برای یک ایران آزاد

نمایش روش‌های قرون وسطایی آخوندی که بربریت در جهان معاصر را تداعی میکند

0

نمایش روش‌های قرون وسطایی آخوندی که بربریت در جهان معاصر را تداعی میکند
در ادامه سلسله گردهمایی‌ها و کنفرانس‌های سالانه مقاومت ایران (کهکشان۹۸) در اشرف۳ در پنجمین روز کنفرانس دادخواهی قتل عام ۶۷ -محاکمه آمران و عاملان در دادگاه بین‌المللی در اشرف ۳ که با حضور شخصیتهای برجسته حقوق بشری و وکلاء بین‌المللی، همچنین شاهدان قتل‌عام‌‌ها در زندانهای مخوف رژيم پلید آخوندی در ۴۰ سال حاکمیت منحوس آخوندی با انعکاسات وسیعی در رسانه های منطقه‌ای و بین‌المللی مواجه بود که در این زمینه سایت « کلاریون پروجکت  » آمریکا گزارشی از این کنفرانس بین‌المللی را تحت عنوان «شهادت تکان دهنده در مورد اعدام و شکنجه » را در تاریخ ۱۸ ژوییه   ۲۰۱۹  اقدام به درج نموده که در ذیل به بخشهای از آن میپردازیم.

بازماندگان و شاهدان قتل عام سال ۸۸ در روز دوشنبه ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۹  که روز ۵ ام کنفرانس ایران آزاد در اشرف ۳  خانه مجاهدین خلق در آلبانی شهادت دادند…
…در سال ۸۸، حسن روحانی، رئیس جمهور فعلی ایران، یکی از مقامات بلندپایۀ وزارت دفاع بود،  او از شکنجه و اعدام ها مطلع بود. مدت کوتاهی پس از انتخاب بعنوان رییس جمهور  در سال ۲۰۱۳، روحانی – وزیر دادگستری را مصطفی پورمحمدی برگزید. پور محمدی یکی از سه عضو کمیته مرگ بود که حکم اعدام ۳۰هزار زندانی قتل عام شده در سال ۸۸ را صادر کرد…

کبری جوکار از شاهدین:   ۶سال در زندانهای رژیم بودم.من باردار بودم که به زندان و سلول شکنجه در زندان اوین توسط سپاه پاسداران منتقل شدم در زندان من چهار نفر شکنجه گر را دیدم که شوهرم را در مقابل من شکنجه می کنند. آنها همچنین من را در مقابل او شکنجه کردند.

چند روز بعد آنها او را با ۷۵ نفر دیگر اعدام کردند. شکنجه گر بعدا به من  گفت: “میخواستیم که  او  هرگز پسرش را نبیند.”رژیم ۵۰ زن باردار را اعدام  کرد، از جمله معصومه ، خواهر خانم مریم رجوی [در حال حاضر رئیس گروه مقاومت ایران]. آنها مرا به یک بیمارستان بردند و به سرعت من را به زندان آوردند، حتی وقتی  خیلی بیمار بودم

در زندان هیچ پزشک یا دارو برای کودکان وجود نداشت. فقط ۱۵دقیقه آب گرم در روز وجود دارد که ما مجبور بودیم برای حمام دادن به کودکان. بسیاری از این کودکان والدین خود را از دست داده اند.

شکنجه گران حتی کودکان را مورد بازجویی قرار می دهند. آنها یک کودک کوچک را به یک صندلی در یک اتاق تاریک میبستند  و او را شکنجه میکردند تا اسامی دوستان مادرش را بگوید.

من در سال ۱۹۸۷موفق به فرار از زندان شدم. یک سال بعد تمام زنان هم سلولی ام  را در سال ۱۹۸۸قتل عام کردند.

ریشه امید و اعتقاد ما به رهبران ما به ما کمک کرد تا از زمان تاریکی در زندان و برای آزادی مبارزه کنیم.

هنگامه حاج حسن: من یک پرستار در تهران در سال ۱۹۸۱ بودم که بدلیل حمایت از  سازمان مجاهدین دستگیر شدم.ما متهم به کمک به افرادی بودیم  که توسط سپاه زخمی شده اند.

در زندان ما شکنجه شدید شدیم. ما به قفس ها منتقل شدیم. این ها پارتیشن های کوچکی بودند که شما فقط می توانید آنها را بچسبانید. شما نمی توانید حرکت کنید، شما حتی نمی توانید سرفه کنید یا عطسه کنید. اگر ما تکان میخوردیم ، ما شکنجه میشدیم. چشمان ما بسته  بودند بینایی من و ستون فقرات من  تحت تاثیر قرار گرفتند. من پنج عمل جراحی تاکنون انجام داده ام اما هنوز خوب نشده ام

هنگامی که ما از “قفس” خارج میشدیم، دوستان ما  را تشخیص نمیدادند…مواد غذایی که به ما داده بودند کمیاب و بسیار کثیف بود…زمانی که ما مجاز به خواب بودیم، آنها بلندگوها را روشن می کردند… ما مجبور شدیم در تابوت بخوابیم..
..دوست من، شکر، که با من دستگیر شد، در سال ۸۸ پس از رنج  فراوان از شکنجه اعدام شد…

شکنجه گران ما به دنبال شکستن اراده ما بودند و ما را مجبور میکردند دست از مبارزه برداریم . من تصمیم گرفتم که به آنها درسی بدهم  و به من نشان بدهم که من چه رویکردی دارم  من دقیقا برنامه روزانه ام  را سازماندهی کردم. من تمام دوره های مدرسه ام و ، تمام اشعاری که می دانستم،و  تمام آهنگ ها.یی که بلد بودم را تمرین میکردم .  من یک برنامه ورزشی داشتم ما مجاز به حرکت نبودیم، اما در ذهنم تمرکز داشتم و حرکات را انجام میدادم .

در شب، هنگامی که بلندگوها را روشن کردند، من خودم را آموزش دادم تا سر و صدا را در ذهنم خاموش کنم و خودم را به مکان های دلپذیر و خاطرات خوب  میبردم .

“سخت ترین احساس تنهایی بود. من به خدا فکر میکردم، و من از رهبر م، مسعود رجوی، الهام میگرفتم  . من با او صحبت کردم، و به این ترتیب، دیگر احساس تنهایی نمی کردم.

شکنجه گران فکر کردند که اراده ما را از طریق شکنجه میشکنند. و این  باعث شد ما قوی ترشویم . در زندان، ما خودمان

وقتی از زندان بیرون آمدم، اولین کاری که کردم ، دوباره به سازمان پیوستم. این مسیری است که من تا پایان آن ادامه خواهم داد.همیشه با یادآوری برادر مسعود که با او عهد کرده بودم که تا آخر در رکاب او برای آزادی نبرد خواهم کرد انگیزه می‌گرفتم.

بعد دیدم که همه هم‌زنجیرانم همین کار را می‌کردند. البته همه آنهایی که می‌شناختم همه در قتل‌عام ۶۷ اعدام شدند.

هماجابری:  من در ۳۰خرداد سال ۱۳۶۰ در ۱۸سالگی دستگیر و زندانی شدم. مدت ۵سال در زندان بودم.ما را با مشت و لگد و کابل می زدند و به زندانهای مخفی بردند.وقتی دیدند اراده ما را نمیتوانند بشکنند مرابه بازداشتگاهی که اسم آن را واحد مسکونی گذاشته بودند بردند. چند نفر شکنجه‌گر ساعتها ما را می‌زدند. لاجوردی به ما گفت اینجا برای شما جهنم است. من ۴۰روز در این زندان مخفی بودم. همه فرامین با کابل و مشت و لگد بود. حتی در زمان غذا خوردن با لگد مورد ضرب ‌و شتم قرار می گرفتیم و هر چه خورده بودیم را بالا می‌آوردیم.

بسیاری از افرادی که در آن واحد مسکونی بودند در قتل‌عام سال۶۷به‌شهادت رسیدند مثل شکر محمد زاده.اکنون ایمان دارم که با هدایت خواهر مریم و برادر مسعود می‌توانیم ایران را آزاد کنیم.

خانم مریم رجوی گفت : از سال ۱۹۸۸، رژیم حاکم  اقدامات متعددی را برای از بین بردن آثار گورهای دسته جمعی قربانیان در سراسر ایران انجام داده است. آنها ساختمان  و جاده در این قبرستان ساخته اند، یا آنها را  با بولدوزر صاف کرده اند و آنها را به گورستان های جدید تبدیل کرده اند.

“زمان آن فرا رسیده است که سازمان ملل متحد یک گروه حقیقت یاب  بین المللی برای قتل عام ۱۹۸۸ایجاد کند تا  جهان حق مردم مردم ایران برای مقاومت و مبارزه برای سرنگونی مذهب مذهبی ملاها” را بشناسد .

بودم…

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.