرام سلطانی نایب رئیس پیشین اتاق بازرگانی رژیم گفته است و تورم طغیان خواهد کرد و رشد اقتصادی زیر آب خواهد رفت، فشار نقدینگی و نرخ ارز اقتصاد را چون تخته پاره‌ای بر آبهای متلاطم خواهد انداخت و آن را از ساحل امن خواهد کند، البته این کار را کرده و قید آینده نمی‌خواهد، حجاریان گفته بود در نهایت باید سیاست تحول و گذارهای مسالمت آمیز ناممکن می‌شود، پس چه چیزی ممکن می‌شود؟ انشاءالله هر چه پر بارتر تلاش کنیم این سیل تاریخی نابود کننده ایران و ایرانی را از گذرگاه خودش به گورستان تاریخی خودش بفرستیم و ایران را آزاد کنیم.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.