برای یک ایران آزاد

قتل‌عام ۶۷ و نامه زندانیان سیاسی در رثای زانیار و لقمان مرادی

0

نامه زندانیان سیاسی در رثای زانیار و لقمان مرادی از سویی بر مظلومیت زانیار و لقمان گواهی می‌دهد و از سوی دیگر حاضر گفتن زندانیان سیاسی‌ست برای پرداختن بهای سرنگونی سلطنت ولایت مطلقه فقیه. آنها در بند پیام ایستادگی می‌دهند.
شیر را بر گردن ار زنجیر بود
بر همه زنجیر سازان میر بود

مهدی راد
وقتی نامه زندانیان سیاسی که نامشان در پایان نامه آمده است را خواندم بی اختیار یاد قتل عام ۶۷ افتادم. هر چند ابعاد آن قابل قیاس نیست ولی شیوه‌ها همچنان یکی است، تفاوت‌ها به شرایط بر می‌گردد و بس؛ آخر قرار هم نبوده هرگز افعی کبوتر بزاید. قطع ملاقات و تمام ترددها، قطع هواخوری و در نهایت به بهانه‌ای زندانی را به بیرون صدا زدن و دیگر باز نگرداندن. با این حال تفاوت فوق العاده فاحش در ابعاد جنایت که از وضعیت فوق العاده ضعیف فاشیستهای حاکم ناشی می‌شود را نمی‌توان نادیده گرفت.
رژیم مجبور شده اعدام سه هموطن کردمان را بارها به عقب بیندازد و بارها و بارها و از مدتها قبل برای آن زمینه چینی کند، تهمت تجزیه طلبی را هم چاشنی آن نماید تا شاید بتواند نتایج مطلوب خود را که از جمله بالا بردن روحیه نیروهای روحیه باخته‌اش که بر اثر تداوم قیام و فشارهای بین المللی و منطقه‌ای به حداقل رسیده است و همچنین ایجاد فضای ترس و خفقان بیشتر بوده است را بدست آورد. غافل از آنکه فاز پایانی حکومت ننگینشان قانونمندی خاص خودش را دارد و شعار «توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد» به واقعیت پیوسته و مقاومت همه جانبه مردمی رشته‌هایش را به سرعت پنبه می‌کند.
اعتصاب گسترده ۲۸ شهر در ۳ استان غرب کشور در اعتراض به این اعدام‌های جنایتکارانه نمونه همه گیر و شامل مشت محکم مردم بر دهان جانیان حاکم بود که ویژگی خلص سیاسی بودن و یکدستی آن بسیار قابل توجه است. این اعتصاب شهرهای عمده و بزرگ استان‌های کردستان، آذربایجان غربی و کرمانشاه را در بر گرفت و س‍پاه جهل و جنایت را سراسیمه ساخت.
نامه پرشور، متهورانه و بی نظیر زندانیان سیاسی که از نظر می‌گذرد نیز پاسخ شجاعانه دیگری است که از میهن برخاسته است؛ از یک طرف تمام محاسبه‌های پنبه دانه‌ای ضحاکان مار بر دوش را بر هم زده است و از طرف دیگر با تعهد رزم روز افزون تا دمیدن طلیعه آزادی عزم حتمی خلقی ب‍پاخاسته را بیان می‌کند که آزادسازی وطن از اشغالگران عمامه بسر را اراده کرده است و از هم اکنون مژده بخش صبح روشن فردای ایران زمین است:
«واقعه شنبه ۱۷ شهریور بود. از روز چهارشنبه بلافاصله بعد از ملاقات‌ها تمام تلفن‌های زندان (کلیه‌ی بندها) قطع و تمام ترددها (حتی به بهداری) به بهانه‌های مختلف کنسل شده بود. ابتدا زانیار و سپس لقمان را به اسم مدیریت صدا زدند. تا این جا چندان غیرعادی نبود. حتی ممنوعیت هواخوری بندهای مجاور که همیشه سر و صدایشان را می‌شنیدیم و حال نمی‌شنیدیم را هم غیر عادی تلقی نمی‌کردیم. (تا ساعت سه و چهار بعد از ظهر که زانیار و لقمان هنوز بر نگشته بودند، تأخیر چندان غیرعادی نبود). ولی از ساعت چهار و نیم به بعد نگرانی‌ها شروع شد و همه‌ی موارد بالا در کنار هم واقعه‌ی شومی را خبر می‌داد. داستان برخورد کامیون با کابل‌های تلفنی زندان، که نگهبان‌ها می‌گفتند، قبلاً هم در زندان با جنایاتی همراه بوده، و این خود نگرانی‌ها را افزایش می‌داد. تنها امیدواری‌مان این بود که پرونده‌ی آنها نقص خورده بود و تازه برای تعیین شعبه به دادستانی سنندج رفته است. یعنی عملاً تعیین تکلیف نشده، غافل از این که مار به دوشان حاکم برای بقای‌شان مغز جوانان دیگری را می‌خواستند. و دادگاه و قضاییه‌ی ضحاکیان که ماده و قانون و آیین دادرسی نمی‌شناسند …!!!
داستان کشتار و قتل عام زندانیان در مرحله‌ی پایانی همه‌ی دیکتاتورها همیشه قابل پیش‌بینی و در تقدیر بوده و هست …
و وای بر مردمی که از کشتار هم‌نوعان‌شان بترسند و عقب بکشند. آن‌جاست که جنایت‌کاران را بر جنایت‌هایشان مصمم‌تر کرده‌اند و آدرس سرکوب و جنایت بیشتر را داده‌اند و خوشا به حال مردمانی که جوانان و فرزندانشان مثل زانیار، لقمان و رامین (در اوج عشق به زندگی) سرفرازانه «بر سر دار شدن» را می‌پذیرند. تا ریشه‌های این چوب‌های دار را که بر فراز آسمان خلق‌مان برافراشته‌اند را برکنند…!!!
و ما زندانیان و هم‌بندیان آنها کمربندها را محکم کرده و آماده‌ی موج بعدی و شاید آخرین اعدام‌ها در مرحله‌ی پایانی هستیم. و چه افتخاری بالابلندتر از این که ما آخرین اعدامی‌ها بوده و پس از ما دیگر هرگز جوانان‌مان با چوبه‌های دار مواجه نخواهند بود…!!!
و آیا برای همه‌ی دنیا همین یک دلیل (در میان انبوه دلایل) کافی نیست که وقتی پاک‌ترین جوانان این سرزمین، امثال زانیار و لقمان و رامین و … به ریسمان‌های مرگ سپرده می‌شوند، معنایش این است که این نظام به هیچ ترتیبی قابل اصلاح نیست…!!!
و هم از این رو همه‌ی کسانی که دستی در ایجاد این توهم داشته‌اند و از «وضعی بدتر» می‌ترسانده‌اند، باید بگویند منظورشان کدام وضع بدتر است؟؟؟
ما هم‌بندیان این سه شهید سربه‌دار و سرافراز ضمن محکوم کردن این جنایت و آرزوی صبر و بردباری برای خانواده و عزیزانشان معتقدیم که خون آنها راه‌گشای طلوع آزادی و عدالت و برابری برای خلق در زنجیرمان خواهد بود.
زندانیان سیاسی گوهردشت کرج
۲۱ شهریور ۱۳۹۷
آرش صادقی، ابراهیم فیروزی، پیام شکیبا، پیروز منصوری، سعید شیرزاد، سعید ماسوری، جواد فولادوند، حسن صادقی، مجید اسدی، محمد بنازاده امیرخیزی»

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.