برای یک ایران آزاد

پتانسیل انفجاری مناطق سیل زده :گفتگو با دکتر علی زاهدی

0

مناطق سیل زده  بیش از ۴ ماه را پشت سرگذاشت. سیل ویران کننده‌ای که ۲۷ استان میهن را دربرگرفت و با به‌جا گذاشتن خسارات هنگفت، برای میلیون‌ها تن از هموطنان ستم‌دیده مان، دردهای بسیاری را به روح و روان آنها وارد کرده و دراین شرایط سخت  مردم ما همچنان با غم و اندوه فراوان ومشکلات زیادی روبرو هستند .

سئوالی که هست اینکه  بعد از ۴ماه مردم مناطق سیل زده ما چه میکنند؟ آیا خانه و سرپناهی برایآنها تامین شده؟ آیا این حکومت  قدمی برای حل مشکلات سیل زدگان برداشته؟ و اوضاع مناطق کشور، بعد از این بحران عظیم ملی در چه نقطه ای هست .

و سئوالاتی حول موضوعات سیاسی روز ازجمله : تنش هایی که روزانه بین حکومت آخوندی با آمریکا تشدید میشود.

در همین رابطه دکتر علی زاهدی طی گفتگویی با تلویزیون ایران آزاد به موضوعات پرداخته وبه سئوالات پاسخ میدهد.

دکتر علی زاهدی :  همانطور که میدانید رژيم مشکلات زیادی دارد و اصولا توان حل هیچگونه مشکلی را ندارد، الان ۴ ماه است که از سیلی که خانه ویران کن بود میگذرد، سیلی که شاید قسمت بارانش قابل پیگیری نبود و واقعه طبیعی است ولی میزان خسارت و صدمه‌ی که به مردم  ایران وارد شد قابل کاهش بود.

اگر اقداماتی را کرده بودند و یا خرابکاریهای را نکرده بودند، و ۲۵ استان ایران را تحت تاثیر قرار داد، نزدیک به یک میلیون ایرانی از سیل آسیب دیدند، ۵۰۰هزار نفر تقریبا آواره شدند، شاید نصف آنان از کودکان بودند.  حدود ۱۰۰هزار نفر از اینها دانش‌آموزان بودند، که در این مدت ۴ ماه در تحصیلاتشان اختلال ایجاد شده ، بخاطر اشکالاتی که الان هم هست تغذیه اینها هم دچار مشکل است.

رژيم هم نه توانایی رسیدگی دارد و نه میتواند این کارها را انجام بدهد و در برنامه‌ش هم نیست، به نظر میرسد سیستم رژيم در حالت ول کردن کشور به حال خود است، هر وقت فشار زیاد بشود وتوده ها بلند شوند یک حرف درمانی میکند از طریق روحانی یا اعضاء کابینه‌ش و وزراء‌ش که حرف درمانی است . همانطور که میدانید در جریان سیل وقتی ضایعه‌ای اتفاق میافتد بجای کمک در حالیکه میدید مردم در سیل زندگی میکنند  لباسهایشان گلی است سران و سپاه پاسدارانش را میفرستاد تا لباسشان را گلی کنند، یعنی خودشان را به شکل سیلزدگان در بیاورند، در حالی که هر آدم عاقلی میداند راه درست این است که استاندارد زندگی خودشان را به سیلزدگان بدهند، نه که ادای خاکی شدن و گلی شدن را در بیاورند، و این روش شارلاتانی  و طرز تفکر است که ۴۰ سال است آشنا هستیم، بجای اینکه استانداردهای بالایی که آقازاده ها دارند  خودشان و وزراء دارند و افراد وابسته به رژیم دارند را به مردم محروم بدهد، میآید ا دای این را در میآورد که مقاماتش یا وزراءش لباسشان گلی شده، یا پایش خیس شده یا ماشینش در گل گیر کرده، این شارلاتان بازیها دیگرجواب نمیدهد. مردم الان آگاه شدند و الان به خوبی از وضعیت رژيم با خبر هستند، و جای  تاسف است الان بعد از ۴ماه از سیل هموطنان ما هنوز دچار مشکل مسکن، چادرنشینی، قاطی شدن آب و فاضلاب، نداشتن آب تمیز، نداشتن درمانگاه و امکانات درمانی، در خطر مار  وعقرب و بیماریهای عفونی، مثل سالک،  بیماری که سالها است از جامعه ایران حذف شده بوده، وبا ، اسهال واستفراغ، بیماریهای پوستی، مالاریا و انواع و اقسام از این بیماریها و بدتر از همه رژيم آمار را اعلام نمیکندکه چه مقداری از این بیماریها در آنجا گریبانگیر مردم است. حتی خودشان نمیتوانند ما از خارج و یا جامعه جهانی بتوانیم کمک بکنیم، یک سانسور کامل، یک خفقان کامل، بدون هیچ کمک به مردم سیلزده، الان شرائطی است که میبینیم تنها در این قسمت است و در قسمتهای دیگر نیز چنین شرائطی هست.

دکتر علی زاهدی : این صحنه ها و فیلمها توسط کانونهای شورشی و یا شوراهای مردمی توانستند خارج شوند ولی واقعیت خیلی بیشتر از اینها است، همانطور که میدانید مشت نمونه خروار است. فیلم نشان داد، من الان عکس دختری را دیدیم که به دنبال کتابش میگشت، یا شرائطی که گل و لای و رطوبت تمام خانه ها را گرفته، و هیچ دادرسی نیست،. در چنین شرائط انسان یک احتیاجات خاصی دارد، که ما میدانیم یعنی در محیط خارج قرار میگیرند سرما، گرما، طوفان، چیزهای مثل مار  و عقرب ، میکروبهای مختلف و رژیم هیچ کمکی نکرده و من نمیدانم این خواهران و براداران ما در کجا استراحت میکنند و کجا میخوابند و کجا شب را به روز میکنند، واقعا چگونه میتوانند پتو یا وسیله‌ای را بر روی خودشان بیندازند، که در سرما خیس نباشد و رطوبت نداشته باشد.

واقعا دردناک است دیدن چنین وضعیتی را و فاجعه بسیار دردناک است، صدمات به خانه های مردم و جاده ها بوده، به مدارس و یا بیمارستانها بوده، تمام زیرساختهای که قبل از زلزله محروم بودند، بعد از زلزله محرومتر شدند، گاهی اوقات فکر میکنم رژيم آخوندی لذت هم میبرد چرا که فکر میکند توانمندی این خواهران و براداران ما کم خواهد شد، درگیر مشکلات خودشان میشوند، فقیرتر میشوند، و رژیم را فراموش میکنند، ولی غافل هستند که این مردم امروز آگاه هستند، نیروهای مقاومت کانونهای شورشی در آنجا هستند، تلویزیونهای مثل شما و گروه های برانداز اینها آگاهی کامل را به شما دادند، و مردم با گوشت و پوست و استخوان این دردها را احساس کردند.  درست است ما تلاش میکنیم درد آنها را در اینجا بیان کنیم ولی هیهات ما نمیتوانم حتی ذره‌ای از درد آنها را درک کنیم ولی بخوبی آگاه هستیم این مردم پتانسیل خیزش دارند، پتانسیل با هم هماهنگ شدن دارند، پتانسیل اتحاد دارند، دیگر الان مهم نیست آق‌قلا یا ترکمن صحرا و یا پلدختر یا شیراز و خوزستان، این نیروها میدانند مهم نیست در کجا زندگی میکنند مهم نیست عرب یا بلوچ و یا ترکمن یا فارس و ترک یا  از هر قومیت ایرانی ولی میدانند دردشان یکی است. راه حل‌شان هم اتحاد است و رژيم باید بداند با نادیده گرفتن نیازهای انسانهای واقعا وطن‌پرست نمیتواند آنها را ضعیف و خوار بکند، و اینها را از گردونه و مدار براندازی خارج بکند بلکه چون این دردها را بیشتر احساس میکنند متحدتر بر علیه رژیم اقدام خواهند کرد، و ما از دور میبینیم این اتفاق در حال افتادن است.

دکتر علی زاهدی : به نظر میرسد اینها بدون حرف‌درمانی کار دیگری نکردند همانطور که میدانید در سیل آق‌قلا و ترکمن استاندار اصلا آنجا نبود، روحانی خیلی دیرتر رفت، در قشم بود و برای او مهم نبود که سیل آمده، بعد مقداری قولهای آنچنانی که ما به شما بلاعوض کمک میکنیم بعد چند میلیون به شماها وام میدهیم، اطلاعاتی که بدست من رسیده و میدانم هموطنان سیلزده نه چیزی را بلاعوض و نه وامی دریافت کردند.  اگر بوده به واسطه بوده و یا مقداری کمی بوده، اصلا قابل توجه نیست، یعنی بطورکلی پولی به این افراد داده نشده، پولی به آن منطقه ترزیق نشده، که اقتصادی را بتواند راه بیندازد.  عملا تا جایی که من میدانم در آنجا بیکاری بشدت بالا است و در شرائط فعلی اقتصادی در جریان نیست، و رژیم هیچ کاری بجزء حرف درمانی نکرده است، آخوندها سه قول دادند که آنجا را بازسازی کنند، یا وسائل خانه بدهند و یا پول بلاعوض بدهند یا امکانات وام برایشان تهیه کنند، ولی تا جایی که من اطلاع دارم هیچکدام انجام نشده است، و رژيم فکر میکند از قله بحران که گذشته فراموش میشود  و مردم فراموش میکنند، ولی این موضوعی نیست که به فراموشی سپرده بشود، و الان ما ۴ ماه بعد به آن میپردازیم، و اگر اینطوری مسئله ادامه پیدا بکند ما مسئله را پیگیری خواهیم کرد.

دکتر علی زاهدی : من چیزی ندارم اضافه کنم همانطور که گفتند کامل به همه گوشه های به مشکلات سیلزدگان که بخشی از مشکل سیلزدگان هست اشاره کردند، رژيم با دو مسئله روبرو هست که باید بررسی بشود.

یکی همانطور که میدانید در این سیل به ۴ و یا ۵ استان و در کل به ۲۵ استان که آسیب جدی دیدند قابل مقایسه با جنگ ایران و عراق است، چون اکثر زیربناءها از بین رفته و بازسازی آیا رژيم توانش را دارد؟ از لحاظ مالی جواب نه است، از لحاظ امکانات فنی جوابش نه است، بخاطر فسادی که در سیستم اداری آن است و دزدیهای که میشود اصلا امکان ندارد، یعنی باید چاه ویلی باشد که از آن پول در بیاید تا اینها هم بدزدند و هم شاید قطره‌ای را خرج سیلزدگان بکنند.آیا علاقمند به ساختن این مناطق هست؟ که در واقع هیچکدام از اینها نیست و درواقع رژيم نه توانمندیش را دارد و نه میخواهد بسازد، اولویت‌هایش ساختن بمب‌اتمی و موشکهایش را مخفی بکند، و بطوری خودش را بتواند سرپا نگه بدارد، تا دو و یا سه سالی دوام بیاورد که شاید فشارهای خارجی از او برداشته شود، الان اولویت های رژيم اینها است.

اولویت های رژيم اصلا مردم ایران نیستند، سیستم را در حال ول کردن گذاشته تا مردم خودشان کاری بکنند و در داستان سیل هم مردم بودند و نیروهای کانونها بودند شوراهای محلی بودند که کمک کردند ولی همان کمکها یا دزدی شد و یا بخاطر فساد اداری که هست بدست مردم و نیازمندان نرسید، و عده‌ای در این میان آن را تلف کردند و یا اسراف کردند و بدست نیازمندان و مردم نرسید، رژيم نه توانمندیش را دارد و نه میخواهد که کمک کند، رژيم فکر میکند با نرسیدن به این مناطق مردم را گرفتار مسائل روزمره‌شان کردند میتوانند پتانسیل انفجاری را پایین بیاورد، ولی بر عکس و هیهات، پتانسیل انفجاری لحظه به لحظه بالا خواهد رفت، لحظه به لحظه مردم آگاه‌تر میشوند، موقعی بود ما میگفتیم این مسئله ما نیست الان ما میبینیم در ۲۵ استان ایران مسئله سیل که مسئله طبیعی است و در تمام دنیا اتفاق میافتد، هیچوقت این همه صدمه نمیزند، یا دولتها بلافاصله میآیند و به این رسیدگی میکنند حتی در مکزیک که اقتصادش پایین‌تر از ایران است شما یادتان باشد تمام کشور در ۵ تا ۶ روز بسیج شد و مسئله زلزله را با آن شرائط توانستند عده‌ای را بیرون بیاورند و زلزله را ترمیم بکنند، ولی در ایران بخاطر فسادی که در این سیستم هست، هیچگونه امکانی ندارد و من فکر میکنم که این موضوع روز جامعه ایران است.  مناطق زلزله زده است،  پتانسیل انفجاری را بیشتر میکند، بالاخره اینها افرادی هستند که دارای خواهر و برادر و وابستگانشان در ارتش هستند، حتی در سپاه رژيم هستند، حتی در ادارات رژیم هستند، آنها هم آگاهی بیشتری بدست خواهند آورد، و این اول منجر به ریزش نیروهای بیشتر خود رژيم خواهد شد.

وقتی نیروهای رژيم ریزش میکنند جای برای رفتن ندارند، بجزء جذب نیروهای برانداز شوند، یا جذب نیروهای کانونهای شورشی شوند، جذب نیروهای کانونهای محلی شوند ، و یا به نوعی راه خودشان را پیدا کنند، چون رژيمی است که نمیتوان با آن بی تفاوت رفت و رفتار کرد.

الان ما ۲۵ استان که در این موضوع صدمه دیده، شاید اصلا برای عده‌ای از آنان مهم نبود رژيم چکار میکند، یا در گوشه‌های ایران چی میگذرد، در زندانهای ایران چه میگذرد، در اعدامهای خیابانی چه اتفاقاتی میافتد، و چرا این آخوندها اعدامهای خیابانی را دوباره برگرداندند.

این رژیم دامن همه را خواهد گرفت، حالا از طریق سیل یا زلزله یا کم آبی است از طریق کمبود دارو یا سیستم بهداشت ودرمان است، دامن همه را میگیرد، و این بخاطر آگاهی های هست که بدست آمده و مردم آگاه شدند. خیلی خوب است ببینیم در کوتاه مدت نگاه میکنیم یا بلند مدت ورژيم این را برای خودش محبت میداند الان میرویم و قولهای میدهیم و مسئله از روی میز ما  جمع میشود، خیلی جاها اینکار را کرده است.  ولی شرائط تغییر کرده است در کوتاه مدت ممکن است نیروها نتوانند کارهایشان را انجام بدهند و اولویتشان هماهنگی ها و جمع شدنها به موضوع فعلی شان تبدیل بشود ولی وقتی نگاه میکنیم، میبینیم از این جمعیت ۲۵ استان همه‌شان شاید آن آگاهی لازمه را نداشتند، همه‌شان شاید فکر میکردند این مسئله ما نیست، حالا ما شغلی یا وضعیتی داریم، ولی وقتی میبینند یک رژیم بی لیاقت به این سادگی همه سرمایه‌شان را از دستشان میگیرد، ماشینشان و یا خانه‌شان را سیل میبرد، فرش‌شان را میبرد و خودشان تلفات جانی میدهند، و بیماریهای بعدی و سوء تغذیه و مسائل دیگری که از لحاظ اجتماعی پیش میآید .

از نظر روانشناسی شما نگاه کنید امید به آینده را لطمه میزند ولی رژیم فکر میکند وقتی امید به آینده ملت کم بشود، اینها در سپاه یا کمیته ها میروند اسم مینویسند ولی اینطوری نیست، از همان روزی که گفتند اصولگراء، اصلاح‌طلب دیگه تمومه ماجرا، رژيم جایی برای جذب این نیروها ندارد، رژيم نه تنها نمیتواند این نیروها را جذب کند و اینها نیروهای خیزشی خواهند بود، حتی باعث ریزش نیروهای داخلی خودشان هم خواهد شد، من مطمئن هستم در نیروهای ارتش و حتی در سپاه خودش در نیروهای نزدیک خودش ریزش خواهد داشت، به همین دلیل میبینیم فرار از کشور و خروج از کشور بیشتر شده و نیروهای ریزشی خودشان بیشتر خواهد شد و این رژيم را به لرزه خواهد انداخت و بعد نیروهای برانداز میتوانند اینها را جذب کنند

دکتر علی زاهدی : همیشه بعد از انقلاب این چه باید کرد یکی از سوالاتی بود که هر روز از خودمان سوال میکردیم، در سی خرداد در شب سی خردادماه این چه باید کرد را از خودمان پرسیدیم، همینطور این چه باید کرد ادامه داشته، الان هم این یک چه باید کرد دیگری است، و واقعا راه حل چیست؟ وقتی در یک بررسی جامع ما میبینیم از یکطرف مردم محروم صدمه دیده را داریم و از طرف دیگر رژيم بی لیاقت و فاسد را داریم که نه برای خودش آینده‌ای را میبیند ونه برای مردم ایران آینده‌ای را میبیند، و ول کن ماجرا نیست و حاضر نیست قدرت را به مردم برگرداند.

از یکطرف هم نیروهای برانداز  ومقاوم هستند ، نیروهای کانونهای شورشی هستند و نیروهای آگاه هستند، مثل بینندگانتان که سوالاتشان خیلی جامع و منطقی و روشنگر است، و نشان میدهد آگاه هستند برای بازسازی به آن دختری که دیدیم در گل ولای و سیل بدنبال کتابش میگردد که استعدادش را پرورش بدهد بتواند آموزشی ببیند تا آینده‌اش را درست کند و آینده این دختر آینده کشور ما است.

اگر این در بخشی از پیشرفت خودشان عقب بمانند بخشی از جامعه ما به ثمر دهی نرسیده است، این رژیم اولین کاری که کرد دانشگاه ها را بست، تحصیلات را بست و این رژيم همیشه اینطوری بوده از لحاظ اقتصادی توانمندی هیچکاری را ندارند، بجزء اینکه آن میزان پولی که در کشور مانده را خرج مملکت بکنند، به حزب‌آلله( حزب‌الشیطان) و کشورهای خارجی ندهند، تا جای که میدانیم پول هست ولی دزدی که انجام میشود و فسادی که هست، پولی برای مردم و سازندگی نمیگذارد، از لحاظ تکنولوژیکی نمیتوانند کاری بکنند چون سپاه تمام سازندگی مملکت را دست خودش گرفته است، آن ریل قطار در آق‌قلا را اگر یادتان باشد در واقع یک سیلبند بود، یعنی سیل را به طرف شهرها براند، در واقع سیلبندی که مانع سیل بود سیل را به طرف شهرها هدایت بکند، این سپاه است و تکنولوژی که بکار میبرد اگر سپاه بخواهد سازندگیها را بکند باز همان  است، از لحاظ خاص هم آنها نیامدند که بسازند، از روزی که آمدند در حال تخریب بودند. در نتیجه جمعبندی کلی و افق این است که ما برای رژيم و مردم محروم و سیلزده‌مان و برای انواع و اقسام فاجعه های که در کشور اتفاق افتاده کم آبی، بیماری، قحطی، سوء تغذیه، و همه مشکلاتی که هست، ما راهی بجزء براندازی و تعویض این رژيم نداریم.

با آلترناتیوی که میتواند سازندگی را شروع کند و میتواند مردمی باشد، و میتواند مردم را به حق‌شان برساند، میتواند به مردم حرمت بدهد، افتخار بدهد و توانایی‌هایشان را شکوفاء بکند، رژيم راهی جزء براندازی برای او نیست، و من در افق راهی را نمیبینم، که مثلا اگر رژیم اینکار را بکند یا وام بدهد یا پولی را از کشوری و یا کسی یا بانک جهانی قرض بگیرد بتواند کاری بکند، حتی اگر خارج هم به کمک اینها بیایند و پولی و کمکی را بکنند اینها در چاه‌های که کندند بوسیله فساد خودشان گم خواهد شد و پتانسیل سازندگی را نداشتند و ندارند و نخواهند داشت و براندازی تنها راهی است که من میتوانم پیشنهاد بدهم .

دکتر علی زاهدی : همانطور که گفتید در گذر از موضوع سیل به این نتیجه رسیدیم که قدرت سازندگی را ندارد، در نتیجه چون قدرت سازندگی را ندارد، راهی جزء انقباض برای او نیست، راهی بجزء سرکوب برای او باقی نمیماند، راهی بجزء اعدامهای خیابانی برای او باقی نمیماند، این نشانه ضعف وانقباض  مطلق رژیم هست.

به نظر میرسد رژیم با آوردن رئيسی و بقیه شروع به سرکوب در مناطق سیلزده کرده چون توان سازندگی را ندارد راه سرکوب را پیش گرفته است، همانطور که میبنید انواع و اقسام گشتهای قلابی را راه انداخته در واقع ماموران سرکوب که بنام حجاب و عفاف و مختلف  هستند، من عکسی را دیده بودم که مقایسه کرده بود نیروهای داعش را با نیروهای که ضد بی حجابی هستند و این در واقع راه سرکوب را پیش گرفته است.

اخیرا خامنه‌ای به امام جمعه هایش شروع به نصیحت کردن کرد، کاملا واضح بود که ا حساس خطر عجیبی کرده بود، امام جمعه‌هایش از اینکه مردم در نماز جمعه ها شرکت نمیکنند نگران هستند، حدود ۹۰۰ نماز جمعه در ایران برگزار میشود، که در برخی شاید ۱۰ تا ۱۵ نفر هم شرکت نکنند. یکی از مقامات رژيم گفته بود بهتر است ما تعداد مساجد را کم کنیم، که بتوانیم مساجد را پر کنیم، اینها را خودشان اقرار میکنند که هیچ جوانی در مساجد حاضر نمیشود، اصولا خالی هستند واحساس خطر کردند، و پروژه جوان‌گرایی را گذاشتند، که نگرفت چون دستشان رو است . دیگر اصولگرا واطلاح‌طلب حقه بازیها برای مردم جواب نخواهد داشت، این گونه شامورتی بازیها آبی را اصولا برایشان گرم نخواهد کرد.

خامنه‌ای الان آنقدر تحت تاثیر معضلات اتمی‌ش است، و موضوع کشتی ها و موضوع صدور نفت است، موضوع انفجار داخلی است، نیروهای شورشی هست، که نمیتواند هیچکدام از اینها را ول کند، الان به نظر میرسد میخواهد فشاری بر روی امام جمعه ها بیاورد تا تغییراتی در آنها بدهد شاید بتواند مردم را گول بزند، الان خودشان اعلام کردند، در انتخاب امام جمعه ها اشتباهات زیادی کردیم و بعضی ها نالایق بودند، بعضی ها نادان بودند و بعضی ها در تشنج جامعه نقش داشتند، و همینطور توانایی جذب جوانان را نداشتند، که ما در همه رشته ها و ساختن مساجد موفق بودیم، در ساختن حسینیه ها موفق بودیم ولی در اوردن مردم به این مساجد کاملا رد شدیم یعنی نتوانستیم جذبشان بکنیم.

به همین دلیل مساجدشان خالی مانده و الان نیروهایشان دچار ریزش شده و خامنه‌ای دست و پا میزند که امید بدهد، که کاری بکنند و به امام جمعه ها اخطار داده زیاد روی مسائل منفی مثل سیلزدگان فوکس نکنند، اینها را هایت لایت نکنند، بالا نیاورند، و در موردش بحث نکنند، چون بار منفی دارد، لغتش این بوده که برای ما بار مثبت ندارد،

دکتر علی زاهدی : همانطور که میدانید این بازی ۴۰ سال قبل شروع شد.

هر حقه بازی که توانستند کردند، که مردم را گوب بزنند و در یک برهه‌ای بود اینها توانستند با سیاست مماشات مردم را گول بزنند و توانایی کاذب به مردم نشان بدهند، مردم گر چه میدانستند ولی در آن مراحل تا حدی باور کردند و یا امیدوار بودند که این دروغ شاید راست باشد.

ولی الان رژيم بشدت گرفتار مسائل اتمی، موشکی، مسئله کشتی‌ها، مسئله آزادی های داخلی و محیط زیست، و مسئله تهیه آب مردم است، و تهیه مایحتاج روزانه مردم است، مسئله توزیع گوشت واقعا یک فاجعه در ایران است، اینها هیچگونه توانایی در جذب مردم ندارند و مردم پشتشان را به اینها کردند، و به هیچوجه حاضر نیستند به آن دامی که گذاشتند بیفتند.

در نتیجه رژيم بشدت میخواهد اول از ریزش نیروهایش جلوگیری بکند، دوم میخواهد اگر بتواند نیروی جدید جذب بکند، که به نظر من این توانایی را ندارد، و نخواهد توانست نیروی جوان را جذب بکند، اخیرا خامنه‌ای گفته بود امام جمعه های ما نباید فاسد باشند، یا به گسترش عدالت کمک کنند، ولی شعاری بیش نیست، حرف درمانی است و ناشی از این است که کفگیرشان به ته دیگ خورده است، و نمیتوانند نیروهای را جذب بکنند و از فرط استیصال است این حرفها را میزنند.

از روز اول هم ما میدانستیم رژیم با حرف قوی و بجزء حرف قدرت به راه نخواهد آمد الان هم با تغییراتی که در سیاست بین‌المللی شده و سیاست امریکا و در اروپا که سیاست مماشات در حال عوض شدن است و فراموش میشود این رژيم بیشتر تحت فشار قرار گرفته و فشار زیادی بر روی آن آمده، این رژیم به قول یکی از دوستان افغانی که میگفت این رژیم زیر بار زور نمیرود، مگر زورش پر زور باشد.

به نظر میرسد سیاست جهانی از خارج و از داخل هم نیروها در حال فشار آوردن هستند، و نیروهای پر زوری در ایران هم هستند که رژيم را در تنگنا قرار دادند، به همین دلیل است که اعدامهای خیابانی را استارت زده و خودش را منقبض میکند، در حالیکه به U.N قول داده بودند که اینکار را نکنند ولی مجددا شروع کردند، این نشان میدهد رژيم در نقطه ضعف مطلق هست، پیامم به هموطنانم این است مخصوصا کانونهای شورشی هر چه بیشتر با هم همیاری کنند و به مردم عزیزم پیامم این است که واقعا راهی بجزء براندازی نیست با اتحاد بیشتر و هماهنگی بیشتر با شناخت واقعی از نیروهای برانداز خودشان را در این جهت تنظیم بکنند تا شاید بتوانیم هر چه زودتر آزادی و آبادانی را به کشورمان برگردانیم.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.