برای یک ایران آزاد

نقض حقوق بشر و صدور تروریسم؛ برای رژیم آخوندی هم استراتژی و هم تاکتیک

0

نقض حقوق بشر و صدور تروریسم چیزی نیست که رژیم آخوندی بتواند از آن صرف نظر کند زیرا موجودیتش بر اساس همین دو امر بنا شده است.

اسماعیل محدث
مجمع عمومی سازمان ملل روز دوشنبه ۲۶ آذرماه قطعنامه محکومیت نقض حقوق بشر در ایران را با ۸۴ رأی موافق، ۳۰ رأی مخالف و ۶۷ رأی ممتنع تصویب کرد.
این قطعنامه به پیشنهاد کانادا در آبان ماه سال جاری در کمیته سوم سازمان ملل مطرح و با ۸۵ رأی مثبت تصویب شده بود. رژیم آدمخوار آخوندی امسال برای شصت و پنجمین بار در ارگان‌های مختلف سازمان ملل متحد محکوم شد.
آیا می توان امید داشت که رژیم ولایت فقیه از نقض دائم و روزمره‌ی حقوق ابتدائی مردم دست بردارد و از ماقبل تاریخ یک راست به قرن بیست و یکم قدم بگذارد؟ جواب این سؤال را در کُنه ایدئولوژی این رژیم مرتجع می توان پیدا کرد و البته در سخنان رئیس جمهور آن که برای حل مشکلات اقتصادی مردم پیشنهاد «امید درمانی» را ارائه می دهد. وقاحت آخوندی طبیعتاً با عقب افتادگی تاریخی این جماعت رابطه‌ی دیالکتیکی دارد و هرگونه کنش و واکنش آنها را فقط از این طریق می توان فهمید. کما اینکه جنس هر نیروی سیاسی دیگر را هم می توان از رابطه‌‌اش، در دهه های اخیر، با رژیم آخوندی شناسائی کرد.
با نگاهی تاریخی به رویدادهای صد سال اخیر ایران به این نتیجه می رسیم که اگر فرض حکومت مذهبی و در رأس آن آخوندها در کشور وجود هم می داشت، ضعیف ترین فرض بود. درست است که سلطنت پهلوی همواره با ارتجاعی ترین شاخه‌ی مذهبی در کشور همزیستی کرد و محمدرضا شاه از ترس نیروهای مترقی به آخوندها میدان داد، اما نه شاه و نه شیخ گمان نمی کردند که روزی این جماعت مرتجع تمامی قدرت سیاسی را در دست بگیرد. اختناق شاه و بیگانگی او با مقوله‌ی دمکراسی و بازیهای استعمار، قدرت را به کسانی سپرد که نه تنها در روند سیاسی به سوی آزادی و دمکراسی نقش مهمی نداشتند بلکه به تمامی از این موضات، که در قرون اخیر در دنیای مدرن پیدا شده بودند، بری بوده و از آن به طور کلی بیگانه. رژیم ولایت فقیه هنوز به فاز قرون وسطایی نرسیده است و در فاز ابتدائی و دوران عتیق و بربریت بسر می برد. تلفیق ناهمگونش با دنیای تکنولوژیک امروز و تصادمش با مردم و فرهنگ غنی این سرزمین از این رژیم موجودیتی نامتعارف ساخته که شناختش برای همه آسان و یا حتی میسر نیست. با نگاهی به رژیم ولایت فقیه در قدرت متوجه می شویم که این رژیم بسیار از شیخ فضل الله نوری یا سید ابوالقاسم کاشانی مرتجع تر است، چراکه آنها با حربه‌ی مذهب سهمی از قدرت می خواستند ولی رژیم آخوندی با تصاحب انحصاری همه‌ی قدرت بربریت خود را علیه جامعه اعمال می کند. بنابراین نقض حقوق بشر در رژیم ولایت فقیه بدیهی بوده و از آن هم به عنوان استراتژی و هم به عنوان تاکتیک استفاده می کند. اگر انکار حق حیات برای مردم رویکرد داخلی رژیم آخوندی باشد، صدور ارتجاع و تروریسمِ ناشی از آن، رویکرد خارجی و چاشنی «سیاست خارجی» آن می باشد. رژیم نامتعارف آخوندی هرگز نمی تواند دست از این استراتژی بردارد، چراکه در این صورت تمامیتش مثل برف در آفتاب ذوب می شود.
در گزارش‌های جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر در ایران و آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل درمورد وضعیت حقوق بشر در ایران آمده است، که حکومت طی یک سال اخیر اقدامات علیه معترضان، روزنامه نگاران و فعالان حاضر در شبکه‌های اجتماعی را تشدید کرده است و همچنین نسبت به تداوم اعدام نوجوانانی که زیر ۱۸ سال مرتکب جرم شده‌اند، ابراز نگرانی شده است.
مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران، ضمن استقبال از تصویب این قطعنامه، ضرورت ارجاع پرونده نقض حقوق بشر توسط رژیم آخوندی را به شورای امنیت ملل متحد یادآوری کرد.
رژیم آدمخوار آخوندی جز شکنجه و کشتار و صدور تروریسم چیزی در چنته ندارد، به همین دلیل راه آزادی ایران از سرنگونی تمامیت این رژیم می گذرد.

از همین نویسنده:
آیا رژیم راه گریزی از بازگشت شتابان تحریم‌ها دارد؟ گفتگو با اسماعیل محدث
بحران آخر، بحران مرگ؛ قیام در داخل زمینه‌ساز سرنگونی
فرجه‌ای در کار نیست؛ دیگه تمومه ماجرا
رژیم ولایت فقیه و بحران در پی بحران
اعتراضات معلمان و امید درمانی رژیم؛ هیچ مشکلی نیست که مقامات رژیم بتوانند آن را حل کنند

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.