برای یک ایران آزاد

نماز میت خامنه‌ای؛ دو نوع برخورد متفاوت

1

نماز میت خامنه‌ای بر هاشمی شاهرودی و هاشمی رفسنجانی با یک عبارت تفاوت پیدا می‌کند؛ امری که نشان می‌دهد جنگ قدرت در خلافت اسلامی! تا دم گور نیز بین طرف‌های مختلف ادامه دارد.

فریبرز شادان

روز۱۳خرداد ۱۳۶۸ زمین، خود را از لوث وجود حاکمی که نام او مترادف با خباثت و جنایت بود پاک کرد. نام این آخوند خمینی بود. حضورش در تاریخ ایران یک تحمیل اجباری بود که جامعه ایران را برای یک دوره به محاق برد و طلوع شکوفایی این سرزمین باستانی به تاخیر افتاد اما ستارگانی درخشان در آسمان میهن ماتم زده، فروغ مقاومت شان هرگز به خاموشی نگرائید. با مرگ خمینی تبهکار و فقدان آخوندی با ویژگی های خاص خمینی، بازماندگان حکومت، آینده خود را ابتر دیده و برای پرکردن خلاء کرسی سلطنت ولایت فقیه دست به کار شدند تا جایگزینی حتی دست چندم در سلسله مراتب خود شان تعیین کنند چون شخص خمینی به دلیل خوی انحصارطلبی و وامانده در ذلت جاه و مقام، ظرفیت و توان انتخاب جانشین برای خودش را نداشت و درنهایت هاشمی رفسنجانی با شیادی و دغلکاری و خاطره بافی، زمینه را برای بیرون کشیدن یک شبه ولی فقیه، از خم رنگرزی ایجاد کرد و این بصیرت شیخ اکبر چاره خروج نظام از این بن بست بود و مطمئنا دهها بار به بی بصیرتی خود برای انتخاب خامنه ای اظهار ندامت کرده ولی فروخورد و دم برنیاورد تا درصحنه های دیگر شاید بتواند زیرپای خلیفه را خالی کند اما غافل از اینکه ولی فقیه یک شبه همان که خودش هنگام رأی بازی در خبرگان آخوندی بی لیاقتی خودش را اذعان کرد به این سادگی ها لیز بخورد.
درجریان قیام های سال ۸۸ و فراهم شدن شرایط برای مردم به جان آمده زلزله قیام بیت ولایت را حسابی به لرزه درآورد؛ مردم که فضا را در جریان جنگ و جدال های باندی سر انتخابات دیدند به رساترین وجه فریاد اعتراض شان علیه رژیم را بلند کردند و خلیفه با تمام قوا اقدام به سرکوب مردم کرد و قیام مردم ایران را فتنه نامید، تا دستش برای سرکوب شدید باز باشد و افرادی از کارگزاران خانه نشین شده ولایت مانند هاشمی رفسنجانی و شرکاء هم در این داستان سکوت کردند، چرا که منافع جناحی شان را از دست داده بودند و خامنه ای با روش های خاص ولایی دنبال پیروزی کاندیدای مورد نظر خود بود . هاشمی رفسنجانی با عدم موضع گیری در داستان انتخابات آتش گداخته ای را در گریبان خامنه ای ریخت و خامنه ای هم در پاتک خود از زبان چاقوکشان و قداره بندانی که در شرایط بحرانی خط سرکوب را پیش می برند دق و دل خودش را علیه هاشمی رفسنجانی خالی کرد و با شعار خواص بی بصیرت، هاشمی رفسنجانی خانه نشین را زمین گیر کرد.
«شرکت کنندگان در مراسم عزاداری محرم در حضور رهبر جمهوری اسلامی، برای دومین شب متوالی علیه «خواص بی بصیرت شعار» دادند.» [بی بی سی ۲۴ آذر ۸۹]
در این رابطه مواضع خامنه ای علیه هاشمی رفسنجانی بعداز قیام ۸۸ هنوز هم در رسانه ها منعکس می شود وموضوع پوشیده ای نیست.
«رهبر جمهوری اسلامی پس از اعتراض‌ها به انتخابات ۱۳۸۸ به کرات از خواصی که با معترضان همراهی داشتند، به عنوان «بی‌بصیرت» یاد می‌کرد.»
بعد از مرگ هاشمی رفسنجانی -به قول باند های مخالف او دراستخر فرح- خامنه ای نماز میت را بر جسد او خواند اما از جسد مرده هم نگذشت و در آخرین لحظه هم از لگد زدن به مرده غافل نشد و به دلیل تخطی که در خواندن نماز میت کرد یک سوال را در اذهان همه ایجاد کرد و در شبکه های اجتماعی هم بازتاب وسیعی داشت به نحوی که بعد از مرگ شاهرودی و خواندن نماز میت توسط خلیفه ارتجاع، علی مطهری زبان گشود و از بی مهری ها و تفاوت خواندن نماز بر سر جسد دو آخوند شکوه هایش را علنی کرد.
علی مطهری در توییتر خود نوشت: «رهبر انقلاب در نمازی که بر پیکر مرحوم آیت‌الله شاهرودی خواندند جمله «اللهم انّا لانعلم منه الا خیرا» را ذکر کردند اما در نماز بر پیکر مرحوم آیت‌الله هاشمی این جمله را نخواندند. به نظر می‌رسد علت آن نوع برخوردی است که این دو مرحوم درباره معترضان انتخابات سال ۸۸ داشتند.» [رادیو فردا ۵ دی ۹۷]
خامنه ای در نماز میت قبل از دفن هاشمی رفسنجانی سه بار گفت خدا تو را ببخشد و نگفت که ما جزخوبی چیزی از او نمی دانیم. اما واقعیت اینکه گرگ های حکومت ارتجاع برای بقای خود در دریدن و تکه پاره کردن خود هیچ ملاحظه ای ندارند چه برسد به اینکه به جسد میت خودشان هم رحم کنند. همچنان که خمینی خودش روزی آقای منتظری را امید و محصول عمر خودش می خواند اما همینکه آقای منتظری نسبت به قتل عام ها و کشتار زندانیان درسال ۶۷ به اعتراض برخاست وی را فردی ساده لوح خواند و او را از این سمت برکنار کرد .
اینکه خامنه ای ازهاشمی شاهرودی هم به عنوان کسی که خیراتش را نظام ولایی دیده منظور از خیر در دستگاه ولایت فقیه، یعنی کشتار، اعدام ، سنگسار ، و سرکوب برای بقای نظام و این ویژگی های یک کارگزار تبهکار است که برای نظام، خیرات بقا وماندگاری می آورد.
حال، بعد از مرگ شاهرودی و خواندن نماز میت متفاوت توسط خامنه ای فرصت مناسبی پیدا شد تا علی مطهری حقد و کینه های خامنه ای را برملا کند و شاید هم به این شکل باردیگر بربی لیاقتی رهبر حقیر صحه بگذارد و البته از دید مردم خیلی وقت قبل بی لیاقتی این خلیفه که سر دسته تمام تبهکاران حکومت است آشکار شده بود و دیرنیست که این حکومت با تمام باندهایش به زیرکشیده شود.

از همین نویسنده:
دغدغه سیستان و بلوچستان؛ فقر یا توسعه فرهنگی
بازنشستگان کارگری و تامین هزینه های کمرشکن زندگی
ظریف؛ بوقلمون بیت ولایت
استجازه یا آتش به اختیار
زنان سرپرست و زندگی دردناک آنها در نظام ولایت فقیه

1 Comment
  1. میرزا رضا says

    مقاله خوبی بود

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.