برای یک ایران آزاد

موسی خیابانی کیست؟

0

موسی خیابانی کیست؟

آتش در زمستان ۱۹ بهمن سال ۶۰ تهران محله‌ی زعفرانیه… پایگاه اشرف و موسی… سرما تا عمق استخوان فرو می‌رود اما قرار است امروز شهر گرم شود… خیلی گرم؛ با گلوله‌هایی که فرو می‌بارد، نه از دژخیم بل از کسانی که از پایگاه آزادی دفاع می‌کنند. خون موسی و اشرف بر زمین می‌ریزد و زمستان داغ می‌شود؛ داغِ داغ… اشرف رجوی زنی که از آغاز دهه‌ی پنجاه به مبارزه‌ انقلابی پیوسته بود، در روزگاری که نقشی اجتماعی و به خصوص انقلابی برای زن چندان پذیرفته شده نبود. او در مسیر مبارزات خود در دهه پنجاه به زندان افتاد اما بعد از آزادی دوباره به مبارزه ادامه داد و وقتی برای بار دیگر او را دستگیر کردند، پیکر مجروحش را به زیر شکنجه کشیدند و او مقاومت کرد. ساواک شاه در شکنجه‌گاه‌هایش با پدیده‌ی جدیدی آشنا می‌شد؛ زن انقلابی مجاهد خلق و متحدین ساواک یعنی آخوندها نیز با این پدیده آشنا می‌شدند؛ و شاید از همان زمان تصمیم گرفتند که برای همیشه از زن انقلابی متنفر باشند، زیرا بنیان نظری‌شان را زیر و رو می‌کرد. انقلاب ضد سلطنتی در سال ۵۷ باعث شد تا اشرف در منظر عموم قرار بگیرد. او کاندیدای مجاهدین خلق از تهران بود و تنها با تقلب گسترده‌ی آخوندها به مجلس راه نیافت. او در کنار مسعود رجوی، جایگاه زنان در سازمان مجاهدین خلق را نمایندگی می‌کرد، هرچند هنوز مانده بود تا شأن زن انقلابی مجاهد خلق به لحاظ تاریخی درک شود. موسی خیابانی، دانشجوی سابق دانشکده‌ی علوم دانشگاه تهران که از اوایل تاسیس سازمان مجاهدین خلق ایران به آن پیوسته بود و همه‌ی دهه ۵۰ را تا پیش از آزادی از زندان در ۳۰ دی ۵۷ در کنار مسعود رجوی در زندان گذرانده بود. کسی که به قول پدر طالقانی بازجوهای ساواک از نام او و مسعود می‌ترسیدند. موسی فرزند مردم آذربایجان که اینک به سردار کبیر خلق تبدیل شده بود. ۱۹ بهمن ۶۰ تهران اشرف و موسی به خاک افتاده‌اند… و مسعود بهترین کسانش تا آنروزگار را از دست می‌دهد… سنت مجاهدین دوباره تکرار می‌شود؛تقدیم بهترین‌ها برای آزادی خلق کسی آیا در این لحظه به مسعود می‌اندیشد؟ او که به سختی پذیرفته بود تهران را در پرواز تاریخی ۸ مرداد ترک کند تا صدای شهدا و اسرا در سطح جهان باشد، اینک بهترین کسانش را از دست داده است… هیچ‌کس آیا به اندوه و رنج او یا به حماسه‌ی خاموش او فکر می‌کند؟ حماسه اما ادامه پیدا می‌کند… لاجوردی پیکر اشرف و موسی، و یارانشان را به زندان می‌آورد… او می‌خواهد اسرای مجاهدین به پیکرها توهین کنند.. او می‌خواهد… اما صحنه وارونه می‌شود… اسرای مجاهدین به سردار خود توهین نمی‌کنند… آنها با شعار و بیان آرمان‌هایشان با شهدایشان تجدید پیمان می‌کنند آن روز ۱۰۰ اسیر را لاجوردی به همین جرم اعدام می‌کند… حماسه پایان نمی‌یابد حماسه ادامه دارد

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.