برای یک ایران آزاد

نقض حقوق بشر در ایران، زیر ذره بین ؛ قتل عام ۶۷ وگزارش عفو بین الملل: گفتگو با محمود رویایی

0

نقض حقوق بشر در ایران و گزارش عفو بین الملل در رابطه با قتل عام ۶۷ درآستانه سالروز تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر ؛ حاکمیت آخوندها را درسطح جهانی به چالش میکشد وقتل عام۶۷ را«جرم به طور گسترده و نظام‌مند در حال وقوع، و مصداقِ جنايتٍ ادامه‌دار، عليه بشريت است» می‌نامد.درهمین رابطه آقای محمود رویایی طی گفتگویی با شبکه تصویری ایران آزادی به این موضوع و وضعیت حقوق بشر درایران پرداخته وبه سئوالات پاسخ میدهد

محمود رویایی : «اعلامیه جهانی حقوق‌بشر» که دهم دسامبر ۱۹۴۸ یعنی ۷۰ سال قبل به تصویب رسید، از جدی‌ترین نتایج و آثار جنگ جهانی دوم هست  که برای اولین بار در یک مقدمه و ۳۰ ماده به صورت مدون به قوانین حقوق شهروندی و دولتها پرداخته است. قوانینی که همه‌ی انسانها را در برمیگیرد و میشود گفت این اعلامیه، بیان اتفاق جهانی علیه بی‌حرمتی به نوع انسان و هر نوع جنایت در جهان بود و به همین علت به یک ضرورت و فراخوانی تبدیل شد برای همزیستی مسالمت‌آمیز بین انسانها؛ مستقل از هر جنس و نژاد و ریشه و تبار و اندیشه‌ای،

مثلا در بند دوم این اعلامیه آمده است ،

ماده ۲) هرکس می‌تواند از کلیه آزادیها که در اعلامیه حاضر به آن تصریح شده، بی هیچگونه برتری، از جمله برتری از نظر نژاد و رنگ و جنس و زبان و دین یا هر عقیده دیگر، و از نظر زاد و بوم یا موقعیت اجتماعی و از نظر توانگری یا نسب یا هر وضع دیگر بهره‌مند گردد. …

ماده ۳) هر کس حق دارد از زندگی و آزادی و امنیت شخص خویش برخوردار باشد.

ماده ۵) هیچ‌کس را نمی‌توان شکنجه کرد یا مورد عقوبت یا روش وحشیانه و غیرانسانی یا اهانت‌آمیز قرار داد.

اینها مواردی است که ۷۰ سال پیش مطرح شده اما  امروز متاسفانه در جامعه ما ایران تحت حاکمیت آخوندها و ولایت فقیه که مادون این حرفها است اجرا میشود.

محمود رویایی : متاسفانه در ایران تحت حاکمیت آخوندها ۷۰ سال پس از تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر شاهد جنایت‌هایی هستیم که با هیچکدام از معیارهای حقوق بشر و قوانین امروز مطلقا هم‌خوانی ندارد، همانطور که میدانید ماه گذشته رژیم آخوندی برای شصت و پنجمین بار به خاطر نقض حقوق بشر و نقض حقوق اولیه انسانها بویژه حقوق زنان، کودکان، اقلیت‌های مذهبی و احکام قرون وسطا‌یی مثل قطع دست و شلاق و اعدام و تحقیر زندانیان محکوم شده است ، احکامی که به صورت سیستماتیک، وحشیانه در جامعه اعمال میشود و هنوز زندانیان سیاسی کشورمان به خاطر داشتن عقیدة مخالف تحت فشارهای جسمی و روانی هستند، البته همانطور که میدانید به مناسبت همین روز کنفرانس‌ و جلسات متعددی در حمایت از مقاومت و قیام مردم ایران در استرالیا و ایتالیا و سایر کشورها برگزار شد، علاوه بر آن ۲۴ آذر به همین مناسبت یک جلسه و کنفرانس ویدئوی سراسری  هم‌زمان در ۴۰ نقطه در سه قاره ، اروپا و آمریکا و استرالیا برگزار شد. در این ماه گزارش عفو بین‌الملل داشتیم که در آن به موضوع قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ پرداخته که البته حائز اهمیت است .

محمود رویایی :  اگر از کم و کسریهای گزارش عفو بین‌الملل بگذریم، عفو امسال نسبتاٌ گزارش جامعی منتشر کرد و برای اولین بار به خیلی از ابهامات در رابطه با کشتار وحشیانه زندانیان سیاسی در سال ۶۷ اشاره کرده و پرداخته است، این که جنایت نظام‌مند هست به خاطر این است که اعدام در رژیم آخوندی سیستماتیک و محصول یک نظامی هست که خروجی آن چیزی جز اعدام و کشتار و قتل عام نیست و به این دلیل ادامه دارد که هنوز اعضای پلید مرگ هستند مجازات نشدند ، نه تنها مجازات نشدند که در حاکمیت هستند. دلیل دیگر برای جنایت ادامه دار علیه بشریت مبناء‌ش یعنی این جنایت علیه بشریت ، با پنهانکاری وحشتناک صورت گرفته و بی‌سابقه است. رژیم در منتهای اختناق و پنهان‌کاری برای کتمان و نابودی تمام اسناد این جنایت علیه بشریت پرداخته است. به همین علت است که می بینیم جیغ آخوندها درآمده و خیلی احمقانه تلاش می‌کنند اول نقش خودشان را کتمان کنند و بعد هم تا جایی که میتوانند بپوشانند ، به همین علت جنایت ادامه دار است و مستمر است و هنوز توضیحی که عفو بین‌الملل داده است .

محمود رویایی :  واقعیت این است که نظام ولایت نظام قتل‌عام هست و تمام کسانی که آن زمان مسئولیت داشتند، تمام کسانی که پنهان‌کاری کردند، فریبکاری کردند، تحریف کردند و تمام کسانی که  مدافع سینه چاک خمینی بودند مسئول‌هستندو باید مورد حسابرسی قرار بگیرند.
با نگاهی به ترکیب هیأت مرگ در تهران و آذربایجان و خوزستان و بقیه شهرها می‌بینیم که قاتلان آن روز، حاکمان امروز هستند، همان قاتلان ، امروز در حاکمیت هستند، بالقوه و بالفعل یعنی هم در دولت روحانی و هم در دولت قبلی، اصلا هیچ ربطی به این باند و آن  باند ندارد، مثلا آخوند رئیسی که امروز میگوید من معاون دادستان بودم و قاضی حکم صادر کرد فکر می‌کند مردم نمی‌دانند، که  دادگاهی در کار نبود ، کدام دادگاه بوده که قاضی حکم صادر کند؟ یک هیات مرکب از اطلاعات و دادستانی و حاکم شرع و زندان انتخاب شدند برای شناسایی و تشخیص سرموضع ،یعنی شناسایی و تشخیص زندانیان مقاوم، جمع شدند و به صغیر و کبیر هم رحم نکردند ، کدام دادگاه؟ کدام قاضی؟ اصلا مگر کیفرخواستی صادر شده بود؟ مگر قضاوتی صورت گرفته است؟ مگر قاضی بوده؟ اصلا کیفر خواستی نبوده، موضوعیت ندارد، این هیات هیئت مرگ بود، ترکیب‌شان از همین ترکیبی بود که گفتم و در تمام شهرستانها برای کشتار ، این که رئيسی هم آن زمان «معاون دادستان» نبود، جانشین دادستان بود و در نقش دادستان وارد و خارج میشد و رأی مشخص در هیأت مرگ داشت. دادستان آن زمان اشراقی بود چندین معاون به عناوین مختلف داشت ، ولی یک جانشین داشت، و جانشین او هم همین رئیسی بود که در موضع دادستان یعنی جایگزین وی وارد میشد یا گاها همزمان با هم و گاهی وقتی او نبود، این انتخاب شد برای اینکه فرقی نمیکرد در واقع جانشین دادستان بود و جانشین یک رای داشت نیری هم یک رای داشت ، یعنی اصلا دادگاه موضوعیت نداشت، و این حرفش خیلی مسخره است البته الان رو شده است، به همین دلیل این موضوع ربطی به این باند و آن باند ندارد باند مقابلش هم همینطور ، علیرضا آوایی که از سال ۶۰ صدها دختر و پسر دانش‌آموز مجاهد را به خاک و خون کشید و در استان خوزستان و شهرستان دزفول واقعا جنایتها کرد، جریان قتل عام وحشیانه حکم اعدام زندانیان بی‌گناه‌را صادر کرد ، ولی به سبب همان خوش خدمتی‌های که کرد به خاطر همان جنایتها بیست سال ریاست کل دادگستری استانهای لرستان و مرکزی و اصفهان و تهران را قبضه کرد، سال ۹۴به معاونت وزارت کشور رسید و سال گذشته کرسی وزارت دادگستری همین دولت باصطلاح اعتدال روحانی را تصاحب کرد . علیرضا آوایی همین امروز وزیر دادگستری رژيم است ، پس می‌بینیم آن هیئت مرگ در هیبت حاکمان هستند، یعنی امروز به حکومت رسیدند، پس جنایت و این کشتار بیرحمانه تا همین امروز ادامه دارد، اصلا بحث این باند و آن باند نیست. کشتار بی‌رحمانه زندانیان سیاسی هم پاشنه آشیل شیخ و هم نقطة وحدت همه باندها بوده و هست، هیچ  ابهامی هیچ کدام نداشتند. اگر ابهام داشتند ، چرا تا حالا نگفتند؟ چرا الان دارند میگویند؟ چرا در این ۳۰ سال نگفتند؟ پس نظام ، نظام قتل‌عام است و الان که نظام‌شان در شیب تند سرنگونی قرار گرفته و الان از وحشت این جنایتها میدانند باید پاسخ بدهند، اول تلاش میکنند خودشان را در ببرند، و انکار بکنند مسئولیت خودشان را و بعد کل ماجرا را انکار بکنند، دیگر حتی نای دود و دم و قدرتنمایی‌های قدیم را ندارند که این حرفها را میزنند. تا دیروز کل ماجرا را انکار می‌کردند ، حالا که به یمن جنبش فراگیر دادخواهی و خیزش جوانان نمی‌توانند اصل ماجرا را انکار کنند و حالا این میگوید من نبودم و آن یکی میگوید من نبودم این بازی است که امروز درآمده است والا موضوع کاملا روشن است .

محمود رویایی :  به گواه تمام شاهدان و زندانیان از بند رسته در سراسر کشور از جریانات مختلف این توطئه از یک سال قبل طراحی شد ، البته شاید از مدتها قبل ، ولی ازسال ۶۶ طراحی شد ، درمرداد ۶۷ اجرا شد، ولی  زمستان ۶۶ با تفکیک و طبقه بندی زندانیان در واقع این پروژه کلید خورد. از اول فروردین هم شاهد جابه‌جایی ها و آماده سازیهای آن بودیم. متاسفانه توضیحات فنی و ارائة اسناد این جنایت بقدری که زیاد است در حوصلة این برنامه نیست اما اجازه بدهید فقط من به یک جمله از صحبت‌های آقای منتظری اشاره کنم ، در روز ۲۴ مرداد سال ۶۷ یعنی گرماگرم قتل عام خطاب به نیری و سایر اعضای هیات مرگ اشاره کنم ، البته صدها سند مشخص داریم و اگر فرصتی شد من نشان میدهم،  ایشان با تاکید بر این که زندانیان را فقط به خاطر عقیده‌شان اعدام کردند میگوید: « شما حالا خودتون فکر کنید بالاخره یک ماه دیگه دو ماه دیگه بالاخره در زندانا باز می‌شه، بالاخره جواب مردم رو چی میدین؟ مثلاً رفته بودن مثلا تو  باختران، توی اصفهان.. ما بچه‌اش را کشتیم، خوب یک عقیده ایی داشت خوب برای عقیده‌اش چرا اعدامش کردی. تو آقای نیری که این بچه منو محکوم کردی به ده سال، به چه مناسبت، فعالیتی تازه ایی کرده بود که اعدامش کردی؟ هیچ جواب نداری بدی. این صاف و پوست کنده.» یعنی منتظری تاکید میکند اینها را بیگناه کشتید، اگر نیری یا بقیه اعضای هیأت مرگ حتی یک فاکت یا سند داشتند که میتوانستند ثابت کنند که یک زندانی در یک شهر حتی یک شهر دور افتاده ، اقدام به شورش ، یا حتی طرح شورش داشته ، شک نکنید همانجا میگذاشتند جلوی منتظری و مطرح می کردند ، تا لااقل کمی کارشان را توجیه کنند، به همین علت هم آقای متنظری میگوید اینها را بخاطر عقیده‌اشان کشتید و «هیچ جوابی نداری بدی. این صاف و پوست کنده» ، آنها هم سکوت ، چون چیزی برای گفتن نداشتند ، من بعنوان شاهد و آنچه دیدم برای شما بازگو کنم ، زندانیان را بعد از تفکیک در تهران بین اوین و گوهردشت و بندهای مختلف جابجا کردند، ولی در شهرستانها بخاطر اینکه اعدامها خیلی بازتاب سریع داشت و در شهر کوچک همه همدیگر را میشناسند ، امکان شورش بود امکان برانگیختن مردم بود، زندانیان بسیاری از شهرها به شهرهای دیگر منتقل شدند، این عمل از اواخر ۶۶ تا اوائل ۶۷ انجام شد، همه زندانیان برایشان عجیب بود که به چه دلیل مثلا تعدادی از زندانیان ارومیه را تبریز بردند و از تبریز جای دیگر بردند . در شهرهای شمال یک تعدادی را بردند بابل یا ساری بردند، بعضی‌ها را زاهدان بردند، بعضی را مشهد بردند، این جابجایی‌ها در همان زمان یعنی ۶ ماه قبل از قتل‌عام‌ها انجام گرفت و هیچ پاسخی برای این جابجایی‌های غیر منطقی هم نبود، اصلا فاکت و نمونه داریم از اول فروردین ۶۷ یعنی ۶ ماه قبل از قتل‌عام‌ها بیش از ۱۰۰ زندانی کرمانشاه به تهران آوردند، که اتفاقا در بند پایینی ما بودند، که بعدها ما فهمیدیم که خانواده یکی از همین زندانی‌ها بدنبال اتوبوس انتقال زندانیان در کاروانسرا سنگی با فرزند زندانی خودشان بنام مجاهد شهید پرویز مجاهدنیا موفق میشوند با پرویز ملاقات بکنند ، پرویز به مادرش میگوید مادر همه ما را به تهران میبرند و میخواهند همه ما را اعدام کنند، اول فروردین ، بعد مادر تعجب میکند و باور نمیکند و میگوید اینها را ترساندند، بعد که به تهران میآید و ملاقات میکنند، اغلب زندانیان به خانواده‌هایشان گزارش کرده بودند و ما بعدها اینها را کسب کردیم ، این موضوع پرویز را مشخصا خانواده‌ش به ما گفتند، بقیه هم گزارشات بوده و گفتند ما وقتی رفتیم ملاقات بچه‌ها گفتند میخواهند ما را بکشند، علت چیست؟ علت این است که همانجا پاسدارها گفتند ما شما را تعیین تکلیف میکنیم و نظام نمیتواند زندانی نگه بدارد ، کما اینکه در تهران در بند خواهرانمان پاسداری بنام سرلک گفته بود، آنجا فرمهای آوردند و به خواهران داده بودند، برای پر کردن که آن راپر کنید، خواهران سوال کرده بودند این فرمها برای چیست؟ گفته بودند میخواهیم زندانیان را تعیین تکلیف کنیم، اصلا روندتصمیم گیری‌ها ، نگاه کنید ، سوم خرداد ۶۷ اسماعیل شوشتری که ربطی به سازمان زندانها نداشت بجای انصاری رئیس سازمان زندانها شد ، این خبر اصلا توجه کسی را جلب نمیکرد، از این عزل و نصب‌ها زیاد است، ولی مخصوصا اسماعیل شوشتری که خیلی خونخوار بود خیلی فدایی خمینی و احکامش بود این را بی مقدمه در سوم خرداد رئیس سازمان زندانها کردند ، و از موضع رئیس سازمان زندانها در هئیت مرگ شرکت داشت، یعنی در هیئت مرگ تهران که من دیدم ، چون ممکن بود رئيس قبلی مثل این حکم صادر نکند، این هیئت مرگ در تهران و جاهای دیگر دست‌چین شده بودند، خمینی کسانی را میخواست که از جنس خودش باشند، مثل رئیسی ، مثل شوشتری ، مثل پورمحمدی ، مثل نیری ، به همین علت است که می‌بینیم که موضوع کاملا طراحی شده از قبل است، و جانشین و قائم‌مقام خمینی به صراحت در همان گرماگرم اعدامها گفت : شماها آدم‌ها را بخاطر عقیده‌شان اعدام کردید هیچکدام کاری نکردند، خمینی میخواست یک نسلی را بردارد، نسل مجاهد را ، که البته می‌بینیم خوشبختانه بعد از ۳۰ سال موضوع عکس شده و نسل مجاهد بعد از آن خونها ، بعد از آن صلابت‌ها، شکوفاتر شد و روئید و امروز می‌بینیم در جنبش دادخواهی دمار از روزگار شیخ درآورده است .

محمود رویایی :  متأسفانه به‌علت شدت اختناق و تلاش همه‌جانبه رژیم برای انکار قتل‌عام ـ اطلاعات و آمار اغلب شهیدان به‌ویژه در شهرستانها و شهرهای استانهای غرب کشور هرگز برملا نشد. خدا میداند چه تعداد در شهرهای غربی و جنوبی کشور قتل‌عام شدند و چند صدنفر در زندانهای بزرگی مثل شیراز و اهواز و مشهد و اصفهان و شهرهای استان گیلان و مازندران سربه‌دار شدند ، واقعا از فاجعه قتل‌عام در زندانهای شهرهای مرزی هنوز هیچ خبری نیست ، آقای منتظری یک جای اشاره میکند و میگوید : « که این داستان دست اطلاعات بوده و کسی خبری نداشت » ، وزارت اطلاعات در شهرهای غربی مثلا از آذربایجان تا کردستان ، ایلام ، خوزستان این سمت وزارت اطلاعات خدایی میکرد ، همین الان هم همینطور است، اصلا به کسی حساب پس نمیدهد، اصلا به هم مشروط نبودند، و ما نمیدانیم در شهرهای مختلف چه تعداد زندانی وجود داشت بعضی از شهرها حتی یک زندانی بیرون نیامده است، ما الان داریم میشنویم بعضی از شهرها که زندان دارد در زمان قتل‌عامها همه را قتل‌عام کردند و بهبهان و یاسوج و شهرهای که ما فکر میکردیم زندانیانش را به زندانهای مرکز استان بردند، در حالیکه هر روز اطلاعات و اخبار جدیدی میاید و می‌بینیم هنوز هیچی نداریم، با این حساب در این شرایط هر اسم و اطلاعاتی از هر شهید که میاید بیانگر دهها شهید بی‌نام نشان و هزاران داغ و درد و آه خانواده‌های که بعد از ۷سال امیدشان پرپر شد.

اجازه بدهید من قسمتی از گزارش عفو بین‌الملل که در این رابطه پارگرافی دارم در رابطه با آمار است که البته کامل نیست ، میگوید : « این لیست ،نام كامل  ۴،۹۶۹ نفر است که اين سازمان می گوید در جریان قتل عام زندانیان كشته شده اند و همچنین نام پدران آنها را ثبت كرده است. برخی از نام ها در اين  لیست همچنين  در یک بانك اطلاعاتي  آنلاین در وب سایت مجاهدین خلق وجود دارد که در بسیاری موارد شامل عکس هایی از قربانیان  و محل دفن آنها است » ، یعنی ۵هزار اسم و مشخصات قتل عام شده است . البته این غیر از شهدای مارکسیت هست که که در شهریور ماه سربه‌دار شدند. استناد و ارائه ۵هزار اسم مجاهد قتل‌عام شده  ،  در شرایطی که رژیم از تمام امکاناتش برای محو جنایت استفاده کرد. حتی شناسنامه‌های قتل‌عام شدگان را تا جایی که توانست جمع‌آوری کرد تا اثرشان را از بین ببرد، و اجازه نداد کسی اطلاعات  و حتی اسم عزیزش ‌را به سازمان برساند .

نمونه‌های بسیاری داریم مثلا سال ۷۰ گالیندوپل ایران آمد و تعدادی رفتند، به دادخواهی از عزیزشان ، مثلا بعضی رفتند و گفتند برادر یا عزیزمان کشته شد ،  مثلا مجاهد شهيد جواد ارشدي از زنجان در جريان قتل عام ۶۷ سر به دار شد، برادرش اكبر سال۷۰ به دادخواهي برادرش نزد گاليندوپل رفت و گفت برادرم را اعدام کردند ، این فرد را رژیم دستگیر و زیر شکنجه به شهادت رساند ، آن زمان ، البته الان اینطور نیست ، رژیم زوارش دررفته است، آن زمان این موضوع برای رژیم حیثیتی بود، وقتی میگویم ۵۰۰۰ اسم به قیمت خون به دست آمده است، یعنی باخون رسیده است، از زیر سنگ این اسامی را سازمان مجاهدین در آورده است، اسامی که بخش کوچکی از فاجعه است به همین علت نمیتوانیم آمار بدهیم ، پس می‌بینید ارائه  ۵۰۰۰  اسم در این شرایط نشان از چند ده هزار زندانی قتل عام شده است که فقط و فقط بعد از سرنگونی قابل شناسایی و ارائه است.

محمود رویایی : پاسخ این سوال را بایستی در کارکرد جنبش دادخواهی که به ابتکار خانم مریم رجوی مطرح شد دید ، خواهر مریم که آن زمان این موضوع را مطرح کردند، واقعا هیچ کسی فکر نمیکرد ظرف دو سه سال موضوع به اینجاها بکشد ،  اگر تا چند سال قبل هیچ شخص و جمعیت و رسانه‌ی در داخل جرأت نمی‌کرد اسمی از قتل‌عام و ۶۷ و اعدام زندانیان سیاسی بیاورد ، و امروز عام شده و خود رژیم امروز طرح و فتوی خمینی را در روزنامه‌ش چاپ میکند و منتشر میکند ، این خود رژیم هست که با طرح فتوای قتل‌عام و هزار جوسازی و تبلیغات مسموم تلاش می‌کند موضوع را منحرف کند دلیلش این است که در آتش دادخواهی مانع جذب جوانان به جنبش دادخواهی بشود ، جوانانی که صدای دادخواهی‌شان را در کف خیابانها می‌شنویم ، اگر یادتان باشد پارسال ناطق نوری ضمن ابراز نگرانی از صدای دادخواهی دانشجویان و جوانان در کف خیابانها و استقبال از فیلم‌های مسخره سفارشی وزارت اطلاعات در تحریف حقانیت مجاهدین، با اشاره به نمایش فیلم قائم مقام و با اشاره به این موضوع نکته خیلی جالبی را گفت ، من مقداری از آن را بخوانم «نسل امروز که نسل چهارم انقلاب هست، اینها نمی‌دانند که منافقین چه کردن بالاخره نوه‌های ما، نوه‌های نسل اولی‌ها، دومی‌ها اینها می‌آیند میگن. خوب شما یک اشاره لطیفی داشتید اما آن کم است خیلی لطیف است ما ها که تو کار بودیم می‌توانیم بفهمیم چی می‌گفتید و آن این هستش که اینها مگر دستگیر نشدن توسط شما، مگر محاکمه‌شون نکردید، خوب مگر زندانشون نکردید، محکومین‌تون، محکوم به زندان بودن، رفتن زندان، چرا بعدش اسیرهای دست خودتون رو اعدام کردید؟ این نسل جدید این سوال براش کف خیابان و دانشگاهها که شما هستید این سؤال رو می‌کنند…» ، به صراحت دارد میگوید این سوالات در کف خیابان توسط جوانان و دانشجویان مطرح میشود، دارند میگویند شما زندانی اسیر خودتان را کشتید، این سوال مردم است سوالی که ۳۰ سال پیش نبود، ولی امروز سوال مردم است ، این صحبتی که پارسال ناطق‌نوری کرد، می‌بینیم که جنبش دادخواهی به مشعلی فراروی جوانان در کف خیابانها تبدیل شد. مشعلی که نه فقط در داخل که در خارج مرزهای میهن هم اعتبار و روزگار شیخ را تباه کرده است ، حمایت ارگانها و نهادهای فعال و شناخته شده بین‌المللی و حقوق‌بشری و صدور روزافزون بیانیه‌های حمایت از جنبش دادخواهی و محکومیت رژیم توسط انجمنهای مختلف ، پارلمانترها و شخصیتهای معتبر سیاسی نشان‌دهنده این است که جنبش دادخواهی در ورود خودش شرائطی را ایجاد کرده است، نیاز و شرایط جدید جامعه جهانی برای پایان دادن به دوران مماشات و ضرورت طرح موضوع حقوق‌بشر فعال است و این موضوع الان روی میز رژیم هست ، به همین علت است که می‌بینیم در جنبش دادخواهی، موضوع اعدام ۳۰هزار زندانی سیاسی، امروز به طناب دار رژیم تبدیل شده است، جنبشی که در مسیر پیشرفت و تکامل خود، رژیم را در داخل تضعیف و در خارج در انزوا قرار داده و به نظر من این جنبش بی‌تردید هیزمی و سوختی در آتش قیام سراسری و کانونهای شورشی خواهد بود و قطعا روزبروز با توجه به شرائطی که می‌بینیم و در ابتدای همین گفتگو هم اشاره کردیم ، گسترش پیدا خواهد کرد و رژیم و تمامیت رژیم و هر دو باند رژیم هیچ راه گریزی از آن نخواهند داشت .

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.